براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد
براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد
همميهن عزيز: آدرسهاى جديد سايت سازمان مجاهدين را به اطلاع دوستان و آشنايان خود برسانيد
براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد
http://raha.dnsdojo.org
http://raha.dnsdojo.org
http://azadi.dyndns.ws
http://azadi.dyndns.ws
http://azadi.dynalias.org
http://azadi.dynalias.org
http://azadi.dynalias.net
http://azadi.dynalias.net
http://azadi.dynalias.com
http://azadi.dynalias.com
http://azadi.does-it.net
http://azadi.does-it.net
http://azadi.dnsdojo.com
http://azadi.dnsdojo.com
http://azadi.dnsalias.org
http://azadi.dnsalias.org
http://azadi.dnsalias.net
http://azadi.dnsalias.net
http://azadi.dnsalias.com
http://azadi.dnsalias.com
http://azadi.cechire.com
http://azadi.cechire.com
براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد
هفته همبستگى با اشرف و جوانان بپاخاسته در ميهن
هفته همبستگى با اشرف و جوانان بپاخاسته در ميهن
بازگشايى دانشگاهها و مدارس در امتداد قيامها و شعلهورتركردن آن، يكبار ديگر اركان ولى فقيه درهمشكسته
بازگشايى دانشگاهها و مدارس در امتداد قيامها و شعلهورتركردن آن، يكبار ديگر اركان ولى فقيه درهمشكسته را لزرانتر مىكند
Petitionدرخواست حمايت از همه آزاديخواهان و مدافعين حقوق بشر در جهان - جنايت جديد جنگي در اشرف
ww.gopetition.com/online/31662.html
Online petition - Stop War Crimes in Ashraf
Sign the petition to prevent further massacre of unarmed and defenseless residents of Ashraf .
درخواست حمايت از همه آزاديخواهان و مدافعين حقوق بشر در جهان - جنايت جديد جنگي در اشرف را متوقف كنيد
ww.gopetition.com/online/31662.html
Online petition - Stop War Crimes in Ashraf
Stop War Crimes in Ashraf Petition
شهر پایداری و شرف اشرف
شهر پایداری و شرف اشرف
In support of camp-ashraf Patientsفراخوان به لغو محاصره اشرف و دسترسي آزادانه بيماران به خدمات پزشك
Showing posts with label - مجموعه ای از پیامها و سخنرانی های رهبری مقاومت. Show all posts
Showing posts with label - مجموعه ای از پیامها و سخنرانی های رهبری مقاومت. Show all posts
Friday, December 23, 2011
Sunday, February 27, 2011
قیام تا پیروزی , جنگ صد برابر تا سرنگونی- پیام به جوانان اشرفنشان و نیروهای انقلاب دموکراتیک مردم ایران - مسعود رجوی- ۲۹بهمن ۱۳۸۹

قیام تا پیروزی
جنگ صد برابر تا سرنگونی
با درود به شهیدان و مجروحان خروش بهمن
پیام به جوانان اشرفنشان
و نیروهای انقلاب دموکراتیک مردم ایران
مرگ بر دعی بن الدعی سیدعلی خامنهای
زنده باد آزادی
مسعود رجوی- ۲۹بهمن ۱۳۸۹
ساعتی پیش فراخوان رئیسجمهور برگزیده مقاومت به مردم ایران برای ادامه خروش و خیزش و دعوت عموم اقشار و طبقات خلق به قیام منتشر شد.
این قیامی است تا پیروزی، در جنگ صد برابر برای سرنگونی. سرنگونی رژیم پلید ولایت به سرکردگی «دعی بن الدّعی» سیدعلی خامنهای که حکومت نامشروع او محصول تعرض و تجاوز خمینی لعنت شده، به حق حاکمیت مردم ایران، و جایگزین کردن آن با حاکمیت آخوندیست.
فرزندان دلاور و اشرفنشان میهن، به راستی از بهمن ماه خروش آزادی ساختند. کلید طلایی پیروزی را به دست گرفتند و با آن غیرممکن را، ممکن کردند.
نگاهی به آرایش نظامی و وضعیت امنیتی و تجهیزات و اقدامات دشمن در تهران از شروع دهه زجر رژیم تاکنون، این حقیقت را آشکار میکند. در این آرایش، علاوه بر نیروهای همیشگی، بیش از ۶۰هزار نفر برای کنترل تهران بهکار گرفته شدند. رژیم گمان میکرد به این ترتیب آب از آب تکان نخواهد خورد اما توفان قیام طومار حسابهای ارتجاعی را در هم پیچید. به گفته خرچنگ نظام ( آخوند دهان دریده احمد خاتمی را میگوییم) : جنس و سنخ اغتشاشات همان جنس روز عاشورا و همان کسانی بودند که «مرگ بر اصل ولایتفقیه» میگفتند:
«جنس اغتشاشات روز ۲۵بهمن، جنس اغتشاش روز عاشورا بود. یعنی همون جنایتکارانی که به عزاداران سید الشهدا حمله کردند، همون جنایتکارانی که مرگ بر اصل ولایتفقیه گفتند، همانها آفریننده جنایت ۲۵بهمن بودند، به همین دلیل است ما از مسئولان محترم نظام میخواهیم، برخورد قاطع، انقلابی، با همه جریانهای فتنه داشته باشند».
(تکبیر جمعیت: الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، خامنهای رهبر، مرگ بر ضد ولایتفقیه... .) - ( آخوند احمد خاتمی- تلویزیون رژیم ۱۳۸۹/۱۱/۲۷).
***
-به دستور خامنهای، در ستاد کل نیروهای مسلح رژیم، ستادی بهنام ”ستاد مقابله“ تشکیل شد.
-سپاه موسوم به ولی امر، حفاظت بیتالعنکبوت خامنهای و مقر ریاستجمهوری احمدینژاد را در خیابان پاستور و خیابانها و چهارراههای اطراف آن به عهده گرفت.
-سپاه پاسداران ۴۶هزار نفر را در قالب ۱۸۴گردان از ۲۳ ناحیه بسیج و از سپاه ضدمحمد در نقاط مختلف تهران مستقر کرد.
-سپاه ضدسیدالشهدا، مسئول حفاظت و کنترل ثابت از میدان آزادی و مناطق اطراف آن گردید.
-۳۰۰۰نفر از یکان ضربت موتوری و ۱۰۰۰نفر از یکان ضربت پیاده از سپاه ضدثارالله در خیابانها گشت میدادند.
- ۴۰۰۰ مأمور سرکوبگر نیروی انتظامی از شهرستانها به تهران منتقل شدند.
- ۱۵۰۰ مزدور از حزبالله لبنان به نیروی عملیاتی تهران افزوده شد که ۶۰۰نفر از آنها جدید الورود بودند.
- ۸۰۰ کماندوی شهری از نیروی تروریستی قدس برای کنترل اوضاع از میدان امام حسین تا میدان آزادی بهکار گرفته شدند.
-بسیجیان ناحیه مقداد و ناحیه ابوذر و همچنین بسیجهای دانشجویی و اصناف و ادارات با لباسشخصی در خیابانها و مناطق مختلف بهطور شبانه روزی پرسه میزدند.
- نیروی هوایی و هوانیروز و کلیه کلانتریها در آمادهباش کامل بودند
سپاه پاسداران ۵۵ دستگاه آبپاش با مخزن ۲۰۰۰۰ لیتری با موتور جت بهکار گرفت و قرار بر این شد در صورت نیاز ۱۵۰دستگاه از آتش نشانی امانت گرفته شود.
- ۳۰ دستگاه آبپاش دیگر برای پاشیدن مواد سوزان بهکار گرفته شد
-۸۰۰ دوربین مداربسته جدید با زاویه چرخش۳۶۰ درجه در نقاط مختلف تهران نصب گردید.
-به هر پایگاه ۱۰۰نفره بسیج، شوکر، گاز تهوعآور، و انواع گلولهها از جمله گلوله لاستیکی دادند.
- طرح پارازیت ماهوارهیی و اختلالات اینترنتی و موبایل به اجرا درآمد.
-بر کنترل ایمیل توسط افتا (امنیت فضای تبادل اطلاعات) و واجا (وزارت اطلاعات ج ا) و همچنین شنود کامل تلفنهای داخلی و خارجی و موبایل تأکید مؤکد گردید.
-و سرانجام دستور آتش به اختیار در صورت حمله مردم به مراکز حساس رژیم صادر شد.
***
اما بهرغم همه این لشگرکشی و این تجهیزات و اقدامات بازدارنده، فرزندان دلیر و اشرفنشان میهن، دیوار قطور اختناق را در ۲۵بهمن و روزهای بعد از آن، در جنگ صد برابر با شعار «بیا، بیا» و عزم حداکثر، درهم شکافتند. قیام فرو خفته، اینچنین از زیر خاکستر شعله کشید.
گفته بودیم که آتش قیام، دیگر بار میتواند و باید فروزان و شعلهور شود بهشرط اینکه بهای آن را هرچه که باشد بپردازیم.
اکنون برآنیم که این آتش ادامه و استمرار و گسترش یابد.
هدف، درهم شکستن زنجیرها و طلسم اختناق است. یک آزمایش تاریخی، که حالا دیگر، در این شرایط مشخص داخلی و منطقهای و بینالمللی، میتواند و باید، موفق و پیروزمند گردد. از اینرو تکرار میکنم که کلید پیروزی همان جنگ صد برابر با عزم حداکثر، با «بیا، بیا» و پرداخت بها، سنگینترین بها، با الگوی مجاهدان سوگند خورده اشرف است. پیشتازان وفا و صدق و فدا.
آنان که ۸سال است، بیسلاح و محصور و محبوس، ایستادهاند و جهانی را به ایستادگی برانگیختهاند. خانواده حقیقی آنان، نخستین اعدامیان قیام ۸۸ بودند.
حفرهها و کمبودهای قیام در این فاصله، با رنج و خون و محاصره آنان جبران گردید و اخگر قیام و ایستادگی این چنین در کانون استراتژیکی نبرد، حفظ و حراست شد.
***
در خروش بهمن حقایق مهمی به اثبات رسید:
۱-درهم شکستن طلسم ولایت بهمعنی هیمنه و هژمونی ولیفقیه ارتجاع بهگونهای بازگشتناپذیر و درمانناپذیر
۲-بینتیجه بودن و اثرات معکوس اعدامها و تشدید سرکوب و استمرار انقباض در درون و بیرون رژیم
۳-برباد رفتن تمام بافتهها و یاوهها و ترفندها و توطئههای یکساله خامنهای و احمدینژاد و تمامیت رژیمشان درباره عبور از «فتنه» و بحران و بیاثر بودن شعبدهها و نمایشاتی از قبیل ۲۲بهمن با گردآوری جمعیت انبوه و ساندیس خواران نظام.
۴-این وضعیت خواه و ناخواه به تعمیق و رادیکالیسم قیام راه میبرد. کفهای روی آب را کنار میزند و فرصت طلبان و سیاستبازان حرفهای را، گام به گام، ناگزیر از «انطباق» میکند.
۵-نتیجه اینکه رژیم ولایتفقیه، در تمامیت خود رفتنی و در مرحله پایانی است.
منتهای ترس و وحشت رژیم در این مرحله را میتوان از نسبت دادن قتل شهیدان قیام به مجاهدین، دریافت. رژیمی که ادعای ابرقدرتی و شراکت در مدیریت جهان دارد، بهرغم همه خط و نشان و شاخ و شانه کشیدنها، به آنجا رسیده است که از برعهده گرفتن شلیک به جانب حتی یکنفر در جریان تظاهرات، بهشدت میهراسد. در فضیحتی پر تعفن یک شبه از یک شهید قیام، بسیجی میسازد و برای او کارت بسیج جعل میکند.
پسر خاله اینجانب بدون اینکه من خبر داشته باشم داداشم شهید شده، به در منزل من میاد و ازم عکس صانع رو میخواد، ما هم بهخاطر فامیلی بهش دادیم. متاسفانه بعدازظهر ایشون این عکس رو به سایتهای خودشون میدن و اون رو بسیجی قلمداد میکنن. ولی خود من اون روز دیدم کارتشو درست کردن. خیلی ما رو تحت فشار گذاشتند گفتند آقا حرف نزنید و چه و از این چیزها. جنازشم به ما نمیدن. ما هنوز موندیم چهکار کنیم اگه جنازشو به ما ندن ما نمیریم، ما تو سرختم هم نمیریم – (قانع ژاله برادر صانع ژاله-۱۳۸۹/۱۱/۲۷)
این کارتی که الآن برای ایشون درست شد و تو تلویزیون پخش شد این کارت اون هم در عرض یک روز تهیه شده و حتی صحبتهایی که در مورد ایشون شده و گفتند که بسیجی هستند نخیر ایشون هیچ ربطی به بسیج ندارند چون من شناخت کلی دارم از ایشون و از نزدیک با ایشون بودم، میتونم بگم که چندین سال با ایشون بودم میتونم بگم از مخالفین بسیج بودن – (کامیار، رفیق صانع- ۱۳۸۹/۱۱/۲۷).
***
اشتباه مهلک و استراتژیک ولیفقیه فرتوت در این بود که غافل از قانونمندیهای دوران شکستن طلسم ولایت، با خام طمعی و پاچه ورمالیدگی آخوندی، از هول هلیم با خطبه خوانی به زبان عربی در دیگ مصر و تونس شیرجه زد اما جوشش قیام در ایران دامنگیر خودش شد.
بوی کباب شنید اما نمیدانست که دیکتاتور و ولیفقیه داغ میکنند!
اگر خامنهای هوشیار میبود، باید در این مقطع بالکل از قیامهای منطقه فاصله میگرفت و خودش را نخود این آش نمیکرد. قانونمندی دوران طلسم شکستگی، حرکت با احتیاط است. حرکت بیدنده و ترمز، کار دستش میدهد. زیادهطلبی و خیز برداشتن برای مصادره قیامها و سرقت انقلابهای سایرین، مناسب این روزگار نیست. چسبیدن قاچ زین در نظام زهوار در رفته کفایت است!
با اینحال خامنهای کرد آن غلطی را که نباید میکرد و آتش به قبایش افتاد. حالا در سراسر عالم بهخاطر نمایش رسوای یک بام و دو هوا، در مورد قاهره و تهران، زیرضرب است که چرا همان حق و حقوقی را که برای مردم مصر طلبکاری میکند، از مردم ایران دریغ میدارد!
الغرض، امروز، ولیفقیه بیچاره، مصر را بهدست نیاورده در عراق هم دارد تلوتلو میخورد.
سه ماه پیش، سفیرش در بغداد با صراحت پز میداد که مالکی را ما روی کار آوردیم. اما اکنون زمین در زیر پای آقای مالکی هم به لرزه درآمده و او دارد از ترس خیزشهای مردم عراق علیه دیکتاتوری و غارت و جنایت، قالب تهی میکند. با سبک مغزی، کماکان شاخ و شانه میکشد و تهدید به سرکوب تظاهرات میکند. روز در میان بر شمار بلندگوهای نظام در اطراف اشرف میافزاید بلکه فرجی حاصل شود! خامنهای و مالکی در این ایام، مانند دو جذامی هستند که در یک مداوای مشترک، به خاراندن پشت یکدیگر مشغولند! سرنوشت خود را به یکدیگر گره زدهاند ولی بعید است که در این معالجه مشترک، توفیق پیدا کنند.
به قسمتی از حرفهای پاسدار داناییفر، سفیر نورسیده رژیم در عراق و یک مهره دیگر رژیم در اواخر آبان ماه گوش کنید:
دانائیفر، سفیر رژیم در عراق: بله، من ابتدا لازمه بگم که یک ماراتن هشت و نیم ماههیی که خیلیها رو خسته کرد و احزاب و جریاناتی که بعد از انتخابات فکر نمیکردند یک همچی کار فشرده، پیوسته و این همه رایزنی و صحبتهای متعدد، مختلف با احزاب مختلف با همدیگه داشته باشند.
صلاحی: دردور قبل آقای مالکی در بعضی از حوزهها با آمریکاییها نزدیک بود، در انتخابات اونا آمدند در مقابل آقای مالکی ایستادند و جریان مقابل آقای مالکی رو تقویت کردند و آن انفجارها هم رو در عراق بالاخره بهوسیله نیروهایی که زیر سلطه و نفوذ آمریکاییها صورت گرفت. به نظر میرسه که آمریکاییها صحنه را کاملاً باختند، قافیه رو کلاً باختند و الآن خبرگزاریهای دنیا کلاً اینو مطرح میکنند که ایران پیروز این میدان بود. علتشم این بود که ایران بهدنبال خواست مردم عراقه، ایران اجازه نخواهد داد که در عراق یک حکومتی روی کار بیاد که هم برای مردم عراق مشکلزا باشه هم برای منطقه مشکلزا باشه هم برای کشور بزرگی مثل ایران که روابط بسیار سنتی و دیرینهای با عراق داشته و مردم اساساً ارتباطات فرهنگی و اعتقادی گستردهای با هم دارند. ایران اجازه نخواهد داد که همچین حرکتی را چه آمریکا و چه عربستان و چه دیگری در عراق انجام بده. بنابر اینم بحمدالله یک صحنه بزرگی، پیروزی بزرگی برای سیاست خارجی ما بود. در این دوره که من فکر کنم در داخل ایران خیلی روی این بحث صحبت نشد، کار نشد. به نظر من یک مقداری ظلم شد چون این دوره ۸ماهه که آقای سفیر محترم هم فرمودند یک جنگ سیاسی تمام عیاری بود. آمریکا عربستان و برخی کشورهای دیگر در آنطرف و جمهوری اسلامی ایران
اما نگاه بکنید به آمدن آقای نوری مالکی به تهران و نشستهایی که با مسئولین جمهوری اسلامی ایران داشتند. از مقام معظم رهبری تا رئیسجمهور و سایر مسئولین جملهای که عمدتاً مورد تأکید مسئولین جمهوری اسلامی در صحبت با آقای نوری المالکی این بود که ما خواهان عمران، آبادانی و سازندگی در عراق هستیم.
دانائیفر: اما دیگران و بهخصوص آمریکا بهدنبال این بودند کس دیگهیی بشود رئیسجمهور نه آقای طالبانی، کسی دیگهیی بشود بهعنوان نخستوزیر نه آقای مالکی، اما ما در عمل دیدیم که خوشبختانه این اتفاق افتاد – (تلویزیون رژیم۱۳۸۹/۰۸/۲۶).
***
و این هم تبریک و اعلام پیروزی وزارت اطلاعات آخوندها برای روی کار آوردن مالکی در عراق:
پیروزی ایران مبارک!
سرانجام پس از ماهها بلاتکلیفی سیاسی عراق، پارلمان تشکیل و با انتخاب رئیسجمهور، روند تشکیل دولت آغاز شد... ...
در این میان نوری المالکی هدف بیشترین حملات و تبلیغات قرار داشت و ماهها قبل از اتمام دوره نخست وزیریاش، تهاجم علیه وی آغاز گردید و بزرگترین ائتلاف از گروههای سنی با انگیزه مخالفت و کنار زدن وی شکل گرفت.
یکی از مهمترین برچسبهایی که بهدلیل شیعه بودن به وی زده شد ارتباط با ایران بود... ..
باند رجوی نیز آتشبیار این معرکه شد و با هدف تحریک آمریکا و با این عنوان که پیروزی مالکی، پیروزی ایران و باخت آمریکا در عراق خواهد بود به تبلیغ علیه وی پرداخت.
جنگ علیه مالکی که توسط رسانههای عربی و غربی نیز پشتیبانی شد، آرایش صحنه را به این شکل چید که مالکی مساوی است با ایران... .
سرانجام یک سال پس از جنگ بیوقفه و همهجانبه علیه مالکی، وی با توافق گروههای سیاسی عراق به نخستوزیری رسید که با توجه صفآرایی سیاسی و اتهامات و تبلیغات طراحی شده از سوی باند بعثی - مجاهدین علیه وی معنایی جز پیروزی ایران و گردن نهادن آمریکا و عربستان و گروههای سنی به آن ندارد... ... .
ایران در مصافی سیاسی و این بار در عراق، برنده شد. – (سایت اطلاعات آخوندی موسوم به ایراندیدبان ۱۳۸۹/۰۸/۲۲).
***
رژیم تا آنجا پیش رفت که اپوزیسیون عراق را بالکل ساخته و پرداخته مجاهدین توصیف کرد. پاسدار رضایی دبیر مصلحت نظام در این باره نوشت:
منافقین ۲۰ نشریه علیه مردم عراق منتشر کرد
سرکرده گروهک تروریستی منافقین در طول سالهای اخیر با هدف ماندن در عراق، سرمایهگذاری زیادی در این کشور انجام داد و با حمایت تشکیلاتی و مادی، علاوه بر اپوزیسیونسازی برای مردم عراق، بیش از ۲۰ نشریه و گروه سیاسی - اجتماعی به راه انداخت تا دولت مطلوب او در عراق بر سرکار بیاید.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانیهابیلیان (خانواده شهدای ترور کشور) این هزینهها اهمیت فوقالعادهای برای سرکردهاین گروهک تروریستی داشت، چرا که علاوه بر تلاش برای شکست نوری المالکی ـ نخستوزیر عراق ـ در شرایط ویژه وقتی فشار برای باز کردن درب پادگان اشرف بالا میرود، این نشریهها و گروههای ساختگی میتوانند تحت عناوین حقوقبشری از او حمایت کنند.
بر اساس این خبر، راهاندازی برخی خبرگزاریهای نیمه رسمی، تعدادی رادیو و تلویزیون، گسترش و فعال کردن پایگاههایی در اردن، عربستان، کویت، امارات، پاکستان و رژیم صهیونیستی نیز در همین رابطه بود ضمن اینکه فعالیتهای اروپایی و آمریکایی نیز در خدمت چنین سیاستی بود، به عبارتی نوک پیکان تمام تلاشهای منافقین به پادگان اشرف ختم میشد…
بیش از ۷۵ درصد هزینههای مادی و تشکیلاتی گروهک تروریستی منافقین در هشت سال گذشته صرف عراق شده است... .. (سایت پاسدار رضایی موسوم به تابناک ۱۳۸۹/۱۰/۲۶).
***
راستی که وقتی کار به مجاهدین میرسد، سراپای رژیم در هراس و وحشت فرو میرود. در نیمه بهمن دیلیتلگراف اسناد بسیار قابل توجهی را در این باره از ویکیلیکس منتشر کرد.
در این اسناد تصریح شده است که دولت انگلیس معتقد است که نگرانیهای رژیم تهران و جنون و سوءظن آن نسبت به سازمان مجاهدین خلق ایران تا آیندهیی نامحدود و بشکل شدیدی ادامه خواهد داشت و اضطراب شدید رژیم ایران در مورد روابط سازمان مجاهدین خلق ایران با دولتهای غربی بر روی مقامات رژیم، در مورد موضوعاتی از قبیل پرونده اتمی، تاثیرات منفی دارد.
سه روز پیش، در ادامه همین جنون و هراس و اضطراب شگفت انگیز، وزارت اطلاعات رژیم بار دیگر به عقده گشایی پرداخت. یکی از سخنگویان وزارت بدنام گفت «سران فتنه» همان حرفهای ۲۰-۳۰سال پیش مجاهدین را «تکرار میکنند». به گفته او:
- «جریان نفاق از روزی که این کشور اسلامی به وجود آمد کار خود را در ایران آغاز کرد و تا زمان ظهور امام زمان هم به فعالیت خود ادامه میدهد».
- «بنی صدر در دام منافقین افتاد»
- و «آیتالله منتظری... قائممقام رهبری این کشور که دارای سوابق فراوانی در انقلاب بود (نیز) در عرض کمتر از چهار سال آدم منافقین شد».
- «انتشار لیست جعلی کشته شدگان حوادث سال گذشته (هم) از سوی فرزند یکی از بزرگان انقلاب، در واقع... از طرف منافقین صادر شد و به دست این فرد رسیده بود که او هم بدون هیچ دقتی آن را منتشر کرد»
-از اینرو «تمامی حوادث سال گذشته دقیقاً ۳۰سال پیش توسط منافقین هم در کشور انجام شده بود و معلوم بود که صحنه گردان اصلی حوادث سال گذشته منافقین هستند».
- «امروز سران فتنه دقیقاً همان مطالبی را میگویند که مسعود رجوی سرکرده منافقین سالها است آنها را تکرار میکند».
-و ای دریغ که «امروز منافقین در خانههای ما نفوذ کردهاند و پیامکهای آنان در گوشیهای فرزندان ما وجود دارد و باید حواسمان را بیشتر جمع کنیم تا در دام منافقین نیفتیم» (هاشمی نژاد- خبرگزاری مهر، ۲۶بهمن۸۹).
به روشنی پیداست که جریان تعمیق و رادیکالیسم قیام، و پیشروی انقلاب دموکراتیک مردم ایران، تا کجا سردمداران و مهرههای رژیم را دچار وحشت و اضطراب و سوءظن کرده است.
اما حرف اصلی مجاهدین و مقاومت ایران با رژیم خمینی و ولایتفقیه، از روز اول یک چیز بیشتر نبوده و نیست. حرف در یک کلام، حاکمیت و رأی جمهور مردم است. آزادی است. فریاد هر ایرانی است. داستان انقلابی است که به سرقت بردند و به مسلخ کشاندند. اما، نه مرده، و نه خاکستر شده است. زنده و رویان است.۳۰سال است در کوران حوادث و آزمایشات بسیار، برجای مانده و تداوم یافته است. به یمن وجود مریم رهایی و انقلابش و زادگان آرمانی و گوهران بیبدیلش در صفوف مجاهدین پیش میرود، شاخ و برگ میگسترد و خود را در طول زمان، بیشتر و بیشتر اثبات میکند. این اثبات حق حاکمیت و بشارت پیروزی و آزادی مردم ایران است.
***
جباران و دیکتاتورهای قد و نیم قد تاریخ، از تونس و مصر تا عراق و ایران، همیشه در مرحله پایانی به یک دوراهی میرسند: عقبنشینی یا سرکوب خونین؟
بن علی و مبارک این شانس را داشتند که سریعاً عقب نشستند و به اراده خلقهایشان تسلیم شدند.
اکنون نوبت تصمیمگیری خامنهای است.
وزیر خارجه آمریکا اخیراً گفت «تاریخ نشان داده است که سرکوب، اغلب اوقات، نهایتاً بذرهای انقلاب را میپراکند» (هیلاری کلینتون-خبرگزاری فرانسه ۲۶/۱۱/۸۹)
انقلاب دموکراتیک مردم ایران پیروز میشود.
رودخروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران
ضامن پیروزی محتوم خلق ماست
مرگ بر دعی بن الدعی، سیدعلی خامنهای
زنده باد ارتش آزادی
مسعود رجوی- ۲۹بهمن ۱۳۸۹
Sunday, February 20, 2011
قیام تا پیروزی , جنگ صد برابر تا سرنگونی- پیام به جوانان اشرفنشان و نیروهای انقلاب دموکراتیک مردم ایران - مسعود رجوی- ۲۹بهمن ۱۳۸۹

قیام تا پیروزی
جنگ صد برابر تا سرنگونی
با درود به شهیدان و مجروحان خروش بهمن
پیام به جوانان اشرفنشان
و نیروهای انقلاب دموکراتیک مردم ایران
مرگ بر دعی بن الدعی سیدعلی خامنهای
زنده باد آزادی
مسعود رجوی- ۲۹بهمن ۱۳۸۹
ساعتی پیش فراخوان رئیسجمهور برگزیده مقاومت به مردم ایران برای ادامه خروش و خیزش و دعوت عموم اقشار و طبقات خلق به قیام منتشر شد.
این قیامی است تا پیروزی، در جنگ صد برابر برای سرنگونی. سرنگونی رژیم پلید ولایت به سرکردگی «دعی بن الدّعی» سیدعلی خامنهای که حکومت نامشروع او محصول تعرض و تجاوز خمینی لعنت شده، به حق حاکمیت مردم ایران، و جایگزین کردن آن با حاکمیت آخوندیست.
فرزندان دلاور و اشرفنشان میهن، به راستی از بهمن ماه خروش آزادی ساختند. کلید طلایی پیروزی را به دست گرفتند و با آن غیرممکن را، ممکن کردند.
نگاهی به آرایش نظامی و وضعیت امنیتی و تجهیزات و اقدامات دشمن در تهران از شروع دهه زجر رژیم تاکنون، این حقیقت را آشکار میکند. در این آرایش، علاوه بر نیروهای همیشگی، بیش از ۶۰هزار نفر برای کنترل تهران بهکار گرفته شدند. رژیم گمان میکرد به این ترتیب آب از آب تکان نخواهد خورد اما توفان قیام طومار حسابهای ارتجاعی را در هم پیچید. به گفته خرچنگ نظام ( آخوند دهان دریده احمد خاتمی را میگوییم) : جنس و سنخ اغتشاشات همان جنس روز عاشورا و همان کسانی بودند که «مرگ بر اصل ولایتفقیه» میگفتند:
«جنس اغتشاشات روز ۲۵بهمن، جنس اغتشاش روز عاشورا بود. یعنی همون جنایتکارانی که به عزاداران سید الشهدا حمله کردند، همون جنایتکارانی که مرگ بر اصل ولایتفقیه گفتند، همانها آفریننده جنایت ۲۵بهمن بودند، به همین دلیل است ما از مسئولان محترم نظام میخواهیم، برخورد قاطع، انقلابی، با همه جریانهای فتنه داشته باشند».
(تکبیر جمعیت: الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، خامنهای رهبر، مرگ بر ضد ولایتفقیه... .) - ( آخوند احمد خاتمی- تلویزیون رژیم ۱۳۸۹/۱۱/۲۷).
***
-به دستور خامنهای، در ستاد کل نیروهای مسلح رژیم، ستادی بهنام ”ستاد مقابله“ تشکیل شد.
-سپاه موسوم به ولی امر، حفاظت بیتالعنکبوت خامنهای و مقر ریاستجمهوری احمدینژاد را در خیابان پاستور و خیابانها و چهارراههای اطراف آن به عهده گرفت.
-سپاه پاسداران ۴۶هزار نفر را در قالب ۱۸۴گردان از ۲۳ ناحیه بسیج و از سپاه ضدمحمد در نقاط مختلف تهران مستقر کرد.
-سپاه ضدسیدالشهدا، مسئول حفاظت و کنترل ثابت از میدان آزادی و مناطق اطراف آن گردید.
-۳۰۰۰نفر از یکان ضربت موتوری و ۱۰۰۰نفر از یکان ضربت پیاده از سپاه ضدثارالله در خیابانها گشت میدادند.
- ۴۰۰۰ مأمور سرکوبگر نیروی انتظامی از شهرستانها به تهران منتقل شدند.
- ۱۵۰۰ مزدور از حزبالله لبنان به نیروی عملیاتی تهران افزوده شد که ۶۰۰نفر از آنها جدید الورود بودند.
- ۸۰۰ کماندوی شهری از نیروی تروریستی قدس برای کنترل اوضاع از میدان امام حسین تا میدان آزادی بهکار گرفته شدند.
-بسیجیان ناحیه مقداد و ناحیه ابوذر و همچنین بسیجهای دانشجویی و اصناف و ادارات با لباسشخصی در خیابانها و مناطق مختلف بهطور شبانه روزی پرسه میزدند.
- نیروی هوایی و هوانیروز و کلیه کلانتریها در آمادهباش کامل بودند
سپاه پاسداران ۵۵ دستگاه آبپاش با مخزن ۲۰۰۰۰ لیتری با موتور جت بهکار گرفت و قرار بر این شد در صورت نیاز ۱۵۰دستگاه از آتش نشانی امانت گرفته شود.
- ۳۰ دستگاه آبپاش دیگر برای پاشیدن مواد سوزان بهکار گرفته شد
-۸۰۰ دوربین مداربسته جدید با زاویه چرخش۳۶۰ درجه در نقاط مختلف تهران نصب گردید.
-به هر پایگاه ۱۰۰نفره بسیج، شوکر، گاز تهوعآور، و انواع گلولهها از جمله گلوله لاستیکی دادند.
- طرح پارازیت ماهوارهیی و اختلالات اینترنتی و موبایل به اجرا درآمد.
-بر کنترل ایمیل توسط افتا (امنیت فضای تبادل اطلاعات) و واجا (وزارت اطلاعات ج ا) و همچنین شنود کامل تلفنهای داخلی و خارجی و موبایل تأکید مؤکد گردید.
-و سرانجام دستور آتش به اختیار در صورت حمله مردم به مراکز حساس رژیم صادر شد.
***
اما بهرغم همه این لشگرکشی و این تجهیزات و اقدامات بازدارنده، فرزندان دلیر و اشرفنشان میهن، دیوار قطور اختناق را در ۲۵بهمن و روزهای بعد از آن، در جنگ صد برابر با شعار «بیا، بیا» و عزم حداکثر، درهم شکافتند. قیام فرو خفته، اینچنین از زیر خاکستر شعله کشید.
گفته بودیم که آتش قیام، دیگر بار میتواند و باید فروزان و شعلهور شود بهشرط اینکه بهای آن را هرچه که باشد بپردازیم.
اکنون برآنیم که این آتش ادامه و استمرار و گسترش یابد.
هدف، درهم شکستن زنجیرها و طلسم اختناق است. یک آزمایش تاریخی، که حالا دیگر، در این شرایط مشخص داخلی و منطقهای و بینالمللی، میتواند و باید، موفق و پیروزمند گردد. از اینرو تکرار میکنم که کلید پیروزی همان جنگ صد برابر با عزم حداکثر، با «بیا، بیا» و پرداخت بها، سنگینترین بها، با الگوی مجاهدان سوگند خورده اشرف است. پیشتازان وفا و صدق و فدا.
آنان که ۸سال است، بیسلاح و محصور و محبوس، ایستادهاند و جهانی را به ایستادگی برانگیختهاند. خانواده حقیقی آنان، نخستین اعدامیان قیام ۸۸ بودند.
حفرهها و کمبودهای قیام در این فاصله، با رنج و خون و محاصره آنان جبران گردید و اخگر قیام و ایستادگی این چنین در کانون استراتژیکی نبرد، حفظ و حراست شد.
***
در خروش بهمن حقایق مهمی به اثبات رسید:
۱-درهم شکستن طلسم ولایت بهمعنی هیمنه و هژمونی ولیفقیه ارتجاع بهگونهای بازگشتناپذیر و درمانناپذیر
۲-بینتیجه بودن و اثرات معکوس اعدامها و تشدید سرکوب و استمرار انقباض در درون و بیرون رژیم
۳-برباد رفتن تمام بافتهها و یاوهها و ترفندها و توطئههای یکساله خامنهای و احمدینژاد و تمامیت رژیمشان درباره عبور از «فتنه» و بحران و بیاثر بودن شعبدهها و نمایشاتی از قبیل ۲۲بهمن با گردآوری جمعیت انبوه و ساندیس خواران نظام.
۴-این وضعیت خواه و ناخواه به تعمیق و رادیکالیسم قیام راه میبرد. کفهای روی آب را کنار میزند و فرصت طلبان و سیاستبازان حرفهای را، گام به گام، ناگزیر از «انطباق» میکند.
۵-نتیجه اینکه رژیم ولایتفقیه، در تمامیت خود رفتنی و در مرحله پایانی است.
منتهای ترس و وحشت رژیم در این مرحله را میتوان از نسبت دادن قتل شهیدان قیام به مجاهدین، دریافت. رژیمی که ادعای ابرقدرتی و شراکت در مدیریت جهان دارد، بهرغم همه خط و نشان و شاخ و شانه کشیدنها، به آنجا رسیده است که از برعهده گرفتن شلیک به جانب حتی یکنفر در جریان تظاهرات، بهشدت میهراسد. در فضیحتی پر تعفن یک شبه از یک شهید قیام، بسیجی میسازد و برای او کارت بسیج جعل میکند.
پسر خاله اینجانب بدون اینکه من خبر داشته باشم داداشم شهید شده، به در منزل من میاد و ازم عکس صانع رو میخواد، ما هم بهخاطر فامیلی بهش دادیم. متاسفانه بعدازظهر ایشون این عکس رو به سایتهای خودشون میدن و اون رو بسیجی قلمداد میکنن. ولی خود من اون روز دیدم کارتشو درست کردن. خیلی ما رو تحت فشار گذاشتند گفتند آقا حرف نزنید و چه و از این چیزها. جنازشم به ما نمیدن. ما هنوز موندیم چهکار کنیم اگه جنازشو به ما ندن ما نمیریم، ما تو سرختم هم نمیریم – (قانع ژاله برادر صانع ژاله-۱۳۸۹/۱۱/۲۷)
این کارتی که الآن برای ایشون درست شد و تو تلویزیون پخش شد این کارت اون هم در عرض یک روز تهیه شده و حتی صحبتهایی که در مورد ایشون شده و گفتند که بسیجی هستند نخیر ایشون هیچ ربطی به بسیج ندارند چون من شناخت کلی دارم از ایشون و از نزدیک با ایشون بودم، میتونم بگم که چندین سال با ایشون بودم میتونم بگم از مخالفین بسیج بودن – (کامیار، رفیق صانع- ۱۳۸۹/۱۱/۲۷).
***
اشتباه مهلک و استراتژیک ولیفقیه فرتوت در این بود که غافل از قانونمندیهای دوران شکستن طلسم ولایت، با خام طمعی و پاچه ورمالیدگی آخوندی، از هول هلیم با خطبه خوانی به زبان عربی در دیگ مصر و تونس شیرجه زد اما جوشش قیام در ایران دامنگیر خودش شد.
بوی کباب شنید اما نمیدانست که دیکتاتور و ولیفقیه داغ میکنند!
اگر خامنهای هوشیار میبود، باید در این مقطع بالکل از قیامهای منطقه فاصله میگرفت و خودش را نخود این آش نمیکرد. قانونمندی دوران طلسم شکستگی، حرکت با احتیاط است. حرکت بیدنده و ترمز، کار دستش میدهد. زیادهطلبی و خیز برداشتن برای مصادره قیامها و سرقت انقلابهای سایرین، مناسب این روزگار نیست. چسبیدن قاچ زین در نظام زهوار در رفته کفایت است!
با اینحال خامنهای کرد آن غلطی را که نباید میکرد و آتش به قبایش افتاد. حالا در سراسر عالم بهخاطر نمایش رسوای یک بام و دو هوا، در مورد قاهره و تهران، زیرضرب است که چرا همان حق و حقوقی را که برای مردم مصر طلبکاری میکند، از مردم ایران دریغ میدارد!
الغرض، امروز، ولیفقیه بیچاره، مصر را بهدست نیاورده در عراق هم دارد تلوتلو میخورد.
سه ماه پیش، سفیرش در بغداد با صراحت پز میداد که مالکی را ما روی کار آوردیم. اما اکنون زمین در زیر پای آقای مالکی هم به لرزه درآمده و او دارد از ترس خیزشهای مردم عراق علیه دیکتاتوری و غارت و جنایت، قالب تهی میکند. با سبک مغزی، کماکان شاخ و شانه میکشد و تهدید به سرکوب تظاهرات میکند. روز در میان بر شمار بلندگوهای نظام در اطراف اشرف میافزاید بلکه فرجی حاصل شود! خامنهای و مالکی در این ایام، مانند دو جذامی هستند که در یک مداوای مشترک، به خاراندن پشت یکدیگر مشغولند! سرنوشت خود را به یکدیگر گره زدهاند ولی بعید است که در این معالجه مشترک، توفیق پیدا کنند.
به قسمتی از حرفهای پاسدار داناییفر، سفیر نورسیده رژیم در عراق و یک مهره دیگر رژیم در اواخر آبان ماه گوش کنید:
دانائیفر، سفیر رژیم در عراق: بله، من ابتدا لازمه بگم که یک ماراتن هشت و نیم ماههیی که خیلیها رو خسته کرد و احزاب و جریاناتی که بعد از انتخابات فکر نمیکردند یک همچی کار فشرده، پیوسته و این همه رایزنی و صحبتهای متعدد، مختلف با احزاب مختلف با همدیگه داشته باشند.
صلاحی: دردور قبل آقای مالکی در بعضی از حوزهها با آمریکاییها نزدیک بود، در انتخابات اونا آمدند در مقابل آقای مالکی ایستادند و جریان مقابل آقای مالکی رو تقویت کردند و آن انفجارها هم رو در عراق بالاخره بهوسیله نیروهایی که زیر سلطه و نفوذ آمریکاییها صورت گرفت. به نظر میرسه که آمریکاییها صحنه را کاملاً باختند، قافیه رو کلاً باختند و الآن خبرگزاریهای دنیا کلاً اینو مطرح میکنند که ایران پیروز این میدان بود. علتشم این بود که ایران بهدنبال خواست مردم عراقه، ایران اجازه نخواهد داد که در عراق یک حکومتی روی کار بیاد که هم برای مردم عراق مشکلزا باشه هم برای منطقه مشکلزا باشه هم برای کشور بزرگی مثل ایران که روابط بسیار سنتی و دیرینهای با عراق داشته و مردم اساساً ارتباطات فرهنگی و اعتقادی گستردهای با هم دارند. ایران اجازه نخواهد داد که همچین حرکتی را چه آمریکا و چه عربستان و چه دیگری در عراق انجام بده. بنابر اینم بحمدالله یک صحنه بزرگی، پیروزی بزرگی برای سیاست خارجی ما بود. در این دوره که من فکر کنم در داخل ایران خیلی روی این بحث صحبت نشد، کار نشد. به نظر من یک مقداری ظلم شد چون این دوره ۸ماهه که آقای سفیر محترم هم فرمودند یک جنگ سیاسی تمام عیاری بود. آمریکا عربستان و برخی کشورهای دیگر در آنطرف و جمهوری اسلامی ایران
اما نگاه بکنید به آمدن آقای نوری مالکی به تهران و نشستهایی که با مسئولین جمهوری اسلامی ایران داشتند. از مقام معظم رهبری تا رئیسجمهور و سایر مسئولین جملهای که عمدتاً مورد تأکید مسئولین جمهوری اسلامی در صحبت با آقای نوری المالکی این بود که ما خواهان عمران، آبادانی و سازندگی در عراق هستیم.
دانائیفر: اما دیگران و بهخصوص آمریکا بهدنبال این بودند کس دیگهیی بشود رئیسجمهور نه آقای طالبانی، کسی دیگهیی بشود بهعنوان نخستوزیر نه آقای مالکی، اما ما در عمل دیدیم که خوشبختانه این اتفاق افتاد – (تلویزیون رژیم۱۳۸۹/۰۸/۲۶).
***
و این هم تبریک و اعلام پیروزی وزارت اطلاعات آخوندها برای روی کار آوردن مالکی در عراق:
پیروزی ایران مبارک!
سرانجام پس از ماهها بلاتکلیفی سیاسی عراق، پارلمان تشکیل و با انتخاب رئیسجمهور، روند تشکیل دولت آغاز شد... ...
در این میان نوری المالکی هدف بیشترین حملات و تبلیغات قرار داشت و ماهها قبل از اتمام دوره نخست وزیریاش، تهاجم علیه وی آغاز گردید و بزرگترین ائتلاف از گروههای سنی با انگیزه مخالفت و کنار زدن وی شکل گرفت.
یکی از مهمترین برچسبهایی که بهدلیل شیعه بودن به وی زده شد ارتباط با ایران بود... ..
باند رجوی نیز آتشبیار این معرکه شد و با هدف تحریک آمریکا و با این عنوان که پیروزی مالکی، پیروزی ایران و باخت آمریکا در عراق خواهد بود به تبلیغ علیه وی پرداخت.
جنگ علیه مالکی که توسط رسانههای عربی و غربی نیز پشتیبانی شد، آرایش صحنه را به این شکل چید که مالکی مساوی است با ایران... .
سرانجام یک سال پس از جنگ بیوقفه و همهجانبه علیه مالکی، وی با توافق گروههای سیاسی عراق به نخستوزیری رسید که با توجه صفآرایی سیاسی و اتهامات و تبلیغات طراحی شده از سوی باند بعثی - مجاهدین علیه وی معنایی جز پیروزی ایران و گردن نهادن آمریکا و عربستان و گروههای سنی به آن ندارد... ... .
ایران در مصافی سیاسی و این بار در عراق، برنده شد. – (سایت اطلاعات آخوندی موسوم به ایراندیدبان ۱۳۸۹/۰۸/۲۲).
***
رژیم تا آنجا پیش رفت که اپوزیسیون عراق را بالکل ساخته و پرداخته مجاهدین توصیف کرد. پاسدار رضایی دبیر مصلحت نظام در این باره نوشت:
منافقین ۲۰ نشریه علیه مردم عراق منتشر کرد
سرکرده گروهک تروریستی منافقین در طول سالهای اخیر با هدف ماندن در عراق، سرمایهگذاری زیادی در این کشور انجام داد و با حمایت تشکیلاتی و مادی، علاوه بر اپوزیسیونسازی برای مردم عراق، بیش از ۲۰ نشریه و گروه سیاسی - اجتماعی به راه انداخت تا دولت مطلوب او در عراق بر سرکار بیاید.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانیهابیلیان (خانواده شهدای ترور کشور) این هزینهها اهمیت فوقالعادهای برای سرکردهاین گروهک تروریستی داشت، چرا که علاوه بر تلاش برای شکست نوری المالکی ـ نخستوزیر عراق ـ در شرایط ویژه وقتی فشار برای باز کردن درب پادگان اشرف بالا میرود، این نشریهها و گروههای ساختگی میتوانند تحت عناوین حقوقبشری از او حمایت کنند.
بر اساس این خبر، راهاندازی برخی خبرگزاریهای نیمه رسمی، تعدادی رادیو و تلویزیون، گسترش و فعال کردن پایگاههایی در اردن، عربستان، کویت، امارات، پاکستان و رژیم صهیونیستی نیز در همین رابطه بود ضمن اینکه فعالیتهای اروپایی و آمریکایی نیز در خدمت چنین سیاستی بود، به عبارتی نوک پیکان تمام تلاشهای منافقین به پادگان اشرف ختم میشد…
بیش از ۷۵ درصد هزینههای مادی و تشکیلاتی گروهک تروریستی منافقین در هشت سال گذشته صرف عراق شده است... .. (سایت پاسدار رضایی موسوم به تابناک ۱۳۸۹/۱۰/۲۶).
***
راستی که وقتی کار به مجاهدین میرسد، سراپای رژیم در هراس و وحشت فرو میرود. در نیمه بهمن دیلیتلگراف اسناد بسیار قابل توجهی را در این باره از ویکیلیکس منتشر کرد.
در این اسناد تصریح شده است که دولت انگلیس معتقد است که نگرانیهای رژیم تهران و جنون و سوءظن آن نسبت به سازمان مجاهدین خلق ایران تا آیندهیی نامحدود و بشکل شدیدی ادامه خواهد داشت و اضطراب شدید رژیم ایران در مورد روابط سازمان مجاهدین خلق ایران با دولتهای غربی بر روی مقامات رژیم، در مورد موضوعاتی از قبیل پرونده اتمی، تاثیرات منفی دارد.
سه روز پیش، در ادامه همین جنون و هراس و اضطراب شگفت انگیز، وزارت اطلاعات رژیم بار دیگر به عقده گشایی پرداخت. یکی از سخنگویان وزارت بدنام گفت «سران فتنه» همان حرفهای ۲۰-۳۰سال پیش مجاهدین را «تکرار میکنند». به گفته او:
- «جریان نفاق از روزی که این کشور اسلامی به وجود آمد کار خود را در ایران آغاز کرد و تا زمان ظهور امام زمان هم به فعالیت خود ادامه میدهد».
- «بنی صدر در دام منافقین افتاد»
- و «آیتالله منتظری... قائممقام رهبری این کشور که دارای سوابق فراوانی در انقلاب بود (نیز) در عرض کمتر از چهار سال آدم منافقین شد».
- «انتشار لیست جعلی کشته شدگان حوادث سال گذشته (هم) از سوی فرزند یکی از بزرگان انقلاب، در واقع... از طرف منافقین صادر شد و به دست این فرد رسیده بود که او هم بدون هیچ دقتی آن را منتشر کرد»
-از اینرو «تمامی حوادث سال گذشته دقیقاً ۳۰سال پیش توسط منافقین هم در کشور انجام شده بود و معلوم بود که صحنه گردان اصلی حوادث سال گذشته منافقین هستند».
- «امروز سران فتنه دقیقاً همان مطالبی را میگویند که مسعود رجوی سرکرده منافقین سالها است آنها را تکرار میکند».
-و ای دریغ که «امروز منافقین در خانههای ما نفوذ کردهاند و پیامکهای آنان در گوشیهای فرزندان ما وجود دارد و باید حواسمان را بیشتر جمع کنیم تا در دام منافقین نیفتیم» (هاشمی نژاد- خبرگزاری مهر، ۲۶بهمن۸۹).
به روشنی پیداست که جریان تعمیق و رادیکالیسم قیام، و پیشروی انقلاب دموکراتیک مردم ایران، تا کجا سردمداران و مهرههای رژیم را دچار وحشت و اضطراب و سوءظن کرده است.
اما حرف اصلی مجاهدین و مقاومت ایران با رژیم خمینی و ولایتفقیه، از روز اول یک چیز بیشتر نبوده و نیست. حرف در یک کلام، حاکمیت و رأی جمهور مردم است. آزادی است. فریاد هر ایرانی است. داستان انقلابی است که به سرقت بردند و به مسلخ کشاندند. اما، نه مرده، و نه خاکستر شده است. زنده و رویان است.۳۰سال است در کوران حوادث و آزمایشات بسیار، برجای مانده و تداوم یافته است. به یمن وجود مریم رهایی و انقلابش و زادگان آرمانی و گوهران بیبدیلش در صفوف مجاهدین پیش میرود، شاخ و برگ میگسترد و خود را در طول زمان، بیشتر و بیشتر اثبات میکند. این اثبات حق حاکمیت و بشارت پیروزی و آزادی مردم ایران است.
***
جباران و دیکتاتورهای قد و نیم قد تاریخ، از تونس و مصر تا عراق و ایران، همیشه در مرحله پایانی به یک دوراهی میرسند: عقبنشینی یا سرکوب خونین؟
بن علی و مبارک این شانس را داشتند که سریعاً عقب نشستند و به اراده خلقهایشان تسلیم شدند.
اکنون نوبت تصمیمگیری خامنهای است.
وزیر خارجه آمریکا اخیراً گفت «تاریخ نشان داده است که سرکوب، اغلب اوقات، نهایتاً بذرهای انقلاب را میپراکند» (هیلاری کلینتون-خبرگزاری فرانسه ۲۶/۱۱/۸۹)
انقلاب دموکراتیک مردم ایران پیروز میشود.
رودخروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران
ضامن پیروزی محتوم خلق ماست
مرگ بر دعی بن الدعی، سیدعلی خامنهای
زنده باد ارتش آزادی
مسعود رجوی- ۲۹بهمن ۱۳۸۹
Thursday, February 3, 2011
فیلم - خروش بهمن فراخوان به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری - مسعود رجوی ۹بهمن ۱۳۸۹



خروش بهمن
فراخوان به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری
مسعود رجوی ۹بهمن ۱۳۸۹
هموطنان،
زنان و مردان آزاده در ایران زمین،
جوانان دلیر و اشرفنشان،
آرایش سیاسی در خاورمیانه بزرگ، به سرعت در حال تغییر است. عطش آزادی همه جا را فراگرفته است
خلقها، دیکتاتوری را نمیخواهند و دیگر تحمل نمیکنند.
استبداد سیاه ولایتفقیه اما، در وحشت از انفجار خشم مردم ،در حالی که فقط در 29روز گذشته، یعنی کمتر از یک ماه،خودش 90 اعدام را اعلام کرده است،با هیاهو و جار و جنجال آخوندی، در بوقهای تبلیغاتی خود از خیزش اسلامی و گسترش انقلاب اسلامی دم میزند:
«دریک کلام خواست مردم تونس برقراری مناسبات و احکام اسلام ناب محمدی است…». (احمدینژاد-تلویزیون رژیم- 89،10،29)
«وجه مشترک راهپیمائیها درکشورهای اسلامی عربی درخواست برای اجرای قوانین اسلامی…» (تلویزیون رژیم -89،11،09)
«این حرکات هم پس لرزه انقلاب اسلامی است…». (احمد خاتمی تلویزیون رژیم- 89،11،08)
«صدها تن از مردم تونس هم کسب حقوق دینی خود را خواستار شدند». (تلویزیون رژیم - 89،11،09) :
«این یعنی ماهیت اسلامی قیام شعارشون اینه…». (احمد خاتمی-تلویزیون رژیم- 89،11،08)
«این روزهای کنونی را میتوانیم قرن در واقع اوج به ثمر رسیدن اون نهضت بیداری اسلامی ببینیم که…». (تلویزیون رژیم - 89،11،09)
«دشمنان علاقه داشتند، مصمم بودند ما را در مرزهای جغرافی ایران و جغرافیایی ایران محصور کنند، منکوب کنند، اما امروز فرهنگ شما بهعنوان یک نسخه نجات بخش در همه جهان دست به دست میگردد». (احمدینژاد -تلویزیون رژیم - 89،10،29)
«بله این نهضت اسلامی فراگیر در حال بیدار باش و درحال گسترشه…». (تلویزیون رژیم - 89،11،09)
«مردم تونس براجرای قوانین اسلامی و رفع ممنوعیت حجاب تأکید دارند». (تلویزیون رژیم- 89،11،09)
«این نهضت مردم مصر مبتنی بر مسایل و ارزشهای اسلامی…». (تلویزیون رژیم - شبکه خبر (89،11،08)
«و به مردم تونس هم توصیه میکنم احکام الهی، اسلام ناب، ارزشها و آرمانهای متعالی اسلامی کوتاه نیائید بدانید که…». (احمدینژاد - تلویزیون رژیم - 89،10،29)
«خاورمیانه اسلامی در حال شکل گرفتنه، خاورمیانه جدید درحال شکل گرفتنه، با محوریت اسلام، با محوریت دین، با محوریت مردمسالاری دینی». (احمد خاتمی-تلویزیون رژیم- 89،11،08)
ارتجاع سیاه ولایت، این چنین درصدد است صورت خود را با سیلی خلقها بر بنا گوش دیکتاتوری، سرخ نگه دارد!
-با همان لودگی و ابتذال، که لوطی عمامهدار ولایت و عنترش، ایران و انتخابات مفتضح را «آزادترین کشور جهان» و «حماسه 40 میلیونی» میخواندند!
-با همان مسخرگی فرستادن کرم و شپش به فضا، دعوی مدیریت جهان، و آزاد کردن آمریکا، و استعلاج وضعیت حقوقبشر در اروپا، البته با الگوی اوین و کهریزک، و با سنگسار، و صدور دار و جرّ اثقال…
-با همان دجالگری و دلقک بازی که نظام ننگ و نحوست و نجاست را «نظام مقدس» میخوانند!
ولیفقیه اسقاطی ارتجاع، گمان میکند با عرضه کردن مرتجعان و وحوشی از جنس یا طیف خودش، آنچنان که در عراق و لبنان انجام داد، «عمق استراتژیک» رژیمش، تقویت، و کفه استبداد ولایت در تعادل منطقه ای و بینالمللی، سنگینتر میشود. به خیال خود میخواهد با همان الگوی ربودن انقلاب مردم ایران، قیامهای مردم مصر و تونس را هم مصادره نموده و با برچسب اسلامی به جیب دیکتاتوری دینی بریزد. شاید که بتواند بر انبار باروت و بحرانهای تلنبار شده داخلی، سرپوش بگذارد و برای رژیم منفور و نامشروع ولایت، فرصت و فرجه بقاء بخرد.
غافل از اینکه مبارزه آزادی بخش مردم ایران، 105سال پس از انقلاب مشروطه، بسا فراتر و متکاملتر از این توهمات، جریان دارد. آنقدر که همه ناظران خاطرنشان میکنند: قیامهای مصر و تونس، قیام مردم ایران در زمان سقوط دیکتاتوری شاه را در 32سال پیش، تداعی میکند.
***
دیکتاتوری آخوندی از این حقیقت هم غافل است که راه رشد صنعتی و سرمایهداری در این کشورها، آن هم بدون آزادی سیاسی که لازم و ملزوم همین مسیر توسعه اقتصادی-اجتماعی است ، به بنبست رسیده است. بن بستی که بهطور مضاعف پیش روی رژیم مادون سرمایهداری ولایتفقیه قرار دارد که در قیامهای سال 88 به شکستن طلسم ولایت راه برد و زنگهای سرنگونی این رژیم را بصدا در آورد. رژیم ولایتفقیه در 32سال گذشته بهغایت تلاش کرده است تا دره عمیق تاریخی بین قرن بیستم و بیستو یکم با قرون وسطی و حاکمیت آخوندی را با چوبهدار و تیرباران، با جنگ و صدور بحران، و با صدور ارتجاع و تروریسم، پر کند. با این همه رژیم به ثبات نمیرسد و غرقه در انشعابات پایانناپذیر و شقههای زنجیره ای، هنوز از قبلی نیاسوده، جراحی و شقه بعدی فرا میرسد تا بالکل سر در باتلاق خویش فرو کند.
نه تنها هیچ ظرفیتی برای شنیدن یک صدای مخالف ندارد، بلکه کمترین تمایزی از سوی باندهای سر سپرده رژیم راهم بر نمیتابد. هر روز منقبض تر میشود و به حذف و تصفیههای جدید روی میآورد.
سرکوب خونین و فراگیر، 120هزار اعدام سیاسی شامل قتلعام زندانیان، و به تنور جنگ و ترور ریختن نیروهای آزاد شده در انقلاب ضد سلطنتی، تنها چاره رژیم بیچاره ایست که ناتوان از پیشرفت و توسعه اقتصادی و اجتماعی، حفظ خود بر سریر قدرت را از زمان خمینی واجبترین واجبات اعلام کرده است.
در مسیر توسعه فئودالیسم آخوندی و استبداد سیاه دینی، بیگمان هدف حفظ نظام، هر وسیله ای را در قبیحترین صورت، توجیه و مباح میکند. دست آخر هم به میلیتاریزم عمامه پیچ رجالگان راه میبرد، که با دستار بسیج و سپاه،به ارث و میراث کوروش هم، دستبرد میزند.
***
با این همه زنان و جوانان و اقشارمختلف اجتماعی یکی پس از دیگری برمیخیزند و حقوق خود را طلب میکنند. هر دستگیری و هر شلاق و هر اعدام، دستگیریها و شلاقها و اعدامهای مضاعف بعدی را طلب میکند. قهرمانان و پیشتازان نبرد، چون پولاد صیقل میخورند و آبدیده میشوند.
مبارزه و مقاومت سازمان یافته مردم ایران، گام به گام تکامل پیدا میکند.
32سال تبلیغ و توطئه و سرکوب و زدوبند حتی با بهکار گرفتن امکانات 12 دولت، با مهیبترین بمبارانها، با سنگینترین حملات و پروندهسازی ها، با محبوس کردن 8ساله مجاهدان اشرف، با محاصره ضدانسانی 2ساله، و با 180 بلندگوی شبانه روزی طی یک سال بهمنظور شکنجه آنها، نه فقط به جایی نمیرسد؛ بعکس، بالا بلندترین و پرشکوهترین پایداری تاریخ معاصر را رقم میزند:
- «سمبل والای مقاومت در سطح بینالمللی» (ژاک گایو)
- «سنگر اصلی آزادی برای مردم ایران» (برایان بینلی)
- «دژ استوار آزادی» با «نقشی بیبدیل و تاریخی» (آنتونیو استانگو)
- «مکانی مقدس که با ارزشهای ماورای معنوی وارد تاریخ شده است» (می نو کاچی)
- «سمبل و کشتی امید به آزادی که امواج یأس و ناامیدی را در هم میشکند… یک استاندارد و الگوی اخلاقی و نمونه ای برای خلقهای سراسر جهان» (آلخو ویدال کوادراس)
- «رمز امید و آزادی در مقابل یکی از وحشیترین رژیمهای روی کره زمین» (رابین کوربت)
- «شهری که در آن آرمانهای دموکراتیک مردم ایران سمبلیزه میشود» (امیل بلسیک)
- و «نهتنها مبارزهیی برای آزادی مردم ایران، بلکه درعینحال، مبارزهیی برای اسلام روشنایی» (بریزا کیاری)
***
اشرف میایستد و دنیایی را به ایستادگی برمیانگیزد.
اکثریتها و نمایندگان منتخب بیش از یک میلیارد مردم دنیا به حمایت میآیند.
-رئیسجمهور برگزیده مقاومت در گامهایی شگفت و نامتصور، فضای سیاسی جهانی را در هم میشکند و به سود مردم ایران و پیشتازان آن تغییر میدهد.
اکثریت مجمع پارلمانی شورای اروپا که مجالس 47 کشور را نمایندگی میکند به موقعیت قانونی مجاهدان اشرف تحت کنوانسیون چهارم ژنو گواهی میدهند و با استناد به حکم دادگاه اسپانیا و اساسنامه دادگاه بینالمللی جنایی، کشتار وحملات مالکی و رژیم در اشرف را «جنایت جنگی» میشناسند. به انحلال کمیته سرکوب و به پایان دادن فوری شکنجه مجاهدین با 180 بلندگو در اشرف، فرا میخوانند.
زمین و زمان علیه دیکتاتوری به لرزه درآمده است. با این تفاوت که ابعاد دیکتاتوری و سرکوب و اعدام در حکومت «سیدعلی» به نسبت «بن علی»، تفاوت گنبد و گردوست!
انگار، همچنانکه در قرآن آمده است، مرتجعان حق ستیز و دین فروش ،میخواهند نور خدا را با دهانهای آلوده خود خاموش کنند اما اراده ای بسا فراتر، مصر است که این نور را به اتمام و کمال برساند.
خونهای بر زمین ریخته علی صارمی، برجستهترین زندانی سیاسی مقاوم ایران با 24سال زندان و قهرمانانی همچون جعفر کاظمی و محمد علی حاج آقایی به ترتیب با 11سال و 7سال سابقه شکنجه و زندان، پرتوهای درخشان همین نور را بازتاب میکنند. سلام بر آنان.
***
بله، ما برآنیم که فلک ارتجاعی حاکم بر میهن اسیر را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم. «می کشیم ازدهن گرگ برون - انقلابی که به سرقت بردند»
اما خدا روزگار هیچ خلقی را تا آن زمان که خود بر نخیزد و قیمت ندهد، تغییر نمیدهد. آزادی را رایگان به کسی نمیدهند. حق ملت ایران فقط گرفتنی است، کسی آن را در یک سپیده دم رویایی به ما هدیه نخواهد کرد.
در مسیر همین آزادیخواهی و حقطلبی است ، در «محاربه» با همین نظم و نظام پلیدی و یزیدیست، در جنگ با دیکتاتوری منفور مذهبی و «دعی بن الدّعی» خامنهایست که رشتههای همبستگی و وحدت سرشته میشود، پیوند میخورد و هر چه مستحکمتر میشود.
***
فرزندان رشید و اشرفنشان میهن اشغال شده،
زنان و مردان آزاده،
هموطنان،
جنگ صد برابر با «بیا، بیا» و عزم حداکثر، کلید پیروزی است.
مرعوب تنوره کشیدن دیو ولایت نشوید. آتش قیام،دیگر بار، میتواند و باید، از زیر خاکستر خیانت، شعله بکشد. بهای آن را هر چه که باشد، باید بپردازیم.
دهه «زجر» رژیم ولایت سه روز دیگر آغاز میشود
بهمن ماه یادآور قیام سیاهکل، شهادت اشرف شهیدان و سردار خیابانی، و انقلاب 22بهمن است
از بهمن ماه، خروش آزادی بسازید.
زنجیرهای اختناق البته مانع حرکت و قیام است والا مردم ایران یک روزه این رژیم را جارو میکردند. با این حال از فردا، خروش بهمن را در هر کجا و به هر میزان و به هر ترتیب که میتوانید در هر کوی و برزن طنینانداز کنید.
به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری و حاکمیت نامشروع ولایتفقیه فرا بخوانید.
صبح آزادی نزدیک است.
زنده باد ارتش آزادی
رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست
مسعود رجوی
9بهمن 1389
***
Tuesday, February 1, 2011
فیلم - خروش بهمن فراخوان به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری - مسعود رجوی ۹بهمن ۱۳۸۹



خروش بهمن
فراخوان به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری
مسعود رجوی ۹بهمن ۱۳۸۹
هموطنان،
زنان و مردان آزاده در ایران زمین،
جوانان دلیر و اشرفنشان،
آرایش سیاسی در خاورمیانه بزرگ، به سرعت در حال تغییر است. عطش آزادی همه جا را فراگرفته است
خلقها، دیکتاتوری را نمیخواهند و دیگر تحمل نمیکنند.
استبداد سیاه ولایتفقیه اما، در وحشت از انفجار خشم مردم ،در حالی که فقط در 29روز گذشته، یعنی کمتر از یک ماه،خودش 90 اعدام را اعلام کرده است،با هیاهو و جار و جنجال آخوندی، در بوقهای تبلیغاتی خود از خیزش اسلامی و گسترش انقلاب اسلامی دم میزند:
«دریک کلام خواست مردم تونس برقراری مناسبات و احکام اسلام ناب محمدی است…». (احمدینژاد-تلویزیون رژیم- 89،10،29)
«وجه مشترک راهپیمائیها درکشورهای اسلامی عربی درخواست برای اجرای قوانین اسلامی…» (تلویزیون رژیم -89،11،09)
«این حرکات هم پس لرزه انقلاب اسلامی است…». (احمد خاتمی تلویزیون رژیم- 89،11،08)
«صدها تن از مردم تونس هم کسب حقوق دینی خود را خواستار شدند». (تلویزیون رژیم - 89،11،09) :
«این یعنی ماهیت اسلامی قیام شعارشون اینه…». (احمد خاتمی-تلویزیون رژیم- 89،11،08)
«این روزهای کنونی را میتوانیم قرن در واقع اوج به ثمر رسیدن اون نهضت بیداری اسلامی ببینیم که…». (تلویزیون رژیم - 89،11،09)
«دشمنان علاقه داشتند، مصمم بودند ما را در مرزهای جغرافی ایران و جغرافیایی ایران محصور کنند، منکوب کنند، اما امروز فرهنگ شما بهعنوان یک نسخه نجات بخش در همه جهان دست به دست میگردد». (احمدینژاد -تلویزیون رژیم - 89،10،29)
«بله این نهضت اسلامی فراگیر در حال بیدار باش و درحال گسترشه…». (تلویزیون رژیم - 89،11،09)
«مردم تونس براجرای قوانین اسلامی و رفع ممنوعیت حجاب تأکید دارند». (تلویزیون رژیم- 89،11،09)
«این نهضت مردم مصر مبتنی بر مسایل و ارزشهای اسلامی…». (تلویزیون رژیم - شبکه خبر (89،11،08)
«و به مردم تونس هم توصیه میکنم احکام الهی، اسلام ناب، ارزشها و آرمانهای متعالی اسلامی کوتاه نیائید بدانید که…». (احمدینژاد - تلویزیون رژیم - 89،10،29)
«خاورمیانه اسلامی در حال شکل گرفتنه، خاورمیانه جدید درحال شکل گرفتنه، با محوریت اسلام، با محوریت دین، با محوریت مردمسالاری دینی». (احمد خاتمی-تلویزیون رژیم- 89،11،08)
ارتجاع سیاه ولایت، این چنین درصدد است صورت خود را با سیلی خلقها بر بنا گوش دیکتاتوری، سرخ نگه دارد!
-با همان لودگی و ابتذال، که لوطی عمامهدار ولایت و عنترش، ایران و انتخابات مفتضح را «آزادترین کشور جهان» و «حماسه 40 میلیونی» میخواندند!
-با همان مسخرگی فرستادن کرم و شپش به فضا، دعوی مدیریت جهان، و آزاد کردن آمریکا، و استعلاج وضعیت حقوقبشر در اروپا، البته با الگوی اوین و کهریزک، و با سنگسار، و صدور دار و جرّ اثقال…
-با همان دجالگری و دلقک بازی که نظام ننگ و نحوست و نجاست را «نظام مقدس» میخوانند!
ولیفقیه اسقاطی ارتجاع، گمان میکند با عرضه کردن مرتجعان و وحوشی از جنس یا طیف خودش، آنچنان که در عراق و لبنان انجام داد، «عمق استراتژیک» رژیمش، تقویت، و کفه استبداد ولایت در تعادل منطقه ای و بینالمللی، سنگینتر میشود. به خیال خود میخواهد با همان الگوی ربودن انقلاب مردم ایران، قیامهای مردم مصر و تونس را هم مصادره نموده و با برچسب اسلامی به جیب دیکتاتوری دینی بریزد. شاید که بتواند بر انبار باروت و بحرانهای تلنبار شده داخلی، سرپوش بگذارد و برای رژیم منفور و نامشروع ولایت، فرصت و فرجه بقاء بخرد.
غافل از اینکه مبارزه آزادی بخش مردم ایران، 105سال پس از انقلاب مشروطه، بسا فراتر و متکاملتر از این توهمات، جریان دارد. آنقدر که همه ناظران خاطرنشان میکنند: قیامهای مصر و تونس، قیام مردم ایران در زمان سقوط دیکتاتوری شاه را در 32سال پیش، تداعی میکند.
***
دیکتاتوری آخوندی از این حقیقت هم غافل است که راه رشد صنعتی و سرمایهداری در این کشورها، آن هم بدون آزادی سیاسی که لازم و ملزوم همین مسیر توسعه اقتصادی-اجتماعی است ، به بنبست رسیده است. بن بستی که بهطور مضاعف پیش روی رژیم مادون سرمایهداری ولایتفقیه قرار دارد که در قیامهای سال 88 به شکستن طلسم ولایت راه برد و زنگهای سرنگونی این رژیم را بصدا در آورد. رژیم ولایتفقیه در 32سال گذشته بهغایت تلاش کرده است تا دره عمیق تاریخی بین قرن بیستم و بیستو یکم با قرون وسطی و حاکمیت آخوندی را با چوبهدار و تیرباران، با جنگ و صدور بحران، و با صدور ارتجاع و تروریسم، پر کند. با این همه رژیم به ثبات نمیرسد و غرقه در انشعابات پایانناپذیر و شقههای زنجیره ای، هنوز از قبلی نیاسوده، جراحی و شقه بعدی فرا میرسد تا بالکل سر در باتلاق خویش فرو کند.
نه تنها هیچ ظرفیتی برای شنیدن یک صدای مخالف ندارد، بلکه کمترین تمایزی از سوی باندهای سر سپرده رژیم راهم بر نمیتابد. هر روز منقبض تر میشود و به حذف و تصفیههای جدید روی میآورد.
سرکوب خونین و فراگیر، 120هزار اعدام سیاسی شامل قتلعام زندانیان، و به تنور جنگ و ترور ریختن نیروهای آزاد شده در انقلاب ضد سلطنتی، تنها چاره رژیم بیچاره ایست که ناتوان از پیشرفت و توسعه اقتصادی و اجتماعی، حفظ خود بر سریر قدرت را از زمان خمینی واجبترین واجبات اعلام کرده است.
در مسیر توسعه فئودالیسم آخوندی و استبداد سیاه دینی، بیگمان هدف حفظ نظام، هر وسیله ای را در قبیحترین صورت، توجیه و مباح میکند. دست آخر هم به میلیتاریزم عمامه پیچ رجالگان راه میبرد، که با دستار بسیج و سپاه،به ارث و میراث کوروش هم، دستبرد میزند.
***
با این همه زنان و جوانان و اقشارمختلف اجتماعی یکی پس از دیگری برمیخیزند و حقوق خود را طلب میکنند. هر دستگیری و هر شلاق و هر اعدام، دستگیریها و شلاقها و اعدامهای مضاعف بعدی را طلب میکند. قهرمانان و پیشتازان نبرد، چون پولاد صیقل میخورند و آبدیده میشوند.
مبارزه و مقاومت سازمان یافته مردم ایران، گام به گام تکامل پیدا میکند.
32سال تبلیغ و توطئه و سرکوب و زدوبند حتی با بهکار گرفتن امکانات 12 دولت، با مهیبترین بمبارانها، با سنگینترین حملات و پروندهسازی ها، با محبوس کردن 8ساله مجاهدان اشرف، با محاصره ضدانسانی 2ساله، و با 180 بلندگوی شبانه روزی طی یک سال بهمنظور شکنجه آنها، نه فقط به جایی نمیرسد؛ بعکس، بالا بلندترین و پرشکوهترین پایداری تاریخ معاصر را رقم میزند:
- «سمبل والای مقاومت در سطح بینالمللی» (ژاک گایو)
- «سنگر اصلی آزادی برای مردم ایران» (برایان بینلی)
- «دژ استوار آزادی» با «نقشی بیبدیل و تاریخی» (آنتونیو استانگو)
- «مکانی مقدس که با ارزشهای ماورای معنوی وارد تاریخ شده است» (می نو کاچی)
- «سمبل و کشتی امید به آزادی که امواج یأس و ناامیدی را در هم میشکند… یک استاندارد و الگوی اخلاقی و نمونه ای برای خلقهای سراسر جهان» (آلخو ویدال کوادراس)
- «رمز امید و آزادی در مقابل یکی از وحشیترین رژیمهای روی کره زمین» (رابین کوربت)
- «شهری که در آن آرمانهای دموکراتیک مردم ایران سمبلیزه میشود» (امیل بلسیک)
- و «نهتنها مبارزهیی برای آزادی مردم ایران، بلکه درعینحال، مبارزهیی برای اسلام روشنایی» (بریزا کیاری)
***
اشرف میایستد و دنیایی را به ایستادگی برمیانگیزد.
اکثریتها و نمایندگان منتخب بیش از یک میلیارد مردم دنیا به حمایت میآیند.
-رئیسجمهور برگزیده مقاومت در گامهایی شگفت و نامتصور، فضای سیاسی جهانی را در هم میشکند و به سود مردم ایران و پیشتازان آن تغییر میدهد.
اکثریت مجمع پارلمانی شورای اروپا که مجالس 47 کشور را نمایندگی میکند به موقعیت قانونی مجاهدان اشرف تحت کنوانسیون چهارم ژنو گواهی میدهند و با استناد به حکم دادگاه اسپانیا و اساسنامه دادگاه بینالمللی جنایی، کشتار وحملات مالکی و رژیم در اشرف را «جنایت جنگی» میشناسند. به انحلال کمیته سرکوب و به پایان دادن فوری شکنجه مجاهدین با 180 بلندگو در اشرف، فرا میخوانند.
زمین و زمان علیه دیکتاتوری به لرزه درآمده است. با این تفاوت که ابعاد دیکتاتوری و سرکوب و اعدام در حکومت «سیدعلی» به نسبت «بن علی»، تفاوت گنبد و گردوست!
انگار، همچنانکه در قرآن آمده است، مرتجعان حق ستیز و دین فروش ،میخواهند نور خدا را با دهانهای آلوده خود خاموش کنند اما اراده ای بسا فراتر، مصر است که این نور را به اتمام و کمال برساند.
خونهای بر زمین ریخته علی صارمی، برجستهترین زندانی سیاسی مقاوم ایران با 24سال زندان و قهرمانانی همچون جعفر کاظمی و محمد علی حاج آقایی به ترتیب با 11سال و 7سال سابقه شکنجه و زندان، پرتوهای درخشان همین نور را بازتاب میکنند. سلام بر آنان.
***
بله، ما برآنیم که فلک ارتجاعی حاکم بر میهن اسیر را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم. «می کشیم ازدهن گرگ برون - انقلابی که به سرقت بردند»
اما خدا روزگار هیچ خلقی را تا آن زمان که خود بر نخیزد و قیمت ندهد، تغییر نمیدهد. آزادی را رایگان به کسی نمیدهند. حق ملت ایران فقط گرفتنی است، کسی آن را در یک سپیده دم رویایی به ما هدیه نخواهد کرد.
در مسیر همین آزادیخواهی و حقطلبی است ، در «محاربه» با همین نظم و نظام پلیدی و یزیدیست، در جنگ با دیکتاتوری منفور مذهبی و «دعی بن الدّعی» خامنهایست که رشتههای همبستگی و وحدت سرشته میشود، پیوند میخورد و هر چه مستحکمتر میشود.
***
فرزندان رشید و اشرفنشان میهن اشغال شده،
زنان و مردان آزاده،
هموطنان،
جنگ صد برابر با «بیا، بیا» و عزم حداکثر، کلید پیروزی است.
مرعوب تنوره کشیدن دیو ولایت نشوید. آتش قیام،دیگر بار، میتواند و باید، از زیر خاکستر خیانت، شعله بکشد. بهای آن را هر چه که باشد، باید بپردازیم.
دهه «زجر» رژیم ولایت سه روز دیگر آغاز میشود
بهمن ماه یادآور قیام سیاهکل، شهادت اشرف شهیدان و سردار خیابانی، و انقلاب 22بهمن است
از بهمن ماه، خروش آزادی بسازید.
زنجیرهای اختناق البته مانع حرکت و قیام است والا مردم ایران یک روزه این رژیم را جارو میکردند. با این حال از فردا، خروش بهمن را در هر کجا و به هر میزان و به هر ترتیب که میتوانید در هر کوی و برزن طنینانداز کنید.
به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری و حاکمیت نامشروع ولایتفقیه فرا بخوانید.
صبح آزادی نزدیک است.
زنده باد ارتش آزادی
رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست
مسعود رجوی
9بهمن 1389
***
Sunday, January 30, 2011
فیلم - خروش بهمن فراخوان به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری - مسعود رجوی ۹بهمن ۱۳۸۹

خروش بهمن
فراخوان به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری
مسعود رجوی ۹بهمن ۱۳۸۹
هموطنان،
زنان و مردان آزاده در ایران زمین،
جوانان دلیر و اشرفنشان،
آرایش سیاسی در خاورمیانه بزرگ، به سرعت در حال تغییر است. عطش آزادی همه جا را فراگرفته است
خلقها، دیکتاتوری را نمیخواهند و دیگر تحمل نمیکنند.
استبداد سیاه ولایتفقیه اما، در وحشت از انفجار خشم مردم ،در حالی که فقط در 29روز گذشته، یعنی کمتر از یک ماه،خودش 90 اعدام را اعلام کرده است،با هیاهو و جار و جنجال آخوندی، در بوقهای تبلیغاتی خود از خیزش اسلامی و گسترش انقلاب اسلامی دم میزند:
«دریک کلام خواست مردم تونس برقراری مناسبات و احکام اسلام ناب محمدی است…». (احمدینژاد-تلویزیون رژیم- 89،10،29)
«وجه مشترک راهپیمائیها درکشورهای اسلامی عربی درخواست برای اجرای قوانین اسلامی…» (تلویزیون رژیم -89،11،09)
«این حرکات هم پس لرزه انقلاب اسلامی است…». (احمد خاتمی تلویزیون رژیم- 89،11،08)
«صدها تن از مردم تونس هم کسب حقوق دینی خود را خواستار شدند». (تلویزیون رژیم - 89،11،09) :
«این یعنی ماهیت اسلامی قیام شعارشون اینه…». (احمد خاتمی-تلویزیون رژیم- 89،11،08)
«این روزهای کنونی را میتوانیم قرن در واقع اوج به ثمر رسیدن اون نهضت بیداری اسلامی ببینیم که…». (تلویزیون رژیم - 89،11،09)
«دشمنان علاقه داشتند، مصمم بودند ما را در مرزهای جغرافی ایران و جغرافیایی ایران محصور کنند، منکوب کنند، اما امروز فرهنگ شما بهعنوان یک نسخه نجات بخش در همه جهان دست به دست میگردد». (احمدینژاد -تلویزیون رژیم - 89،10،29)
«بله این نهضت اسلامی فراگیر در حال بیدار باش و درحال گسترشه…». (تلویزیون رژیم - 89،11،09)
«مردم تونس براجرای قوانین اسلامی و رفع ممنوعیت حجاب تأکید دارند». (تلویزیون رژیم- 89،11،09)
«این نهضت مردم مصر مبتنی بر مسایل و ارزشهای اسلامی…». (تلویزیون رژیم - شبکه خبر (89،11،08)
«و به مردم تونس هم توصیه میکنم احکام الهی، اسلام ناب، ارزشها و آرمانهای متعالی اسلامی کوتاه نیائید بدانید که…». (احمدینژاد - تلویزیون رژیم - 89،10،29)
«خاورمیانه اسلامی در حال شکل گرفتنه، خاورمیانه جدید درحال شکل گرفتنه، با محوریت اسلام، با محوریت دین، با محوریت مردمسالاری دینی». (احمد خاتمی-تلویزیون رژیم- 89،11،08)
ارتجاع سیاه ولایت، این چنین درصدد است صورت خود را با سیلی خلقها بر بنا گوش دیکتاتوری، سرخ نگه دارد!
-با همان لودگی و ابتذال، که لوطی عمامهدار ولایت و عنترش، ایران و انتخابات مفتضح را «آزادترین کشور جهان» و «حماسه 40 میلیونی» میخواندند!
-با همان مسخرگی فرستادن کرم و شپش به فضا، دعوی مدیریت جهان، و آزاد کردن آمریکا، و استعلاج وضعیت حقوقبشر در اروپا، البته با الگوی اوین و کهریزک، و با سنگسار، و صدور دار و جرّ اثقال…
-با همان دجالگری و دلقک بازی که نظام ننگ و نحوست و نجاست را «نظام مقدس» میخوانند!
ولیفقیه اسقاطی ارتجاع، گمان میکند با عرضه کردن مرتجعان و وحوشی از جنس یا طیف خودش، آنچنان که در عراق و لبنان انجام داد، «عمق استراتژیک» رژیمش، تقویت، و کفه استبداد ولایت در تعادل منطقه ای و بینالمللی، سنگینتر میشود. به خیال خود میخواهد با همان الگوی ربودن انقلاب مردم ایران، قیامهای مردم مصر و تونس را هم مصادره نموده و با برچسب اسلامی به جیب دیکتاتوری دینی بریزد. شاید که بتواند بر انبار باروت و بحرانهای تلنبار شده داخلی، سرپوش بگذارد و برای رژیم منفور و نامشروع ولایت، فرصت و فرجه بقاء بخرد.
غافل از اینکه مبارزه آزادی بخش مردم ایران، 105سال پس از انقلاب مشروطه، بسا فراتر و متکاملتر از این توهمات، جریان دارد. آنقدر که همه ناظران خاطرنشان میکنند: قیامهای مصر و تونس، قیام مردم ایران در زمان سقوط دیکتاتوری شاه را در 32سال پیش، تداعی میکند.
***
دیکتاتوری آخوندی از این حقیقت هم غافل است که راه رشد صنعتی و سرمایهداری در این کشورها، آن هم بدون آزادی سیاسی که لازم و ملزوم همین مسیر توسعه اقتصادی-اجتماعی است ، به بنبست رسیده است. بن بستی که بهطور مضاعف پیش روی رژیم مادون سرمایهداری ولایتفقیه قرار دارد که در قیامهای سال 88 به شکستن طلسم ولایت راه برد و زنگهای سرنگونی این رژیم را بصدا در آورد. رژیم ولایتفقیه در 32سال گذشته بهغایت تلاش کرده است تا دره عمیق تاریخی بین قرن بیستم و بیستو یکم با قرون وسطی و حاکمیت آخوندی را با چوبهدار و تیرباران، با جنگ و صدور بحران، و با صدور ارتجاع و تروریسم، پر کند. با این همه رژیم به ثبات نمیرسد و غرقه در انشعابات پایانناپذیر و شقههای زنجیره ای، هنوز از قبلی نیاسوده، جراحی و شقه بعدی فرا میرسد تا بالکل سر در باتلاق خویش فرو کند.
نه تنها هیچ ظرفیتی برای شنیدن یک صدای مخالف ندارد، بلکه کمترین تمایزی از سوی باندهای سر سپرده رژیم راهم بر نمیتابد. هر روز منقبض تر میشود و به حذف و تصفیههای جدید روی میآورد.
سرکوب خونین و فراگیر، 120هزار اعدام سیاسی شامل قتلعام زندانیان، و به تنور جنگ و ترور ریختن نیروهای آزاد شده در انقلاب ضد سلطنتی، تنها چاره رژیم بیچاره ایست که ناتوان از پیشرفت و توسعه اقتصادی و اجتماعی، حفظ خود بر سریر قدرت را از زمان خمینی واجبترین واجبات اعلام کرده است.
در مسیر توسعه فئودالیسم آخوندی و استبداد سیاه دینی، بیگمان هدف حفظ نظام، هر وسیله ای را در قبیحترین صورت، توجیه و مباح میکند. دست آخر هم به میلیتاریزم عمامه پیچ رجالگان راه میبرد، که با دستار بسیج و سپاه،به ارث و میراث کوروش هم، دستبرد میزند.
***
با این همه زنان و جوانان و اقشارمختلف اجتماعی یکی پس از دیگری برمیخیزند و حقوق خود را طلب میکنند. هر دستگیری و هر شلاق و هر اعدام، دستگیریها و شلاقها و اعدامهای مضاعف بعدی را طلب میکند. قهرمانان و پیشتازان نبرد، چون پولاد صیقل میخورند و آبدیده میشوند.
مبارزه و مقاومت سازمان یافته مردم ایران، گام به گام تکامل پیدا میکند.
32سال تبلیغ و توطئه و سرکوب و زدوبند حتی با بهکار گرفتن امکانات 12 دولت، با مهیبترین بمبارانها، با سنگینترین حملات و پروندهسازی ها، با محبوس کردن 8ساله مجاهدان اشرف، با محاصره ضدانسانی 2ساله، و با 180 بلندگوی شبانه روزی طی یک سال بهمنظور شکنجه آنها، نه فقط به جایی نمیرسد؛ بعکس، بالا بلندترین و پرشکوهترین پایداری تاریخ معاصر را رقم میزند:
- «سمبل والای مقاومت در سطح بینالمللی» (ژاک گایو)
- «سنگر اصلی آزادی برای مردم ایران» (برایان بینلی)
- «دژ استوار آزادی» با «نقشی بیبدیل و تاریخی» (آنتونیو استانگو)
- «مکانی مقدس که با ارزشهای ماورای معنوی وارد تاریخ شده است» (می نو کاچی)
- «سمبل و کشتی امید به آزادی که امواج یأس و ناامیدی را در هم میشکند… یک استاندارد و الگوی اخلاقی و نمونه ای برای خلقهای سراسر جهان» (آلخو ویدال کوادراس)
- «رمز امید و آزادی در مقابل یکی از وحشیترین رژیمهای روی کره زمین» (رابین کوربت)
- «شهری که در آن آرمانهای دموکراتیک مردم ایران سمبلیزه میشود» (امیل بلسیک)
- و «نهتنها مبارزهیی برای آزادی مردم ایران، بلکه درعینحال، مبارزهیی برای اسلام روشنایی» (بریزا کیاری)
***
اشرف میایستد و دنیایی را به ایستادگی برمیانگیزد.
اکثریتها و نمایندگان منتخب بیش از یک میلیارد مردم دنیا به حمایت میآیند.
-رئیسجمهور برگزیده مقاومت در گامهایی شگفت و نامتصور، فضای سیاسی جهانی را در هم میشکند و به سود مردم ایران و پیشتازان آن تغییر میدهد.
اکثریت مجمع پارلمانی شورای اروپا که مجالس 47 کشور را نمایندگی میکند به موقعیت قانونی مجاهدان اشرف تحت کنوانسیون چهارم ژنو گواهی میدهند و با استناد به حکم دادگاه اسپانیا و اساسنامه دادگاه بینالمللی جنایی، کشتار وحملات مالکی و رژیم در اشرف را «جنایت جنگی» میشناسند. به انحلال کمیته سرکوب و به پایان دادن فوری شکنجه مجاهدین با 180 بلندگو در اشرف، فرا میخوانند.
زمین و زمان علیه دیکتاتوری به لرزه درآمده است. با این تفاوت که ابعاد دیکتاتوری و سرکوب و اعدام در حکومت «سیدعلی» به نسبت «بن علی»، تفاوت گنبد و گردوست!
انگار، همچنانکه در قرآن آمده است، مرتجعان حق ستیز و دین فروش ،میخواهند نور خدا را با دهانهای آلوده خود خاموش کنند اما اراده ای بسا فراتر، مصر است که این نور را به اتمام و کمال برساند.
خونهای بر زمین ریخته علی صارمی، برجستهترین زندانی سیاسی مقاوم ایران با 24سال زندان و قهرمانانی همچون جعفر کاظمی و محمد علی حاج آقایی به ترتیب با 11سال و 7سال سابقه شکنجه و زندان، پرتوهای درخشان همین نور را بازتاب میکنند. سلام بر آنان.
***
بله، ما برآنیم که فلک ارتجاعی حاکم بر میهن اسیر را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم. «می کشیم ازدهن گرگ برون - انقلابی که به سرقت بردند»
اما خدا روزگار هیچ خلقی را تا آن زمان که خود بر نخیزد و قیمت ندهد، تغییر نمیدهد. آزادی را رایگان به کسی نمیدهند. حق ملت ایران فقط گرفتنی است، کسی آن را در یک سپیده دم رویایی به ما هدیه نخواهد کرد.
در مسیر همین آزادیخواهی و حقطلبی است ، در «محاربه» با همین نظم و نظام پلیدی و یزیدیست، در جنگ با دیکتاتوری منفور مذهبی و «دعی بن الدّعی» خامنهایست که رشتههای همبستگی و وحدت سرشته میشود، پیوند میخورد و هر چه مستحکمتر میشود.
***
فرزندان رشید و اشرفنشان میهن اشغال شده،
زنان و مردان آزاده،
هموطنان،
جنگ صد برابر با «بیا، بیا» و عزم حداکثر، کلید پیروزی است.
مرعوب تنوره کشیدن دیو ولایت نشوید. آتش قیام،دیگر بار، میتواند و باید، از زیر خاکستر خیانت، شعله بکشد. بهای آن را هر چه که باشد، باید بپردازیم.
دهه «زجر» رژیم ولایت سه روز دیگر آغاز میشود
بهمن ماه یادآور قیام سیاهکل، شهادت اشرف شهیدان و سردار خیابانی، و انقلاب 22بهمن است
از بهمن ماه، خروش آزادی بسازید.
زنجیرهای اختناق البته مانع حرکت و قیام است والا مردم ایران یک روزه این رژیم را جارو میکردند. با این حال از فردا، خروش بهمن را در هر کجا و به هر میزان و به هر ترتیب که میتوانید در هر کوی و برزن طنینانداز کنید.
به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری و حاکمیت نامشروع ولایتفقیه فرا بخوانید.
صبح آزادی نزدیک است.
زنده باد ارتش آزادی
رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست
مسعود رجوی
9بهمن 1389
***
Saturday, January 22, 2011
پیام رهبر مقاومت در خصوص برگزاری جلسه مقامهای ارشد دولتهای پیشین آمریکا، برای خروج نام مجاهدین از لیست

رهبر مقاومت با درود و تهنیت به رئیسجمهور برگزیده مقاومت در «جنگ صد برابر» در برابر رژیم ضدبشری برای پیشرفت و پیروزی در مسیر راهحل سوم و حفاظت از قهرمانان اشرف، به مجاهدان اشرف آمادهباش داد و خاطرنشان کرد:
بهطور قانونمند و بهطور کاملاًً قابل فهم و تجربه شده، هر گاه مقاومت و آلترناتیو دموکراتیک در مسیر راهحل سوم، گامی به پیش برمیدارد، یا پیروزی ارزندهای کسب میکند، رژیم پلید ولایت و ایادی وزارت و نجاست، همراه با وحوش جنگل شرارت، قرار از کف میدهند و در ورودی و اضلاع اشرف، به جست و خیزهای میمونی مبادرت میکنند.
تجربهای که:
پس از اجتماع عظیم هموطنانمان در تاورنی،
پس از بیانیههای اکثریت ۳۱ مجلس قانونگذاری و نمایندگان پارلمان در ۳۵ کشور جهان،
پس از قطعنامه پارلمان اروپا درباره موقعیت قانونی مجاهدان اشرف،
پس از کنفرانس بینالمللی پاریس،
و پس از حکم تاریخی دادگاه اسپانیا، به چشم دیدیم.
-پس از اجتماع تاورنی و بیانیه دفاع ۴۸۰هزار تن مردم استان دیالی از مجاهدان اشرف در تابستان گذشته، ولیفقیه ارتجاع از طریق مالکی و قاضی شریح العبودی، احکام دستگیری ما را صادر کرد.
-پس از حکم دادگاه اسپانیا نیز «ولی امر مسلمین جهان» با تاکتیک همیشگی فرار به جلو، بهدست نشاندگان دستور داده است، احکام دستگیری ۸۰تن دیگر از مجاهدین را از جمله شماری درگذشتگان و شهیدانی را که خامنهای هنوز هم از آنان لرزان و هراسان است، صادر کنند!
-از روز ۹مهر تا ۱۷ دی ۱۳۸۹، در کمتر از ۱۰۰روز، وحوش و مزدوران، در ۶ حمله در روزهای ۹مهر، ۲۵مهر، ۱۲آبان، ۲۰آذر، ۵ دی و ۱۷ دی، در مجموع ۲۲۱ مجاهد خلق را در اشرف مجروح و مصدوم کردند که ۹۴تن از آنان زنان قهرمان مجاهد خلق هستند.
- از سوی دیگر دیکتاتور خونریز «خامنهای، دعی بن الدّعی» به اعدام برجستهترین زندانی سیاسی مقاوم ایران علی صارمی با ۲۴سال سابقه زندان و اعدام دیگر فرزندان این خلق اسیر روی آورده است. بهزعم ولیفقیه طلسمشکسته و فرتوت، همچنانکه سر دژخیم دیوان عالی رژیم گفت: اعدام، باعث ثبات و امنیت نظام میشود.
فقط در یک ماه گذشته دیکتاتور خونریز در مجموع ۸۷نفر زندانی سیاسی و غیرسیاسی را در ایران اعدام کرده است.
اکنون هم:
- پس از نامه خانم اشتون نماینده عالی ۲۷ کشور اتحادیه اروپا درباره وضعیت اشرف، فراخوان به دولت عراق برای احترام و التزام به استانداردها و قوانین انساندوستانه بینالمللی، ابلاغ قطعنامه ۲۵نوامبر پارلمان اروپا به دولت عراق و یادآوری مراجعه و اعتراض نمایندگان ۱۲ دولت به کمیته سرکوب اشرف در ۲۱آذرماه (۱۲دسامبر ۲۰۱۰)
-و پس از کنفرانس بیسابقه واشنگتن درباره حفاظت مجاهدان اشرف و ابطال برچسب تروریستی
تردید نکنید که موش ولایت، در تله ورودی و اضلاع اشرف، بار دیگر سر و دم خواهد جنباند. خامنهای و دست نشاندگان، با گلّه وحوش و مزدوران، درحضیض استیصال بار دیگر درصدد برمیآیند تا اشرف را آماج جنون و کین توزی حیوانی قرار دهند.
متقابلاًًًًً مجاهدین، با عزم حداکثر، برای جنگ صد برابر آمادهاند و پیشاپیش به ولیفقیه بیحیا، «بیا، بیا» گفتهاند.
سمفوني عشق زندگي
Friday, October 29, 2010
اول مهر شکفت - مسعود رجوی- ۲مهر ۱۳۸۹
Wednesday, October 27, 2010
اول مهر شکفت - مسعود رجوی- ۲مهر ۱۳۸۹

اول مهر شکفت
مسعود رجوی- ۲مهر ۱۳۸۹
اول مهر شکفت و نخستین روز درس دوباره فرا رسید.
حرف اول و درس اول همان است که در ابتدای پاییز در ۵مهر ۱۳۶۰ دانشآموزان در صفی بیانتها با خون سرخ خود نوشتند:
«آ» مثل «آزادی».
آنگاه کهکشان شهیدان و رزمندگان آزادی، با خون و رنج، درس را گام به گام تکمیل کردند: «ب» مثل «بهار» و «بهروزی». «پ» مثل «پایداری» و «پیروزی» …
درس آخر را ارتش آزادی خواهد داد و حرف آخر را مردم ایران میزنند.
***
در یک شبانه روز گذشته، همزمان با اول مهر، با تحولاتی مواجه بودیم که هریک اهمیتی بسزا دارد:
اول-بزرگترین تظاهرات ایرانیان در نیویورک همراه با سخنان شهردار پیشین این شهر پیرامون مقاومت ایران
دوم-بیشدریدگی و نعل وارونه پاسدار احمدینژاد بر سر چهارراه جهان در مجمع عمومی ملل متحد و این بار پیله کردن به ۱۱سپتامبر بهجای هولوکاست
سوم- سخنان رئیسجمهور آمریکا در پاسخ به رئیسجمهور ارتجاع با تصریح بر اینکه حکومت ایران مشروعیت خود را از دست داده است
چهارم- بیانیه ائتلاف برنده در انتخابات عراق (العراقیه) که رو در روی تلاشها و تشبثات رژیم ایران برای قالب کردن مالکی برای ۴سال دیگر بهعنوان نخستوزیر این کشور، اعلام کرد، چتر سیاسی مالکی برای این کار موسوم به «اتحاد ملی» را بهرسمیت نمیشناسد و تشکیل آن را تلاشی مذبوحانه برای تحکیم فرقهگرایی سیاسی میداند. نمونهٴ کنونی اداره کشور بهریاست مالکی تکرار شدنی نیست و بنابراین از همکاری یا مشارکت در هر دولتی بهریاست مالکی معذور است و آن را تحریم میکند.
***
در بزرگترین تظاهرات ایرانیان در برابر مقر ملل متحد، قبل از هر چیز پهلوان مسلم اسکندر فیلابی، بهجلوداری و نمایندگی از سوی همه پهلوانان و قهرمانان و رادمردان ایران زمین، بهرسم مجاهدان اشرف «حاضر» گفت و پیمان ایستادگی و استواری سلحشوران وطن و کاوههای میهن را در رزم بیامان با اهریمن و ضحاک ولایت، تجدید کرد.
صدا و تصویر و غریوی ماندگار، با حاضر گفتن پهلوان نامدار در روز اول مهر، نخستین روز درس، در کشتی و کارزار جهانی سرنوشت، سرنوشت ملت ایران، در میدان ملل متحد. فراتر از همه میدانهایی که از آن عبور کرده و در ورای همه افتخارات و مدالهایی که در مسابقات برای مردم ایران کسب کرده است.
***
آنگاه درخشش مهر تابان مقاومت و آزادی مردم ایران را در سیمای رئیسجمهور برگزیده مقاومت برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران دیدیم. جوهر بهار و بالندگی. بشارت مجسم پیروزی که درفش کاویان را با سبز و سپید و سرخ، بهسوی پایتخت شیر و خورشید، بر دوش میکشد:
«پاسدار احمدینژاد دشمن ایران است و نه نماینده آن.
با فرستادن گماشته منفور خامنهای به سازمان ملل، نخواهید توانست خواست مردم ایران برای سرنگونی رژیم را از نظرها پنهان کنید.
یگانه راهحل مسأله ایران تغییر دموکراتیک به دست مردم و مقاومت ایران است.
نام اشرف که بر زبان شما جاری است کلمه و رمز آزادی و آزادیخواهی مردم ایران است.
۲۰ماه است که اشرف در محاصره است. اما از پس دیوارهای محاصره و از پس زوزهها و جیغهای نفرتانگیز جاسوسان و دژخیمان اعزامی رژیم باز این شعلههای آزادی است که از اشرف زبانه میکشد.
۲۰ماه است که اشرف در محاصره است. اما بیش از همیشه به قیامآفرینان راه و رسم ایستادگی میآموزد
خطاب به مجمع عمومی ملل متحد، به شورای امنیت و به کلیه دولتهای عضو ملل متحد تأکید میکنم که:
-با تشکیل یک دادگاه ویژه، سران این رژیم را بهخاطر جنایت علیه بشریت از جمله اعدام و قتلعام ۳۰هزار زندانی سیاسی محاکمه کنید.
-نمایندگان رژیم آخوندی که کرسی ایران را اشغال کردهاند از سازمان ملل اخراج کنید.
-مسئولیتهای خود در قبال حفاظت مجاهدان اشرف را برعهده بگیرید و با استقرار نیروهای آمریکا و تیم ناظر سازمان ملل متحد از ادامه و تشدید محاصره و سرکوب و توطئه و جنگ روانی علیه آنان جلوگیری کنید.
آزادی در راه است
و انقلاب دموکراتیک ایران پیروز میشود»
***
سپس جولیانی رشته سخن را بهدست گرفت. شهردار جامعه بینالمللی در نیویورک و کاندیدای پیشین ریاست جمهوری که خود یکی از برجستهترین حقوقدانان آمریکاست؛ با ۳۵سال تحقیق و تجربه درباره تروریسم، که به قول خودش، نمونه دست اول آن را در شهری که شهردار آن بود، از سر گذرانده است.
جولیانی گفت: اگر سازمان ملل، میخواهد هدف اساسی خودش را که حمایت از حقوقبشر است اثبات کند، پس باید در کنار شما و علیه رژیم ایران بایستد.
- «اگر تاریخ قرن بیستم به ما چیزی آموخته باشد. این است که ما باید با استبداد، دیکتاتوری و سرکوبگران در سریعترین شکل و به موقع به مقابله برخیریم. کوتاهی و مماشات در این زمینه فقط به هدر دادن بیشتر جان و آزادی انسانها منجر خواهد شد. زمان طولانی است که جهان دریافته است که مردم ایران، و بهخصوص شما آزادیخواهان، توسط رژیمی که حقی برای وجود ندارد، سرکوب و قتلعام شدهاید. اکنون زمان آن است که باید در این خواست با شما شریک شد».
- «مردم ایران مصمم هستند که برای آزادیشان بجنگند. آنها مصمم هستند که علیه وحشتناکترین جنایاتی که علیه بشریت اعمال میشود فریاد بزنند و هنگامی که آنها برای این کار بهپا میخیزند، این کشور (یعنی آمریکا) باید در کنار آنها بایستد و فریاد بزند. دیگر سکوت جایز نیست».
جولیانی تأکید کرد: «جشن آزادی مردم ایران، جشن همه ما خواهد بود. اما آن روز، با التماس کردن به احمدینژاد برای مذاکره بهدست نخواهد آمد. با ضعف نشاندادن بهدست نخواهد آمد. سرکوب و استبداد در مقابل برخورد ضعیف، قدرت میگیرد. آنها فقط یک زبان را میفهمند: زبان قدرت…».
***
آقای بولتون هم به سازمان ملل گوشزد کرد که با پذیرفتن رژیمهای نامشروعی مانند رژیم ایران قدرت معنوی خود را از دست میدهد. بولتون افزود:
- «در حقیقت حکومت ایران اساساً یک دیکتاتوری نظامی با لعاب مذهبی است».
- «اگر به مردم ایران شانس آزاد و منصفانهیی برای انتخاب داده شود، بهطور قطع حکومت ملاها و سپاه پاسداران را نفی میکنند. لذا سؤالی که در برابر ایالات متحده و سایر کشورهای جهان قرار دارد این است که سیاست ما در رابطه با رژیمهایی مانند احمدینژاد باید چه باشد؟ این سؤال فوریت دارد، زیرا این رژیم نه تنها در داخل ایران مستبد است و نه تنها اپوزیسیون خود را سرکوب میکند، بلکه… . بانکدار مرکزی تروریسم بینالمللی است. این رژیم تروریستها را، از دَم، حمایت میکند: حماس، حزبالله، تروریستها در عراق، تروریستها در افغانستان، و همچنین درصدد کسب هدف درازمدت خود یعنی سلاح اتمی قابل حمل است».
- «بدون هیچ ابهامی، راهحل درازمدت برای حل مشکل رژیم تهران، سرنگونی هر چه زودتر این رژیم است… حقیقت این است که اکثریت مردم ایران اگر میتوانستند، این رژیم را به سرعت یک ضربان قلب عوض میکردند».
- «بسیاری از اعضای خانوادههای این ایرانیان در کمپ اشرف زندگی میکنند و در خطر اقدامات دولت تهران و متحدین آن در داخل دولت عراق هستند. ما در دوران خطرناکی در منطقه قرار گرفتهایم… همه این مشکلات توسط دولت تهران بهوجود آمده است، به همین خاطر، بهخاطر مردم ایران و بهخاطر همه مردم خاورمیانه از هر نژاد و ملیت و بهخاطر آمریکا و صلح و امنیت جامعه بینالمللی، احمدینژاد و رژیم او باید سرنگون شوند».
***
سخنرانان برجسته دیگر از سایر کشورهای جهان بر همین حقایق پای فشردند. از جمله دیوید ایمس به نمایندگی از اکثریت مجلس عوام انگلستان و ۲۰۰تن از اعضای مجلس اعیان گفت، کاملاًً خجالتآور است که احمدینژاد به نمایندگی از یک دیکتاتوری منفور در سازمان ملل پذیرفته شود. سازمان ملل نباید میزبان دیکتاتوری باشد که رژیمش تلاش دارد ۷۰ میلیون ایرانی بیگناه را با زور ساکت کند.
- «زمان آن فرارسیده است که از آمال مردم ایران برای تغییر حمایت کنیم. ما آمال آنان را در فریادهای میلیونها انسان در خیابانها و کوچههای تاریک شهرهای ایران شنیدهایم. این تغییر دموکراتیک در دسترس است و جواب در اپوزیسیون سازمانیافته ایران و بهطور خاص در اشرف نهفته است».
- «من بسیار ناراحتم که میبینم آنها بوسیله عوامل رژیم ایران برای ۲۰ماه طولانی تحت محاصره قرار دارند. اینکار تقریباً تمامی قوانین بینالمللی را نقض میکند. آنها بهگونهیی جدی از دسترسی به غذا، دارو، سوخت و دیگر ضروریات محروم شدهاند تا زندگی را برایشان دردآور کنند و این کار از جانب رژیم ظالمی است که احمدینژاد امروز برای تبلیغ آن آمده است. پس اجازه بدهید همانگونه که امروز احمدینژاد را محکوم میکنیم، اشرفیان را ستایش کنیم که در مقابل احمدینژاد و همپالکیهای او، در تمامی این سالیان، ایستادهاند. آنان مظاهر شهامت، خردمندی و استقامت هستند. بگذارید خواهان آن شویم که محاصره ظالمانه اشرف فوراً پایان یابد».
- «ما همچنین خواهان متوقف شدن شکنجه روانی ساکنان هستیم. رژیم ایران از ماه فوریه عوامل اطلاعاتی خود را در جلو در کمپ مستقر کرده است تا آنها بتوانند ۲۴ساعته توسط بلندگوهای قوی اظهارات ننگین خود را علیه ساکنان اشرف ادا کنند. این شکنجه روانی بدون توقف مدت هشت ماه است که جریان دارد و باید متوقف شود».
***
از آنچه دیدیم و شنیدیم به روشنی بر میآید که جهان در خصوص مسأله ایران، به سوی راهحل سوم میرود. به جامعه بینالمللی و به آمریکا و اروپا گفته بودیم که این راهحل نه فقط مطلوب ما و ملت ما بلکه نیاز مبرم خود آنها و ملتهای آنها هم هست:
«بگذارید بدون ذرهیی مبالغه، تصریح کنم: ما به جامعه بینالمللی و به آمریکا و اروپا راهحل مریم را پیشنهاد میکنیم. این راهحل نه فقط مطلوب ما و ملت ما بلکه نیاز مبرم خود آنها و ملتهای آنها هم هست. زیرا که صلح و امنیت و دموکراسی و حقوقبشر و ثبات و سازندگی و دوستی و یک ایران غیراتمی و همکاری و توسعه اقتصادی را در این منطقه از جهان پیشنهاد میکند و به قوانین و کنوانسیونهای بینالمللی احترام میگذارد.
اکنون که روزگار مماشات و استمالت از آخوندها به بهای سرکوب ملت و مقاومت ایران و به بهای پایداری شگفت فرزندان رشید این مرز و بوم مفتضح شده و بلاجواب مانده است، تأکید میکنیم که دخالت نظامی نه لازم است و نه گرهگشا.
بگذارید مردم ایران خود با این رژیم که بانکدار مرکزی و پدرخواننده تروریسم بینالمللی و کانون صدور بنیادگرایی است تعیینتکلیف کنند. کافی است راهبند تروریستی به سود فاشیسم افسار گسیخته مذهبی را رسماًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًً و صریحاً و علناً از روی این مقاومت مشروع و برحق یک ملت تحت ستم بردارید و محدودیتهای اعمال شده در عراق و آمریکا و اروپا را بالکل به کنار بگذارید و بساط پرونده ننگین و شبه کودتای ۱۷ژوئن را جمع و ختم آن را اعلام کنید.
حال اگر راهحل بهتری سراغ دارید که بهای کمتری دارد، خود دانید، بفرمایید باز هم آزمایش کنید. بفرمایید باز هم با همین رژیم مذاکره و معامله و مصالحه کنید. فقط به یاد داشته باشید که یک ضربالمثل ایرانی میگوید، خود کرده را تدبیر نیست…
سیاست سنگ- آن هم سنگ صبور- را بستن و سگ- آن هم سگ هار- را گشودن و استمالت کردن، دیگر چارهساز نیست» (۳ دی ۱۳۸۵ ).
***
اکنون «روزگار غریب» را بنگرید که این «سگ هار» و وحشی، که برای اهلی کردنش، آن همه بمب و برچسب و ناسزا و پرونده، بر سر ما ریختند، به کجا رسیده، که در مجمع عمومی ملل متحد و در محل حادثه، یعنی در نیویورک، بهخاطر ۱۱سپتامبر پاچه دولت آمریکا را گرفته است. همچنانکه در عراق، جایی که خودش جنگ را با سیل اطلاعات گمراه کننده زمینهسازی کرد، دو قورت و نیمش باقی است و یقه دولتمردان آمریکایی را گرفته که بایستی بیایند و محاکمه و قصاص شوند!
روز عیدفطر هم به این قبیل فرافکنیهای احمدینژاد اشاره کردم:
«پررویی و وقاحت احمدینژاد را ببینید که روز ۱۰شهریور «ضمن استقبال از خروج نیروهای آمریکایی از عراق، تأکید کرد عاملان لشکرکشی به عراق، باید در یک دادگاه بینالمللی محاکمه و مجازات شوند» ! در صف اول که باید خودت و ولیفقیهات بشینید! مگر چه کسی بود که تسلیحات کشتار جمعی عراق را نشانی میداد تا جنگ را برانگیزد، بالاخص درقرارگاههای مجاهدین؟! چنین کسی مگر نباید در صف اول بشیند؟! احمدینژاد همچنین گفت اگر اوباما میخواهد کار مفیدی انجام بدهد، ابتدا باید تعهد بدهد که در امور عراق دخالت نکند. یعنی کاری را که اول خودش باید بکند، فرافکنی میکند روی دیگری!» (۲۰شهریور۸۹ )
واینهم نمونهیی دیگر از سابقه دعاوی احمدینژاد در اسفند گذشته:
«… خودشان یک بهانهیی درست کردند با تبلیغات شدید ضد صدام، حمله کردند به بهانه اینکه میخواهند صدام را ساقط کنند، آمدند که بر چاههای نفت عراق و منطقه ما مسلط بشوند، بعثیها را از کار برکنار کردند، تبلیغات کردند، شعار دادند، بالاخره صدام را اعدام کردند، همانها دوباره الآن آمدهاند میخواهند بعثیها را تحمیل کنند بر ملت عراق. آمدند توی افغانستان یک بازی درست کردند بهنام ۱۱سپتامبر و برجهای دوقلو، خودشان آن کارها را ترتیب دادند و تنظیم کردند. معلوم بود که آن یک طراحی از قبل است. اما با تبلیغات کاری کردند که همه دولتها، همه ملتها شروع کردند محکوم کردن اون حادثه و ابرازی همدردی با دولت و مردم آمریکا و همین را بهانه کردند برای حمله به منطقه، برای حمله به افغانستان» (تلویزیون رژیم۶اسفند۱۳۸۸ ).
***
قبل از ادامه مطلب، انصاف بدهید، رژیمی که درمجمع عمومی ملل متحد در روز روشن در برابر دیدگان ۱۹۲ کشور و در برابر انبوه کارشناسان و ناظران حرفهیی و خبرنگاران، در مورد موضوع بسیار روشنی مانند ۱۱سپتامبر چنین میگوید، پس بامخالفان خود در ایران و بهویژه با سازمان مجاهدین خلق ایران چه میکند و چه میگوید؟
این تازه دولت آمریکاست که آن همه از همین رژیم استمالت کرده و در عراق به کیسه آن ریخته و حتی مخالفانش را بمباران و خلعسلاح کرده و در لیست گذاشته است. پس چه رسد به مجاهدین و مقاومت ایران که یک آن با این رژیم از روز نخست سر سازگاری نداشتهاند.
به راستی که کارزار شیطانسازی و باتلاق بیکران لجنپراکنی و دروغ و دغل و فرافکنی این رژیم و مزدورانش علیه مجاهدین، غیرقابل قیاس با هر مورد دیگری است.
بنگرید که این رژیم در ۳۲سال گذشته در این پهنه تا کجا و در چه حجم و ابعاد نجومی دستاندرکار همین قبیل لاطائلات و واژگونه گویی علیه ما بوده است.
به راستی طی این مدت، آیا این رژیم حتی یک جمله یا یک عبارت یا یک کلمه درست درباره مجاهدین بر زبان رانده است؟
آیا هیچ حق و حقیقتی هست که رژیم آن را در مورد ما وارونه و واژگونه و لوث نکرده باشد؟
از یکسو خوشا به مجاهدت و مقاومتی که در برابر چنین رژیمی سینه سپر کرده و در سیلاب و رگبار بیوقفه دروغ و دنائت ۳۲ساله، سرخم نکرده باشد.
از سوی دیگر، شرم و سرشکستگی و روسیاهی بر آنانی باد که در این گنداب دروغ و مرداب دنائت علیه مجاهدین و مقاومت ایران کم یا بیش با آخوندهای حاکم همکاسه و هم زبان و هم خط شدند.
***
اگر کسی با خصایص و کارکردهای ویژه رژیم ولایتفقیه آشنایی نداشته باشد، گمان میکند که این قبیل فرافکنیهای حیرتآور و این حد از دریدگی و وقاحت، بهلحاظ سیاسی، اشتباه محض و عملکرد یک تیغکش حرفهیی یا یک جاهل کلهپوک در سر گذر یا بازارچه است!
اما واقعیت این نیست. خامنهای و احمدینژاد از سر سیری یا اشتباه محاسبه سیاسی، به نعل وارونه زدن مبادرت نکردهاند. این نیاز مبرم و سیر و سلوک اجتنابناپذیر ولایت در منزل نهایت است. «باد» است که آهستگی و فرو نشستن، عدم اوست!
چنین است که در حضیض درماندگی، بهترین تدافع را در تهاجم با هر لوش و لجنی یافته است. برای فرار از اصل موضوع و اینکه دم خودش به تله نیفتد، به هر یاوه و رطب و یابسی چنگ میزند.
یک روز به هولوکاست، یک روز به جنگ در عراق و یک روز هم به ۱۱سپتامبر پیله میکند. اگر در تعرض نباشد، به سرعت به گوشه رینگ و سپس به بیرون از رینگ پرتاب میشود. و الّا باید دریافت کننده ضربات و پاسخگوی سوالاتی باشد که حتی یکی از آنها را هم بر نمی تابد. از قدیم گفتهاند:
تا نشان سم اسبت گم کنند
ترکمانا، نعل را وارونه زن
بله پاسدار احمدینژاد، نه برای گفتگو یا مصاحبه کردن و مطرح شدن، بلکه بهطور کاملاًً حساب شده و برنامهریزی شده از سوی خامنهای، مشخصاً برای پرتاب عامدانه همین موضوع به مجمع عمومی ملل متحد آمده است. آرایش بینالمللی این رژیم در بحبوحه تحریمها و در شرایطی که گزینه نظامی در برابر چنین رژیمی هر روز در رسانهها و افکار عمومی جای بیشتر باز میکند، نمیتواند جز این باشد. هدف، خنثی کردن و آب بندی ضربه محتمل جنگی، بههرقیمت است. هزینه آن را هم، که انزجار و انزوای بیش از پیشبینالمللی است، با طیب خاطر میپردازد. به شرط اینکه مانع بمبسازی او نشوند و بگذارند بمب اتمی را تکمیل کند.
واشنگتن تایمز در سرمقاله امروز خود نوشته است، احمدینژاد هنگامی که در سخنرانی خود در مجمع عمومیگفت حملات ۱۱سپتامبر به آمریکا بهانه اعزام نیرو به تمام دنیا را داد، «عملاً در را کوبید و بست».
واشنگتن تایمز میافزاید: اما «حرفهای خشن» احمدینژاد «در مغایرت شدید با موعظه ضعیف آقای اوباما است».
***
ترس ولیفقیه ارتجاع از جرقه و ضربه محتمل نظامی، که او را به چنین نعل وارونهیی در عرصه بینالمللی ناگزیر کرده، شمّهیی از وضعیت داخلی رژیم در مرحله اضمحلال و ریزش را بازتاب میکند.
وقتی پایههای آخوندی و روحانی ولایت یکی پس از دیگری فرو میریزد، چارهیی جز دلقک بازی پیرامون کوروش و بسیجی کردن و بسیجی خواندن او نمییابد. اگر کار به خامنهای و گماشته او باشد، لابد در قدم بعد، بر سر کوروش و همه افتخارات تاریخی ایران، عمامه هم خواهند گذاشت! از سوی دیگر، رحیم مشایی را با کیسه پر پول ۵۰ میلیون دلاری به سراغ «عوامل استکبار جهانی» میفرستند تا به گفته خودش به جذب ایرانیان خارج از کشور بپردازد. چندی پیش نیویورک تایمز در همین باره خبر داد که دولت ایران در نیمه تابستان « برای ترمیم تصویر» منفور خود، هزینه چند صد ایرانی را که در خارج زندگی میکنند با همه مخارج آنها برای یک دیدار سه روزه از ایران تأمین کرد و این خود باعث مشاجره و جیغ و داد در میان «محافظه کاران» شد.
نیویورک تایمز نوشت: «این مهمانان، به یک نمایش موسیقی، یک سخنرانی تملق آمیز توسط محمود احمدینژاد همراه با اظهارات طعنه آمیز، عجیب و نامناسب و سفری به یک مکان توریستی به انتخاب خودشان، دعوت شدند. طرحهای مزبور دقیقاً آنطور که برنامهریزی شده بود پیش نرفت… .
دیری نپایید که بعد از ورود این مهمانان به تهران، تندروها، آنها را بهعنوان خائن محکوم کردند…
این دیدار، چنان توفانی در رسانهها بهپاکرد که شورای شهر تهران، تمامی آگهیها در مورد آن را از روی تابلوها و سایر نقاط، برداشت…
در نتیجه، برنامهیی که قرار بود تصویر ایران را جلا دهد، منجر به این شد که بسیاری از اختلافات تلخ داخلی در معرض انظار قرار گیرد.
از نظر برخی از مهمانان، این سفر چیزی بیش از یک دیدار تفریحی با اقوام، که مخارج آن را دولت پرداخت نبود، دولتی که آنها آن را یک دولت حقیر میدانند. وقتی از یکی از این مهمانان در مورد کنفرانس مزبور سؤال شد، با تمسخر گفت، ”آنها ۲۰۰تن از ما را به اینجا آوردند… فقط برای اینکه به تبلیغات آنها گوش دهیم… بسیاری از ما، تنها میخواستیم خانوادههایمان را ببینیم… “
اصلاح طلبان، این کنفرانس را بهعنوان یک ژست توخالی توسط دولتی که با سیاستهایش، ایرانیان خارج از کشور را رویگردان کرده، محکوم کردند» (نیویورک تایمز ۱۷مرداد۸۹ )
***
تاریخچه رژیم ولایت در مقاطع مختلف آکنده از نعلهای وارونه است:
خمینی جنگ با عراق را آشکارا تحت عنوان صدور انقلاب زمینهسازی کرد اما بعداً به شکلی وارونه، جنگ توسعه طلبانه ضدمیهنی را که شعار رسمی آن «قدس از طریق کربلا» بود، «دفاع مقدس» خواند. این در شرایطی بود که دولت وقت عراق، پس از شکست تجاوز زمینی به خاک ما، قطعنامههای شورای امنیت درباره آتشبس و خاتمه جنگ بین ایران و عراق را سالهای متوالی یکی پس از دیگری میپذیرفت اما رژیم خمینی از از قبول آنها سر باز میزد. عراق بهخاطر جغرافیای سیاسیاش در همسایگی ایران، از آغاز نخستین طعمه «توسعه» و صدور ارتجاع بود و بههمین خاطر خمینی جنگ با عراق را «موهبت بزرگ الهی» اعلام کرد.
***
نمونه دیگر، کارزار شیطانسازی و دادن آدرس تسلیحات موهوم کشتار جمعی عراق در قرارگاههای مجاهدین بود که درگذشته راجع به آن بارها صحبت کردهایم.
رژیم جنگطلب آخوندی، با دادن اطلاعات گمراه کننده و دروغ درباره تسلیحات کشتار جمعی عراق از طریق مزدوران و جاسوسانش، نقش بسزایی در برانگیختن جنگ ایفا کرد. اما وقتی نوبت به خودش و افشای مراکز تاسیسات واقعی که برای ساختن بمب اتمی دایر کرده بود، رسید، وقتی خطر روبهروشدن با عواقب آن را احساس کرد، بهناگهان آخوندهای جنگطلب، بهکلی مسالمت جو و صلحطلب شدند و به دامن جنبش جهانی صلح آویختند. در این باره گفته بودیم:
«اکنون ”استفاده ابزاری“ از جنبش جهانی صلح طلبی را بنگرید که آخوندها میخواهند آن را به جنبش صلح و سازش با فاشیسم مذهبی تبدیل کنند.
عجبا کسانی که درآمد و حتی موجودیتشان مدیون جنگ ۸ساله و جنگ در کویت و افغانستان و عراق است، کسانیکه شعار رسمی آنها و امام ملعون راحل شان، «جنگ، جنگ تا پیروزی» و «جنگ، تا رفع فتنه از عالم» بود، همانها که با سیلی از اطلاعات دروغ و گمراه کننده دعوت به جنگ در عراق میکردند، همانها که برای ”خودشوئی“ و رد گم کردن، نعل وارونه میزدند و از هزارو یک طریق با همه مزدورانشان، آدرس تسلیحات کشتار جمعی عراق از جمله در قرارگاههای مجاهدین را به آمریکا میدادند، اکنون برآنند تا جنبش برحق صلح خواهی را که نیاز و آرمان تمامی بشریت است به خدمت صلح با رژیم آخوندی بگیرند تا بیش از پیش فرصت جنایت و کشتار و سرکوب و حلقآویز در ملاء عام پیدا کند. همین رژیم بود که ”غارهای زیرزمینی“ در قرارگاههای مجاهدین در خاک عراق را که مملو از ”تسلیحات هستهیی“ و ”شیمیایی و میکروبی“ است نشانی میداد و ادعا میکرد ”آمریکا این امکان را برای رئیسجمهور عراق فراهم کرده که سلاحهای خود را به انبارهای امن مجاهدین منتقل نماید“ (جمهوری اسلامی- اول آذر ۱۳۸۰ ).
… مطبوعات بینالمللی (ساندی تایمز، نیوزویک، لسآنجلس تایمز ـ مه ۲۰۰۴ ) فاش کردند که دستگاه اطلاعات همین رژیم از طریق عوامل عراقی خود، با سیلی از «اطلاعات نادرست» در «یکی از بزرگترین عملیات جاسوسی تاریخ معاصر» دنیا را در مورد سلاحهای کشتار جمعی در عراق فریب داده است تا آنچنان که مدیر سابق اطلاعات نظامی آمریکا در خاورمیانه گوشزد نمود، جنگ در عراق را برانگیزد» (۷آبان۱۳۸۶ )
***
نمونه دیگر، حکم دادگاه انگلستان در مورد لغو برچسب تروریستی است که باز هم رژیم با یک فقره نعل وارونه سعی کرد در برابر دولت وقت انگلیس، بستانکار هم از آب در بیاید. ترجیح میدهم در این باره قسمتی از پیام۲۸آذر ماه ۱۳۸۶ را مرور کنیم:
«در نهم آذر ماه، کمیسیون استیناف سازمانهای ممنوعه در انگلستان پس از رسیدگی مبسوط به شکایت ۳۵تن از نمایندگان مجلسهای عوام و اعیان علیه ممنوعه کردن مجاهدین، رأی خود را صادر کرد. همچنان که در پیام مریم آمده بود، دولت انگلیس تا توانست، فشارآورد، مزدوران پیشانی سیاه را بهکار گرفت، چوب لای چرخ گذاشت و به تاخیر انداخت. با این همه دادگاه در رأی خود با تصریح بر اینکه ”مدارک پیش روی ما، گستردهتر، فراتر و دارای جزئیات بیشتر از شواهدی است که معمولاً در مقابل یک قاضی در دادگاه اداری قرار دارد“ به دولت انگلیس حکم کرد، بساط غیرقانونی و بهغایت غیرعقلانی و گمراه کننده برچسب تروریستی علیه مجاهدین را جمع کند. دادگاه همچنین دستور داد که دولت انگلیس لایحه حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست سازمانهای ممنوعه را به پارلمان این کشور ارائه دهد.
چنین بود که ساندی تلگراف (۱۱آذر۱۳۸۶ ) بر ”خجالت زدگی عمیق“ دولت انگلستان، انگشت گذاشت و نوشت: ”در قلب این داستان شرمآور یکی از معماهای مرموز سیاست مدرن قرار دارد: چرا دولت ما باید مکررا نقض قانون کند تا رژیم جنایتکار تهران را استمالت نماید… “.
روز جمعه (۹آذر۸۶ ) هر سه قاضی به نفع مجاهدین رای دادند و گفتند وزارت کشور واقعیتهای مهم را نادیده گرفته، قانون را اشتباه فهمیده و به یک تصمبم ”غیرعقلانی“ مبادرت کرده است… … .
این حقیقت که نشان داده شده دولت ما طی اینمدت غیرقانونی عمل کرده تا رژیمی را استمالت کند که با حلقآویز مخالفان سیاسی در ملاء عام شاد میشود، باید نهایتاً بقیه اتحادیه اروپا را متقاعد کند که بفهمند چقدر توسط وزیران انگلیسی به انحراف کشیده شدهاند و عمل شرمآور خود را همسو با حکم قاطع دادگاه انگلیس تصحیح کنند.
یک روز خوب برای عدالت انگلیس ولی روزی که آقای استراو و همکارانش را با سوالات بسیار ناراحت کنندهیی که باید پاسخ دهند بر جا میگذارد.
با اینهمه، زیاده خواهی و ”تکاثر“ رژیم آخوندها را بنگرید که البته تا رسیدن رژیم به قبر هم ادامه خواهد یافت. رژیم سعی دارد حکم دادگاه را در تبلیغات خود در داخل ایران تحت عنوان ”حمایت استعمار پیر از تروریستها“ بخورد مردم بدهد. به این میگویند نعل وارونه ارتجاع فرتوت در زیر بغل ”استعمار پیر“ !
***
اکنون به عراق که به میدان نفوذ و تاخت و تاز و به شکارگاهی برای رژیم ولایتفقیه تبدیل شده است، میپردازیم.
رویتر یک ماه پیش بهنقل از کارشناسان میزان بیکاری (در عراق) را ۳۰ درصد گزارش کرده بود
در کنار دجله و فرات، یک چهارم جمعیت به آب آشامیدنی دسترسی ندارند. ۷ میلیون نفر زیر خط فقر زندگی میکنند. اکثریت عظیم مردم روزانه فقط چند ساعت برق دارند.
بنابرهمین گزارش در پایان سال ۲۰۰۹ ، حدود ۱۲۰۰نفر در انتظار اعدام بودهاند.
این کشوری است که بهنوشته روزنامه بغداد ارگان جنبش ملی عراق، با چهار میلیون مهاجر، سه میلیون یتیم، دو میلیون کشته، یک میلیون بیوه، ۳۵۰هزار معلول و ۱۶۰هزار مفقود یا ربوده شده، روبه روست.
دیروز دبیرکل هیأت علمای مسلمین عراق، شیخ حارث الضاری، در تلویزیون الجزیره با تأکید بر مسئولیت پذیری در قبال آماری که ارائه میدهد گفت: «دوران حکومت المالکی بدترین دورانی است که (عراق) از زمان ورود اسلام به این کشور شاهد آن بوده است… در دوران حکومت المالکی حدود یک میلیون عراقی کشته شده و بیش از نیم میلیون تن از مردم در همین مدت دستگیر شدند… و بیش از ۳۵۰میلیارد دلار در رابطه با پروژههای غیرواقعی و چیزهای بیاهمیت مصرف شد. بسیاری از اینها به سرقت رفته و به بانکهای خارج منتقل شده است» (الجزیره – اول مهر ۸۹).
چندی پیش واشنگتن تایمز در سرمقاله خود نوشت، زمانی بود که صدام موثرترین سد در برابر جاهطلبیهای منطقهیی رژیم ایران بود، اما اکنون «تصویر واضحتری از عکسهای خبری مربوط به صف طولانی تانکرهای بهم چسبیده سوخت که عراق را برای ورود به ایران ترک میکنند، برای اثبات بیهودگی یک تریلیون دلار هزینه جنگ در عراق وجود ندارد» (واشنگتن تایمز- ۲۱تیر۱۳۸۹ ).
یکماه پیش رایان کراکر سفیر قبلی آمریکا در عراق به فایننشال تایمز گفت، رژیم ایران در عراق و در لبنان به حدی نفوذ کرده که «از وتوی واقعی برخوردار است» یعنی «نفوذ کافی دارد تا هرگونه تصمیمگیری جدی را که خلاف منافع آن باشد، بلوکه کند».
سفیر افزود «آنها مشغول یک بازی طولانی هستند، آنها منتظرند ما برویم تا زندگی را برای عراقیها سختتر کنند» (فایننشال تایمز ۲شهریور۱۳۸۹ )
حالا همه در عراق به ستوه آمدهاند و رژیم ایران را مانع اصلی تشکیل دولت جدید عراق بر اساس نتایج انتخابات این کشور میدانند. رژیم در «یک بازی طولانی» میخواهد همه طرفهای سیاسی را خسته و فرسوده و از میدان به در کند تا به نخستوزیری مجدد نوری مالکی تن بدهند.
بیانیه ائتلاف برنده در انتخابات عراق که ساعتی پیش منتشر شده است در این باره میگوید:
«هفت ماه و اندی از انتخاباتی که فراکسیون العراقیه در آن برنده شد، گذشته است. در این هفت ماه صحنه سیاسی شاهد موج تخلفات از قانون و مانعتراشیهای عمدی مبنی بر تلاشهای آشکار توسط دولت مالکی برای سلب حق قانونی و دموکراتیک فراکسیون العراقیه بوده است… .
علاوه بر این، دخالتهای برخی کشورهای همسایه در روند سیاسی عراق از طریق دیکته منافع و اهداف خود، اوضاع را پیچیدهتر کرده تا روند سیاسی را از مسیر ملی و انتخاب و خواست مردم عراق منحرف کنند…
هماکنون نیز با نهایت تأسف این تلاشها و دخالتها با هدایت دولت برای کنار زدن و حذف دیگران و دور زدن اراده و خواست مردم عراق ادامه دارد».
العراقیه نتیجه میگیرد که «نمونه کنونی اداره کشور بهریاست آقای مالکی تکرار شدنی نیست. بنابراین العراقیه از همکاری یا مشارکت در هر دولتی در آینده که بهریاست آقای مالکی باشد معذور خواهد بود».
بهدنبال این بیانیه، دبیرکل جنبش ملی عراق دکتر صالح المطلک در اشاره آشکار به مالکی و رژیم ایران گفت:
- «ما به این باور رسیدهایم که کسانی هستند که میخواهند به قدرت چنگ بزنند آنها آماده انتقال مسالمتآمیز قدرت به هیچ شکل از اشکال نیستند… لذا ممکن نیست بپذیریم که کسی بخواهد با زور و به شیوهیی که امروز رخ میدهد، به قدرت چنگ بزند».
- «ممکن نیست که من با تاریخم و با برادرانم در العراقیه قبول کنیم که تجربه تلخ و دردناک چهارسال گذشته تکرار شود. ممکن نیست که قبول کنیم فاجعه تجاوز به زنان و مردان تکرار شود. ممکن نیست که قبول کنیم روزانه با سلاحها و کلتهای مجهز به صداخفهکن و غیرصداخفهکن و مواد انفجاری قربانی بدهیم.
ممکن نیست بپذیریم مردم عراق آنطور که امروز گرسنه هستند، همچنان گرسنگی تحمل کنند. ممکن نیست بپذیریم که یک افسر اطلاعات از کشور مشخصی، به ما یک کاندیدای مشخص را برای منصب نخستوزیری تحمیل کند. و ممکن نیست اجازه بدهیم که رئیسجمهور کشوری، کشورهای جهان را بچرخد تا کاندیدایی را که میخواهد بر جهان و بر عراقیان تحمیل کند. عراقیان خودشان رئیسجمهور و نخستوزیر خودشان را انتخاب خواهند کرد… . و بههیچوجه ممکن نیست که در برابر این یا آن طرف کرنش کنند».
***
آن روی سکه باقی ماندن مالکی در قدرت تا همین امروز و خیز برداشتن رژیم برای تجدید نخستوزیری او، پرداختهای مستمر رذیلانه و ننگین از سوی مالکی به رژیم از کیسه مجاهدین و مقاومت ایران، از این قرار است:
-محاصره ۲۰ماهه اشرف که به گفته فلسطینیها از محاصره غزه سنگینتر و بیشکافتر است،
-کشتار ۶ و ۷مرداد سال گذشته،
-گروگانگیری،
-اقدام برای جابجایی اجباری،
-صدور احکام پوشالی استرداد و دستگیری با بازیچه قراردادن قضاییه عراق،
- پروندهسازی مضحک علیه زمینهای اشرف و ادعای غصبی بودن آنها،
-انبوه شکایتهای مجازی،
-استقرار ۸ماهه مزدوران اطلاعات آخوندی و نیروی تروریستی قدس در ورودی اشرف با ۴۰ بلندگو برای لجنپراکنی و شکنجه روانی،
-دایر کردن نمایشگاه عکس در شهر خالص علیه مجاهدین، دقیقاً با همان شیوه روز قدس در تهران
-برنامه ریزی برای تزریق انجمن نجاست اطلاعات آخوندها و مزدوران ورودی اشرف به کلوپ فرهنگ و هنر وزارت جوانان عراق در کاظمیه بغداد که قرار است فردا (شنبه سوم مهر) به اجرا در بیاید،
همینهاست که حمیت اقشار مختلف مردم عراق را برانگیخته و اعتراضها و موضعگیریها و محکومیتهای بسیاری را موجب شده است. رهبران و شخصیتها و عشایر و حقوقدانان و روشنفکران و نویسندگان عراقی آن را «تجاوز به حاکمیت عراق» و «فعالیت سفارت ایران و دخالت آن در امور عراق» خواندند.
به گفته سخنگوی وزارتخارجه آخوندها، حضور مجاهدین در عراق در هر حال برای رژیم، بسیار خطرناک است. مزید بر آن، بهنظر میرسد که رژیم در هر کجا- از تاورنی تا نیویورک و افشای تاسیسات پنهان اتمی -کلان ضربهیی دریافت میکند، چارهیی جز تلافی بر سر مجاهدان اشرف نمییابد.
ثابت شد که دعوای سنگین و خونین مالکی با اشرف و مجاهدین، نه بر سر حاکمیت عراق بلکه بر سر حاکمیت رژیم ولایتفقیه در عراق است.
اگر رژیم و دست نشاندگانش در عراق جرات داشتند کافی بود که فقط یکروز به مجاهدین اجازه بیان و تظاهرات آزاد داده شود. کافی بود که فقط یک روز در این ۲۰ماه در اشرف به روی تودههای مردم عراق مانند گذشته باز می بود.
اما اکنون باز هم سنگ را بسته و سگ را در ورودی اشرف از قلاده گشادهاند. از فرط حقد و کین حتی آسفالتها را آتش میزنند تا زمین را حفر کنند و به قطع لولههای آب بپردازند.
اقدام ضدانسانی مزدوران جنایتکار اطلاعات آخوندی و نیروی تروریستی قدس به قطع لولههای آب در شرایطی صورت میگیرد که هماکنون مطابق اسناد رسمی، آب ۴۶ روستا از اشرف تأمین میشود.
در زمینه برق نیز به گفته اداره برق استان، ۲۵درصد کل مبالغ دریافتی استان دیالی که نزدیک به 1. 5میلیون جمیعت دارد از اشرف یعنی تنها از ۳۴۰۰تن گرفته میشود زیرا کسی غیر از مجاهدین چندان پولی برای برق نمیدهد.
از اوت ۲۰۰۶ تا آوریل ۲۰۱۰ مبلغ دو ونیم میلیارد دینار بابت برق مصرفی در اشرف به ۵ برابر قیمت معمول، برای پرداخت حقوق کارکنان و مخارج اداره برق استان از مجاهدین وصول شده است.
دبیرکل هیأت علمای مسلمین گفت در حکومت مالکی بیش از ۳۵۰میلیارد دلار در رابطه با پروژههای غیرواقعی مصرف شده و بسیاری به سرقت رفته و به بانکهای خارج منتقل شده است. پس عجب نیست که برای پرداخت حقوق کارکنان اداره برق چیزی باقی نمانده باشد!
به قرار اطلاع، ولیفقیه ارتجاع برای بستن آب بر روی مجاهدین، کمیته سرکوب اشرف در حکومت مالکی را موظف کرده است که یکی از شاه لولههای اصلی آب رسانی را قطع کند و آب مصرفی مجاهدین را به منطقه دیگری هدایت کند. خامنهای همچنین مقرر کرده است که اگر جابهجایی اجباری مجاهدین امکانپذیر نیست لااقل به دور اشرف دیوار بتونی کشیده شود. کمیته سرکوب اشرف در نخستوزیری مالکی هماکنون به بحث و بررسی درباره طول و نوع دیوار و الزامات آن اشتغال دارد. سند مربوطه بهعنوان نمونه بارز جنایت علیه بشریت قابل ارائه به هر دادگاه بینالمللی است.
***
حکومت مالکی و مزدوران ولایتفقیه در ورودی اشرف اشتهای وافری برای به محاکمه کشیدن ما نشان میدهند. تاکتیک نعل وارونه را از احمدینژاد بهخوبی آموختهاند و برای فرار از محاکمه و پاسخگویی بهخاطر کشتار ۶ و ۷مرداد سال گذشته در اشرف با ۱۱ شهید و ۵۰۰ مجروح و بیش از ۱۰۰۰ مصدوم و ۳۶ گروگان، همچنین بهمنظور فرار از محاکمه و پاسخگویی درباره موج ترورها و انفجارهایی که تعداد آنها در عراق روزانه دستکم به ۱۵ فقره میرسد، تابلو میزنند که مجاهدین ۲۵۰۰۰ شهروندان عراق را کشتهاند!
در کشوری که لگدمال سّم ستوران ولایتفقیه شده و هم سربریدن و سرقت و هم سفلگی و سبعیت، ابعاد نجومی دارد، لجنپراکنی و آنچه را هم که به مجاهدین نسبت میدهند بایستی چنین ابعادی داشته باشد! والا مهمل بافیهای آنها، هیچ توجهی را بر نمیانگیخت!
واقعیت ساده و روشن، در پس همه وارونه گوییها، این است که در عراق مالکی را جز رژیم کسی نمیخواهد. آمریکاییها هم با توجه به مجموعه تضادهایی که با این رژیم دارند، سعی میکنند تا آنجا که امکان دارد با رژیم بر سر این موضوع دست به گریبان نشوند یا آن را به تأخیر بیندازند.
همچنانکه قبلاً گفتهایم، سیاست رئیسجمهور کنونی آمریکا و خط قرمز حفظ عراق در برابر رژیم ایران در بوته آزمایش است
العراقیه، آلترناتیو ملی عراق، امشب اعلام کرده است که پوشش و چتر سیاسی موسوم به «اتحاد ملی» برای تجدید دوره نخستوزیری مالکی را بهرسمیت نمیشناسد و آن را تلاشی مذبوحانه برای تحکیم فرقهگرایی و تحمیل مالکی از سوی برخی کشورهای همسایه (یعنی رژیم ایران) میداند.
حرف مجاهدین و مقاومت ایران هم این است که آلت دستها و ابزارهای سرکوب اپوزیسیون ایران توسط رژیم نامشروع ولایتفقیه در حکومت کنونی و قضاییه عراق را تحت نام و پوش دولت عراق بهرسمیت نمیشناسند.
در صورت تعرض مزدوران تحت امر دیکتاتور خونریز ایران تحت هر نام و هر عنوان، مجاهدان اشرف، از حق مشروع دفاع از خود برخوردارند. محکومیتهای جهانی حملات ۶ و ۷مرداد علیه مجاهدین گواه همین حقانیت است.
دولت عراق به سادگی و به روشنی میتواند با پذیرش رسمی قطعنامه ۲۴آوریل۲۰۰۹ پارلمان اروپا درباره حفاظتها و حقوق ساکنان اشرف طبق کنوانسیون چهارم ژنو، که از حمایت ۴۰۰۰ نماینده منتخب بیش از یک میلیارد مردم جهان، برخوردار است، التزام خود را به قوانین بینالمللی و خروج خود از چنبره تبعیت از ولایتفقیه را اثبات کند.
همچنانکه رئیسجمهور برگزیده مقاومت گفته است، ایالات متحده باید مسئولیتهای خود در قبال حفاظت از مجاهدان اشرف را برعهده بگیرد و با استقرار نیروهای آمریکا و تیم ناظر ملل متحد از ادامه محاصره و از سرکوب و توطئه و جنگ کثیف روانی علیه آنان ممانعت کند.
دشمن زبون ضدبشر، البته از چیزی فروگذار نمیکند؛ اما تجربه پایداری پرشکوه اشرف در هفت سال و نیم گذشته، بشارت پیروزی ماست.
انقلاب دموکراتیک مردم ایران پیروز میشود
رود خروشان خون شهیدان
درپرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران
ضامن پیروزی محتوم خلق ماست
سلام بر خلق -سلام بر آزادی
مسعود رجوی – ۲مهر ۱۳۸۹
Subscribe to:
Posts (Atom)

