گردهمایی ۱۸ژوئن در پاریس

گردهمایی ۱۸ژوئن در پاریس
گردهمایی ۱۸ژوئن در پاریس

پیروزی عدالت و مقاومت در کودتای ننگین ۱۷ژوئن

«در جایی که هنوز یک قطره قانون و یک ذره آزادی و وجدان وجود دارد، تردید نکنید که ما پیروز می‌شویم. مبارزه بر سر حذف یاوه‌ی تروریستی، مبارزه‌ای است با پیروزی محتوم»

اخبار فارسی از سیمای آزادی تلویزیون ملی ايران

اخبار فارسی از سیمای آزادی تلویزیون ملی ايران
اخبار فارسی از سیمای آزادی تلویزیون ملی ايران

To Listen click on the link Below PLZ برنامه زنده رادیو سیمای آزادی

To Listen click on the link Below PLZ برنامه زنده رادیو سیمای آزادی
To Listen click on the link Above PLZ برنامه زنده رادیو سیمای آزادی

مشخصات ماهواره جديد را به دوستان و آشنايان خود بدهيد و در هرجا كه مي توانيد , منتشر كنيد

مشخصات ماهواره جديد را به دوستان و آشنايان خود بدهيد و در هرجا كه مي توانيد , منتشر كنيد
برنامه سيماي آزادي , تلویزیون ملی ایران از اين پس علاوه بر ماهواره تل استار 12 , بر روي ماهواره يوتل ست و هاتبرد ۱۳ نيز پخش مي شود

مشخصات ماهواره جديد را به دوستان و آشنايان خود بدهيد و در هرجا كه مي توانيد , منتشر كنيد

EUROPE – MIDDLE EAST: Hot Bird at 13°E, بصورت M PEG 4 / HD Frequency:11541 MHz, Polarity: Verical, Symbol rate:22.000, FEC: 5/6, Eutelsat E7B ( W3A) at 7.0°E, ت M PEG 2 / SD Frequency:10721 MHz, Polarity: Horizontal, Symbol rate:22.000, FEC: 3/4, تماشای پخش زنده تصویر و صدای سیمای آزادی بر روی اینترنت https://hambastegimeli.com/%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C https://iranntv.com/%D9%BE%D8%AE%D8%B4-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87/

مشخصات ماهواره تل استار 12 ,برنامه سيماي آزادي , تلویزیون ملی ایران

EUROPE – MIDDLE EAST: Telstar 12, 15°W, Frequency: 12589 MHz, Polarity: Vertical, Symbol rate: 4503, FEC: 1/2

نيز پخش مي شود AMERICA - CANADA براى Galaxy 19.برنامه سيماي آزادي بر روي ماهواره

NORTH AMERICA & CANADA, Galaxy 19 at 97.0°W, Frequency: 11867 MHz, Polarity: Vertical, Symbol rate: 22.000, FEC: 2/3, Transponder: 7

قیام تا پیروزی , جنگ صد برابر تا سرنگونی- پیام به جوانان اشرف‌نشان و نیروهای انقلاب دموکراتیک مردم

قیام تا پیروزی , جنگ صد برابر تا سرنگونی- پیام به جوانان اشرف‌نشان و نیروهای انقلاب دموکراتیک مردم
قیام تا پیروزی , جنگ صد برابر تا سرنگونی- پیام به جوانان اشرف‌نشان و نیروهای انقلاب دموکراتیک مردم ایران - مسعود رجوی- ۲۹بهمن ۱۳۸۹

فیلم - خروش بهمن فراخوان به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری - مسعود رجوی ۹بهمن ۱۳۸۹

فیلم - خروش بهمن فراخوان به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری - مسعود رجوی ۹بهمن ۱۳۸۹
- To View the Videos,DOUBLE Click on the Image Above, Wait few seconds,Then Scroll down 1/4 of the page and Choose the Video PLZ- فیلم - خروش بهمن فراخوان به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری - مسعود رجوی ۹بهمن ۱۳۸۹

فراخوان فوری عفو بین الملل برای جلوگیری از اعدام ۷ زندانی سیاسی - TAKE URGENT ACTION IN 3 STEPS! RE

فراخوان فوری عفو بین الملل برای جلوگیری از اعدام ۷ زندانی سیاسی - TAKE URGENT ACTION IN 3 STEPS! RE
فراخوان فوری عفو بین الملل برای جلوگیری از اعدام ۷ زندانی سیاسی - TAKE URGENT ACTION IN 3 STEPS! Mullah's REGIME PLANS TWO MORE POLITICAL EXECUTIONS ANY DAY

خوشا به اين ايستادگي و اين سرفرازي اشرف نشان

خوشا به اين ايستادگي و اين سرفرازي اشرف نشان
من خاک اشرف رازیارت کردم آری - به یاد قهرمان مجاهد خلق علی صارمی

فراخوان خانواده های مجاهدین در واشینگتن تایمز امروز چاپ شد

فراخوان خانواده های مجاهدین در واشینگتن تایمز امروز چاپ شد
فراخوان خانواده های مجاهدین در واشینگتن تایمز امروز چاپ شد

به‌یاد شهدای قهرمان جعفر کاظمی و محمدعلی حاج‌آقایی

به‌یاد شهدای قهرمان جعفر کاظمی و محمدعلی حاج‌آقایی
به‌یاد شهدای قهرمان جعفر کاظمی و محمدعلی حاج‌آقایی

شهادت زندانی سیاسی مجاهد والامقام محسن دکمه‌چی بر اثر محدودیت عمدی از مداوا

شهادت زندانی سیاسی  مجاهد والامقام محسن دکمه‌چی  بر اثر محدودیت عمدی از مداوا
شهادت زندانی سیاسی مجاهد والامقام محسن دکمه‌چی بر اثر محدودیت عمدی از مداوا

شهیدان پاکباز مجاهد خلق در حماسه 19فروردین ۱۳۹۰ - حماسه‌سازان دفاع از آزادی و شرافت ملت ایران - شه

شهیدان پاکباز مجاهد خلق در حماسه 19فروردین ۱۳۹۰  - حماسه‌سازان دفاع از آزادی و شرافت ملت ایران - شه
شهیدان پاکباز مجاهد خلق در حماسه 19فروردین ۱۳۹۰ - حماسه‌سازان دفاع از آزادی و شرافت ملت ایران - شهیدان قهرمان اشرف

خروش اشرف - 17دی 89

خروش اشرف - 17دی 89
خروش اشرف - 17دی 89

فراخوان به لغو محاصره اشرف و دسترسي آزادانه بيماران به خدمات پزشكيInhumane restrictions on Camp Ash

فراخوان به لغو محاصره اشرف و دسترسي آزادانه بيماران به خدمات پزشكيInhumane restrictions on Camp Ash
http://www.gopetition.com/petition/40751.html

شهر پایداری و شرف اشرف

شهر پایداری و شرف اشرف
شهر پایداری و شرف اشرف

In support of camp-ashraf Patients

In support of camp-ashraf Patients
http://www.gopetition.com/petition/40751.html

We Demand the Immediate Release of Arzhang Davoudi! Over Two Months on Hunger Strike!

We Demand the Immediate Release of Arzhang Davoudi! Over Two Months on Hunger Strike!
پتیشن برای نجات جان ارژنگ داوودیWe Demand the Immediate Release of Arzhang Davoudi! Over Two Months on Hunger Strike!

گرامی باد حماسه سرخ بهمن، راهگشای بهاران سبز آزادی

گرامی باد حماسه سرخ بهمن، راهگشای بهاران سبز آزادی
گرامی باد حماسه سرخ بهمن، راهگشای بهاران سبز آزادی

گرا‌می با‌‌د خا‌‌طره‌‌‌‌‌‌‌ تا‌‌بنا‌‌ك 30هزار زند‌ا‌‌نی سیا‌‌سی قتل‌عا‌‌م‌‌شد‌‌ه د‌‌ر سا‌ل67

گرا‌می با‌‌د خا‌‌طره‌‌‌‌‌‌‌ تا‌‌بنا‌‌ك 30هزار زند‌ا‌‌نی سیا‌‌سی قتل‌عا‌‌م‌‌شد‌‌ه د‌‌ر سا‌ل67
گرا‌می با‌‌د خا‌‌طره‌‌‌‌‌‌‌ تا‌‌بنا‌‌ك 30هزار زند‌ا‌‌نی سیا‌‌سی قتل‌عا‌‌م‌‌شد‌‌ه د‌‌ر سا‌ل67

شهر پایداری و شرف اشرف

شهر پایداری و شرف اشرف
شهر پایداری و شرف اشرف

با ياد شهيدان قهرمان و پاکباز شهر پایداری و شرف اشرف وقيام سراسري ايران

با ياد شهيدان قهرمان و پاکباز شهر پایداری و شرف اشرف وقيام سراسري ايران
با ياد شهيدان قهرمان و پاکباز شهر پایداری و شرف اشرف وقيام سراسري ايران

حماسه اشرف ۶ و ۷ مرداد ۸۸ - در ۶ و ۷ مرداد چه گذشت ...

حماسه اشرف ۶ و ۷ مرداد  ۸۸ - در ۶ و ۷ مرداد  چه گذشت ...
حماسه اشرف ۶ و ۷ مرداد ۸۸ - در ۶ و ۷ مرداد چه گذشت ...

بمناسبت بیست و دومین سالگرد حماسه کبیر عقیدتی ، میهنی فروغ جاویدان

بمناسبت بیست و دومین سالگرد حماسه کبیر عقیدتی ، میهنی فروغ جاویدان
بمناسبت بیست و دومین سالگرد حماسه کبیر عقیدتی ، میهنی فروغ جاویدان

استراتژی قیام وسرنگونی, سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور

استراتژی قیام وسرنگونی, سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور
استراتژی قیام وسرنگونی, سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور- مسعود رجوی - 30 دی 1388 To Read , Click on the Blue Image Above, Wait few seconds,Then Scroll down 1/3 of the page PLZ

استراتژی قیام وسرنگونی, سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور- مسعود رجوی - 30 دی 1388

استراتژی قیام وسرنگونی, سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور- مسعود رجوی - 30 دی 1388
استراتژی قیام وسرنگونی, سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور- مسعود رجوی - 30 دی 1388 - To View the Videos,DOUBLE Click on the Image Above, Wait few seconds,Then Scroll down 1/4 of the page and Choose the Video PLZ

درس آتشين چهارشنبهسورى , پيام بهآتشافروزان و نسل قيام , پيش بهسوى بهار آزادى .. - مسعود رجوى -

درس آتشين چهارشنبهسورى , پيام بهآتشافروزان و نسل قيام , پيش بهسوى بهار آزادى .. - مسعود رجوى -
To read, PLZ Click On The Above Imageدرس آتشين چهارشنبهسورى , پيام بهآتشافروزان و نسل قيام , پيش بهسوى بهار آزادى - مسعود رجوى - 25اسفند 88

شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى

شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى
شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى

شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى

شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى
مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند»«مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى

شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى

شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى
مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند»«مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى

شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى

شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى
مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند»«مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى

مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند» «مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى

مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند» «مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى
مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند» «مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى

درزمستان سياه آخوندى در آستانه باز پس گيرى انقلاب به سرقت رفته به پيش.

درزمستان سياه آخوندى در آستانه باز پس گيرى انقلاب به سرقت رفته به پيش.
بهمن سرنگوني - در زمستان‌ سياه آخوندى، با نسيم روحافزاى بهارى و خروش خشم بهمنى توفانى‌ ، در آستانه بازپس گيرى انقلاب به سرقت رفته

مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند» «مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى

مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند» «مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى
مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند» «مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى

براي جلوگيري از كشتار بيشتر ساكنان بي سلاح و بي دفاع اشرف طومار زير را امضاء كنيد

براي جلوگيري از كشتار بيشتر ساكنان بي سلاح و بي دفاع اشرف طومار زير را امضاء كنيد
ww.gopetition.com/online/31662.html Online petition - Stop War Crimes in Ashraf

Sign the petition to prevent further massacre of unarmed and defenseless residents of Ashraf .


با سلام
درخواست حمايت از همه آزاديخواهان و مدافعين حقوق بشر در جهان
جنايت جديد جنگي در اشرف را متوقف كنيد


Sign the petition to prevent further
massacre of unarmed and defenseless
residents of Ashraf.

http://www.gopetition.com/online/31662.html

Online petition - Stop War Crimes in Ashraf

درخواست حمايت از همه آزاديخواهان و مدافعين حقوق بشر در جهان
جنايت جديد جنگي در اشرف را متوقف كنيد
ضمن قدرداني از حمايتهاي شما در دفاع از حقوق ساكنين اشرف پس از حمله مرگبار نيروهاي عراقي به كمپ اشرف در اواخر ماه ژوئيه كه 11 كشته ، 500 مجروح و 36 ساكن ربوده شده در بر داشت ، اخيرا مطلع شديم كه رژيم فاشيست تروريست حاكم بر ايران در صدد است كه كمپ اشرف ، محل استقرار اپوزيسيون دمكراتيك ايران، را نابود و ساكنين آن را بدست دولت عراق كشتار كند.
طرح رژيم جنايت پيشه آخوندي آن طور كه در برخي سايتها و منابع وابسته به رژيم نيز منعكس شده است اين است كه از طريق دولت عراق با حملات مرگبار ساكنين اشرف را به زور جابجا نموده و آنها را به صحراهاي سماوه در جنوب عراق منتقل نمايد و به اين ترتيب راه را براي كشتار ساكنان بيدفاع اشرف فراهم نمايد.
همبستگي همه ايرانيان آزاديخواه در سراسر جهان و تلاشهاي بيدريغ هواداران مقاومت در تمامي كشورها نشان داد كه ميتوان توطئه هاي رژيم آخوندي را به شكستي براي او تبديل نمود. لذا شما را به پيوستن كمپين بين المللي دفاع از اشرف كه دفاع از ايران و ايراني است فرا ميخوانيم
از طرف كمپين دفاع از حقوق ساكنان اشرف ، يك پتيشن در آدرس ذيل گذاشته شده كه خواهان دخالت دبيركل ملل متحد و ارگانهاي مربوطه آن براي اذعان به حقوق ساكنان اشرف و وادار نمودن دولت عراق به رعايت اين حقوق ميباشد:

http://www.gopetition.com/online/31662.html

Online petition - Stop War Crimes in Ashraf

از شما دوستان عزيزم ميخواهم همچنانكه همواره مدافع حقوق بشر و حامي آزاديخواهان بوده ايد، جنايت جنگي جديد رژيم آخوندي را نيز با امضاء اين پتيشن متوقف كنيد و از خانواده, فاميل, دوستان و همكاران خود بخواهيد به اين امر انساندوستانه ملحق شوند و تا آنجا كه برايتان امكان دارد در ارسال و درخواست كمك از سايرين با ما همياري كنيد. مطمئن باشيد هر امضاي شما در نجات جان يك انسان، و جلوگيري از يك جنايت جنگي ديگر بدست جنايتكاران رژيم آخوندي در اشرف موثر است و ما را به پيروزي نهايي يعني آزادي ايران عزيزمان نزديك ميكند.
همچنين بسيار خوشحال خواهيم شد كه در اين مسير ما را با پيشنهادات و ر اهنمايي هاي خود حمايت نماييد

با تشكر و به اميد موفقيت
از طرف كمپين هماهنگ كننده حاميان اشرف




http://www.gopetition.com/online/31662.html

Online petition - Stop War Crimes in Ashraf

پيروزى بزرگ مقاومت ايران مبارك مبارك

پيروزى بزرگ مقاومت ايران مبارك مبارك
پيروزى بزرگ مقاومت ايران مبارك مبارك

درخواست حمايت از همه آزاديخواهان و مدافعين حقوق بشر در جهان - جنايت جديد جنگي در اشرف را متوقف كنيد

با سلام درخواست حمايت از همه آزاديخواهان و مدافعين حقوق بشر در جهان جنايت جديد جنگي در اشرف را متوقف كنيد Sign the petition to prevent further massacre of unarmed and defenseless Online petition - Stop War Crimes in Ashraf ضمن قدرداني از حمايتهاي شما در دفاع از حقوق ساكنين اشرف پس از حمله مرگبار نيروهاي عراقي به كمپ اشرف در اواخر ماه ژوئيه كه 11 كشته ، 500 مجروح و 36 ساكن ربوده شده در بر داشت ، اخيرا مطلع شديم كه رژيم فاشيست تروريست حاكم بر ايران در صدد است كه كمپ اشرف ، محل استقرار اپوزيسيون دمكراتيك ايران، را نابود و ساكنين آن را بدست دولت عراق كشتار كند. طرح رژيم جنايت پيشه آخوندي آن طور كه در برخي سايتها و منابع وابسته به رژيم نيز منعكس شده است اين است كه از طريق دولت عراق با حملات مرگبار ساكنين اشرف را به زور جابجا نموده و آنها را به صحراهاي سماوه در جنوب عراق منتقل نمايد و به اين ترتيب راه را براي كشتار ساكنان بيدفاع اشرف فراهم نمايد. همبستگي همه ايرانيان آزاديخواه در سراسر جهان و تلاشهاي بيدريغ هواداران مقاومت در تمامي كشورها نشان داد كه ميتوان توطئه هاي رژيم آخوندي را به شكستي براي او تبديل نمود. لذا شما را به پيوستن كمپين بين المللي دفاع از اشرف كه دفاع از ايران و ايراني است فرا ميخوانيم از طرف كمپين دفاع از حقوق ساكنان اشرف ، يك پتيشن در آدرس ذيل گذاشته شده كه خواهان دخالت دبيركل ملل متحد و ارگانهاي مربوطه آن براي اذعان به حقوق ساكنان اشرف و وادار نمودن دولت عراق به رعايت اين حقوق ميباشد http://www.gopetition.com/online/31662.html Online petition - Stop War Crimes in Ashraf از شما دوستان عزيزم ميخواهم همچنانكه همواره مدافع حقوق بشر و حامي آزاديخواهان بوده ايد، جنايت جنگي جديد رژيم آخوندي را نيز با امضاء اين پتيشن متوقف كنيد و از خانواده, فاميل, دوستان و همكاران خود بخواهيد به اين امر انساندوستانه ملحق شوند و تا آنجا كه برايتان امكان دارد در ارسال و درخواست كمك از سايرين با ما همياري كنيد. مطمئن باشيد هر امضاي شما در نجات جان يك انسان، و جلوگيري از يك جنايت جنگي ديگر بدست جنايتكاران رژيم آخوندي در اشرف موثر است و ما را به پيروزي نهايي يعني آزادي ايران عزيزمان نزديك ميكند همچنين بسيار خوشحال خواهيم شد كه در اين مسير ما را با پيشنهادات و ر اهنمايي هاي خود حمايت نماييد با تشكر و به اميد موفقيت از طرف كمپين هماهنگ كننده حاميان اشرف Online petition - Stop War Crimes in Ashraf

براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد

براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد
براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد

براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد

همميهن عزيز: آدرسهاى جديد سايت سازمان مجاهدين را به اطلاع دوستان و آشنايان خود برسانيد براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد http://raha.dnsdojo.org http://raha.dnsdojo.org http://azadi.dyndns.ws http://azadi.dyndns.ws http://azadi.dynalias.org http://azadi.dynalias.org http://azadi.dynalias.net http://azadi.dynalias.net http://azadi.dynalias.com http://azadi.dynalias.com http://azadi.does-it.net http://azadi.does-it.net http://azadi.dnsdojo.com http://azadi.dnsdojo.com http://azadi.dnsalias.org http://azadi.dnsalias.org http://azadi.dnsalias.net http://azadi.dnsalias.net http://azadi.dnsalias.com http://azadi.dnsalias.com http://azadi.cechire.com http://azadi.cechire.com

براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد

براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد
همميهن عزيز: آدرسهاى جديد سايت سازمان مجاهدين را به اطلاع دوستان و آشنايان خود برسانيد - براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد

هفته همبستگى با اشرف و جوانان بپاخاسته در ميهن

هفته همبستگى با اشرف و جوانان بپاخاسته در ميهن
هفته همبستگى با اشرف و جوانان بپاخاسته در ميهن

بازگشايى دانشگاهها و مدارس در امتداد قيامها و شعلهورتركردن آن، يكبار ديگر اركان ولى فقيه درهمشكسته

بازگشايى دانشگاهها و مدارس در امتداد قيامها و شعلهورتركردن آن، يكبار ديگر اركان ولى فقيه درهمشكسته
بازگشايى دانشگاهها و مدارس در امتداد قيامها و شعلهورتركردن آن، يكبار ديگر اركان ولى فقيه درهمشكسته را لزرانتر مىكند

Petitionدرخواست حمايت از همه آزاديخواهان و مدافعين حقوق بشر در جهان - جنايت جديد جنگي در اشرف

Bookmark and Share
ww.gopetition.com/online/31662.html Online petition - Stop War Crimes in Ashraf Sign the petition to prevent further massacre of unarmed and defenseless residents of Ashraf . درخواست حمايت از همه آزاديخواهان و مدافعين حقوق بشر در جهان - جنايت جديد جنگي در اشرف را متوقف كنيد ww.gopetition.com/online/31662.html Online petition - Stop War Crimes in Ashraf Stop War Crimes in Ashraf Petition

شهر پایداری و شرف اشرف

شهر پایداری و شرف اشرف
شهر پایداری و شرف اشرف

In support of camp-ashraf Patientsفراخوان به لغو محاصره اشرف و دسترسي آزادانه بيماران به خدمات پزشك

In support of camp-ashraf Patientsفراخوان به لغو محاصره اشرف و دسترسي آزادانه بيماران به خدمات پزشك
فراخوان به لغو محاصره اشرف و دسترسي آزادانه بيماران به خدمات پزشكيInhumane restrictions on Camp Ashraf patients by Iraqi forcess - Nov.12, 2010
Showing posts with label یادبودها و مناسبتها-. Show all posts
Showing posts with label یادبودها و مناسبتها-. Show all posts

Monday, March 28, 2011

نبرد آفتاب علیه نیروهای جنگ‌افروز و سرکوبگر رژیم خمینی

نیمه‌شب ‌یکشنبه‌7فروردین۱۳۶۷ پانزده‌تیپ رزمی ارتش آزادیبخش ملی ایران، درغرب شوش در استان خوزستان با قوای جنگ‌افروز و سرکوبگر رژیم خمینی مستقر دراین منطقه، چنگ‌درچنگ شدند. در این نبرد، 2تیپ رزمی شیرزنان ارتش آزادی، برای اولین‌بار به‌طور مستقل وارد نبرد با مزدوران خمینی شدند. دلاوری این زنان مجاهد خلق، مورد توجه فراوان رسانه‌های بین‌المللی قرار گرفت. در نبرد آفتاب، که در 3محور و درمنطقه‌یی به‌وسعت 600کیلومترمربع جریان داشت، 10گردان از نیروهای سرکوبگر و نورچشمی خمینی از دور خارج شدند. خبرگزاری فرانسه 10فروردین گزارش داد: «طی بزرگترین تهاجم ارتش آزادیبخش ملی ایران، 10گردان از نیروهای رژیم ایران از‌هم پاشیده شدند». در نبرد آفتاب همچنین، 508نفر از قوای رژیم به‌اسارت درآمدند که در ‌میان آنها ده‌ها افسر و درجه‌دار ازجمله فرمانده گردان110 لشکر77، فرمانده نیروی کمکی ژاندارمری و جانشین فرمانده گردان110 دیده می‌شدند. در گیرودار نبرد آفتاب، دهها تانک و خودروی زرهی، جنگ‌افزار سنگین و تجهیزات و مهمات قوای سرکوبگر و جنگ‌افروز خمینی، به‌ارزش 100میلیون دلار، منهدم شد و 4فروند تانک با کلیه تسلیحات و تجهیزات، یک نفربر زرهی و ده‌ها قبضه توپ، توپهای ضدهوایی، خودرو و انبوهی سلاحهای سنگین و سبک، هم‌چنین زاغه‌ها و انبارهای مهمات و تجهیزات و… به‌غنیمت گرفته شد که بسیاری از آنها درجریان نبرد، منهدم گردید. بسیاری از کارشناسان نظامی، پس‌از پیروزی شگرف رزم‌آوران ارتش آزادی در عملیات آفتاب، فروریزی ماشین نظامی رژیم خمینی را پیـــش‌بیــنی کـــردند. چیزی که در کمـــتر از 4مــاه بعد از این عملیات، بـــا نوشـــیدن جام زهر‌آتــش‌بــس توســط خمـینی، محقق شد. نبردهای دلاورانه رزمندگان ارتش آزادیبخش با نیروهای دشمن، برای اولین‌بار، در طول روز بعد ادامه یافت. رژیم خمینی که فکر می‌کرد با بسیج نیروهای کمکی از محورهای مختلف می‌تواند، پاسخی به‌ارتش آزادیبخش بدهد، در تمام طول شب و صبح روز بعد، یکانهای کمکی خود را به‌منطقه نبرد اعزام می‌کرد اما این نیروها به‌سرعت منهزم شده و باقیمانده آنها نیز مجبور به‌عقب‌نشینی می‌شدند. در نبرد حماسی آفتاب که تمامی لحظاتش سرشار از رشادت، جنگاوری و فداکاری رزمندگان ارتش آزادیبخش ملی بود، 32تن از رشیدترین فرزندان خلق سرفرازانه به‌شهادت رسیدند و خون پاکشان را فدیه صلح و آزادی و رهایی مردم ایران از ظلمات رژیم خمینی کردند. این شهیدان قهرمان عبارتند از: 1ـ عباس محسن‌زاده کاشانی از مشهد 2ـ بهنام طاهریان از کرمانشاه 3ـ سید عبدالحمید حسینی از لارستان 4ـ جلیل درگاهی از قزوین 5ـ بهزاد صالحی‌پور باورصاد از مسجدسلیمان 6ـ احمد شربتی از گلپایگان 7ـ اکبر صادقی آهنگری از تهران 8ـ داریوش جعفری از تهران 9ـ حسین تیموری از ارومیه 10ـ شریف‌علی دوستی‌زاده از صومعه‌سرا 11ـ علی اصغرزاده رودسری از رودسر 12ـ اسماعیل آزیش از بندرترکمن 13ـ علی حسینی از سقز 14ـ فریبرز سالک گیلانی از دزفول 15ـ محمدعلی زنگی‌آبادی از جیرفت 16ـ علی ظهوری از رشت 17ـ محسن آماری از تهران 18ـ محمدجواد درویش از تهران 19ـ غلام‌عباس محمدپناه از نفت‌شهر 20ـ محمدمهدی امانپورقرایی از مشهد 21ـ علی شکوه‌زاده از تهران 22ـ علی مریخی آهنگرکلایی از قائمشهر 23ـ محمدحسن ابراهیمی از بیرجند 24ـ علیرضا احمدزاده از چابکسر 25ـ نادر شاهی‌آذر از تهران 26ـ مرتضی طاهر‌اردبیلی ثانی از مشهد 27ـ نصیر قائمی اقبال از گرگان 28ـ محمودرضا بحرینیان از بهبهان 29ـ ناصر حیدری از آمل 30ـ مصطفی رحیمی‌نژاد تفرشی از تهران 31ـ هادی آقابزرگی از آستانه‌اشرفیه 32ـ مهرداد رضایی تهرانی از تهران پیکرهای پاک این شهیدان پرافتخار توسط همرزمانشان به‌پشت‌جبهه انتقال یافت و روز چهارشنبه‌10فروردین طی مراسم باشکوهی، بااحترامات نظامی توسط رزمندگان و فرماندهان ارتش آزادیبخش ملی، در خاکپای سرور آزادگان و امام و مقتدای تاریخی مجاهدان، سیدالشهدا حسین‌بن‌علی (ع)، تشییع و به‌خاک سپرده شد. یاد این قهرمانان سرفراز، گرامی و راهشان پررهرو باد.

8 فروردین1362– 28 مارس : قتل عام روستاهای کردستان توسط نیروهای خمینی



روز 8فروردین سال 1362، دهها تن از هموطنان ستمدیدهٌ کرد در چند روستای کردستان توسط پاسداران جنایتکار خمینی قتل‌عام شدند. پاسداران سرکوبگر روستای پیران‌جیق را مورد تهاجم وحشیانه خود قرار دادند و 16تن از اهالی بیگناه روستا را به جرم پناه دادن به پیشمرگان به قتل رساندند. در میان قربانیان از کودکان 3- 4ساله، تا زنان و مردان سالخوردهٌ 60ساله دیده می‌شدند. پیش از آن نیز پاسداران جنایتکار در روزهای سوم و پنجم فروردین روستاهای گیچه، هله‌قوش، خلیفه‌لیان، گورخارن، صوفیان و کانی‌رش، دهها تن از مردم از کودکان شیرخواره تا زنان باردار و پیرزنان و پیرمردان را قتل‌عام کردند. این کشتارها با قساوت و وحشیگری خاص مزدوران خمینی، از جمله آتش زدن خانه‌ها و زنده زنده سوزاندن مردم، پرتاب نارنجک به درون خانه‌ها و تیرباران افراد در جلوی چشم فرزندان و اعضای خانواده‌شان صورت می‌گرفت. در این تهاجمات بیش از 60تن از مردم بی‌دفاع کشته شده و صدها تن مجروح و مصدوم گردیدند. در این ایام پاسدار احمدی نژاد رئیس جمهور فعلی ارتجاع, از فرماندهان سپاه در کردستان بود و نقش مستقیم در قتل عام مردم کردستان داشت.

گرامی باد خاطره مجاهد شهید منیره رجوی، سمبل 30هزار زندانی سیاسی قتل‌عام شده در سال 67



”اینها می‌خواهند انسانیت آدم را نابود کنند و باید با همین هم جنگید“




روز هفتم فروردین‌ماه سال ۶۸، اعلام شد که منیره رجوی خواهر‌کوچکتر مسعود رجوی، رهبر مقاومت، توسط دژخیمان خمینی به‌شهادت رسید.

سازمان مجاهدین خلق ایران به‌همین مناسبت اطلاعیه‌یی منتشر کرد که در آن آمده است:

«رژیم زخم‌خورده خمینی پس از تسلیم‌شدن ناگزیر در جنگ ضدمیهنی و سرکشیدن جام‌زهر‌آتش‌بس، وحشیانه به‌قتل‌عام زندانیان مجاهد خلق کمر بست… و رشیدترین فرزندان مردم ایران را، به‌خاطر هواداری از مجاهدین و ایستادگی بر سر مواضع انقلابی خود اعدام نمود. در میان این قهرمانان، مجاهد شهید، منیره رجوی، خواهر‌کوچک رهبر مقاومت ایران، آقای مسعود رجوی، پس از ۶سال اسارت، توسط دژخیمان خمینی، تیرباران شد. اما برخلاف نیات لئیمانه خمینی که به‌نسل‌کشی مجاهدین روی آورده بود، در خون پاک مجاهد شهید منیره رجوی، خونهای تمامی مجاهدان قتل‌عام‌شده در شکنجه‌گاههای خمینی، هر‌چه بیشتر با یکدیگر و در رهبری مقاومت عادلانه مردم ایران پیوند خورد و در مسیر رهایی خلق و میهن اسیر، جوشش و اوج تازه‌یی یافت. بدین‌ترتیب نام مجاهد شهید، منیره رجوی، به‌عنوان سمبل زندانیان قتل‌عام شده، در تاریخ خونبار مقاومت ایران به‌ثبت رسید. زن پاکبازی که به‌خاطر نسبت خانوادگی‌اش با برادر مجاهد مسعود رجوی، همراه با همسر و دو دختر خردسال ۳ساله و ۲ساله‌اش دستگیر شد و آن‌گاه تمام‌عیار قدم در طریق اشرف زنان مجاهد گذاشت. بیش از ۶سال در شکنجه‌گاه اوین تحت اسارت و شکنجه به‌سر برد و با مقاومتی سرسخت و استوار از پذیرش خواسته خمینی دژخیم، برای تخطئه رهبر مقاومت سر باز زد.


یاد و راه مجاهد شهید منیره رجوی و همه زندانیان مجاهد قتل‌عام‌شده در سال ۶۷، گرامی باد».



مجاهد شهید منیره رجوی به‌هنگام اعدام، ۳۸سال داشت.

وی در سال ۱۳۲۹ در طبس متولد شد و پس از پایان دوره دبیرستان، مدتی تحصیلات خود را در خارج‌کشور ادامه داد. وی در زمان شاه، هنگامی که برادرش مسعود در زندانهای ساواک، محکوم به‌اعدام شده بود، همراه با برادر بزرگترش دکترکاظم رجوی دست به‌تلاش گسترده‌یی برای نجات جان مسعود زد که منجر به‌تخفیف حکم اعدام او به‌حبس‌ابد شد. در پاییز سال ۶۰، رژیم آخوندی تمامی اعضای خانواده مسعود رجوی را دستگیر کرد و منیره مجبور به‌اتخاذ زندگی مخفی شد. او در تابستان سال ۶۱ همراه با همسر و دوفرزند خردسالش دستگیر شد و به‌مدت ۶سال زیر شکنجه‌های وحشیانه روحی و جسمی قرار گرفت اما هرگز تسلیم خواستهای رژیم ضدبشری آخوندی نشد.







منیره رجوی در خاطره هم‌زنجیران ازبندرسته:

مجاهد شهید منیره رجوی را فقط به‌خاطر این‌که خواهر‌ «مسعود» بود به‌اتفاق همسر و دوفرزند خردسالش دستگیر کردند.

منیره در بیدادگاه رژیم به‌۲سال حبس محکوم شده بود و باید در سال۶۳ آزاد می‌شد، اما هرگز آزادش نکردند و ۴سال بعد از پایان دوران محکومیتش، در قتل‌عامهای سال۶۷ به‌دستور شخص خمینی، او را اعدام کردند.
آخوند نیری، حاکم‌شرع اوین، دنبال اعدام منیره بود و اصرار داشت که این‌کار در اسرع وقت صورت بگیرد.

۷سال مداوم با وارد کردن سخت‌ترین فشارها و شکنجه‌ها تلاش کردند تا او را درهم بشکنند و با وادار کردن او به‌موضع‌گیری علیه مقاومت و بخصوص علیه رهبری پاکباز آن، به‌جنبش ضربه‌بزنند. دژخیمان خمینی از به‌کاربردن انواع شکنجه‌ها و رفتارهای ضدانسانی دریغ نکردند. دژخیمان پلید، ماههای متمادی، فرزند خردسالش را نیز زیر فشار قرار دادند. در برابر دیدگان این کودکان معصوم، مادرشان منیره و دیگر زندانیان سیاسی را شکنجه می‌کردند.



یکی از زندانیان سیاسی که منیره رجوی را در شکنجه‌گاه خمینی دیده است، می‌نویسد:
«یک روز که برای بازجویی به‌شعبه۷ دادستانی رفته بودم، پشت در اتاق شکنجه در اوین، دو کودک ۵ساله و ۳ساله را دیدم که موهای بور و چهره‌هایی سفید داشتند. خیلی تعجب کردم که بچه‌هایی در این سن و سال، کنار اتاق شکنجه چه‌کار می‌کنند و چرا باید ناظر اعمال شکنجه‌گران باشند؟ مادرشان به‌سختی آرامشان می‌کرد و نمی‌دانست با آنها چه‌کار کند. نگهبان هم مدام آنها را دعوا می‌کرد و کتک می‌زد. در داخل اتاق، در یک فرصت مناسب، نام مادرشان را پرسیدم. او گفت: «من منیره رجوی هستم، جرمم فقط خواهر‌مسعود بودن است». منیره برایم تعریف کرد که او را با وجود دو فرزند خردسالش به‌سلول ۳۱۱ برده بودند. سلولی که فاقد آب و توالت و نور و کمترین امکانی بود. منیره گفت «طی مدتی که در سلول ۳۱۱ بودم، باید بچه‌ها را نظافت می‌کردم، به‌دستشویی می‌بردم، ولی نگهبانها در را باز نمی‌کردند و من نمی‌دانستم جواب بچه‌ها را چه بدهم.

یکبار منیره را به‌خاطر این‌که در داخل بند به‌ بچه‌ها زبان انگلیسی درس می‌داد، به‌ بازجویی بردند. آن شب، او را به‌صورت وحشیانه‌یی زدند. طوری که وقتی برگشت تمام بدنش ورم کرده و کبود شده بود. پاهایش به‌اندازه یک متکا باد کرده و خونین بود. ولی او با روحیه شاداب همیشگیش آمد، در راهروی بند نشست و با آرامش تمام گفت: «امروز همه حرفشان این بود که چرا به‌بچه‌ها زبان انگلیسی یاد می‌دهم. گفتند تو داری آدمها را تربیت می‌کنی که وقتی از زندان آزاد شدند، بروند خارج پیش برادرت!». باآنکه ارج و قرب خاصی در میان بچه‌ها داشت ولی هیچ‌وقت ذره‌یی غرور در او دیده نمی‌شد. آن‌قدر خاکی بود که کسی او را معرفی نمی‌کرد، هیچ‌وقت نمی‌شد فهمید که او خواهر‌مسعود است. مهربانی او زبانزد همه بود. هر‌وقت از بازجویی برمی‌گشتی، اولین کسی که بالای سرت می‌آمد، منیره بود. بارها از او شنیدم که می‌گفت:
«اینها می‌خواهند انسانیت آدم را نابود کنند و باید با همین هم جنگید. باید هرچه بیشتر عاطفه‌هایمان را نثار کنیم».
و خودش شاخص عالیترین عواطف و روابط انسانی بود.



یکی دیگر از زندانیان ازبندرسته درباره او نوشته است:

«در ۱۹اسفند سال۶۳ بعدازظهر، ‌منیره را به‌بازجویی بردند. ما خیلی نگران شدیم، که چرا دوباره بازجویی، آن‌هم بعد از دادگاه و ابلاغ حکم؟ منیره، شب برگشت. منتظر بودیم که بگوید کجا بوده است. گفت مرا به‌ملاقات اصغر برده بودند. او آرام آرام تعریف می‌کرد تا ما از شنیدن این خبر که اصغر در آستانه اعدام است، زیاد ناراحت نشویم. منیره تعریف می‌کرد که اصغر خیلی خونسرد و آرام بود. نماز خواند و به‌من وصیتهایش را کرد و گفت «من ۳روز روزه قرضی دارم. به‌کسی آزار نرساندم و همه بچه‌ها را هم دوست دارم. هیچ‌گونه خیانت به‌خلق و سازمان و همکاری با رژیم نکرده‌ام. من راهم را آگاهانه انتخاب کرده‌ام و سلام مرا هم به‌تمام بچه‌ها برسان. تو هیچ ناراحت نباش، امیدوارم خدا از من قبول کند». دژخیم، حاجی‌مجتبی، مأمور اعدام که بالای سر آنها ایستاده بوده لحظه‌به‌لحظه ساعت خود را نگاه می‌کرده و می‌گفت، زود باشید ملاقاتتان را تمام کنید؛ ساعت ۹شب باید اصغر را اعدام کنم، نباید دیر بشود؛ حکم حاکم‌شرع را باید سر ساعت اجرا کنم و یک‌ربع دیگر باید اصغر را تیرباران کنم.

ما می‌دانستیم که قرار است روز بعد، خانواده اصغر به‌ملاقات او بیایند. ناخودآگاه صبح فردا در نظرمان مجسم می‌شد که خانواده اصغر به‌جای دیدار فرزندشان خبر اعدام او را دریافت می‌کنند.

اصغر روی یک دستمال، عکس ۲تا دختر را گلدوزی کرده بود و در گوشه دستمال نوشته و (دوخته) بود: «از طرف بابااصغر و مامان‌منیره» ؛ تا در روز ملاقات، این هدیه را به‌۲دخترش یادگاری بدهد.



علاوه‌بر گزارشهایی که خواهران مجاهد درباره منیره نوشته‌اند، یکی از زنان زندانی سیاسی مارکسیست در کتاب خاطراتش از زندان، در قسمتی از آن، راجع به‌منیره نوشته است:
«من ملاقات نداشتم و پول و لباسی دریافت نمی‌کردم. بچه‌های اتاق برای «سحر» [فرزند خردسال نویسنده] لباس می‌دوختند، با قیچی‌کردن لباسهای خودشان اسباب‌بازی درست می‌کردند. لباسهای کاموایشان را می‌شکافتند و با سنجاق‌قفلی، بافتنی می‌بافتند. اما علاوه براینها گاهی قوطی شیر، وسایل بهداشتی و پول در کارتن مخصوص سحر می‌دیدم، یا یکی‌دوبار دیدم که پس از ملاقات، پستانک و جوراب بچگانه به‌همین‌صورت برای سحر می‌آوردند. چه‌کسی این‌کار را می‌کرد؟ … آن روز، روز ملاقات بود. بند، شور و هیجان ملاقات داشت. اما سحر که چند روزی بود پستانکش را گم کرده بود مرتباً بهانه می‌گرفت. او را بغل زده در راهرو راه می‌رفتم و برایش قصه می‌خواندم. منیره را برای ملاقات صدا زدند. موقع رفتن گفت که هر‌دو کودکش مریم و مرجان، به‌ملاقاتش می‌آیند. سحر را بوسید و رفت. من همچنان برای سحر قصه می‌خواندم. تا روی شانه‌هایم به‌خواب رفت. گروههای ملاقات‌کننده کم‌کم به‌بند بازگشتند. منیره هم برگشت. به‌اتاق رفتم. سحر را آرام در جایش خواباندم. منیره خوشحال بود و چادرش را تا می‌زد. یکی از هم‌اتاقیها پرسید راستی منیره، چرا مرجان را به‌گریه انداختی؟ چرا پستانک او را گرفتی؟ پستانکی در دست منیره بود و من چیزی مثل برق از ذهنم گذشت. منیره را در آغوش گرفتم. بغضی گلویم را می‌فشرد. این همه محبت خالصانه. منیره پستانک را از دهان دخترش می‌گرفت، جوراب او را درمی‌آورد. پول، شیر، اینها همه، کار منیره بود. او در جواب احساسات من گفت که این کمترین وظیفه است و این‌کار را به‌این دلیل علنی نمی‌کرده تا مرا دچار محظور نکند. حس احترام عمیقی به‌او داشتم. اما فروتنی او اجازه نداد که ابرازش کنم.

بعد طی سالهای زندان حتی وقتی با هم نبودیم محبت او را احساس می‌کردم. و آخرین خداحافظی با او در سال۶۷ جزء زیباترین و دردناکترین خاطرات من از زندان شد».

(از کتاب یادهای زندان، نوشته خانم ف ـ آزاد، صفحه۶۰).




Sunday, March 20, 2011

عیدتان مبارک. نــــوروز خجسته، فرخنده و پیــــــروز بــــاد






يامقلب‌القلوب والابصار،

يا مدبرالليل والنهار
يا محول‌الحول والاحوال،

حول حالنا الي احسن‌الحال


اي تغيير‌دهنده دلها و بينشها، كه دلهاي مردم ما را به‌اميد، و ديدگانشان را به‌آزادي روشن مي‌سازي،
اي تدبير‌كننده شب و روز كه تيرگي ستم و اجبار را مغلوب مي‌كني،
اي كه روزگار ملتها را دگرگون مي‌سازي و مستبدان را به‌زير مي‌كشي،
به‌مردم ما نيكوترين زندگاني را عطا كن و خورشيد فتح و آزادي را در ايران بتابان.


‌بهاران خجسته‌باد

‌هوا دلپذير شد گل از خاك بردميد
پرستو به‌بازگشت زد نغمه اميد
به‌جوش آمده است خون درون رگ گياه
بهار خجسته باز خرامان رسد ز راه
به‌خويشان، به‌دوستان به‌ياران آشنا
به‌مردان تيزخشم كه پيكار مي‌كنند
به‌آنان كه با قلم، تباهي دهر‌را
به‌چشم جهانيان پديدار مي‌كنند
بهاران خجسته باد، بهاران خجسته باد
و اين بند فقر و جهل به‌سرتاسر جهان
به‌هرصورتي كه هست نگون و گسسته باد





آيينها و مراسم عيد‌نوروز در ايران


عيد نوروز از اعياد قديمي و از سنن ديرين ايرانيان به‌شمار مي‌رود كه داراي تاريخ چندهزارساله مي‌باشد. عيد نوروز عيد تولد و نوشدگي و خيزش طبيعت و عيد جنبش و فعاليت و رشد و شكوفايي و آزادشدن انرژيها است. عيد نوروز از زمانيكه نياكان ايرانيان پا به‌سرزمين ايران نهادند وجود داشته و حتي خيلي پيش از آن، ايرانيان آغاز بهار را با خوشحالي فراوان جشن گرفته و هر‌آنچه را كه به‌زمستان مربوط مي‌شد از بين مي‌بردند.

در زمانهاي قديم جشن عيد نوروز در پنج‌روز اول سال جديد برگزار مي‌شد. گروههاي كوچكي از نوازندگان و خوانندگان، قبل از فرارسيدن سال جديد در شهرها و روستاها مي‌گشتند و اشعار ويژه عيد نوروز را بر در خانه‌ها مي‌خواندند و هدايايي مي‌گرفتند. آنان پيكهاي فرارسيدن نوروز و بهاران بودند.


سبزه وهفت‌سين


از جمله آيينهاي عيد نوروز ايرانيان از قديم اين بوده كه قبل از فرارسيدن نوروز، شروع به‌كاشتن سبزي در خانه‌هايشان مي‌كنند و در روز سيزدهم سال جديد آن را به‌آب جاري مي‌اندازند. ايرانيان همچنين در ايام نوروز سفره‌يي را كه به‌آن «هفت‌سين» مي‌گويند پهن مي‌كنند.





اين سنت از زمانهاي بسيار دور رايج بوده و از آيينهاي خاطره‌انگيز و شايان توجه مي‌باشد. در اين سفره (هفت‌سين) هفت چيز مي‌گذارند كه حرف اول اسم همه آنها در زبان فارسي با سين شروع مي‌شود كه عبارتند از: سيب، سنجد، سماق، سكه، سير، سمنو، سركه. جلوي سفره يك آينه گذاشته مي‌شود كه بر دوطرف آن چند شمعدان حاوي شمعهايي روشن به‌تعداد فرزندان خانواده اعم از دختر و پسر مي‌گذارند. همچنين در اين سفره، قرآن و نان و كاسه آبي با يك شاخه نبات و يك شيشه گلاب به‌علاوه ماهي زنده و انواع شيريني، ميوه و آجيل قرار مي‌دهند.

در ساعت تحويل سال همهٴ افراد خانواده دور سفره جمع مي‌شوند و با آغاز سال نو ديد و بازديد بين اقوام و دوستان انجام مي‌شود.

كلمه «نوروز» در زبان فارسي به‌معني روز نو و نشانه آغاز فصل جديد يعني فصل روشني، شكوفايي، شادابي و سرزندگي و فعاليت (بهار) از يك‌سو و رهايي از فصل خمودگي و انجماد و بي‌تحركي و سكون (زمستان) از سوي ديگر مي‌باشد.


29اسفند، نهضت پیروز ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر محمد مصدق



29اسفند، همواره خاطره‌يی غرورآفرین را درحافظه فرزندان آزاده ایران وپویندگان آزادی وبهروزی خلق، زنده می‌کند. ملی‌شدن صنعت نفت، درنتیجه تلاشهاومبارزات خستگی‌ناپذیر دکترمحمدمصدق پیشوای نهضت ملی و ضداستعماری مردم ایران وتصویب لایحه قانونی ملی‌شدن نفت ایران توسط مجلس در29اسفند 1329، یک پیروزی بزرگ را نصیب ملت ایران کرد. اقدامی که منجر به استیفای حقوق مردم ایران برمنابع و ثروتهای ملی خودشان گردید و قلبهای همه مشتاقان آزادی و استقلال میهن را شاد کرد، و همچنین به‌مثابه مشعلی راهگشای مبارزات ملی و ضداستعماری ملت ایران و الهام‌بخش جنبشهای استقلال‌طلبانه منطقه شد.

درسالگشت این پیروزی بزرگ، با نگاهی گذرا بر وقایعی که منجر به حصول این پیروزی شد، خاطره مبارزات دکترمصدق راگرامی می‌داریم.

مصدق، مبارزه خود برای ملی کردن نفت را از دوره چهاردهم مجلس شورای ملی آغازکرد. دراثر پیشنهاد و تلاش او، قانون منع مذاکره درباره امتیاز نفت به‌صورت یک ماده واحده به‌تصویب رسید. به‌موجب این قانون، دولت از هرگونه مذاکره حول دادن امتیازنفت به قدرتهای بیگانه منع می‌شد. درهمین دوره، مخالفتها واعتراضات شدید دکتر مصدق علیه دکترمیلیسپو و سیاست ضدملی که او پیش می‌برد، منجر به برکناری وی ازسمت خویش و اخراج از ایران گردید.


پس از پایان دوره مجلس چهاردهم ، استعمار و مزدورانش درهیأت حاکمه، مجلس را برای 16ماه به‌تعطیلی کشاندند و وقتی که پس ازاین تعطیلی، انتخابات دوره پانزدهم مجلس شروع شد، دشمنان مصدق باتوسل به تقلبات و تشبثات دیگر، مانع انتخاب‌شدن دکترمصدق به‌نمایندگی مجلس شدند.

اما مصدق درخارج از مجلس به مبارزه آزاديخواهانه خود ادامه داد. در 15 بهمن1327 شاه، ترور وزخمی شد. هیأت حاکمه، این حادثه را دستاویز قرارداد تا بااعمال فشار و سرکوب، دست به زدوبندهای تازه‌تر استعماری بزند.

از جمله این زدوبندها، قراردادی بود که بین گس، نماینده شرکت استعماری نفت، و گلشاییان وزیر دارایی وقت منعقد شد و هیأت حاکمه در آن آشکارا منافع انگلیس را برمنافع ملت ایران ترجیح داد. آنها میخواستند این قرارداد را از تصویب مجلس بگذرانند و به آن شکل قانونی بپوشانند.

اما مصدق و یارانش درفاصله پایان مجلس پانزدهم و آغاز مجلس شانزدهم، افشاگریهای خود را برعلیه قرارداد گس-گلشاییان ادامه دادند وماهیت این قرارداد زبونانه را برای مردم برملا ساختند. مردم نیز درحمایت از مصدق ونمایندگان واقعی خود تظاهرات متعددی علیه شرکت نفت ایران-انگلیس برپاکردند.


درانتخابات دوره شانزدهم ، مصدق و یارانش در اعتراض به تقلبات انتخاباتی که با هدف حذف مصدق و یارانش ازسوی هیأت حاکمه صورت می‌گرفت، به‌یک تحصن واعتصاب‌غذا که چهارروز به‌طول انجامید دست‌زدند. این اقدام نیز با حمایت همه‌جانبه مردم مواجه گردید وباعث شد مصدق به‌عنوان نماینده اول تهران به‌مجلس راه پیدا کند.

دکترمصدق در این دوران ، ملی کردن صنعت نفت درسراسر کشور را هدف اصلی مبارزه خود قرارداده بود. ولی ازآن‌سو دربار و ایادی استعماری، به‌منظور مخالفت با اهداف مصدق و حفظ منافع غیرملی، رزم آرا را به نخست‌وزیری گماردند.

روز چهارم آذرماه سال 1329، پس از یک‌رشته مبارزات روشنگرانه مصدق، وجروبحثهای طولانی در مجلس، پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور، توسط دکتر محمد مصدق به کمیسیون نفت ارائه شد.

این پیشنهاد تحت فشارهای ارتجاعی - استعماری مورد قبول واقع نشد.اماشور و هیجان عظیمی در میان مردم به‌وجودآورد. مردم در سراسر کشور علیه شرکت نفت و به‌دفاع ازمصدق وطرح ملی‌شدن نفت دست به تظاهرات عمومی زدند.خشم و نفرت عمومی نسبت به منافع غارتگرانه درایران برانگیخته شد و اهمیت ملی‌شدن صنعت نفت برای مردم بیش‌ازپیش روشن گردید.

رزم آراکه تصمیم به دفاع ازشرکت نفت وپیشبرد سیاست غیرملی خود گرفته بود، فشار به مردم را افزایش داد. روزنامه‌های ملی توقیف شدند و دکترفاطمی و چند تن از روزنامه‌نگاران به زندان افتادند. دکتر مصدق درجلسه سی‌آذر مجلس در محکوم کردن اقدامات سرکوبگرانه رزم آرا، عزم ملت ایران را برای ملی کردن نفت بیان نمود و گفت:

ملت بیدار ایران خوب می‌داند که این مضیقه‌ها به‌دست خدمتگزاران شرکت غاصب نفت فراهم می‌شود و دولت ما نیز از آنان پشتیبانی نموده و در صدد شکستن قلم و بریدن زبان اقلیت و ملت ایران است. رسما اعلام می‌کنیم که ملت ایران هرقراری غیر از ملی‌کردن نفت را که حق مسلم اوست به رسمیت نخواهد شناخت. و این مبارزه مقدس تا نیل به‌هدف همچنان ادامه خواهد یافت .

رزم آرا در اسفند 1329 درجریان یک ترور کشته شد. پیکار به اوج خود رسیده ‌بود. شعار ملی شدن نفت، هرچه‌بیشتر منجر به وحدت وانسجام صفوف مردم گردید و مبارزات آنان را سمت‌وسو بخشید.

مصدق نیز با هوشیاری تمام، شور و استقبال مردم را به‌سیل خروشانی بدل ساخت. علیرغم دسیسه‌های بسیار و مکر فراوان دشمنان داخلی و خارجی مردم، سرانجام براثر فشار افکار عمومی و مبارزه شدید ملت ایران درتاریخ 29 اسفند سال 1329 لایحه قانونی کمیسیون نفت مبنی بر ملی شدن صنعت نفت ایران به‌تصویب مجلسین رسید.




چنین بود که پیشوای نهضت ضداستعماری ایران با یاری مردم، موانع استعماری و ارتجاعی را از پیش‌پا برداشت و یک گام بلند و افتخارآمیز درجهت احقاق حقوق خلق به‌پیش نهاد و مصدق به‌عنوان سمبل میهن‌پرستی و استقلال‌طلبی در قلوب تمامی مردم ایران جای گرفت. پس ازتصویب لایحه ملی شدن صنعت نفت، جنبش ضداستعماری مردم به‌رهبری مصدق وارد مرحله جدیدی شد. و دکتر مصدق در اردیبهشت سال 1330 با اکثریت آراء مجلس به نخست‌وزیری انتخاب شد.


هنوز یاد تو در بادهای شرق وزان است، هنوزنام تو در ابــــــــر وموج و رود روانست


هنوز آتش خورشید پـــــــــرغرور دماوند، شکوه خاطره‌ات را به‌صبح، شعله‌زنانست


هنوز از پس شه،شحنه از شرافتت ای شیر! زدرد بیشرفی درهراس و جامه‌درانست


هزارزخم، ترا برجگر زدند و، زهر زخــــم به خاک، خون فضیلت، همیشه درفوران است


خروش کاوه و بابک، ز بانگ کوچک و ستار دمید. واینهمه آتش به شعله تو دمانست


ستاره می‌گذرد برمـــــدار صبح وحقیقت به رستخیز مکرر روان به قلب زمان است

درسالگرد ملی شدن صنعت نفت باید ازخیانت بزرگ آخوندهای ضدبشردرحق مردم ایران درخصوص برباددادن و به‌نابودی‌کشاندن همه سرمایه‌های زیربنایی و بخصوص صنعت نفت ایران سخن بگوییم.

خمینی وآخوندهای پس‌مانده از او با سیاست خائنانه خود، به تاراج درآمد نفت پرداختند و ضربه جبران‌ناپذیری براقتصاد ایران و بخصوص سرمایه ملی نفت زدند‌ و درست عکس مسیری که مصدق برای ملی‌کردن نفت پیمود،صنعت نفت ایران را تجزیه نموده وپیکر قطعه‌قطعه شده آن را به شرکتهای غارتگرخصوصی واگذار نمودند.

رژیم آخوندی که درتمامی سالهای حاکمیت شوم خود نفت ایران را به ثمن بخس دربازارهای جهان به‌فروش گذاشته و با دست باز، سرمایه مردم را درمسیر هدفهای شوم و طرحهای تروریستی خود در نقاط مختلف جهان به‌تاراج داده ، به‌یکباره همه پرده‌ها را کنار زده وبرای خروج از بحران مرگبار اقتصادی‌، دست عوامل و باندهای غارتگر وابسته به‌خود و شریکان خارجی آنها را به‌طور رسمی به روی تاراج صنایع نفت و گاز کشور بازنمود تا به این ترتیب هرگونه مانعی رابرای انعقاد قراردادهای خائنانه و ضد ملی از سر راه بردارد.

پیش از آن مدت هشت سال تمام درآمد نفت میهن ما را صرف تابیدن تنور جنگ ضدمیهنی كردند؛ جنگی که به‌گفته خود آخوندها 1000میلیارددلار هزینه و خسارت مالی داشته.
سردمداران رژیم، بارها اعتراف کرده‌اند که هزینه خرید سلاح، وابزار جنگ و تبلیغات و بسیجهای جنگ، تماما از درآمد نفت پرداخت شده است؛ که یک قلم بسیار عمده و عمدتا پنهان آن قبل از افشاگریهای مقاومت، مخارج نجومی برای دستیابی به سلاح اتمی است که امروزه گماشته ولی فقیه پاسدار هزار تیر احمدی نژاد برتنور آن می تابد و بخش عمده درآمد نفت کشور را به چاه ویل آن می ریزند.
راستی، اگر روزی مصدق به ذخیره کردن نفت به‌عنوان سرمایه اصلی ملت ایران می‌اندیشید و خیرخواهانه می‌خواست اقتصاد بدون نفت ایجاد کند تا نفت ایران برای آینده حفظ شود، آخوندهای غارتگر از روز روی‌کارآمدن ، از نفت، تنها به‌عنوان منبعی برای غارت بی‌حدومرز و پرداخت هزینه طرحهای شوم سرکوبگرانه و ضدبشری، و منبعی به‌تاراج‌دادنی برای خروج از بحرانهای اقتصادی و سیاسی و انزوای بین‌المللی استفاده کرده و همواره برای پیش‌بردن سیاست خارجی خود به حراج‌کردن نفت ایران به ارزانترین قیمتها پرداخته‌اند.

این اقدام خیانتکارانه آخوندهای ایران بربادده، حرکتی است درست مخالف جهت ملی کردن صنعت نفت و تبدیل آن به منبعی در دست نمایندگان واقعی ملت برای بهره‌گیری از آن درخدمت به مردم و میهن. امری که وظیفه سرنگونی این رژیم را هرچه عاجل‌تر و فوری تر می‌سازد تا با محو رژیم غارتگر آخوندی، دوباره راه بازسازی و بنای اقتصادی سالم هموار گردد و فرزندان مجاهد و مبارز ایران بتوانند درایرانی آزاد و آباد اهداف استقلال‌طلبانه و مردمی مصدق را جامه عمل بپوشانند
.

Wednesday, March 16, 2011

به‌یاد نقدی، آن‌که همیشه زنده است



با طنین صدایش، با طراوت خنده‌هایش، با احساس به‌غایت لطیفش و با همه عشقش به‌مقاومت ، به‌رهبری مقاومت، به‌رزمندگان ارتش آزادی، ”به خویشان، به دوستان، به یاران آشنا؛ به مردان تیزخشم که پیکار می کنند”… آری، آری، نقدی با همه این یادگارهایش همیشه زنده است.
شهید محمدحسین نقدی عضو فعال و پرشور شورای ملی مقاومت، در اسفندماه 1371 توسط یک گروه از تروریستهای رژیم آخوندی در رم به‌شهادت رسید. او نزدیک به یک‌دهه نمایندگی شورا را در ایتالیا به‌عهده داشت.
محمدحسین نقدی درسال 1330 در یزد متولد شد. در دوران دانشجویی که مقارن سالهای آخر دهه 40 بود چندین بار به دلیل اعتراضات دانشجویی و هواداری از جنبش انقلابی، دستیگر و زندانی شد. پس از پایان تحصیلات دانشگاهی، مدتی در شرکت نفت و سپس در سازمان انرژی اتمی مشغول به‌کار شد. در سال 1359 با استفاده از یک بورس تحصیلی به ایتالیا رفت و در مدرسه مدیریت میلان دوره تخصصی عالی را به‌پایان رساند. پس از بازگشت از ایتالیا، در اوایل سال 60 به‌استخدام وزارت‌خارجه درآمد و به‌عنوان کاردار سفارت ایران در رم، به‌کار مشغول شد. پس از فرارسیدن 30خرداد و افزایش سرکوب و اختناق و به‌راه‌افتادن موج اعدامها، نقدی جبهه مقاومت را برگزید و به شورای ملی مقاومت ایران پیوست و با تلاشی بی‌وقفه، گامهای ارزشمندی را در معرفی جنبش مقاومت ایران و افشای جنایات رژیم ضدبشری برداشت و حمایت بسیاری از شخصیتها و مسئولان احزاب، سندیکاها و مجامع حقوق‌بشری را از شورای ملی مقاومت جلب نمود. آخرین تلاش نقدی در راه تشکیل «کمیته همبستگی پارلمان ایتالیا با شورای ملی مقاومت» پس از شهادت او به بار نشست




نقدی در یکی از نامه‌هایش به مسئول شورای ملی مقاومت به مناسبت پیروزی مقاومت بعد از یک اعتصاب غذای ده روزه و محکومیت رژیم آخوندی در مجمع عمومی سازمان ملل می‌نویسد:

از جانب خود و از طرف همه‌ی شرکت‌کنندگان در اعتصاب غذا و تظاهرات رم، این پیروزی بزرگ را به مردم ایران، به همرزمان درزنجیرمان که این روزها با شدتی باز هم بیشتر تحت شکنجه‌های ددمنشانه‌ی جلادان خمینی و در معرض اعدام هستند، به خیل بیکران شهدای مقاومت انقلابی، به رزمندگان و فرماندهان ارتش آزادیبخش ملی، به خواهر مجاهد مریم رجوی که پیام امیدبخش و افشاگرانه‌اش در آغاز اعتصاب، روحی تازه در ما دمید و همچون پتکی پولادین، آخرین تلاش مذبوحانه خمینی و ایادی‌اش را برای نجات از محکومیت در مجمع عمومی ملل متحد، درهم‌شکست و به تو که با شجاعت و درایت، ما را در مبارزه‌يی سخت برعلیه ضحاک زمان و برای استقرار صلح و آزادی، رهبری می‌کنی، شادباش می‌گویم.





دادگاه ایتالیا : گشودن پرونده جنایت بار رژیم و محاکمه غیابی یکی از قاتلان شهید نقدی

صبح روز چهارشنبه 21اردیبهشت 84، دادگاه کیفری رم، محاکمه یکی از قاتلان شهید سرفراز مقاومت محمد‌حسین نقدی، نماینده شورای ملی مقاومت ایران در ایتالیا را آغاز نمود. محمدحسین نقدی، در اسفندماه 1371 توسط یک گروه از تروریستهای رژیم آخوندی به‌شهادت رسید.
مقاومت ایران از همان تاریخ، همواره خواستار معرفی عاملان و آمران این جنایت ضدبشری و محاکمه آنان بوده است
در نخستین جلسه دادگاه که با حضور جمع کثیری از خبرنگاران رسانه‌های ایتالیایی و بین‌المللی مستقر در رم برگزار گردید، قاضی فرانچسکو آماتو از قضات سرشناس ایتالیا، به‌همراه هفت‌قاضی دیگر، بررسی کیفرخواست مفصلی را که دادستانی ویژه ضدتروریسم ایتالیا در مورد ترور نقدی تنظیم کرده است، آغاز نمود.
در این جلسه وکلای مدافع شاکیان خصوصی، آقایان پائولو سودانی و پروفسور کارلو تائورمینا نماینده مجلس ایتالیا و از برجسته‌ترین وکلای این کشور حضور داشتند.
خانم فرمینیا مورونی همسر شهید نقدی، آقای محمدرضا روحانی حقوقدان و مسئول کمیسیون امور ملیتهای شورای ملی مقاومت، آقای رضا اولیا هنرمند و عضو شورای ملی مقاومت، آقای فرید سلیمانی به نمایندگی از سوی کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت و جمعی از هموطنان ایرانی مقیم ایتالیا در نخستین جلسه دادگاه حضور داشتند.
دادستان ویژه ضدتروریسم ایتالیا آقای فرانکو یونتا در این جلسه‌ي دادگاه، توضیحاتی در مورد کیفرخواست، خطاب به قضات ارائه نمود. پرونده 3000صفحه‌یی که دادستانی ویژه ضدتروریسم در مورد ترور محمدحسین نقدی تدوین نموده است به‌خوبی نقش مستقیم رژیم آخوندی و سفارت رژیم و وزارت اطلاعات و دیپلومات‌تروریستهای رژیم را در این جنایت برملا می‌سازد. محققان و کارشناسان ایتالیایی از چندین ارگان دولتی این کشور، طی تحقیقات گسترده‌یی که چندسال به‌طول انجامیده است شواهد و اسناد انکارناپذیری در مورد تروریسم رژیم آخوندی و عملکرد آن گرد آورده‌اند.
وکلای مدافع شورای ملی مقاومت ایران در صحبت با خبرنگاران تأکید کردند که برای اولین بار در یک دادگاه اروپایی، یک کارگزار رسمی رژیم ایران به اتهام شرکت در قتل یکی از مخالفان این رژیم، محاکمه می‌گردد.
در این پرونده، دادستانی ویژه ضدتروریسم ایتالیا تأکید می‌کند که ترور شهید نقدی، بخشی از یک کارزار گسترده رژیم ایران برای نابودی فیزیکی مخالفان خود، به‌ویژه اعضای شورای ملی مقاومت ایران، در خارج کشور بوده است.


مریم رجوی: ایتالیا درمقابل یک آزمایش تاریخی


خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت، خواستار معرفی آمران و عاملان این ترور و محاکمه سران رژیم آخوندی به‌خاطر جنایت علیه بشریت شد.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت طی اطلاعیه مورخ 21 اردیبهشت 84 خود، با اعلام این مطلب افزود: « از همان روز اول، نقش سفارت رژیم آخوندی و دیپلومات‌تروریستهای رژیم آخوندی در رم دراین ترور جنایتکارانه روشن بود و مقاومت ایران، جزییات آن را افشا نمود.
بر اساس اطلاعات مقاومت ایران، قتل نماینده شورای ملی مقاومت در ایتالیا، همچون ترور دکتر کاظم رجوی نماینده شورای ملی مقاومت در سوئیس و کمیسیون حقوق‌بشر، جنایت فجیع میکونوس و ترور دیگر مخالفان در خارج کشور به‌دستور مستقیم خامنه‌ای و رفسنجانی انجام شده است.
خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران، همزمان با شروع این دادگاه خطاب به دستگاه قضاییه ایتالیا گفت:

مردم ایران 13سال است که در انتظار محاکمه عاملان و آمران قتل آقای محمدحسین نقدی هستند و امروز قضاییه ایتالیا در مقابل یک آزمایش تاریخی قرار گرفته است.

وی از قضات شریف و شجاع این کشور خواست به‌دور از هرگونه ملاحظه سیاسی و دیپلوماتیک و کارشکنی‌هایی که استبداد مذهبی و تروریستی حاکم برایران در جریان این محاکمه خواهد کرد، عاملان و آمران این جنایت فجیع را معرفی و احکام جلب بین‌المللی برای آنان صادر کنند. وی از دولت، دادستانی، مقامات مسئول و کلیه ارگانها و سرویسهای ایتالیایی خواست که همکاری لازم را برای این محاکمه به‌عمل آورده و اطلاعات و اسناد لازم را در اختیار دادگاه قرار دهند.
رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران بر ضرورت اتخاذ تصمیمات لازم‌الاجرای بین‌المللی علیه رژیم آخوندی به‌خاطر اعدام 120هزار تن از فرزندان آزادیخواه مردم ایران و شکنجه و قتل‌عام زندانیان سیاسی، صدها عملیات تروریستی در خارج کشور، قتلهای زنجیره‌‌یی و تبعیض و سرکوبی علیه زنان و اقلیتهای قومی و مذهبی تأکید کرد و خواستار محاکمه خامنه‌ای و رفسنجانی و خاتمی و دیگر سردمداران این رژیم در یک دادگاه بین‌المللی به‌خاطر جنایت علیه بشریت شد.
شایان ذکر است که در سال 1375 دادگاه برلین در پایان محاکمه متهمان جنایت رستوران میکونوس اعلام کرد کمیته‌یی متشکل از خامنه‌ای رهبر، رفسنجانی رئیس‌جمهور، ولایتی، وزیر خارجه، و فلاحیان، وزیر اطلاعات رژیم آخوندی، دستور قتل مخالفان را صادر می‌کند و خواستار دستگیری آنان شد».


فرمینیا مورونی نقدی، قسم خوردم که عاملان قتلش را به دادگاه بکشانم






خانم فرمینیا مورونی نقدی در دوازدهمین سالگشت شهادت همسرش، درحالی که با کلماتی پراز احساس و به‌زبان فارسی صحبت می‌کرد گفت:
« ...کوشش خواهم کرد چیزی را به‌زبان فارسی بگویم، به‌زبان حسین، زبانی که عاشق آن هستم، زبان سرزمین ومردمی‌پراحساس، پرمحبت، پرفدا. مردم و سرزمینی بی‌نهایت غنی از فرهنگ و تاریخ.
در 16مارس1993 در برابر حسین قسم خوردم که عاملان و آمران قتل او را به دادگاه عدل خواهم کشاند. و ازآن‌روز کم و بیش، تنها وظیفه و رسالت من شد…».
خانم نقدی سپس با تجلیل از مقاومت ایران و رسم فداکاری آن افزود :
« کسی‌که برای دفاع ازجان ومال، مجبورشده باشد ازجان ومال خود صرفنظرکند، کسی‌که در راه آزادی خود، خانواده، دوستان و ملت خود، لذت زندگی را فراموش کند و خطرات ناشی از خم‌نشدن در برابر دروغ و زور را انتخاب کرده باشد، آیا چنین انسانی را می‌توان ترساند و ازبین برد؟ مگر مقاومت ایران، یتیم به‌دنیا آمده است؟ آری، با قلبی زخمی ‌به‌یاد دوستان ارتش آزادیبخش ملی در نوار مرزی ایران می‌افتم، به‌یاد مجاهدین خلق ایران. دستان آنها را، یکی‌یکی با گرمی‌می‌فشارم و سربلند به آنها می‌گویم که حتی دشمنان باید سر خود را در برابر شما خم کنند پیروزی بزرگی را به‌دست آوردید…».




برای نخستین بار در اروپا ؛ محاکمه یک مقام رسمی رژیم آخوندی، به‌خاطر یک عمل تروریستی

شورای ملی مقاومت ایران در بند68 بیانیه بیست‌وچهارمین‌سال تأسیس خود ، به ذکر این رویداد پرداخته و نوشته است :

«در ایتالیا، پس از گذشت 13‌سال از ترور محمدحسین نقدی نماینده شورای ملی مقاومت، دادگاه جنایی رم در اردیبهشت امسال، محاکمه غیابی یکی از دیپلومات ـ تروریستهای رژیم (مسئول وقت دستگاه اطلاعات در سفارت رژیم در ایتالیا) را آغاز کرد. دادستان ضدتروریستی ایتالیا بر‌اساس تحقیقات گسترده پلیس و دادستانی این کشور و شهادت شاهدان جدید، کیفرخواست جدیدی را علیه دست‌اندرکاران و عاملان این ترور جنایتکارانه تنظیم کرد. تا کنون سه‌جلسه از این دادگاه برگزار شده و جلسات بعدی نیز تعیین‌وقت گردیده است.
محاکمه یک مقام رسمی رژیم آخوندی به‌خاطر یک عمل تروریستی برای نخستین‌بار است که در اروپا انجام می‌شود. بی‌تردید رژیم آخوندی با تمام قوا تلاش خواهد کرد با به‌کارگیری شیوه‌های مختلف تهدید و تطمیع، از روند درست کار دادگاه ممانعت کند. امید این است که دادگستری ایتالیا بتواند در آزمایش خطیری که در این پرونده با آن مواجه است، استقلال قضایی خود را پاس بدارد و کار خود را به‌دور از ملاحظات سیاسی برای کشف و احراز حقیقت تابه‌آخر ادامه دهد. در این صورت، نتیجه نهایی این رسیدگی، نه فقط محکومیت عاملان مستقیم قتل شهید محمد‌حسین نقدی، بلکه محکومیت دستگاه جنایت و ترور رژیم آخوندی خواهد بود که بالاترین مقامات رژیم در آن نقش مستقیم دارند.



Sunday, March 6, 2011

8مارس، روز جهانی زن گرامی باد



تاریخچه 8 مارس


هشتم مارس همه ساله درسراسر جهان به عنوان روز جهانی زن و برای بزرگداشت مبارزات زنان برای برابری و رهایی گرامی داشته می‌شود.


8مارس درودی است برمبارزان راه برابری و نویدی است بر پایان ستم و تبعیض جنسی. یک ونیم قرن گذشته، دوران شکل‌گیری و اوج گرفتن نهضتها و جنشهای زنان برای تحقق حقوق انسانی و زدودن آثار تبعیض کهن جنسی بوده است. به یمن همین مبارزات بود که جنبش برابری برغم مقاومت سنگینی که دربرابرش وجود داشته توانسته گامهایی به جلو بردارد‌. مبنای تاریخی 8 مارس، تظاهرات زنان کارگر صنعت نساجی نیویورک در 8مارس1857 است.
این تظاهرات که در‌اعتراض به‌دستمزد کم در‌قبال 12ساعت کار روزانهٌ طاقت‌فرسا و دیگر اجحافات علیه کارگران انجام شد، به شدیدترین وجه سرکوب شد. اما زنان کارگر درسالهای بعد با تشکیل اتحادیه، همچنان به خواستها و اعتراضات خود ادامه دادند. از شروع قرن بیستم زنان درکشورهای صنعتی و نیز کشورهای درحال توسعه، بطور گسترده‌تری وارد بازار کار دستمزدی شدند. آنها عموما در شرایط کاری بد با دستمزدهای کم قرار داشتند و کمتر شانسی برای بهبود اوضاع درچشم انداز دیده می‌شد. دراولایل قرن بیستم اعتصابات کارگری بیشماری دربرخی مراکز اصلی صنعتی از جمله شیکاگو، فیلادلفیا و نیویورک درآمریکا و نیز سایر کشورها برگزارشد. این زنان برای حق رای، دستمزد آبرومندانه، خاتمه شرایط کار طاقت فرسا و خاتمه بیگاری کشیدن از اطفال، دست به اعتراض و اعتصاب زدند. در روز 8 مارس 1908 تظاهرات هزاران زن کارگر در حرفه های دوزندگی صورت گرفت. در این تظاهرات درخواستی برای قانون حمایت کودکان کارگر وحق رای زنان علاوه بر تقاضاهای طولانی مدت زنان کارگر ارائه داده شد. درسال 1910 کلارا زتکین از جنبش انقلابی آلمان در دومین کنفرانس زنان سوسیالیست پیشنهاد کرد که 8 مارس به عنوان روز جهانی زن در بزرگداشت خاطره تمام زنانی که برای برابر مبارزه کرده اند، اعلام شود. زنان 17 کشورکه در این کنفرانس حضور داشتند، پیشنهاد او را پذیرفتند.




بعد از 1910 روز جهانی زن درپاره ای از کشورها برگزار میشد و سالها بعد به مرور برخی دیگرکشورها به این جشن پیوستند. در سال 1977 قطعنامه سازمان ملل تصویب شد . این قطعنامه از همه کشورهای دنیا دعوت می‌کرد که یک روز را به مناسبت حقوق زنان و صلح جهانی جشن بگیرند. امروزه عموم کشورهای دنیا روز جهانی زن را به رسمیت می شناسند.
اما ارتجاع زن ستیز حاکم برایران همواره با این روز و این مراسم خصومت ورزیده است




روز جهانی زن اگرچه پیرو یک واقعه تاریخی مشخص شکل گرفته اما جشنی است برای گرامیداشت مبارزات یک ونیم قرن زنان برای برابری و رهایی. زنانی که درجنبشهای مختلف خواه جنبشهای سیاسی و رهایی بخش و خواه جنبشهای برابری، خواستار برابری و رهایی از ستم مضاعف بوده وبرای آن مبارزه و جانفشانی کرده اند.


ترانه امروز روز توست-گیسو شاکری

Friday, March 4, 2011

ویدئو کلیپ : درگذشت پیشوای نهضت ملی ایران دکتر مصدق

چه زنده باشم و چه نباشم امیدوارم و بلکه یقین دارم که این آتش خاموش نخواهد شد و مردان بیدار کشور، این مبارزه ملی را آنقدر دنبال می‌کنند تا به‌نتیجه برسد…» - دکتر محمد مصدق روز چهاردهم اسفندماه سال 1345 دکتر محمد مصدق، پیشوای نهضت ملی ایران، دیده ازجهان فروبست و میلیونها ایرانی را درغم فقدان خود سوگوار کرد. مصدق در احمدآباد، تبعیدگاه چندین‌ساله‌اش به‌خاک سپرده شد. مصدق در سال 1261شمسی در تهران به‌دنیا آمد. در سال 1287 برای ادامه تحصیلاتش به‌فرانسه عزیمت کرد و بعد از اتمام دوره‌ي مدرسه‌ي علوم سیاسی پاریس، وارد دانشگاه نوشاتِل سوئیس شد و در سال 1293با اخذ دکترای حقوق از این دانشگاه ، به ایران بازگشت. دکترمصدق در دوره‌های پنجم، ششم، چهاردهم و شانزدهم مجلس شورا درموضع نماینده مردم تهران باسیاستهای وابسته‌ساز و دیکتاتوری رضاخان و محمدرضا پهلوی مبارزه کرد و سرانجام رهبری جنبش ملی کردن صنعت نفت ایران را به دست گرفت و با حمایت عموم توده های مردم ایران، این جنبش را تا خلع ید کامل از شرکت نفت سابق (شرکت انگلیسی) و احقاق حقوق مردم ایران به‌پیش برد. دکترمصدق در اجرای همین قانون ملی‌کردن صنعت نفت و خلع ید از شرکت نفت سابق، پیشنهاد نخست‌وزیری را پذیرفت. دشمنان رنگارنگ مصدق در تمام مدت دوسال‌وچهارماهی که او در حکومت بود، حتی یک روز از توطئه علیه وی خودداری نکردند و بارها قصد جان وی و طرح کودتا علیه حکومت ملی او را کردند. سرانجام حکومت ملی دکتر مصدق با یک کودتای استعماری که به‌کمک عوامل دربار و ارتش و آخوندهای خائنی از قبیل بهبهانی و کاشانی، ترتیب داده شده بود، در تاریخ 28 مرداد 1332، سرنگون شد. دکتر مصدق، دستگیر و در بیدادگاه نظامی شاه، محکوم به سه‌سال زندان شد و سپس به احمدآباد تبعید گردید و سرانجام پس از 14سال تنهایی و انزوا در تبعید به‌درود حیات گفت. پیشوای نهضت ملی مردم ایران درغربت به‌درود حیات گفت اما این امید وبلکه اطمینان را داشت که فرزندان مجاهد و مبارزش، راه او را تا رسیدن به پیروزی نهایی ادامه خواهند داد : «چه زنده باشم و چه نباشم امیدوارم، و بلکه یقین دارم که این آتش خاموش نخواهد شد و مردان بیدار کشور، این مبارزه ملی را آنقدر دنبال می‌کنند تا به‌نتیجه برسد…». مصدق، مظهر اراده سیاسی یک ملت مستقل و آزاد مسعود رجوی - نشریه مجاهد شماره 561 سال 80 نطق مصدق در دادگاه لاهه دارای منطقی محکم و استدلالی روشن است. آن‌قدر محکم و روشن که هیأت قضات برآن صحه گذاشتند و خود به عدم‌صلاحیت خود برای داوری در‌مورد موضوعی که مصدق، آن را «اراده سیاسی یک ملت آزاد و مستقل» می‌نامید، رأی دادند. نیاز به تأکید نیست که رسانیدن هیأت قضات به این اقناع قضایی و وجدانی، کاری آسان نبود و مسلماً حقوقدانان و متخصصان ذیصلاح می‌توانند «هزار‌نکته باریکتر از مو» در نطق مصدق بیابند؛ نکاتی که هزار‌مانع سیاسی و فرهنگی را در جو پر‌آشوبی که در آن گیر‌و‌دار پیرامون داد‌خواهی یک‌ملت ستمدیده در‌برابر قدرت مسلط زمانه وجود داشت، در‌هم شکست و حقانیت ملت ایران را ثابت کرد. ناگفته پیداست که پرداختن به‌این نکته‌ها نه در صلاحیت من است و نه در حوصله این فرصت محدود و این یادداشت کوتاه و شتاب‌زده. اما دست‌کم می‌توان به دونکته که در مطالعه مجدد نطق مصدق، در‌لحظه، به‌ذهن خطور می‌کند، اشاره نمود: اول این‌که مصدق خواهان داوری عادلانه در‌مورد موضوع مورد دعوا بین دولت ایران و دولت انگلیس نبود، بلکه خواهان آن بود که هیأت قضات به عدم‌صلاحیت خود در رسیدگی به‌دعوا ـ‌که از‌طرف انگلیس اقامه شده بود‌ـ رأی دهند. یعنی که حقوق مسلم مردم ایران (از حق ملی‌کردن صنعت نفت در آن روز گرفته تا حق مقاومت قهرآمیز در‌برابر دیکتاتوری نامشروع آخوندی در امروز) هرگز و هیچ‌گاه نمی‌تواند و نباید موضوع بحث و رسیدگی دیگران قرار بگیرد. همچنان‌که امروز هم، در ادامه راه مصدق، حق حاکمیت مردم ایران، رودرروی «ولایت فقیه» و حاکمیت آخوندی، هیچ بحث و گفتـگویی نمی‌پذیرد و هر‌فرد یا جریان سیاسی که چشم به درون این رژیم دوخته باشد بی‌گفتگو در تعارض با حاکمیت مردم ایران و مردم‌سالاری (دموکراسی) قرار می‌گیرد.اما درخواست رأی عدم‌صلاحیت و به‌کرسی نشاندن آن در دادگاه لاهه از سوی مصدق، نه‌فقط به ظرایف استدلال حقوقی، بلکه به تأثیرگذاری بر حساس‌ترین تارهای وجدان انسانی قضات نیاز داشت و سردار پیر نهضت ملی ـ‌که خود به ملکات فاضله انسانی متصف بود‌ـ در متن نطق خود این جنبه را ازقلم نینداخت. از‌این‌رو خطاب به قضات دادگاه گفت: با‌وجود نقاهت و ضعف مزاج که نتیجه کبر‌سن و مصائبی است که در راه مبارزه برای آزادی متحمل شده‌ام، با‌وجود این‌که بار سنگین مسئولیت، مرا ناتوان ساخته است، ازراه دور به این دیار آمدم تا از‌طرفی با حضور خود حس احترام کامل ملت و دولت ایران را به‌دستگاههای بین‌المللی ثابت کنم و از‌طرف دیگر به‌آقایان مدلل سازم که، گذشته از ایرادات حقوقی که نسبت به‌صلاحیت دیوان داریم، اخلاقاً و سیاستاً در‌وضعی واقع شده‌ایم که دیگر نمی‌توانیم موضوع ملی‌شدن نفت را مورد بحث قرار دهیم». پیداست که این حرف درعین قطعیت و صراحت با فروتنی و صمیمیتی انگیزاننده همراه است و چون از عمق دلی پرسوز و دردمند برمی‌خیزد، لاجرم بر‌دلها می‌نشیند و راه اقناع وجدانی مخاطبان را هموار می‌سازد. اما نکته دوم که نکته اصلی و سنگ‌بنای پیروزی و سرفرازی مصدق است آنجاست که صراحتاً اعلام می‌کند: «تصمیم ملی شدن نفت، نتیجه اراده سیاسی یک ملت مستقل و آزاد است». جان کلام در همین‌جاست. در اراده یک ملت آزاد و مستقل که پیشوای نهضت ملی، خود سخنگو و مظهر مجسم آن بود. چنین بود که دکتر حسین فاطمی، آموزگار وفا و پایداری، که سرانجام خونش در راه ایران و مصدق بر زمین ریخت، فریاد می‌زد: «مخالفت با دکتر مصدق، مخالفت با آزادی و حقانیت است. ضدیت با دکتر مصدق، ضدیت با ملل مظلوم و اسیر و غارت‌زده می‌باشد». و همین مظهر اراده سیاسی یک ملت مستقل و آزاد بود که به‌هنگام محاکمه در بیدادگاه شاه، فضای رعب و وحشت را این‌چنین در‌هم می‌شکست: «آن‌جایی که حق در کار باشد، با هر‌قوه‌یی مخالفت می‌کنم. از همه‌چیز می‌گذرم، نه زن دارم، نه پسر دارم، نه دختر دارم، هیچ چیز ندارم… مگر وطنم را که در جلو چشمم دارم». اما دم‌گرمی که در دادگاه لاهه، وجدان قضات شرافتمند را تکان داد، در بیدادگاه شاه بر آهن‌سرد عناصری که شرف خود را به ثمن‌بخس فروخته بودند، اثری نداشت. هر‌چند که پیام او در تاریخ معاصر ایران به‌ثبت رسید و پژواک آن هر‌روز در این مرز‌و‌بوم شنیده شد. آن‌روز که دکتر فاطمی در آخرین لحظات قبل‌از تیرباران، خطاب به دادستان و فرماندارنظامی گفت: «یقین داشته باشید سربازان مجاهد نهضت، همچنان مبارزه را ادامه می‌دهند». آن روز که در بیدادگاههای نظامی شاه اعلام کردیم‌که جملگی از فرزندان مصدقیم که به امتیازات مادی پشت‌‌پا زده‌ایم… و امروز که مقاومتی با یکصدهزار جاودانه‌فروغ آزادی، در این میهن شکل گرفته و «سربازان مجاهد»ش در ارتش آزادیبخش ملی ایران برای نیل به آزادی و استقلال وطن از همه‌چیز خود می‌گذرند. آری، نطق مصدق در دادگاه لاهه فقط یک مدافعه حقوقی و سیاسی نبود، ندای ملتی ستمدیده و بیانگر یک‌آرمان انسانی با طنین تاریخی بود. به‌همین دلیل، درعین قدرشناسی نسبت به قضات شرافتمندی که به‌سود مصدق رأی دادند، این نکته را هم باید خاطرنشان کرد که آنها قبل‌از هر‌چیز به‌سود شرف انسانی خود رأی دادند. چرا‌که دادگاه تاریخ در صدور رأی حقانیت مصدق هرگز تردیدی نکرد. ترجیح می‌دهم کلام آخر را عیناً از زیرنویس یک عکس اهدایی آن بزرگوار نقل کنم که به گویاترین صورت، هم اراده ملت و هم ویژگیهای ادامه‌دهندگان راهش را تصویر کرده است: به کسانی که وقتی پای مصالح عموم به‌میان آید از مصالح خصوصی و نظریات شخصی صرفنظر می‌کنند. به‌کسانی که در سیاست مملکت اهل سازش نیستند و تاآن‌جا که موفق شوند مرد و مردانه می‌ایستند و یک‌دندگی به‌خرج می‌دهند و به‌کسانی که در راه آزادی و استقلال ایران عزیز از همه‌چیز خود می‌گذرند، این عکس ناقابل اهدا می‌شود. احمدآباد، آبان‌ماه 1341‌ دکتر محمد مصدق

Tuesday, February 8, 2011

بزرگداشت چهلمین سالگرد سیاهکل در کلن آلمان



به‌مناسبت چهلمین سالگرد حماسه سیاهکل، هم‌چنین، گردهمایی بزرگداشتی به‌دعوت سازمان چریکهای فدایی خلق ایران در روز شنبه شانزدهم بهمن در شهر کلن در آلمان برگزار گردید.
در این برنامه خانم زینت میرهاشمی عضو کمیته مرکزی سازمان چریکهای فدایی خلق و سردبیر نشریه نبرد خلق طی سخنان خود با تشریح اهمیت حماسه سیاهکل و برشمردن درسهای آن خاطرنشان نمود که فداییان پیشتاز با تحلیل واقعی و برخورد دینامیک و غیرجزمی در هر شرایط بر ارزشها و آرمانهای خو‌د پای فشردند.

خانم میرهاشمی با تأکید بر اصل سرنگونی رژیم آخوندی و استفاده از شیوه‌های مختلف مبارزاتی در این راستا، افزود: این رژیم آخوندی است که مردم را سرکوب و کشتار می‌کند و این رژیم حاکم است که خط مشی مبارزاتی را به مردم تحمیل می‌کند.

در جلسه بزرگداشت چهلمین سالگرد حماسه سیاهکل که با حضور مسئولان و اعضای سازمان چریکهای فدایی خلق برگزار شد، هیأتی از جانب شورای ملی مقاومت شرکت کردند.
در این گردهمایی هم‌چنین آقایان امیر معیری و محمدتقی سیداحمدی درباره اهمیت حماسه سیاهکل و تأثیر آن در شکستن جو حاکم بر فضای سیاسی در داخل و خارج کشور سخنانی ایراد کردند.
در بخش دیگری از این مراسم، ترانه‌سرود آفتابکاران با همخوانی شرکت‌کنندگان اجرا گردید که بسیار شورانگیز بود.
پایان بخش این برنامه، پرسش و پاسخ بود که مورد استقبال شرکت‌کنندگان قرار گرفت.




گفتاری از مسعود رجوی درباره کینه‌توزیهای خمینی دجال نسبت به سیاهکل
از سلسله آموزشهای استراتژی قیام و سرنگونی ـ مسعود رجوی - اسفند ۱۳۸۸
فصل دوازدهم - نمونه‌های دجالگری
چند نمونه بیادماندنی دیگر را می‌گویم تا تفاوت دروغ و دغل و دنائت در رژیم مادون سرمایه‌داری ولایت فقیه با دیکتاتوریهای کلاسیک، روشن شود:
سیاهکل حادثه آفرینی استعمار!
در شامگاه ۱۹بهمن ۱۳۴۹، گروهی از انقلابیون پیشتاز فدایی با حمله به‌ پاسگاه ژاندارمری سیاهکل، حماسه‌یی فراموشی‌ناپذیر در حاشیه جنگلهای گیلان رقم زدند. تهاجم متهورانه و انقلابی چریکها در آن شرایط، فضای سازش و انفعال و بی‌عملی را در بین روشنفکران آن زمان درهم شکست و صف پیشتازان و انقلابیون را از فرصت‌طلبان و سازشکاران توده‌ای جدا کرد.
در جریان این حماسه خونین، 2تن به‌شهادت رسیدند و فرمانده هسته چریکی، علی‌اکبر صفایی فراهانی به‌همراه ۱۲همرزمش، دستگیر و در ۲۶اسفند همان سال، به جوخه تیرباران سپرده شد.
خمینی که در این زمان، روزگار بریدگی خود را در نجف می‌گذراند، در منتهای فرومایگی و دجالیت، قیام سیاهکل را به استعمار نسبت داد و در نامه به انجمنهای اسلامی خارج کشور نوشت: «از حادثه‌آفرینی استعمار در کشورهای اسلامی نظیر حادثه سیاهکل و حوادث ترکیه فریب نخورید و اغفال نشوید».


بيانيه سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران، به مناسبت چهلمين سالگرد حماسه سياهكل



«چهل سال پیش در ۱۹بهمن سال ۱۳۴۹ یک گروه ۹ نفره از پارتیزانهای فدایی به فرماندهی رفیق علی اکبر صفایی فراهانی، باحمله به پاسگاه ژاندارمری شهرک سیاهکل در استان گیلان، یکی از شیواترین حماسه های جنبش آزادیبخش مردم ایران را آفریدند». بیانیه می افزاید:
«رژیم شاه در واکنش به عملیات سیاهکل که قدرت مطلقه اش را به چالش کشیده بود، با بسیج نیروهای ویژه نظامی از زمین و هوا به سرکوب گسترده روی آورد. رفقا مهدی اسحاقی و محمد رحیم سمایی، طی درگیریهای پس از ۱۹بهمن به شهادت رسیدند و رفقا غفور حسن پور اصیل، علی اکبرصفایی فراهانی، احمد فرهودی، جلیل انفرادی، محمد علی محدث قندچی، ناصرسیف دلیل صفایی، هادی بنده خدا لنگرودی، شعاع الدین مشیدی، اسکندر رحیمی مسچی، محمد هادی فاضلی، عباس دانش بهزادی و هوشنگ نیری در بیدادگاههای نظامی به اعدام محکوم و در روز ۲۶ اسفند همان سال به جوخه های اعدام سپرده شدند».
بیانیه سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، ضمن خاطر نشان کردن این واقعیت برجسته، که «حماسه آفرینان رستاخیز سیاهکل»، «با عمل انقلابی مرزهای حقیقی بین مردم و دشمن را ترسیم کردند»، به تمامی قهرمانانی که در نبرد با دو دیکتاتوری شاه و شیخ به شهادت رسیده اند درود می فرستد و در باره تداوم و اعتلای جنبش آزادیبخش مردم ایران رو در روی استبداد دینی حاکم، تاکید می کند:
«خواست اولیه و مقدم مردم ایران که همه شیفتگان آزادی در راه آن پیکار می کنند، سرنگونی رژیم ولایت فقیه و استقرار یک نظام دموکراتیک در ایران است. این خواست، که ما و شورای ملی مقاومت مدافع آن هستیم، نه از طریق جنگ خارجی و دخالتگرانه امپریالیستی محقق می شود و نه از طریق چشم دوختن به درون نظام. تحقق آزادی و حاکمیت ملی و دستیابی مردم ایران به دموکراسی و عدالت و پیشرفت تنها توسط اراده آزاد و عزم مردم ایران و نیروهای ترقیخواه میسر است».

Monday, February 7, 2011

به‌مناسبت 19بهمن شعله سرخ فدا - گرامی باد حماسه سرخ بهمن، راهگشای بهاران سبز آزادی

گرامی باد حماسه سرخ بهمن، راهگشای بهاران سبز آزادی






در بامداد سرخ‌فام روز دوشنبه 19بهمن سال60، شهید اشرف رجوی، سمبل زن انقلابی مجاهد خلق و موسی خیابانی، سردار فراموشی‌ناپذیر آزادی، همراه با 18تن از فرماندهان و مجاهدان قهرمانی که در رکابشان جنگیدند، در مقابله با یورش جنایتکارانه پاسداران خمینی، حماسه‌یی پرشکوه در ایثار و مقاومت را رقم زدند .
پایگاه اشرف و موسی، واقع در زعفرانیه تهران از ساعت 12شب با ایجاد حلقات پی‌درپی، محاصره شد.

دشمن با حداکثر نیرو کلیه راههای عبور و مرور منطقه را بسته و بر گذرگاههای آن و پشت‌بام ساختمانهای مشرف به پایگاه، واحدهایی از مزدوران مجهز به سلاحهای نیمه‌سنگین را مستقر کرده بود. در ساعت 5بامداد، در شرایطی که خورشید خون‌گرفته هنوز سر از مشرق برنیاورده بود، پایگاه از هر‌سو با شلیک سلاحهای نیمه‌سنگین مورد حملات وحشیانه قرار گرفت .


با شلیک اولین گلوله‌های دشمن، کلیه رزمندگان پایگاه، در آماده‌باش کامل نظامی قرار گرفته و رگبار مسلسلهای مجاهدین از زوایای مختلف پایگاه، سینه مزدوران خمینی را هدف گرفت.



عاشورای مجاهدین طلوع خود را آغاز کرد.






گله‌های پاسدار و مزدوران اجیر‌شده خمینی، چون سگان هار با تمام قوا مذبوحانه می‌کوشیدند تا مجاهدین را به‌تسلیم وادار کنند و اگر بتوانند کسی از آنان را زنده دستگیر کنند. اما اشرف و موسی و یاران پاکبازشان، تا آخرین گلوله و تا آخرین دم حیات بر اردوی دشمن تاختند، انبوهی از پاسداران و ازجمله سرکرده مزدوران خمینی را که قدم به حریم پایگاه سردار گذاشته بود، به هلاکت رساندند و داغ تسلیم را بر دل مزدوران نهادند.

سرانجام در پایان این نبرد نابرابر که سه ساعت ادامه یافت، آن‌گاه که تک‌تک فرماندهان و رزمندگان مستقر در پایگاه به‌همراه سردار و سمبلشان به‌خون خفتند؛ مسلسلها از غرش افتادند؛ و دود گلوله و باروت همه‌جا را پر کرد؛ مزدوران خون‌آشام، در قتلگاه، به شناسایی اجساد پرداختند، و پس از شناسایی سردار و اشرف و آذر و سایر یارانشان، بر بالای سر آنان به پایکوبی پرداختند .

قهرمانان پاکبازی که در رکاب اشرف و موسی به اوج رستگاری و رهایی دست یافتند عبارت بودند از:

آذر رضائی همسر موسی با طفل به‌دنیا نیامده‌اش، محمد مقدم و همسرش مهشید فرزانه‌سا، عباسعلی جابرزاده و همسرش ثریا سنماری، تهمینه رحیم‌نژاد و همسرش طه میرصادقی، فاطمه نجاریان و همسرش شاهرخ شمیم، ناهید رأفتی و همسرش حسن مهدوی.

و فرماندهان و کادرهای برجسته‌یی همچون:

محمد معینی، کاظم مرتضوی، خسرو رحیمی، مهناز کلانتری، حسن پورقاضی، سعید سعیدپور و حسین بخشافرکه تنها پیکرهای بیجانشان در صحنه این مقاومت حماسی برجای ماند و آنان بدین ترتیب وفاداری بی‌پایانشان را نسبت‌به رهایی خلق ستمدیده ایران، و آرمانهای والای مجاهدین در مسیر تحقق جامعه بی‌طبقه توحیدی، به‌اثبات رساندند. تنها سه‌کودک، یعنی مصطفی طفل شیرخوار مسعود و اشرف، ‌سیما، کودک خردسال مجاهدین شهید محمد مقدم و مهشید فرزانه‌سا و الهام، دختر خردسال مجاهدین شهید عباسعلی جابرزاده انصاری و ثریا سنماری، زنده به‌دست مزدوران دشمن اسیر گشتند .






در قتلگاه مجاهدین، مزدوران خمینی به‌دستور لاجوردی مانند اسلاف جنایتکارش در عاشورای حسین(ع، از هیچ رذالت و دنائتی نسبت به پیکرهای مجاهدین شهید خودداری نکردند. آنها بیشرمانه موهای شهدا، اشرف و آذر را گرفته و آنان را همراه سایر شهدا به‌بیرون خانه کشیدند.

مردم که تا این لحظه با زور سرنیزه از نزدیک شدن به‌منطقه بازداشته شده بودند، اینک از موضوع اطلاع یافتند. اشکها از خشم و تأثر بر گونه‌ها سرازیر شد و زمزمه‌های نفرین و شعار علیه خمینی آغاز گشت. مزدوران خمینی در هراس از واکنش مردمی که شاهد هیجان و احساسات آنها بودند، به‌سرعت اجساد مطهر سردار و اشرف و آذر و یارانشان را دوباره به داخل پایگاه برگرداندند و سپس با عجله، به زور ضربات قنداق تفنگ و تیراندازی هوایی، اقدام به متفرق‌کردن مردم کردند .






در قتلگاه مجاهدین، مزدوران خمینی به‌دستور لاجوردی مانند اسلاف جنایتکارش در عاشورای حسین(ع، از هیچ رذالت و دنائتی نسبت به پیکرهای مجاهدین شهید خودداری نکردند. آنها بیشرمانه موهای شهدا، اشرف و آذر را گرفته و آنان را همراه سایر شهدا به‌بیرون خانه کشیدند.

مردم که تا این لحظه با زور سرنیزه از نزدیک شدن به‌منطقه بازداشته شده بودند، اینک از موضوع اطلاع یافتند. اشکها از خشم و تأثر بر گونه‌ها سرازیر شد و زمزمه‌های نفرین و شعار علیه خمینی آغاز گشت. مزدوران خمینی در هراس از واکنش مردمی که شاهد هیجان و احساسات آنها بودند، به‌سرعت اجساد مطهر سردار و اشرف و آذر و یارانشان را دوباره به داخل پایگاه برگرداندند و سپس با عجله، به زور ضربات قنداق تفنگ و تیراندازی هوایی، اقدام به متفرق‌کردن مردم کردند .







از گزارش سردار خیابانی به برادر مجاهد مسعود رجوی
آبانماه 1360

یادت هست که در مقطع 30‌خرداد در حضور خودت تصمیم گرفتیم که حتی اگر ما یک عاشورا در پیش داشته باشیم و تمام سازمان را نیز فدا و قربانی کنیم نباید در روز موعود در انجام تعهداتی که در قبال خلق و انقلاب داریم درنگ و تردید کنیم و خدای‌نکرده به سرنوشت حزب توده دچار شویم؟ و اکنون ما در شرایطی هستیم که از آن آزمایش تاریخی با موفقیت گذشته‌ایم و از این نظر برای همیشه اصالت و سربلندی خود را در تاریخ ثبت کرده‌ایم …
اکنون چشم امید اکثریت توده‌های مردم به سازمان است. امیدوارم که خداوند، ما را هرچه بیشتر شایسته این امید و اعتماد مردم و همچنین شایسته پیروزیهای بزرگتر آینده بکند .






…البته معلوم است که حضور تو در خارج کشور در کسب این پیروزیها نقش تعیین‌کننده‌یی داشته است، وگرنه در غیر این‌صورت و با محدودیتهایی که در داخل کشور وجود دارد، یعنی در فضای اختناق و استبداد قرون وسطایی و سرکوب و قهر ضد‌انقلابی که خمینی در داخل کشور ایجاد کرده، ما هرگز قادر به این پیشرفتهای درخشان و بی‌نظیر سیاسی نمی‌شدیم و من و بچه‌های دیگر، هر ‌روز که می‌گذرد به اهمیت وجود تو در خارج، بیشتر پی می‌بریم و از این‌که در ‌برابر مخالفتهای تو تسلیم نشدیم و تصمیم به عزیمت تو به خارج گرفتیم خوشحالتر و راضي‌تر از پیش هستیم …
ما واقعاً مسیر پرشکوهی را طی کرده‌ایم و آینده پرشکوه‌تری هم درپیش داریم. وقتی چشم را از این گذشته‌ي سراسر رنج و تلاش و شکوه و عظمت، به آینده برگردانیم، قاعدتاً چیزی جز پیروزیهای باز‌هم بزرگتر در طریق انجام رسالتهای عظیم‌تر نخواهیم دید. انشاءالله خداوند ما را بدین‌همه، شایسته گرداند و تو را هم که در این جریان غرورآفرین، نقش تعیین‌کننده و نقش رهبری داشته‌ای برای سازمان و مردم ما حفظ کند .

اشرف و موسی سمبل‌های جاودانه و فراموشی‌ناپذیر







از مریم رجوی- بهمن66


انقلابیون بزرگ و سمبلها و سرداران اصیل تاریخی، از آن‌رو جاودانه و فراموشی‌ناپذیرند که از یک طرف ریشه در واقعیترین و ضروریترین الزامهای تاریخی و انقلابی دوران خود دارند و در مسیر تکامل اجتماعی، مبرمترین خواستهای توده های زحمتکش و طبقات بالنده جامعه را نمایندگی می‌کنند، و از طرف دیگر، بن‌بستها را درهم می‌شکنند و با زندگی و شهادت خود رمز رهایی و راه پیروزی بر مرتجعین و دشمنان خلق را به توده‌های مردم و نسل معاصر خود عرضه می‌کنند. چنین است که هرچه زمان می‌گذرد قدر و شأن سمبلها و پیشتازان صدیق خلق، بیشتر بارز و آشکار می‌شود و آگاهترین و فداکارترین فرزندان خلق با شور و اشتیاق بیشتر در راه سمبلها و پیشتازان راستین خود قدم می‌گذارند و در بزرگداشت آنان سر از پا نمی‌شناسند.






در این مسیر که همانا مسیر تعمیق انقلاب و درخشش روزافزون والاترین ارزشهای عقیدتی و فرهنگی آن است، هر کس که حق سمبلها و سرداران انقلاب را به‌جا آورد البته سرفراز و رستگار می‌شود و هر آن کس که با مرجح شمردن منافع پست و حقیر فردی و یا گروهی بر این حق بزرگ پای گذارد، به حکم قانونمندیهای خدشه ناپذیر تکامل، جز سقوط و انحطاط، فرجامی نمی‌یابد. چرا که پیشتازان بزرگ انقلابی، نه افرادی تنها، بلکه تجسم اهداف و ارزشهای خلق و انقلاب، و سمبل رنج و خون همه زنان و مردان قهرمانی هستند که در راه آن با تمام هستی و نیروی خلاق انسانی خود جنگیده‌اند و جان باخته‌اند… سمبل شرف و افتخار زن انقلابی مجاهد خلق، اشرف رجوی و سردار شهید آزادی، موسی خیابانی که با شهادت خود در میدان بزرگترین مقاومت انقلابی سازمان‌یافته در تاریخ ایران، رنج و خون دههاهزار شهید سرفراز را در بالاترین سطوح عقیدتی و تشکیلاتی مجاهدین گره زدند؛ از والاترین و برجسته‌ترین سمبلهای مبارزات تاریخی مردم و میهن ما به شمار می‌روند.






آنان از پیشتازان و پرچمدارانی بودند که در تاریخ معاصر میهن ما مبرمترین خواستهای خلق را نمایندگی کردند، از کوران مبارزه مسلحانه انقلابی با دو نظام دیکتاتوری ضدخلقی سرفرازانه گذشتند و در حماسه عقیدتی و میهنی عاشورای مجاهدین در 19بهمن1360، منطق حسینی «فدای حداکثر» و مقاومت و پاکبازی تمام‌عیار را به مثابه رمز رهایی و راهگشای پیروزی بر رژیم دجال و ضدبشری خمینی، به بُرّاترین وجه و در وسیعترین ابعاد به خلق قهرمان ایران و رشیدترین فرزندان آن آموختند. منطقی که از 30خرداد60 به فرمان و تحت رهبری عقیدتی و سیاسی مسعود به کار افتاد و هر چه زمان می‌گذرد بیشتر روشن می‌شود که، بدون آن، معادلات کنونی میهن ما دگرگونه می‌شد، انقلاب و ارتجاع، آن‌هم در شرایطی که خمینی در رأس ارتجاع، به سالوس و ریا، خرقه انقلاب بر تن کرده بود، همانند نور و ظلمت درهم آمیخته می‌ماند و البته بدون تمیز و تعمیق مرزبندیهای انقلاب، پیشرفت در جاده تابناک «آزادی»و دست‌یافتن به ثمره شفابخش «رهایی» میسر نمی‌گردید. با همین منطق «فدای حداکثر» و با تقدیم فدیه‌های عظیمی همچون موسی و اشرف بود که مجاهدین «بهای ایدئولوژیکی» مبارزه انقلابی با مهیب‌ترین نیروی ارتجاعی تاریخ ایران را به تمام و کمال پرداختند و جاده پرسنگلاخ پیروزی را گشودند.





در این مسیر و با پرداخت یک چنین بهایی بود که جان‌مایه اصلی مقاومت از گزند تیرهای زهرآگین دشمن دجال و خونخوار محفوظ ماند، جانشین انقلابی و مردمی شکل گرفت، راه صلح و آزادی هموار شد و خلق ما به ارتش آزادیبخش ملی، این «گنجینه عظیم میهنی و سرمایه آزادی و استقلال و تمامیت وطن» دست یافت… رمز سرفرازی و اعتبار جهانی مقاومت ایران و پیروزیهای بزرگ ما در عرصه بین‌المللی نیز در همین منطق «فدای حداکثر» نهفته است. چه آنگاه که پیام توحید و یگانگی بر موج پر نفوذ خون شهیدان والامقامی چون اشرف و موسی، قلبها را فتح می‌کند و آگاهترین و فداکارترین فرزندان خلق را به شجره طیبه مجاهدین پیوند می‌دهد، و چه آنگاه که عنصر موحد مجاهد خلق در پنج قاره جهان، پرچم حراست از عزت و شرف خلق و میهن را برمی‌افرازد و صلابت و استواری‌اش اینچنین جهانیان را به اعجاب و تحسین وامی‌دارد.چنین است که سمبلها و سرداران اصیل انقلابی، پاسخ شایستگیهای خود را از خلق و تاریخ دریافت می‌کنند، در مسیر تکامل اجتماعی، هزاران بار تکثیر می‌شوند و در پیروزیها و افتخارات انقلابی و میهنی، همیشه حضور دارند. آنچنانکه گویی زندگی واقعی آنان پس از شهادت حماسی‌شان آغاز می‌شود و هرچه زمان می‌گذرد درخشش بیشتری می‌یابد …

در سالگرد شهادت اشرف رجوی






از جمشید پیمان

دریا را نباید به آرامش فرا خواند،
و نباید صدا را در چنبره ناشنیدن افکند .
برگها،
فریاد جنگل را می تابانند،
در آغاز چرخش هبوط .
و زمین،
پژواکی نامتناهیست از سماع بی‌توقف برگ .
باید بشنوی، بتوانی بشنوی،
ورنه، باورت را سکوت عطشناک،
لاجرعه می‌آشامد .
لحظه‌های حادثه پر از بی‌تابی‌اند،
مثل پیکر زمستان،
مثل یک تکه یخ،
مثل انجماد زمین،
در وسعت بی بن‌بست شب،






در انتظار آفتاب و عطش .
و بدینسان بود تقدیر سکوت،
از حنجره زنی که در فریادش ذوب می‌شد،
فریادی که فرصت نیافت،
هرگز از هیچ گلویی جاری شود .
و او در مراسم خاکسپاری صدایش حضور داشت،
و روپوش برف را با ترانه‌های انگشتانش،
چونان چکاندن ماشه،
از مرمر سیاهی که صدایش را پوشانده بود، تکاند .
و آنگاه که ناقوسها نواختند، شروهیی را خواند،
که روزی کودکی در مسیر پرواز بادبادکی سروده بود .
و آنگاه ستارگان را دیدم که مرگ را زیبا می‌کنند،
آنجا که شب در تداوم توهمی ناملموس،
با ستارگان می‌ستیزد .
و این ادراکی بود که پیکرش در من پدیدار ساخت،
هنگامی که بر خاک «ا وین» فرو غلتیده بود .
و اشک، فرصت باریدن نداشت،
چرا که عظمت حادثه،
فرصت اندوه را در انسان کشته بود .
و آنگاه بود که دانستم،
«آرمیدن»، دروغیست که بر دریا بسته‌اند .
و دریافتم که زندگی زیباتر است،
وقتی که خون «اشرف»،
وثیقه زندگی انسان میشود .



Thursday, February 3, 2011

روز30 صفر، شهادت هشتمین پیشوای تشیع انقلابی، آفتاب خراسان، علی‌ابن‌موسی‌الرضا (ع




امام هشتم، علی‌ابن‌موسی‌الرضا(ع) روزیکشنبه یازدهم ذیقعده سال 148هجری برابر با 29 دسامبر 765میلادی درشهر مدینه متولد شد. پدر بزرگوارش امام کاظم (حضرت موسی‌ابن‌جعفر) و مادرش نجمه از زنان والا‌مقام در جنبش عقیدتی شیعیان بود. عمر پر‌برکت امام هشتم تا 55سالگی ادامه یافت؛ و از 35سالگی، یعنی از هنگام شهادت امام هفتم در 25رجب 183هجری، به‌مدت 20سال رهبری شیعیان را عهده‌دار بود و در سال 200هجری برابر با 816 میلادی به شهر مرو در خراسان عزیمت فرمود.

دوران پیشوایی امام رضا(ع) با سه خلیفه عباسی مقارن بوده است:

ده سال اول، در دوران خلافت هارون‌الرشید، و ده سال دوم با فرزندان او یعنی محمدامین وعبدالله‌مأمون همزمان بوده است.
حضرت ‌رضا علیه‌السلام در یکی از پیچیده‌ترین و پرفتنه‌ترین شرایط سیاسی تاریخ ایران و اسلام، امامت شیعیان را به‌عهده گرفت، شرایطی‌که عبور ازآن، تنها از عهده‌ی چنین رهبر باصلاحیتی برمی‌آمد.
یکی از فرازهای مهم و به عبارتی شگفتیهای دوران رهبری امام‌رضا (ع) موضوع عزیمت امام به خراسان و پذیرش ولیعهدی مأمون بود. واقعیت این است که این حرکت امام‌رضا یکی از برجسته‌ترین فرازهای تاریخ شیعه‌‌ است و تأثیرش با توجه به حساسیتهای خطیر آن، به‌حدی بود که آن را با قیام عاشورا البته در فازی دیگر، قیاس می‌کنند. همانطور که خاندان بنی‌امیه، بعد از عاشورا دیگر خواب خوش نداشتند و نهایتا با شعار خونخواهی عاشورا و اهل بیت پیامبر، سرنگون شدند. خلفای عباسی هم پس از شهادت امام رضا همین مسیر را رفتند، تا اینکه درسالیان بعد، خاندان علوی آل‌بویه از گیلان با تصرف بغداد، خلافت عباسی را از اقتدار انداختند و خلفا را به والی خودشان تبدیل کردند.
ده سال اول امامت امام‌رضا (ع) همزمان بود با خلافت هارون‌الرشید. هارون‌الرشید دو فرزند داشت یکی محمدامین که از یک مادر اشراف‌زاده بود و دیگری عبدالله‌امین که مادرش از طبقات پا‌ئین‌تر بود. از این‌رو، ولعیهد هارون‌الرشید، امین بود، و توسط اشراف خاندان عباسی‌نیز پشتیبانی می‌شد.
در سال 193هجری هارون‌الرشید که به همراه مأمون در خراسان بود مرد. مأمون با علوی خواندن خود و با کمک مهره‌هایی در خراسان به جمع‌آوری نیرو برضد امین پرداخت و خودش را خلیفه خواند و توانست لشکری آماده کرده و در جنگهائی که با امین داشت بالاخره در سال 198هجری، بغداد را تصرف کرده و امین رابه قتل برساند. مأمون برای این که از گزند خاندان بنی عباس که به خونخواهی امین برخاسته بودند در امان باشد، در بغداد که برای او امنیت نداشت نماند و پایتخت حکومت خود را به مرو که آن‌موقع جزو استان خراسان بود و اکنون از شهرهای ترکمنستان است منتقل نمود. چرا که او توانسته بود با علوی معرفی کردن خود، در میان مردم آن سامان، پایگاهی دست و پا کند. به همین دلیل نیز برای کسب مشروعیت به‌طور مستمر برای امام‌رضا در مدینه پیام می‌فرستاد که به مرو بیاید و او را ولیعهد خودش خواند .
يك تابلو در پيش روي امام اين بود كه نپذیرد و مأمون را محکوم کند که در آن صورت، در تضاد بین جناحهای بنی‌عباس که خونخواهی امین را می‌کردند، به‌نفع آن جناحها تمام می‌شد و در آینده، این ابهام در میان مردم باقی می‌ماندکه امام، خلیفه علوی را در مقابل آن جناحها حمایت نکرد. چرا که همانطور که اشاره کردیم، مأمون زیر نقاب دوستی با اهل بیت و بر ضد دستگاه خلافت، پنهان شده بود و برای مردم، ماهیتش روشن نبود. کمااینکه خمینی از روز اول انقلاب، نیات پلید خودش را برای مردم روشن نکرد و با دجالگری می‌گفت من حکومت نمی خواهم و یک طلبه بیشتر نیستم, ولی دیدیم, وقتی به قدرت رسید چگونه آن راگرفت و چه بلائی به سر مردم آورد.
آری برای اینکه نقاب اسلام‌پناهی از چهره خمینی شیاد بیفتد ، صدوبیست هزار از بهترینها باید شهید می‌شدند. در آن دوران هم امام‌رضا(ع) برای اینکه نقاب از چهره مأمون بیفتدبا خون خودش بهای آن را پرداخت و خوب می‌دانیم که امام قبل از رفتن به مرو به خانواده‌اش گفت: که این سفری بی‌بازگشت است و اگر می‌خواهید هم‌اینک ماتم برپا کنید. چون می‌دانست بهای آگاه شدن مردم و بی‌آینده شدن دشمن در چنین شرایطی، پرداخت آن بها است.



در واقع امام وقتی ناگزیر از پذیدش ولیعهدی شد، این ترفند دشمن را با قیمت جانش بر سر دشمن خراب کرد. از یک طرف با گذاشتن چهار شرط، با مأمون و دستگاه حاکمیتش مرزبندی نمود و نقاب از چهره او برداشت و از طرف دیگر، شقه را در میان بنی‌عباس عمیقتر، و دودمانشان را بی‌آینده کرد.

شرطهایی که امام رضا مکتوب فرموده و مأمون را بدان ملتزم کرد ، عبارت بود از:

الف: هیچ امر و نهیی صادر نخواهم کرد.
ب: هیچ فتوی یا حکم قضایی نخواهم داد.
ج: کسی را به‌امارت نمی‌گمارم و کسی را عزل نمی‌کنم.
د: باید از هرگونه تغییرات در وضعیتی که برقرار است، معاف باشم.
امام در سال 200 هجری از مدینه به سمت مرو حرکت نمودند و تا سال 203 که حضرتش توسط مأمون، مسموم و به شهادت رسید، سه سال زمان بود و دراین سه سال مسائلی اتفاق افتاد که مأمون را به این نتیجه رساند که امام را به شهادت برساند.
ماجرا از همان بدو ورود امام‌رضا به خراسان شروع شد. وقتی حضرت به نیشابور رسیدند، حدود صد هزار تن از مردم شهر برای دیدار امام و شنیدن روایاتی از پیامبر از زبان امام، گرد او جمع شدند،که نفس چنین تجمعی برای دستگاه خلافت مأمون خطری جدی بود. بخصوص که امام‌رضا(ع) در میان چنین جمعی به سخنرانی پرداخته و حدیث معروف به سلسله‌الذهب را به نقل از پدرانش بیان فرمودند:

«کلمه لااله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی». یعنی ”شعار لا اله الا الله دژ مستحکم من است که هرکه بدان درآید از عذابم ایمنی خواهد داشت”

دهها هزار نفر ضمن ثبت این روایت، افزودند که امام در حالی که سوار کجاوه خود بود، سر را بیرون کرده و به دنبال حدیث فوق خطاب به‌حاضران افزود:

”اما بشرطها و شروطها و انا من شروطها” یعنی مقبولیت شعار لا اله الا الله مشروط به‌شرطهایی است و من یکی از آن شرطها هستم.

این کلام درمضمون خود مشخصا بی‌اعتبارکردن و نامشروع کردن مأمون را نتیجه می‌داد که خودش را خلیفه مسلمین می‌خواند.
همچنین درروز عید فطر وقتی امام‌رضا(ع) مردم را از تصمیم خودش برای خواندن نماز عید مطابق سنت پیامبر،آگاه کرد چنان ولوله‌يی در میان مردم شهر ایجاد شدکه مأمون مجبور شدجلوی آن را بگیرد. چراکه چنین تظاهراتی زیراب خلافت مأمون را می‌زد و یک حرکت اعتراضی نسبت به حاکمیت مأمون به حساب می‌آمد. به این‌ترتیب در تمامی این صحنه‌ها، امام مرز خودش را با حاکمیت مأمون می‌بست تا به آن مشروعیت ندهد. آری ایستادن به هر قیمت روی اصول، و انعطاف درسایر موارد، این همان سنتی است که امام‌رضا از خود به‌جای گذاشت و مجاهدین نیز با درس گرفتن از او و دیگر پیشوایان تاریخی خود، نهایت انعطاف را نشان می‌دهند ولی وقتی بحث اصول به میان می‌آید، پایش می‌ایستند و بهایش را در ماکزیمم می‌پردازند.
آری سه سال بدین منوال گذشت و سرانجام مأمون همچون اسلاف خود، کمر به قتل امام بست و در ماه صفر 203هجری امام هشتم را در سن‌آباد مسموم کرده و به شهادت رساند. بدینگونه مرقد مطهر آفتاب خراسان درهمان محل شهادت وی برپا گشته و مشهد نام گرفت.


مجاهد کبیر احمد رضایی، آموزگار بزرگ شجاعت‌ ، فداکاری و قاطعیت در نبرد

Tuesday, February 1, 2011

بیست وهشتم صفر، رحلت پیامبرعظیم‌الشأن اسلام و شهادت دومین پیشوای تشیع انقلابی، حضرت امام حسن مجتبی (ع)

بیست وهشتم صفر، سالروز رحلت پیامبر رحمت و رهایی، فروغ جاویدان عالم بشریت و سرچشمه عشق و معرفت، حبیب خدا، محمد مصطفی صلی‌الله علیه وآله و سالروز شهادت جگرگوشه ‌او، دومین پیشوای شیعیان، مقتدای تاریخی مجاهدان، امام حسن مجتبی علیه‌السلام را گرامي مي‌داريم. بیست و هشتم صفر، رحلت پیامبرعظیم‌الشأن اسلام بیست وهشتم صفر، سالروز پرکشیدن رهاترین و عاشقترین روح زمین و تاریخ، یعنی آن که پروردگار منان، او را به‌عنوان خاتم و پایان‌برنده رسالت انبیای خود برگزید و کاملترین پیامهای خود را برای نجات و رهایی بشر به او سپرد، می‌باشد. پیامبری که عشق خدا نام گرفت. پیامبری که گذشته از مقام و جایگاه بسا بلندش در مکاتب الهی، و در میان پیامبران، و گذشته از فرمانروایی بی‌مثالش بر قلبهای مومنان، در میان جوامع و مکاتب دیگر و حتی از نظر آنان که به ادیان الهی نیز معتقد نیستند، به‌عنوان تاثیرگذارترین شخصیت تاریخ بشری شناخته شده است. اوایل سال یازدهم هجری بود و دو‌سالی می‌شد که مکه، به‌دست پیامبر فتح شده بود. خبررأفتهای باورنکردنی حضرت محمد در رابطه با دشمنان دیرینه‌اش در مکه، چون موجی عظیم، سراسر منطقه را درنوردیده بود. هنگامی که پیامبر بر اثر بیماری به بستر افتاد، عموم پیروان رزم‌آورش، شامل نامورترین صحابه محمد (ص) به‌فرمان وی در بیرون مدینه اردو زده بودند تا برای جنگ با رومیان در مناطق شمالی شام، روانه جهاد شوند. اما با شدت ‌گرفتن بیماری راهبر و سرورشان، گویی طاقت ترک مدینه را نداشته و منتظر مانده بودند تا بشارتهای بهبود پیامبر را بشوند، لیکن در همین اثنا محمد (ص) به دیار رفیق اعلی پرکشید و پیروانش راه مدینه را در پیش گرفتند تا با آخرین فرستاده خدا وداع و تجدید عهد نمایند. دربارهٌ آخرین روزهای حیات پیامبر بزرگ خدا نوشته‌اند که: «چون پیامبر صلی‌الله علیه و آله به بستر بیماری افتاد اصحاب بر گرد او جمع شدند. پس به بلال فرمود مردم را فرا بخوان تا در مسجد جمع شوند و چون جمع شدند، فرمود: «ای گروه اصحاب! من چگونه پیامبری برای شما بودم؟ آیا درمیان شما، به نفس خود جهاد نکردم؟.. آیا از نادانان قوم، متحمل تعبها و شدتها نشدم؟ آیا برای ایثار امت بر خود، از گرسنگی، سنگ بر شکم نبستم؟ صحابه گفتند بلی یا رسول‌الله. به‌تحقیق که صبرکننده بودی. پیامبر گفت: حقتعالی حکم کرده ‌و سوگند یاد نموده که از ظلم ستمکاری نگذرد. پس سوگند می‌دهم شما را به‌خدا که هرکه او را مظلمه‌یی بوده ‌باشد نزد محمد برخیزد و قصاص کند. مردی به‌نام سوادة بن قیس گفت: یا رسول‌الله درهنگامی که از طایف می‌آمدی من به استقبال تو آمدم. تو بر ناقه خود سوار بودی و عصای خود را در دست داشتی. چون عصا را بلند کردی که بر شتر خود بزنی بر شکم من آمد. ندانستم که به‌عمد کردی یا به خطا. پیامبر فرمود: «پناه بر خدا اگر به‌عمد کرده ‌باشم. ای بلال برو به‌خانه فاطمه همان عصا را بیاور». چون بلال از مسجد بیرون آمد دربازارهای مدینه ندا می‌کرد که «ای گروه مردم، کیست که قصاص فرماید نفس خویش را پیش از روز قیامت؟ اینک محمد صلی‌الله علیه و آله، خود را در معرض قصاص درآورده ‌است پیش از روز جزا». پس بلال عصا را گرفت و به‌خدمت پیامبر شتافت. پیامبر فرمود کجا رفت آن مرد پیر. او گفت من حاضرم یا رسول‌الله. پیامبر فرمود: بیا و مرا قصاص کن تا راضی شوی از من. چون حضرت پیراهن خود را گشود گفت پدر و مادرم فدای تو باد یا رسول‌الله! پیامبر گفت ای سواده! آیا عفو می‌نمایی مرا؟ گفت عفو می‌نمایم یا رسول‌الله. پیامبر فرمود خداوندا! تو عفو کن سواده بن قیس را چنان که او عفو کرد پیغمبر تو را». نوشته‌های تاریخ‌نگاران در مورد آخرین روزها و آخرین ساعتهای زندگی پیامبر، از حزن و اندوه بی‌نهایت مردم و نزدیکان و اصحاب پیامبر، و از عشق شدید آنان به پیامبر خبر می‌دهد. پیامبر نیز که بیش از مردم بر هدایت و راه‌یافتگی آنان مشتاق و مصر بود، هرگاه اندک بهبودی درحال خویش احساس می‌کرد، از بستر بیماری برمی‌خاست و به میان مردم می‌شتافت تا با آنان سخن بگوید. نوشته‌اند که: آن‌گاه که درد جانکاه پیامبر، رنجوری‌اش را افزون ساخت، از هوش رفت. فاطمه علیهاسلام که همواره در کنار بالین او بود، با چشمانی مالامال از اشک و حسرت وهراس بر سیمای خاموش پیامبر چشم دوخته و شعری را که عمویش ابوطالب در توصیف حضرت محمد سروده بود چنین می‌خواند: و اَبیض یستسقی الغَمام بوجهه ثمال الیَتاما، عصمه للاَرامل (چهره روشنی که مردم به برکت روی او طلب باران می‌کنند و فریادرس یتیمان و پناه بیوه‌زنان است) پیامبر چشمانش را می‌گشاید و می‌گوید دخترم! این سخن عمویت ابوطالب است. بجای آن قرآن بخوان. و او، این آیه قرآن را می‌خواند: «ومامحمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل، افان مات او قتل انقلبتم علی اعقابکم؟ و من ینقلب علی عقبیه فلن یضرالله شیئا» (آل‌عمران آیه 144). محمد نبود، مگر پیام‌آوری، که پیش از او پیام‌آورانی بودند. آیا اگر او درگذشت و یا کشته شد به گذشته‌های خویش برمی‌گردید؟» فاطمه بر بستر پیامبر، بسیار می‌گریست. پیغمر به فاطمه اشاره‌يی نمود. فاطمه سرش را بر چهره پدر خم کرد وپیامبر چیزی به او گفت. فاطمه سر برداشت و به درد نالید.پیامبر بیتابی فاطمه را تاب نیاورد، باز به او اشاره کرد، فاطمه سر را بر روی چهره پدر خم کرد. پیامبر باز چیزی گفت. این بار فاطمه شادان سر برداشت.نخستین بار پیامبر به او گفته بود: من براین بیماری می‌میرم». و در دومین بار گفته بود: «و تو نخستین کسی هستی از خاندان ما که به من خواهی پیوست». محمد، که درود خدا بر او باد، در تاریکترین شبهای تاریخ در ظلمت بی‌پایانی که همه امیدها را به یأس و همه راهها را به بن‌بست کشانده بود سرود رهایی و رستگاری انسان را عاشقانه خواند و آنگاه شتابان و بی‌قرار برخاست تا نوید پیروزی و رهایی را در گوش محرومان و ستمکشان تاریخ سردهد، برخاست تا نابودی دنیای کهن و ارزشهای ارتجاعی و استثماری را فریاد کند و تولد دنیایی نوین را بشارت دهد. برخاست تا آتش انقلابی کبیر و خاموش‌ناشدنی را در بستر تاریخ برافروزد و تمام مناسبات فاسد و استثمارگرانه طبقاتی را ریشه‌کن کند، و بدین‌سان در راستای نفی استثمار، آرمان تاریخی بشریت، جامعه بی‌طبقه توحیدی را محقق سازد. هم براین منوال بود که مسعود رجوی درسخنرانی خود در میتینگ معروف امجدیه تهران درسال ۱۳۵۹ می‌خروشید که: «ستارگان ما برآنند تا در فلک اجتماعی و سیاسی این میهن، طرحی نو دراندازند، طرحی عاری از طبقات، عاری از بهره‌کشی، عاری از جهل و نادانی و اختناق و زنجیر، و به راستی مگر بعثت انبیاء جز به‌خاطر این چیزها بود؟ اگر کسی قبول ندارد گوش کند، از قول پدر طالقانی مستقیماً می‌خوانم: «همان پیامبری که آمد تا مردم را به معروف وادارد و از منکر بازدارد، همان پیامبری که آمد همه آنچه را ادیان گذشته تحریم کرده بودند، از طیبات به مردم حلال کند، قیدها را بردارد، و آنچه خبیث است، حرام کند، و یضع عنهم اصرهم، بارهای سنگینی که به دوش بشر بوده را بردارد. و غلهایی که فکر و اندیشه مردم را و زندگی و حیات مردم را بسته بود، بگشاید. این هدف پیامبر بود، یعنی آزاد کردن مردم، آزاد کردن از تحمیلات طبقاتی، آزاد کردن از اندیشه‌های شرکی که تحمیل شده بود. آزاد کردن از احکام و قوانینی که به سود یک طبقه بر دیگران تحمیل شده بود، این رسالت پیامبر شما بود. ما هم باید دنبال همین رسالت باشیم، این شهدا هم دنبال همین رسالت بودند، در مقابل فرهنگ تحمیلی، اقتصاد تحمیلی، قوانین تحمیلی. در برابر محدودیتهای پلیسی، که گاهی به اسم دین، بر مردم تحمیل می‌شد، که از همه خطرناکتر بود، یعنی آنچه را که احبار و رهبان و همکاری آنها با طبقات ممتازه بر مردم تحمیل کرده بودند و به نام دین. این خطرناکترین تحمیلات است، یعنی آنچه که از خدا نیست، از جانب حق نیست، آنها به اسم خدا به دست و پای مردم ببندند و مردم را از حرکت حیاتی باز دارند. این غلهایی ‌است که پیامبر مبعوث شد، تا بشر دچار این غلها را نجات بدهد. و ما هم بایستی دنبال همین پیامبر باشیم، تا دیگران را نجات بدهیم، دعوت اسلام، دعوت به رحمت و آزادی است». دین‌فروشانی که دین و آیین رهاییبخش اسلام را تحریف کرده و آن را وسیله دجالگریهای خود و وسیله توجیه استبداد زیر پرده دین و ستم و سرکوب و استثمار قرار داده‌اند، خصم آشتی‌ناپذیر اسلام پیامبر و تعالیم رهایی‌بخش او هستند. اندیشه و عمل و رفتارشان در همه پهنه‌ها سراسر متضاد با پیامبر و دین اوست. از جمله در مورد مسأله زن که دجالگران دین‌فروش، اندیشه‌ها و عملکردهای ضدانسانی، تبعیض‌آمیز و به‌غایت استثماری خود علیه زنان را به‌نام اسلام قلمداد می‌کنند و رودرروی تعالیم پیامبر و رفتار او با زنان است، دیدگاه و تعالیم رهاییبخش پیامبر در مورد زنان و آن‌هم در جامعه و در دوره‌یی از تاریخ که دختران را زنده‌به‌گور می‌کردند، و درشرایطی که فلاسفه یونان باستان، زن را موجودی میان انسان و حیوان محسوب می‌کردند، در آن جامعه بدوی، بسیار بامعناست که اولین گرونده به دین محمد، یک زن است ـ خدیجه همسر والاقدر پیامبر ـ و اولین فدیه و شهید دین او نیز یک زن است ـ سمیه. محمد (ص) از همان اوان بعثتش نه تنها زنده‌به‌گور کردن دختران ونیز هرگونه تجارت‌پیشگی يا سوءاستفاده از زنان را قاطعانه تحریم کرد، بلکه بر خلاف رسم رایج زمانه، در امور سیاسی با زنان مشورت می‌کرد و پیمان می‌بست. در مهمترین و جدی‌ترین امور، نظیر مبارزه ونبرد، زنان را شرکت می‌داد به‌طوری‌که برای نمونه، در جنگ خیبر 20زن رزمنده در رکاب پیامبر بودند. در غزوه احد نیز که کار جنگ بالا گرفته و بسیاری از سپاهیان محمد صلی‌الله علیه و آله، یا به شهادت رسیده و یا مجروح شده بودند، در شمار کسانی که بی‌باکانه، دفاع از پیامبر را به‌عهده گرفته بودند یک زن بزرگوار به‌نام نسیبه بنت کعب نیز به چشم می‌خورد. به گواهی تاریخ، شمار زنانی که با پیامبر بیعت کرده بودند و نامشان به ثبت رسیده به حدود 650تن می‌رسید آن هم در زمانی که شاید رقم کل یاران محمد به ۵۰۰۰تن نمی‌رسید. آری؛ نخستین بار که در تاریخ جهان، حقوق زنان به رسمیت شناخته شد و در همه پهنه‌های سیاسی، اقتصادی، قضایی و خانوادگی تعریف گردید، از سوی پیامبر و آئین رهایی‌بخش او بود و این خود، انقلابی بس بزرگ در آن دنیای جهل و بردگی بود. محمد صلی‌الله علیه و آله پیام رحمت و و رهایی و آزادی و مسئولیت‌پذیری انسان از قیود و زنجیرهای اسارت‌بار را به‌کاملترین صورت بر بشریت عرضه کرد و پیشوایان دین و آیین او که پس ازاو، هریک، شاخصها و الگوهایی تمام از ارزشهای آیین رهاییبخش اسلام بودند، معرفی آیین پاک او را برعهده گرفتند. ازآن‌پس، این آیین رهاییبخش، به‌مثابه فروغی جاویدان و آیینه‌يی فروزان از والاترین ارزشها، فراراه بشریت قرار گرفت. و درطول تاریخ، هرگاه که دجال و دین‌فروشی پرفریب، کوشید تا چندی با سوء‌استفاده از آیین توحید، بساط ظلم و ستم بگستراند، درخشش تابلوی شکوهمند سیمای پیامبر و الگوها و پیشوایان دینش، در سینه‌های حنیفان و پاکان و مجاهدانی از نسلهای گوناگون، نور و شور مقاومت افکند تا برخیزند و پرده از چهره دجالان و دین‌فروشان، که بدترین دشمنان خدا و دین خدا بودند برکنند وسیمای آیین رهاییبخش اسلام انقلابی را از لوث وجود شقاوت‌پیشگان، پاک نگه‌دارند. بدینسان چنان که پروردگار جهان نیز وحی کرد، قرآن و ارزشهای اسلام و پیام محمد صلی‌الله علیه وآله درتاریخ، جاودانه ماند و روزبه‌روز بشریت را به سوی رهایی و یگانگی فرامی‌خواند تا روزی که رهایی تمامی انسانها از ستم و استثمار و دجالیت فراهم گردد. 28صفر، شهادت امام‌حسن مجتبی، بذرافشان عاشورای حسینی امام حسن مجتبی در 15رمضان سال سوم هجری متولد شد. امام حسن فرزند بزرگ حضرت علی وفاطمه بود و در دامان آنها پرورش یافت. اوتا 7سالگی از سرپرستی و آموزش مستقیم پیامبر برخوردار بود و این تأثیر تعیین‌کننده‌یی در شخصیت امام‌حسن داشت. پیامبر درباره امام‌حسن گفته بود که «حسن در خلق و خلق از همه کس به من شبیه‌تر است». امام حسن پس از شهادت حضرت علی، در21رمضان سال 40هجری، یعنی زمانی که 37ساله بود به امامت و خلافت رسید. و این، درحالی بود که معاویه، مظهر اشرافیت منحط اموی که بر تمامی مناطق شام (سوریه امروزی) حکومت می‌کرد، از فرصت شهادت حضرت علی، بهره جسته و آماده بلعیدن تمامی جهان اسلام شد.‌به این ترتیب دوران خلافت کوتاه امام‌حسن که فقط 6ماه به‌طول انجامید ونیز دوران 10ساله پس از آن تا هنگام شهادت حضرت، مصادف با مرحله بسیار حساسی از جنبش و مبارزه با دشمنی بود که به نام اسلام حکومت می‌کرد و تیشه به ریشه توحید و اسلام می‌زد. بذرافشان عاشورا دومین پیشوای اسلام انقلابی، افشاگر ارتجاع اموی و در رأس آنها معاویه بود. واقعیت این است که بزرگترین تحریف و تقلب در تاریخ صدر اسلام به‌زندگی امام‌حسن مجتبی، برادر و راهبر امام‌حسین، مربوط می‌شود. پیشوای انقلابی بزرگی که روزگارش بسیار پرفتنه و پرمصیبت بود، زیرا در برابر معاویه می‌جنگید. هم او که بذرافشان و راهگشای عاشورا و زمینه‌ساز حماسه جاودان آزادی بود و سیدالشهدا، حسین‌ابن‌علی (ع)، نیز در تمام سالهای امامت امام‌حسن تحت رهبری و هدایت او برای قیام جاودان عاشورا آماده می‌شد. با این‌همه، هنوز که هنوز است دوران امام‌حسن برای بسیاری از شیعیان، ناشناخته مانده و تصمیم‌گیریهای خطیر و تاریخی این رسواگر بزرگ دجالان، در پرده‌یی از اسرار و ابهام باقی مانده است. دوستان ناآگاه تلاشهای زیادی کردند تا آنچه را که در تاریخ، مشهور به قرارداد صلح بین امام‌حسن و معاویه است، به‌نوعی، توجیه مصلحت‌گرایانه کنند؛ بدون آنکه بتوانند شرایط و تعادل‌قوای عینی را همچنانکه بود توضیح بدهند تا همگان چند‌و‌چون اوضاع را در آن شرایط بفهمند و به‌مضمون مواضع و عملکرد امام‌حسن و نتایج آن پی‌ببرند.آخر اگر اوج هوشیاری انقلابی او که با صبر و متانتی شگفت، عجین است نبود و اگر او در آزمایشی خارق‌العاده از حکومت و حاکمیت صرف‌نظر نمی‌کرد، در یک ‌کلام، ارتجاع قهار اموی ریشه اسلام انقلابی را بیرون می‌آورد و دعاوی تاریخی آن‌را هم لوث می‌کرد و نهضت حسینی نیز هیچ ‌فرصتی برای شکوفایی و اثربخشی نمی‌یافت. به‌همین خاطر بود که حسن‌بن‌علی (ع) در طول تاریخ، هدف رگباری از ناجوانمردانه‌ترین اتهامها و دروغها نه‌فقط از‌جانب دشمنانش (که از آنها انتظاری جز این نبوده و نیست) بلکه حتی از‌جانب دوستان ناآگاه، واقع شده است. واقعیت این است که حضرت‌حسن با تمام توانش جنگ با معاویه را آزمود و بدون شک، انتخاب عاشورایی ـ‌آنچنان که دو ‌دهه بعد در قیام حسینی و در حماسه عاشورا رخ داد ـ برایش آسان‌تر بود. اما شرایط عینی، تعادل قوای واقعی و تیره‌و‌تار بودن اوضاع و دجالگری معاویه که خیلی با یزید فرق داشت، نه جایی برای ادامه جنگـ باقی می‌گذاشت و نه ‌جایی برای تسریع در قیام عاشورا. چرا که د‌ر فاز نزول جنبش انقلابی و هجوم سهمگین انحراف و ارتجاع، امام‌حسن باید آزمایش بسیار خطیر و بغرنج‌تری را از سر می‌گذراند که همانا صرف‌نظر کردن از حاکمیت برای حفظ مرام و مکتب و «حرکت از نو» و از صفر برای ماندگاری تاریخی اسلام انقلابی بود. این پیشوای انقلابی ازسویی بایستی با معاویه دست و پنجه نرم می‌کرد و ازسوی دیگر با انحرافاتی که در اذهان توده‌ها در اثر حکومت معاویه و دوران خلفا ایجاد شده بود مبارزه می‌نمود و آنها را اصلاح می‌کرد. مهمترین فرازها وحوادث دوران امام‌حسن معاویه با بسیج سنگین و اعزام جاسوس به همه جا ازسویی درصدد ترور کردن امام برآمد و می‌خواست وانمود کند که امام توسط یاران خودش ترور شده است تا بدبینیها را هرچه بیشتر کند. و از سوی دیگر با تهدید وتطمیع به خریدن و یا منزوی کردن سرداران سپاه امام‌حسن پرداخت. دراین میان، یاران سست‌عنصر و عافیت‌جو هم که بوی رفاه شنیده بودند متزلزل شده و به امام خیانت می‌کردند. و قشریون مرتجع هم با برداشتهای واژگونه، فریاد کافر شدن امام‌حسن را همانند پدرش علی سر دادند وآشوبهای زیادی به‌راه انداختند که به‌رغم دعاوی ابلهانه‌شان تماما به نفع معاویه تمام می‌شد. سپس عوامل نفوذی معاویه به‌منظور ازهم‌پاشاندن قوای امام‌حسن، شایعه صلح آن حضرت با معاویه را بر سر زبانها انداختند و همزمان به خیمه امام‌حسن حمله بردند. چندین طرح حمله و ترور دیگر نیز دراین مدت کشف شد.‌امام حسن ناگزیر با یارانی اندک به مدائن رفته، مردم را به جهاد فراخواند ولی جز اندکی اجابت نکردند. همه چیز درحال تباه شدن و شقه شدن بود. درچنین شرایطی امام‌حسن ناگزیراز صلحی موقت با معاویه شد. درایت سیاسی امام‌حسن وماجرای صلح امام‌حسن در کمال درایت با قرارداد صلح با معاویه می‌خواست شکستهای نظامی را به پیروزی تبدیل کند و بر صحنه غالب شود. در صلح‌نامه، معاویه متعهد شد که پس از خود، ولیعهدی تعیین نکند و حکومت پس از خود را متعلق به امام‌حسن بداند و همچنین شیعیان آل علی از آزار و دشنام درامان باشند و لعن ودشنام به امام‌علی که به دستور معاویه انجام می‌شد، متوقف شود ومتقابلاً امام‌حسن هم، معاویه را امیرالمؤمنین خطاب نکند.‌ لازم به یادآوری است که معاویه طی دهها سال آنچنان تبلیغات سوء ودجالگرانه‌یی از تمامی کانالهای تبلیغاتی علیه حضرت علی کرده و او را به‌عنوان یک کافر وخارجی معرفی کرده بود.‌به‌طوری که وقتی خبر شهادت علی درمحراب نماز در همه جا پخش شد، خیلیها می‌گفتند مگر علی نماز هم می‌خواند! در آن شرایط، امضای این موافقتنامه، پیروزی سیاسی و ایدئولویک بزرگی برای اسلام انقلابی بود. صلح امام حسن به واقع شاهکاری بی‌مانند بود که هم دشمن مکار را رسوا کرد وهم راه را برای حماسه جاودان عاشورا باز و هموار نمود. راستی که «پیوسته باید به‌خاطر داشت که به‌کاربردن کلمه صلح در مورد امام‌حسن، مجازی است. زیرا همچنان که اشاره کردیم مفاد صلح، همگی دستاوردهای مهمی بودند که حفظ و استمرار جنبش را به درجات و اشکالی تضمین می‌کردند و به‌راستی که بایستی اذعان کرد که امام‌حسن با پیمان صلح خود برتری درایت و ذکاوت سیاسی خود را به بهترین وجه ممکن بر معاویه نشان داد. معاویه پیمان صلح را زیر پا می‌گذارد معاویه بعد از امضای پیمان صلح متوجه می‌شود که چقدر باخته است. لذا حین حرکت به سمت کوفه، در نخیله، مفاد قرارداد را ملغی اعلام کرد و گفت من این قرارداد را زیر پا می‌گذارم و بدین‌صورت یک‌بار دیگر چهره‌اش نزد توده‌ها برملا می‌شود. با این وجود رفتار وقضاوت دسته‌یی از یاران نیمه‌راه با امام‌حسن و نیز رفتار قشریون خوارج با او، یکی از دردناکترین صفحات تاریخ اسلام و تشیع را تشکیل می‌دهد.به‌هرحال امام حسن قاطعانه در برابر این سمپاشیها می‌ایستد و سرانجام به‌رغم همه توطئه‌ها و نیز لجن‌پراکنیهای ارتجاعی درباره امام‌حسن، سیمای پاکباز و انقلابی و موحد امام به‌عنوان راهبری پاکباز، هوشیار، اصولی و ذیصلاح که توانست شکست نظامی جنبش را به پیروزی بقا و استمرار آن بدل نماید همواره بر تارک تاریخ تشیع واسلام انقلابی درخشید و همچنان می‌درخشد. به‌هرحال پس از قرارداد صلح، امام حسن، 8سال علیه حکومت اموی افشاگری کرد به‌طوری که بذرهای افشانده‌شده توسط او زمینه را برای قیام سرخ حسینی فراهم کرد. ‌به این ترتیب، زندگانی دومین پیشوای تشیع انقلابی، در دورانی پر از ابتلائات خطیر و طاقت‌فرسا سپری شد. امام‌حسن مجتبی سرانجام در سال 50هجری، به‌تحریک معاویه توسط همسرش ”جعده“ مسموم شد و به‌شهادت رسید.‌