سخنرانی دکتر کریم قصیم در روز یکشنبه ۵ ام ژوئن ۲۰۱۱ در محل تحصن ژنو:
با سلام به اشرفیان، نهاد مقاومت و نبرد برای حق و آزادی، برای قانون و دموکراسی، برای عدالت و جدایی دین از دولت، برای ایران و ایرانی،
یاران، همبستگان و حامیان مقاومت، ۴۷ روز است در این جا، جلوی مقر اروپایی مللمتحد و نزدیک کمیساریای عالی پناهندگان، صلیبسرخ و مرکز حقوقبشر فریاد اعتراضتان به جنایتهای رژیم بر اشرف و مردم مظلوم ایران بلند است، اعتراض و درخواست از مراجع حقوقبشری بهمنظور دفاع از حق و حقیقت، حفاظت و امنیت اشرفیان، پایدار باشیم تا به خواستههای قانونی و امضاء شده اشرفیان برسیم. شأن و شخصیت مبارزان راه آزادی ایران و ایرانی همین است:
ایستادگی قاطع و نبرد برای کسب حقوق! استبداد خونریز خامنهای (ولایت جنایت آخوند و پاسدار) به اعدام و شکنجه و آزار در ایران و اشرف ادامه میدهد و ما آتش پیکار را فروزانتر میکنیم. بله، مقاومت و نبرد تا پیروزی بر ولایت جنایت در ایران، هیولای فرتوت و آدمخوار، نعره زنان به خانه و خیابان مردمان سوگوار هم هجوم میآورد، حتی به دختر ماتم زدهای در مراسم تشیع پدرش- که هر دو (دختر و پدر) از اصلاحطلبان نظام بودند- چه وحشیانه و گشتاپو وار حمله کردند و با مشت و لگد دختر را هم کشتند و جنازه را نیز ربودند. زمین و زمان بر این جنایت و سبعیت گریست و انسانیت در سراسر ایران و جهان به خشم آمد و با فریادی بلند آن را محکوم کرد. عقل و اندیشه سیاسی از هر گرایش مبارزاتی قلب و عاطفه انسانی از هر قوم و دین و عقیدهای جنایتکاران را محکوم و دفع و حذف آنها را از صحنه حیات سیاسی کشور فریاد زد. همانطور که پیکار آزادی در جهان عرب جریان دارد و رفته رفته، کشور به کشور، نتیجه و میوه میدهد، در ایران ماتمزده، نیز با فروزانتر کردن آتش مقاومت و نبرد بساط پاره پاره شده جنایتکاران حاکم جمع خواهد شد. راه دیگری نیست جز پیکار برای آزادی. راهها و روشها گوناگون و طرح و برنامههای مقاومت و قیام متنوع و کشف کردنی اند، اما روح و جوهره اصلی آنها در نفی قاطع دستگاه ضحاکی و طلب روشن دموکراسی حقوقبشر و لائیسیته نهفته است. هیولای فرتوت خونریز و مار بر دوش، نه به دوران توهم و خیالات خام اندیشانه سال۵۷ بر میگردد و نه جز مکر و فریبکاری جایی و قوهای جهت صلح و اصلاح میماند. جرثومهای است از فساد و غارتگری و زندان و کشتار. غیرت و همت ملی باید تا بار دیگر در خیابان و قیام، با اتحاد و همبستگی بیشتر مردمان، با کاهش اختلافات و عزم و سازمان دهی قویتر به نتیجه برسیم، قطعاً نه با استغاثه و التماس اصلاحات، از آنان که همان اصلاحطلبان را هم جلوی چشم جهان پاره پاره میکنند. پس از کشتن هاله سحابی توسط گشتاپوی خامنهای، کسانی از «دادگستری» ولایت جنایت تظلم خواستند... .
کسان دیگری به «تظاهرات سکوت» در ۲۲ خرداد فراخواندند... آیا شرم نمیکنند؟ به یاد و احترام آن دختر پرپر شده بر تابوت پدر با شعری از برتولد برشت از آقایان میپرسم:
«به چه امید بسته اید؟
به اینکه کران به سخنان شما گوش بسپارند؟
آزمندان [قدرت] به شما چیزی ببخشند؟
گرگها، به جای دریدنتان به شما غذایی دهند؟
و ببرهای درنده به مهربانی از شما دعوت کنند
که دندانهایشان را بکشید؟
به این امید بسته اید؟».
