25شوال
شهادت امام جعفر صادق (ع)
ششمین پیشوای تشیع انقلابی
دوران امامت امام صادق 34 سال بود. ششمین پیشوای تشیع انقلابی در ماه شوال سال 148هجری و بنا برمشهور در روز25 شوال،درسن 65 سالگی بهشهادت رسید. شهادت آن حضرت بهتوطئه منصور خلیفه عباسی و با مسموم كردن آن حضرت صورت گرفت. مرقد مطهر امام صادق در قبرستان بقیع در شهر مدینه است.
شهادت امام صادق بیشك ضایعهیی بزرگ برای تمامی ملت اسلام و نه فقط شیعیان بوده است. چراكه افزون بر ناموران شیعه، بسی دانشمندان بزرگ اهل سنت از محضرش دانش دین میآموخته و از وی روایت كردهاند. مانند یحییابنجریح، مالكبنانس الثوری، ابنعیینه، ابوحنیفه و دیگران. ابوحنیفه و مالك، پیشوایان دومذهب بزرگ كنونی اهلسنت، یعنی مذاهب حنفی و مالكی هستند. از ابوحنیفه، پیشوای بزرگترین مذهب اهلسنت، این كلام بسیار معروف است كه میگفت: «ما رأیت افقه من جعفربنمحمد». (كسی را داناتر بهمبانی شرع از امام صادق نیافتهام)».
در میان انبوه شاگردان آنحضرت از شیعیان، دهها دانشمند بزرگ برخاستهاند كه خود شخصاً صاحب رأی و مرجع مراجعات دینی مردمان بودهاند. برای نمونه، «ابان بن تغلب» وائلی كوفی را باید یاد كرد كه خود در علوم دینی و عربی، مانند «قرائت»، «تفسیر»، «حدیث»، «فقه»، «لغت»، «نحو» و معلم معتبری با تألیفات متعدد بوده و درعینحال از امام صادق(ع) بیش از 30هزار حدیث آموخته داشت. این در شرایطی بود كه این دانشمند شیعه، پیش از دوران آنحضرت، یعنی از امام پنجم محمدبنعلی الباقر(ع)، فرمان یافته بود كه شخصاً در مسجد بزرگ مدینه بنشیند و برای مردم در امور شرع فتوی صادر كرده و با پیروان نحلهها و مسلكهای مختلف مناظره كند.
امام صادق(ع) تا آنجا كه پای علم و مسألهدانی در میان است، البته دركسوت معلمی بیبدیل ظهور میفرموده و بزرگترین عالمان زمانه از مذاهب مختلف اسلامی را در محضر درس خود میپذیرفته و از دانش خویش بهآنان میآموخته است. با این تفاوت كه - برخلاف مدعیان روز مرجعیت شیعیان - آموختههای حضرتش هرگز محدود بهفقه و فروع دینی نبوده و همه پهنههای معارف دین را شامل میشدهاست، از تفسیر و اعتقادات و عرفان و اخلاق تا فروع فقه و مسائل باریك قضاوت و، حقیقتی تاریخی كه اسناد و متونش دردسترس اهل تحقیق است. اما حقیقت مهمتری كه نباید فراموش شود، آن جنبه از فعالیتهای این امام است كه توسط گروه خاص شیعیان تبعیت میشدهاست تا جاییكه نهتنها او را از «عالمان حرفهیی» متمایز میساخته، بلكه نهایتاً وجودش را بهعنوان راهبر و پیشوای ستمستیز اهلدین و تقوا، برای ستمكاران حاكم چنان غیرقابل تحمل میكرده كه -بهرغم پیامدها- دست خویش را بهخون این فرزندان پیامبر(ص) میآغشتند و در این دشمنی چنان خیره و پركینه بودند
لوحه اسماء مبارك 14 معصوم از خاندان رسول اكرم
كه برای مثال، همزمان با مرگ امام صادق(ع)، فرمان گردنزدن وصی و وارث او را نیز صادر میكردهاند تا مگر بتوانند بهپندار باطل خویش، جریان تحت رهبری این امام(ع) را از ریشه بخشكانند.
برجستهترین وجوه رسالت امام صادق
این برجستهترین وجوه را میتوان در دو محور زیر خلاصه كرد:
1- تدوین وتشریح مبانی نظری اسلام انقلابی، همراه بامرزبندیهای دقیق آن.
2- سبك كار مترقیانه و دموكراتیك درمناظره با مخالفان
دررابطه با كارتدوین وتشریح مبانی نظری، امام صادق گنجینهیی نفیس و گرانبها از دستاوردهای نظری اسلام را از خود بهجای گذارد.او همچنین در كلاس درس خود انبوهی از متكلمان وعالمانی را تربیت كردكه بهنوبه خود بهبسط و تدوین مبانی فلسفی ونظری دانش اسلامی وترویج آن در اقصی نقاط پرداختند ونقش پادزهری را درمقابل آخوندهایی كه دردستگاه خلیفه تربیت میشدند داشتند.
درمورد بحث آزاد ودموكراتیك با مخالفین وصاحبان اندیشههای مختلف فلسفی، مناظرههای امام صادق با مخالفین، زبانزد خاص وعام بود.
24 سال از دوران امامت امام صادق، همزمان بود با 7 سال آخر حكومت هشام بن عبدالملك خلیفه بدنام اموی وقاتل امام محمد باقر ونیز تلاقی داشت با 17سال از حكومت 4 خلیفه آخر امویها كه آخرینشان مروان حمارنامیده میشد. دراین مقطع امویها بهدست عباسیان سرنگون شدند. بنابراین مدت 10 سال ازآخر امامت حضرت صادق با حكومت عباسیها همزمان بود.این دوران یك فضای دموكراتیك بهوجود آمد كه امام صادق از آن بیشترین استفاده را برای تبیین و تشریح نظری اسلام انقلابی ومرزبندیهای آن وترویج آن درمیان هزاران مشتاق وهنرجویی كه پای درس او حاضر میشدند نمود وبدین ترتیب پایهها و مبانی نظری اسلام را شكل داد.
سالهای آغاز امامت امام ششم تا آغاز حكومت عباسیان، آكنده ازجنبشهایی بود كه بهخوانخواهی امام حسین سلاح بهدست میگرفتند.این جنبشها اغلب بهرهبری شخصیتهایی از بنی هاشم جریان مییافت واین خونخواهان نسبت بهخاندان علی اظهارارادت میكردند.خلفا هم فكر میكردند كه امامان دراین نهضتها دست دارند وبه همین جهت همواره آنها را تحت نظر داشته و زیر تیغ میگرفتند.
برخی چپ رویهای جنبشهای خونخواهانه حتی بهمیان شیعیان امام صادق نیز نفوذ كرده بود وباعث ضربه هایی بهنهضت مخفی شیعه میشد.امام صادق این حقیقت را خطاب بهیكی ازدوستدارانش چنین فرمود: «شتابزدگی نكنید. قسم بهخداوند كه تا كنون سه بار این امر (یعنی بهبار نشستن جنبش) نزدیك شده بود اما رازهای آنراآشكار ساختید پس خداوند تحقق آنرابهتأخیر انداخت. بهخدا قسم هیچ رازی برایتان نمانده ودشمن بیشتراز خودتان بهآن آگاه شده بود».
مشی امام صادق ادامه همان مشی امام باقر بود.یعنی چهره راستین اسلام وتشیع انقلابی را درمبارزه علنی ترسیم میكرد ودرمبارزه مخفی نیز نسل انقلابیون موحد وساختار ارتباطات كارساز ومستحكم آنانرا پدید میآورد.شبكه مخفی درهمه جا وتا اعماق دربار خلیفه نیز نفوذ داشت و شیعیان را تغذیه میكرد. این خط خلفای بنی امیه را تماما نامشروع معرفی میكرد
حاكمیت جدید ارتجاعی و مشی امام صادق
شرایط و رابطه متقابل حاكمیت تازه عباسیها و امام صادق، ازجهات مختلفی با شرایط فاز سیاسی و رویارویی مجاهدین و خمینی شباهت دارد و پیدایش بنی عباس خیلی شبیه نازل شدن خمینی بود كه با دجالیت نه فقط دعوی اسلام بلكه نسب داشتن با پیامبر وامامان اسلام وتشیع را داشتند وبا عمامههای سیاه ویا سفیدی كه برسر میگذاشتند، شعارهای اسلام پناهانه میدادند. یك مشكل دیگر این دوران برای امام و پیروانشان این بود كه خلفای عباسی بهرغم خلفای بنی امیه، دراذهان تودههای مسلمان، هیچ خاطرهیی جز نسب شریف هاشمی وسابقه خونخواهی حسین بن علی رازنده نمیكردند ولذا بسیاری نمیتوانستند، مخالفت شیعیان بهرهبری امام صادق را با بنی عباس فهم كنند. متقابلا دست خلیفه عباسی هم برای متهم كردن وآزارائمه و خاندان پیامبر بازتر بود. منصوردوانیقی امام صادق را دوبار از مدینه بهبغداد جلب كرد وتحت فشار گذاشت.امام صادق دربرابربنی عباس از همان آغاز كارشان بهروشنی وبرهمگان آشكارساخت كه حاكمان تازه نفس عباسی هرچند بنی امیه را برانداختند اما برپادارندگان عدل واسلام نیستند وپرچم عزاداری آنها بهنام حسین چیزی جز علم دجالیت وعوامفریبی نیست.
