خبرگزاری سپاه پاسداران موسوم به فارس امروز بهنقل از خاطرات احمد خمینی در مورد خوردن جام زهر آتشبس توسط خمینی دجال نوشت: «خدا میداند بر امام چه گذشت، هیچکس جرأت نمیکرد خانه امام و پیش ایشان برود. بعد از پذیرش قطعنامه چند روز امام درست نمیتوانستند راه بروند.. بعد از آن امام دیگر سخنرانی نکردند و برای سخنرانی به حسینیه جماران نیامدند، تا مریض شدند. من کنار امام بودم، امام مرتب مشتشان را میزدند روی پایشان و میگفتند: آ، آ».
براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد
براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد
همميهن عزيز: آدرسهاى جديد سايت سازمان مجاهدين را به اطلاع دوستان و آشنايان خود برسانيد
براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد
http://raha.dnsdojo.org
http://raha.dnsdojo.org
http://azadi.dyndns.ws
http://azadi.dyndns.ws
http://azadi.dynalias.org
http://azadi.dynalias.org
http://azadi.dynalias.net
http://azadi.dynalias.net
http://azadi.dynalias.com
http://azadi.dynalias.com
http://azadi.does-it.net
http://azadi.does-it.net
http://azadi.dnsdojo.com
http://azadi.dnsdojo.com
http://azadi.dnsalias.org
http://azadi.dnsalias.org
http://azadi.dnsalias.net
http://azadi.dnsalias.net
http://azadi.dnsalias.com
http://azadi.dnsalias.com
http://azadi.cechire.com
http://azadi.cechire.com
براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد
هفته همبستگى با اشرف و جوانان بپاخاسته در ميهن
هفته همبستگى با اشرف و جوانان بپاخاسته در ميهن
بازگشايى دانشگاهها و مدارس در امتداد قيامها و شعلهورتركردن آن، يكبار ديگر اركان ولى فقيه درهمشكسته
بازگشايى دانشگاهها و مدارس در امتداد قيامها و شعلهورتركردن آن، يكبار ديگر اركان ولى فقيه درهمشكسته را لزرانتر مىكند
Petitionدرخواست حمايت از همه آزاديخواهان و مدافعين حقوق بشر در جهان - جنايت جديد جنگي در اشرف
ww.gopetition.com/online/31662.html
Online petition - Stop War Crimes in Ashraf
Sign the petition to prevent further massacre of unarmed and defenseless residents of Ashraf .
درخواست حمايت از همه آزاديخواهان و مدافعين حقوق بشر در جهان - جنايت جديد جنگي در اشرف را متوقف كنيد
ww.gopetition.com/online/31662.html
Online petition - Stop War Crimes in Ashraf
Stop War Crimes in Ashraf Petition
شهر پایداری و شرف اشرف
شهر پایداری و شرف اشرف
In support of camp-ashraf Patientsفراخوان به لغو محاصره اشرف و دسترسي آزادانه بيماران به خدمات پزشك
Tuesday, May 31, 2011
خاطرات احمد خمینی در مورد خوردن جام زهر آتشبس توسط خمینی دجال
خبرگزاری سپاه پاسداران موسوم به فارس امروز بهنقل از خاطرات احمد خمینی در مورد خوردن جام زهر آتشبس توسط خمینی دجال نوشت: «خدا میداند بر امام چه گذشت، هیچکس جرأت نمیکرد خانه امام و پیش ایشان برود. بعد از پذیرش قطعنامه چند روز امام درست نمیتوانستند راه بروند.. بعد از آن امام دیگر سخنرانی نکردند و برای سخنرانی به حسینیه جماران نیامدند، تا مریض شدند. من کنار امام بودم، امام مرتب مشتشان را میزدند روی پایشان و میگفتند: آ، آ».
Sunday, May 29, 2011
اشغال اشرف- شماره 108: مجاهد خلق کاظم نعمت اللهی بهخاطر محاصره پزشکی و کارشکنی کمیته سرکوب بر اثر بیماری کلیه درگذشت

فراخوان به اقدام بینالمللی برای لغو محاصره پزشکی
کاظم نعمت اللهی، 51ساله، از مجاهدان اشرف، با 22سال سابقه مجاهدت، بهخاطر محاصره ضدانسانی پزشکی و کارشکنی مستمر کمیته سرکوب اشرف و عمر خالد، مدیر شکنجهگاه عراق جدید، در اولین ساعتهای بامداد روز یکشنبه 8خرداد ماه، پس از 9ماه مقاومت، در بیمارستان بعقوبه در گذشت.
بر اساس تجویز پزشکان متخصص در 5مهر89 کاظم میبایست به سرعت تحت دیالیز قرار میگرفت. اما این عمل به بهانههای مختلف به تعویق افتاد و اولین دیالیز چهار ماهونیم بعد یعنی در روز 18بهمن انجام گرفت. بر اساس دستور پزشک بعد از آن نیز کاظم میبایست هر هفته دو بار برای دیالیز به بیمارستان بعقوبه میرفت. اما در این مدت بارها بیمارستان عراق جدید، که تنها کارکردش شکنجه مجاهدان مجروح و بیمار است، از فرستادن او به بعقوبه جلوگیری میکرد. این تأخیر و تعللها باعث از کار افتادن هر دو کلیه او شد. پزشک متخصص بعقوبه از کارشکنیهای شکنجهگاه عراق جدید بهشدت برآشفته بود و به مدیر آن اعتراض میکرد.
روز 19اردیبهشت، وضعیت کاظم به وخامت گرایید. اما عمر خالد از اعزام او به بیمارستان بعقوبه خودداری کرد. دو روز بعد درحالیکه وضع او فوقالعاده بحرانی شده بود به بیمارستان بعقوبه و اتاق مراقبتهای ویژه (CCU) منتقل شد. در روز 29اردیبهشت، وقتی بیمار بار دیگر برای رفتن به بعقوبه، به بیمارستان عراق جدید مراجعه کرد، عمر خالد بار دیگر مانع اعزام وی شد و با اهانت او را بازگرداند و تنها سه روز بعد در اول خرداد به بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان بعقوبه منتقل شد. اما این بار وضعیت کاظم فوقالعاده وخیم بود. تعداد زیادی از مجاهدان اشرف داوطلب بودند برای نجات جان کاظم یک کلیه خود را به او بدهند. 15تن در 5 و 6خرداد به بیمارستان عراق جدید مراجعه کردند تا برای اهدای کلیه به بیمارستان بعقوبه بروند، اما عمرخالد مانع رفتن آنان شد و گفت بعدأ برای این کار اقدام کنند.
کاظم نعمت اللهی در 12بهمن در نامهیی به نمایندگان مللمتحد هشدار داده بود: «من نگران هستم آنقدر این محدودیتها و تأخیرها را ادامه دهند تا هر دو کلیه من از کار بیفتد... جان بیماران در اشرف برای عمر خالد مدیر بیمارستان عراق جدید که تحتامر کمیته غیرقانونی وابسته به نخستوزیری کار میکند هیچ اهمیتی ندارد، وی نه تنها تسهیلاتی برای درمان بیماران فراهم نمیکند بلکه برعکس هر روز برای شدت بخشیدن به اعمال فشار بر بیماران و اذیت و آزار آنها، در مورد درمان بیماران بیشتر کارشکنی میکند».
قبل از این نیز مجاهدان خلق مهدی فتحی و محمدرضا حیدریان پس از مدتها مقاومت در برابر بیماری بهخاطر ممانعت از دسترسی آزادانه به خدمات پزشکی و کارشکنیهای کمیته سرکوب اشرف در اذرماه و دی ماه گذشته درگذشتند.
مقاومت ایران کمیته سرکوب اشرف و شخص مالکی که اقدامات سرکوبگرانه و محاصره اشرف، بهطور مستقیم به دستور او انجام میشود، را مسئول مرگ کاظم نعمت اللهی، مهدی فتحی و محمدرضا حیدریان میداند و خواستار اقدام فوری بینالمللی برای لغو محاصره پزشکی و دسترسی آزادانه ساکنان اشرف به خدمات درمانی و نجات جان بیماران و مجروحان وخیم هستند.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
8خرداد ۱۳۹۰ (29می ۲۰۱۱)
Saturday, May 28, 2011
فراخوان به گردهمایی۱۸ژوئن در پاریس همزمان با سی امین سالگرد ۳۰خرداد
سرآغاز مقاومت برای سرنگونی استبداد مذهبی - پیروزی عدالت - حفاظت از اشرف،
هممیهنان،
مشتاقان آزادی ایران،
حامیان و یاران گرانقدر مقاومت،
درسی امین سالگرد سی خرداد، در قله پیروزی عدالت و مقاومت، و صدور حکم منع تعقیب و لغواتهام ترویستی در پرونده۱۷ژوئن؛ کمیته برگزاری گردهمآیی ۱۸ ژوئن در پاریس، همه شمارا به برپایی اجتماع عظیم دفاع از اشرف، فرا می خواند.
هشتمین گردهمایی بزرگ را درشرایطی برگزار می کنیم که برجسته ترین وکلا و حقوقدانان فرانسه در باره پیروزی کارزار هشت ساله شما با استناد به گفته قضات تحقیق فرانسه تاکید می کنند: «حکم منع تعقیب بر این اساس صادر شد ه است که اپوزیسیون ایران، که ما افتخار دفاع از آن را داریم، تجسم حق مشروع مقاومت در برابر دیکتاتوری و بربریت است». و خاطرنشان می کنند که حکم صادرشده «. صرفاً به لغو هرگونه اتهام تروریستی اکتفا نکرده، بلکه حق مقاومت در برابر ستم را هم یادآوری میکند که در ماده دوم بیانیه حقوق بشر و شهروندی مورخ ۱۷۸۹به عنوان یک حق طبیعی وخدشه ناپذیر ذکر شده است».
این است اثبات حقانیت و مشروعیت مقاومت رهاییبخش ملت ایران در برابر ستم و سرکوب دیکتاتوری آخوندی.
این است دستاورد تاریخی کارزار عدالت جویانه و آزادیخواهانه شما که به مثابه قاصدان ملت به پاخاسته ایران، هرگز آرام وقرار ندارید و شهر به شهر وکشور به کشور در اقصی نقاط جهان، «آزادی فریاد هرایرانی» را طنین افکن می سازید
این است بر باد رفتن یک دهه سرمایه گذاری، پرونده سازی، شیطان سازی، انتشار اطلاعات گمراه کننده و لجن پراکنی رژیم آخوندی و مزدوران و شاهدانش علیه مقاومت ایران و سمبل های آن.
واین است سرفرازی و پیروزی مقاومتی سترگ و پایدار که از ۳۰خرداد رو در روی ستم و سرکوب فاشیسم مذهبی با قیام نیم میلیون تن از مردم تهران آغاز شد و اینک در اشرف به مثابه کانون استراتژیکی نبرد و نقدینه بزرگ ملت در مبارزه آزادیبخش تبلوریافته است.
گردهمآیی دفاع از اشرف تجلی قدرت و شکوه جنبش آزادی مردم ایران در برابر رژیم پوسیده ولایت فقیه است که اکنون هسته اصلی قدرت آن دستخوش تلاشی و ازهمگسستگی است.
گردهمآیی دفاع از اشرف صدای قیامهای وقفه ناپذیر مردم ایران است که با شعارهای «مرگ بردیکتاتور»، «مرگ بر خامنهای» و «مرگ بر اصل ولایت فقیه» سرنگونی قطعی فاشیسم مذهبی را هدف قرار داده است.
گردهمایی دفاع از اشرف، طنین نارضایتی انفجاری و خشم متراکم مردمی است که از اختناق ضدبشری، از حلقآویز روزانه جوانان و نوجوانان ایران، از گرانی و رکود و بیکاری، از چپاول و فساد حکومتی و از غارت سرمایه های ملی به جان آمدهاند.
گردهمایی دفاع از اشرف، رویارویی بزرگ ما با کین توزی دیکتاتوری آخوندی است که اشرف را برنمی تابد. چرا که در اشرف تبلور شرف و مقاومت ملتی را می بیند که ۳۰سال است به تسلیم در برابر ستم آخوندی «نه» می گوید و برای سرنگونی تمامیت استبداد دینی عزم جزم دارد.
اراده قاطع همین ملت است که درکارزار کبیر فروغ اشرف و در پیکارِ دستهای خالی و سرها و بدنهای بیدفاع با زرهیها و هامویها و گردانهای تا دندان مسلح، می جوشد و می خروشد و به میعادگاه همبستگی همه ایرانیان آزاده یی تبدیل می شود که با هرعقیده و مرام و با هرگروهبندی سیاسی دلهایشان برای رهایی ایران زمین میتپد.
هم میهنان،
مشتاقان آزادی ایران،
اکنون که اشرف با خونها و جانهای عزیزترین قهرمانانش، پرچم آزادی و برابری و دمکراسی را هرچه مستحکمتر به اهتزاز درآورده و الهامبخش ایستادگان و قیامکنندگان شده است، برما اشرفنشانهاست که گردهمایی سی امین سالگرد سی خرداد را به قیام پرشکوه ایرانیان دور از وطن در دفاع از «نقدینه بزرگ ملت در مبارزه آزادیبخش» تبدیل کنیم؛
تا شهیدان حی وحاضر و ناظر اشرف ببینندکه واپسین پیام سرخفامشان برای ایستادگی چه آتشی در دلهای هممیهنانشان بر افروخته است؛
تا تا هموطنان تحت ستم در سراسر ایران ببینند که همبستگی فرزندان و خواهران و برادرانشان چون کوه دماوند سر به فلک کشیده،
تا جهان ببیند که اشرف تجلی مقاومت یک ملت به پاخاسته است و در پایداریاش بیشمار قلبهاست که میتپد، بیشمار ارادههاست که میجوشد و بیشمار سرهای پرشور است که در سودای آزادی است.
گردهمآیی ۱۸ ژوئن، برآمد بزرگ جنبش ایرانیان است در حمایت از فراخوان مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت برای یاری گوهر شرف و آزادی مردم ایران که اشرف شعلهور است؛
برای برعهده گرفتن حفاظت اشرف از سوی ملل متحد،
برای صدور قطعنامه الزام آور شورای امنیت درباره حفاظت اشرف،
برای احقاق حقوق و اجرای التزامات بین المللی و قانونی و تعهدات مکتوب آمریکا درقبال تک تک مجاهدان اشرف،
برای درهمشکستن محاصره ضدانسانی و برچیدن بساط شکنجه روانی،
برای پایان دادن به برچسب آخوند ساخته در وزارت خارجه آمریکا،
و برای به رسمیت شناخته شدن حق مردم ایران برای مقاومت و تغییر رژیم منفور ضد انسانی و به دست آوردن آزادی.
عموم هموطنان را به برپایی هرچه گستردهتر گردهمآیی دفاع از شهر اشرف فرا میخوانیم.
زمان : ۱۸ژوئن ۲۰۱۱-۲۸خرداد۱۳۹۰
مکان : پاریس، ویلپنت
اشغال اشرف- شماره ۱۰۷: دیدار قریبالوقوع یک هیأت رژیم با مالکی و مأموریت جدید مزدور نافع عیسی علیه اشرف
بنا به گزارشهای رسیده از درون رژیم آخوندی، قرار است بهزودی هیأتی از سوی رژیم آخوندی به عراق رفته و با مالکی دیدار و دستورالعملهای جدید را به او ابلاغ کند. مالکی نیز در این دیدارها گزارشی از اقدامهای سرکوبگرانه علیه اشرف و طرحهای آیندهاش در این زمینه را ارائه خواهد کرد.
از سوی دیگر نافع عیسی، مزدور شناخته شده رژیم آخوندی، این هفته از یک سفر چند روزه به ایران به عراق بازگشت. این سفر بهمنظور دریافت دستورالعملهای جدید علیه اشرف انجام شد. این مزدور در این سفر بسیاری از دستورات را بهطور مستقیم از پاسدار دژخیم علی آقا محمدی، از سرکردگان نیروی تروریستی قدس و عضو شورای عالی امنیت رژیم، دریافت کرد و توسط او توجیه شد. نافع عیسی پس از بازگشت به عراق، همراه با تعداد دیگری از مزدوران رژیم تحت عنوان شیوخ منطقه، با سفیر رژیم آخوندی در بغداد ملاقات کرد.
طبق دستورات دریافتی این مزدور قرار است یک کنفرانس توسط بهاصطلاح شیوخ عشایر علیه مجاهدین تشکیل دهد و مطبوعات و تلویزیونها را به آن دعوت کند. او پس از بازگشت از ایران به فراهم کردن مقدمات این کنفرانس پرداخته است. وی همچنین مأمور شده است پس از این کنفرانس، تظاهراتی از اجیرشدگان سفارت در مقابل اشرف برگزار کند.
در یک تحول دیگر، روز دوشنبه ۲خرداد۹۰ یک هیأت حقوقبشری از بعقوبه به اشرف رفت تا بر اساس اطلاعاتی که از مراجع بینالمللی در مورد نقض حقوق مجاهدان دریافت کرده بود از اشرف بازدید کند. اما نیروهای سرکوبگر از ورود آنها به اشرف جلوگیری کردند و این بازدید را مشروط به اجازه رسمی نخستوزیری کردند.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
۷خرداد ۱۳۹۰ (۲۸ مه ۲۰۱۱)
بیانیه رهبران جی۸: ما از آمال ”بهار عرب“ و نیز مردم ایران و عزم و ایستادگی آنها بر سر دموکراسی قویا حمایت می کنیم
رهبران شرکتکننده در اجلاس 8کشور بزرگ صنعتی جهان، پس از پایان این اجلاس در دو ویل فرانسه در بیانیه پایانی خود اعلام کردند: ما، اعضای جی 8 از آمال ”بهار عرب“ و همچنین مردم ایران قویاً حمایت میکنیم. ما صدای این شهروندان را میشنویم و از عزم آنها برای مساوات و ایستادگی بر سر خواستههای مشروع برای دموکراسی، جوامع باز و بازسازی اقتصادی فراگیر حمایت میکنیم. ما بهخصوص نقش جوانان و زنان در این جنبشهای تغییر را ستایش میکنیم...
سران گروه 8کشور صنعتی جهان در بیانیه پایانی خود، رژیمهای ایران و کره شمالی را نگرانکنندهترین کشورها در زمینه تولید و گسترش تسلیحات اتمی و تهدیدی برای ثبات جهان توصیف کردند. در این بیانیه با ابراز نگرانی از ادامه برنامه موشکی رژیم ایران از این رژیم خواسته شده است قطعنامههای شورای امنیت سازمان مللمتحد و آژانس بینالمللی انرژی اتمی را بهطور کامل اجرا کند.
حکم قطعی دادگاه استیناف پاریس در مورد پرونده احسان نراقی و دیگر عوامل اطلاعات رژیم و اثبات حقانیت افشاگری ایو بونه
آقای ایو بونه رئیس سازمان ضد جاسوسی فرانسه در زمان ریاستجمهوری فرانسوا میتران، در کتاب بسیار موثر خود که ضربه کمرشکنی بر شبکه اطلاعات آخوندها و مزدوران و پخش کنندگان و بازگو کنندگان اطلاعات گمراه کننده و لجنپراکنیهای رژیم آخوندها وارد کرد، به افشای شماری از این قبیل افراد از جمله احسان نراقی، جهانگیر شادانلو، منوچهر شلالی، هورکاد و آزاده کیان تیبو مبادرت کرده بود.
متقابلاً رژیم آخوندی برای جبران بخشی از ضربه خرد کنندهیی که دریافت کرده بود، عوامل و پخش کنندگان و بازگو کنندگان اطلاعات گمراه کننده و لجنپراکنیها را با هزینه کلان به شکایتهای زنجیرهای از رئیس سابق ضد جاسوسی فرانسه وادار کرد.
یکی از شکایت کنندگانی که بهعنوان بازگو کننده اتهامات رژیم علیه مجاهدین و مقاومت ایران در کتاب ایوبونه معرفی شده بود، فردی بهنام آزاده کیان تیبو بود.
دادگاه استیناف ورسای در حکم خود که در روز چهارم می۲۰۱۱صادر شده است، بدون اینکه در این مورد نیازی به ورود به محتوای دعوا ببیند، شکایت مزبور را مشمول مرور زمان شناخت و مردود اعلام کرد.
علاوه بر این دادگاه آزاده کیان تیبو را به پرداخت ۱۲۰۰ یورو جریمه به آقای ایوبونه و پرداختن هزینه دادگاه استیناف محکوم کرد.
از این پیشتر، دادگاه، شکایت هورکاد را هم مردود شناخته بود و به این ترتیب حقانیت افشاگریهای دقیق رئیس پیشین سازمان ضد جاسوسی فرانسه درباره شبکه عوامل رژیم ایران در این کشور به اثبات رسید.
روز پنجشنبه ۵خرداد (۲۶ می ۲۰۱۱) دادگاه استیناف پاریس حکم قطعی خود را در مورد پرونده عوامل وزارت اطلاعات رژیم آخوندها، احسان نراقی و جهانگیر شادانلو، صادر کرد.
۶ مورد از ۷ مورد افشاگری ایوبونه رئیس پیشین سازمان ضد جاسوسی فرانسه که در کتاب «واواک در خدمت آیتاللهها» شبکه اطلاعات رژیم در فرانسه را فاش کرده بود، به اثبات رسید و ۶ مورد از ۷ فقره شکایت مزدوران مردود اعلام شد.
دادگاه استیناف پاریس در حکم خود پیرامون شکایتهای شبکه اطلاعات آخوندی از افشا و انتشار اسامی مزدوران با صراحت اعلام کرد: این برای ایوبونه یک متخصص و کارشناس امور اطلاعاتی مشروع و برحق بوده است کتابی را منتشر کند که موضوع آن به تاریخچه و فعالیتهای دستگاههای اطلاعاتی رژیم ایران مربوط است. موضوعی که مورد توجه همگان است بهویژه کسانی که علاقمند به تحولات رژیمی هستند که از تروریسم بینالمللی پشتیبانی میکند.
اسناد درخواست و دریافت مبالغ کلان برای شکایت و لجنپراکنی علیه مجاهدین به خط و امضای مزدور احسان نراقی خطاب به احمدینژاد رئیسجمهور رژیم ولایتفقیه به دادگاه ارائه و ضمیمه پرونده شد.
اسناد بهدست آمده از دفتر احمدینژاد نشان داد که نراقی حقالوکاله وکیل خود وهزینههای دادگاه را از «ریاست محترم دبیرخانه ریاست جمهوری» مطالبه کرده بود.
طبق حکم دادگاه، شرکت احسان نراقی در شکنجه روانی زندانیان سیاسی ایران به اثبات رسید.
در حکم دادگاه، بهشهادتهای زندانیان سیاسی که در زندانهای اوین وقزلحصار شاهد مستقیم شرکت احسان نراقی در شکنجه روانی زندانیان بودهاند استناد شده است.
دادگاه جمعبندی میکند: «این دادهها، در کنار مسیر طی شده توسط احسان نراقی که سابقاً در خدمت شاه بوده و بعد، از نزدیکان رژیم جدید شده است، ایوبونه را مجاز میکند بنویسدکه احسان نراقی «در شکنجه روانی زندانیان سیاسی با گذاشتن کلاسهای اجباری برای آنها شرکت کرده است».
در حکم دادگاه، تصریح میشود، همچنانکه ایو بونه نوشته است، احسان نراقی از فتوای قتل سلمان رشدی حمایت و شکنجه علیه زندانیان سیاسی را تأیید کرده است.
دادگاه استیناف مجدداً ، شکایت مهره شناخته شده ساواک شاه و خدمتگزار اطلاعات رژیم ولایتفقیه را در مورد اینکه وی عامل اطلاعات آخوندی شناخته شده است افترا ندانست و رد کرد.
دادگاه، بار دیگر انکار احسان نراقی را در مورد اینکه عضو ساواک رژیم شاه نبوده است، مردود شناخت و رد کرد.
دادگاه، همچنین شکایت و انکار احسان نراقی را در مورد اینکه به توصیه رژیم آخوندی به خدمت یونسکو درآمده است، مردود شناخت و رد کرد.
شکایت و درخواست استیناف مزدور جهانگیر شادانلو در دادگاه، از اساس مردود شناخته شد. و ثابت شد آنچه ایو بونه در کتاب خود فاش کرده است صحت دارد و جهانگیر شادانلو یک مأمور وزارت اطلاعات ایران است که یک انجمن پوششی برای مأموریتهای وزارت اطلاعات بهراه انداخته است.
۳ مزدور پیشانی سیاه رژیم آخوندها: احسان نراقی، جهانگیر شادانلو و منوچهر شلالی که در این فاصله به ایران رفته و در جزیره کیش سکته کرد و مرد، در شکایتهای زنجیرهای خود، به خیال اینکه مزدوری آنان بهلحاظ قضایی مسجل نخواهد شد، در مجموع ۳۴۵هزار یورو درخواست خسارت کرده بودند.
دادگاه با تأیید این حقیقت که مدارک نشاندهنده منفعتی است که احسان نراقی در معرفی مأموران اطلاعات تحت عنوان اعضای سابق مجاهدین به دستگاه قضایی فرانسه در پرونده ۱۷ژوئن داشته است، از زیر سؤال بردن دستگاه قضایی خودداری کرد و تنها در همین مورد در حکم خود خاطرنشان کرد: «اگر چه بعضی اسناد ارائه شده نشان میدهد که احسان نراقی به تحقیقات قضایی انجام شده در پاریس توسط بخش ضدتروریستی و نیز درباره فعالیتهای مجاهدین خلق که او مخالف سیاسی آنها است، علاقه نشان میدهد، اگرچه این شیوهها بطوررایج توسط سرویسهای ویژه در این کشور مورد استفاده قرار میگیرند»
با اینحال نمیتوان گفت که قضات دادگاه اول که در این مورد بهخصوص علیه قضاییه فرانسه به آقای ایو بونه حق حسننیت ندادهاند، کاری نادرست کردهاند! دادگاه به همین خاطر از آقای ایوبونه و ناشر کتاب «واواک در خدمت آیتاللهها» خواست هر یک مبلغ ۵۰۰ یورو به احسان نراقی بدهند و همین نکته درباره قضاییه فرانسه را هم در روزنامه آگهی کنند تا سیستم قضایی فرانسه، از آلودگی به رژیم ملایان در پرونده ۱۷ژوئن شسته شود. هر چند که قضات تحقیق دادستانی ضدتروریسم فرانسه به تازگی در قرار منع تعقیب، بساط پرونده ۱۰ساله ۱۷ژوئن و شهادتهای دروغین عوامل اطلاعات ملایان در آن را از اساس برچیده و منتفی شناختند.
بخشهایی از:
حکم دادگاه استیناف پاریس
۲۶ مه ۲۰۱۱-۵خرداد۹۰
در آوریل ۲۰۰۹ مؤسسه انتشاراتی تیمه کتابی را بقلم ایوبونه، رئیس سابق د اس ت، منتشر کرد تحت عنوان واواک در خدمت آیتاللهها. در صفحه چهارم جلد (پشت جلد) آن آمده است:
«درسال ۱۹۷۷ سی سال پیش، خمینی سقوط سلطنت را اعلام کرده و جمهوری اسلامی را برقرار میکند. کلمهای که امید بر میانگیخت، ولی انقلابی که توسط مذهبیها غصب شد. ایرانیها نه تنها به آزادی نرسیدند بلکه ایرانیها تحویل وزارت اطلاعات وامنیت ملی ایران، یعنی وواک وحشتناک، داده شدند».
ایو بونه کارشناس برجسته جهان عرب و اسلامی به بررسی تاریخچه جنجال برانگیز سرویس اطلاعاتی ایران میپردازد، ترور مداخله، شکنجه، مصونیت... ... درحالیکه غرب چشمان خو د را بر روی سازمانی که خود به ظهور ان کمک کرده است میبندد، واواک دمی از تلاش برای نابودی اپوزیسیون سیاسی باز نمیایستد.
یک نوشته آموزنده که موضوع جایگاه ایران در قرن بیستویکم را مطرح میکند».
همچنین یادآوری میشود که ایوبونه استاندار، رئیس پیشین د.اس.ت در سالهای ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۵ بوده است و چندین اثر دیگر نوشته است.
احسان نراقی که خود را بهعنوان روشنفکری معرفی میکند که «ضمن حفظ کامل استقلال خود با تمامی رژیمهای متوالی کشورش گفتگو کرده است» و اظهار میدارد که سازمان مجاهدین خلق ایران را ناراحت میکند.
۱. درباره اولین فراز مورد شکایت
مدعی خصوصی [احسان نراقی] اشتباه میکند که میگوید فراز اول مورد شکایت واقع شده او را بهعنوان مأمور سرویسهای ایرانی معرفی میکند که شخصاً در حذف فیزیکی مخالفان، در عملیات تروریستی در خارج، و در فعالیتهای شانتاژ و اشاعه بنیادگرایی شرکت داشته است؛ زیرا در واقع این اتهامات خاص مسئول واواک در پاریس و معاونان اوست، یعنی کسانی که احسان نراقی در بین آنها به چشم نمیخورد، یعنی کسیکه با تعدادی دیگر تنها از آنها بهعنوان مأمور نام برده شده و یادآوری شده است که نقش آنها «متعاقباً » مطرح خواهد شد.
همانطور که قبلاً توسط دادگاه گفته شده، این اولین فراز، افترا علیه شاکی خصوصی [احسان نراقی] محسوب نمیشود.
۲. درباره فراز دوم شکایت
با یادآوری اپورتونیسم احسان نراقی که، بعد از خدمت به سرویسهای مخفی شاه ایران، اکنون به خدمت رژیم جدید درآمده است، این قسمت مدعی خصوصی را متهم میکند که «در شکنجه روانی رفقای سابق خود از طریق اجرای کلاسهای اجباری برای زندانیان که مقاومت بیشتری در برابر شکنجه فیزیکی از خودشان نشان میدادند شرکت داشته است».
۳. درباره فراز سوم اتهام
در عوض این افترا آمیز نیست که نوشته شود «ابتکارات متعددی برای بیثبات کردن شورای ملی مقاومت ایران (ارگانی که مخالفان رژیم را گردهم آورده است) صورت گرفت» زیرا این حرف به هیچ فاکت مشخصی مرتبط نشده است. بعکس اظهاراتی از مدعی خصوصی نقل کرده است که گویا وی در نوشتههایش از «فتوایی» علیه سلمان رشدی اظهار خوشحالی کرده است. یعنی نویسنده کتاب آیات شیطانی که روح الله خمینی بهخاطر حرفهایی که اهانت آمیز تلقی شده بود دستور قتل سریع وخودسرانه او را توسط همه مسلمانان صادر کرد.
۴. درباره فراز چهارم شکایت
این همچنین افترا محسوب میشود که گفته شود شکنجه «صد درصد موجه» شمرده شده است، بهوضوح این اتهام مغایر با حیثیت و اعتبار است
درباره فرازهای پنجم وششم شکایت
مطالب عنوان شده در این قسمتها هیچ فاکتی که جنبه افترا آمیز داشته باشد ندارد اتهامات مبنی بر اینکه از یک طرف احسان نراقی توسط جمهوری اسلامی وارد یونسکو شده، هر چند او میگوید قبل از رژیم جدید در این پست بوده است، و از طرف دیگر تحت یک نام مستعار کتاب انتقادی علیه مجاهدین نوشته است خدشهای نه به حیثیت و نه به اعتبار او وارد نمیسازد.
۷. درباره فراز هفتم شکایت
اما برای آخرین فراز شکایت شده این طور نیست. یعنی قسمتی که به احسان نراقی نسبت میدهد مقامات فرانسوی و بهویژه د.اس.ت و دستگاه قضایی ضدتروریستی را گمراه کرده است و بهمنظور نفوذ، افرادی را بهعنوان «مجاهدین نادم» معرفی کرده درحالیکه آنها در واقع ماموان واواک بودهاند، اتهامی که به فاکت مشخص اشاره دارد و مغایر با حیثیت و اعتبار مدعی خصوصی بوده است، که به این ترتیب به خباثت نسبت به نهادهای جمهوری متهم میشود.
به این ترتیب ارزیابیهای قضات قبلی درباره اینکه قسمتهای شکایت شده جنبه افترا آمیز دارند یا ندارند، توسط این دادگاه مورد تأیید قرار میگیرد.
درباره حسن نیت.
اگرچه اتهامات افترا آمیز معمولاً بهمنظور رساندن زیان مطرح میشود اما افراد تحت پیگیرد با نشاندادن اینکه هدف مشروعی را دنبال میکردهاندکه فاقد هرگونه دشمنی شخصی بوده است میتوانند خود را از این ظن مبرا سازند،
این دو شرط که برای اثبات حسننیت ضروری هستند باید همراه باشند با بیانی احتیاط آمیز و سنجیده که روی دادههای جدی و از پیش گردآوری شده، تکیه داشته باشند.
این برای ایو بونه، یک متخصص امور اطلاعاتی که هیچ چیز نشان نمیدهد او دشمن شخص خاصی با مدعی خصوصی داشته است، مشروع بوده است کتابی را منتشر کند که موضوع آن مربوط است به تاریخ و فعالیتهای سرویسهای اطلاعاتی ایرانی. موضوعی که مورد توجه عام است بهویژه برای کسانی که علاقهمند به تحولات کشوری هستند که به گفته بسیاری از ناظران، از تروریسم بینالمللی پشتیبانی میکند.
دیگر معیارهای حسننیت بهطور جداگانه درباره هر یک از چهار مورد اتهامی که طبق شیوه دادگاه اول افترا آمیز بر آورد شدهاند مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
اظهارات مطرح شده در فراز دوم شکایت
اگرچه مدعی خصوصی [احسان نراقی] از دادگاه درخواست کرده است تصمیم قضات قبلی را تأیید کند و دادن امتیاز حسننیت به متهمین درباره اتهام اینکه او در «شکنجه روانی رفقای سابق خود شرکت داشته است» را رد کند، اما ایو بونه و کریستوف بارژ مطالب زیر را در دفاع از خود ارائه دادهاند:
- یک گواهی از مهدی ژورک، کارگردان وسناریو نویس، در زمانی که در سالهای ۱۹۸۳ و ۱۹۸۴ در زندان اوین محبوس بوده است شرایطی را بازگو میکند که طی آن حرفهای خصوصی یک زندانی دیگر را شنیده که میگفته همراه با احسان نراقی «به بازجوها و به رؤسای بخش شیوههای علمی و تکنیکی و برخورد لازم برای شکستن متهم را آموزش میدادهاند».
- یک نامه از محمد صادقی، که به ضمیمه آن فتوکپی کارت پناهندگی وی در برابر دادگاه ارائه شده است. وی در این نامه میگوید نامبرده درحالیکه زندانی بوده شاهد بوده برخی از زندانیان «باتوجه به شرایط بسیار سخت زندان، بهویژه اعدامها و شکنجهها، به جای مقاومت کردن شروع به همکاری با سرویسهای اطلاعاتی، بازجوها و شکنجهگران کردند و یا» نظیر احسان نراقی «اقدام به شرکت در فعالیتهای تبلیغاتی به نفع رژیم کردند». مدعی خصوصی [احسان نراقی] «ازطریق تلویزیون مداربسته» در این فعالیتها شرکت داشته و با اقدام به «موعظه برای به زانو در آؤردن زندانیان» عمل میکرده است.
- وین گریفیث نماینده پارلمان انگلستان، در شهادت نامهیی که ضمیمه پرونده شده فاش میسازد که بعد از بازدید از زندان اوین در سال ۲۰۰۴ او با احسان نراقی ملاقات کرده است؛ کسیکه «جهت دادن ظاهری احترام آمیز برای رژیم آنجا بود». گریفیث اظهار میدارد «محتمل است» که مدعی خصوصی [احسان نراقی] بهمنظور وادار کردن زندانیان به «تغییر عقیده و همکاری با رژیم در تکنیک رژیم معروف به بازی باز وکبوتر شرکت کرده باشد».
بهطور خاص از شهادت در برابر دادگاه توسط عباس حسینی، یک پناهنده سیاسی در هلند، بر میآید که هنگامی که او در ایران زندانی بوده مجبور به «تماشای ویدیو های اجباری» بوده است که در آن احسان نراقی از «تجارب» خود صحبت میکرده و میگفته است بهزودی آزاد خواهد شد. او به زندانیان میگفته است که «در زندان باقی خواهند ماند و همانجا خواهند مرد». او به آنها میگفته است باید یاد بگیرند با رژیم دشمنی نورزند و هدف او «شکستن مقاومت در زندانها بود».
این دادهها، در کنار مسیر طی شده توسط احسان نراقی که سابقاً در خدمت شاه بوده و بعد از نزدیکان رژیم جدید شده است، امری که تکذیب نمیکند، به ایوبونه اجازه میدهد بنویسد، در عین حال که طرف احتیاط را نگه میدارد، که مدعی خصوصی «در شکنجه روانی رفقای سابق خود با ارائه کلاسهای اجباری برای زندانیان شرکت کرده است».
این چنین، دادگاه در محدوده صلاحیتش، رأی قبلی را روی این نکته تغییر میدهد.
۲-مطالب مندرج در فراز سوم مورد شکایت.
در پاسخ به این سؤال که «نظر کلی شما درباره فتوای خمینی علیه سلمان رشدی چه میباشد؟» احسان نراقی جواب میدهد: «همانطور که درنوشتههایم گفتهام وقتی خبر مربوط به فتوی را شنیدم خوشحال شدم».
اگرچه او اظهار تأسف میکند که «دوستانش تلاشی برای روشن شدن قضیه نکردهاند» او کمی بعد میافزاید: «خدا میداند که این فتوی باید اجرا شود» و میگوید «در آغاز این گفتگو من مطرح کردم که از صدور این فتوی خوشحال شدم، اما مسأله این است که این فتوی امروز تبدیل به یک مسأله بینالمللی شده است».
..
به این ترتیب این سند که بهوسیله یک مترجم متخصص مورد تأیید دیوان عالی کشور فرانسه ترجمه شده است، به ایو بونه اجازه میدهد همانطور که نوشته است اظهار عقیده کند و موجه میسازد که دادگاه امتیاز حسننیت را برای افرادتحت پیگرد بدهد.
-مطالب فراز چهارم شکایت
چندین شاهد که بعد از سوگند توسط دادگاه شنیده شدند اظهار داشتند که احسان نراقی از شکنجه حمایت میکرده و میگفته «الزاما چیز بدی نیست» و همچنین از «قصاب تهران» [اسدالله لاجوری] که شکنجه اعمال میکرده است به نیکی یاد میکرده است. مدعی خصوصی خود در این باره در برابر قضات قبلی اذعان داشته است که میتوان «روی افرادی که در حال انجام کارهای وخیم هستند فشار آورد، اگر این کار با ملاحظه انسانی انجام شود».
رضا غفاری، شاهدی که بهوسیله دادگاه شنیده شد اعلام کرد در ۱۲نوامبر ۱۹۹۹ درحالیکه او در استودیوی تلویزیون بوده است، احسان نراقی در برنامه تلویزیون صدای آمریکا خود را بهعنوان «مقام یونسکو» معرفی کرده است و در پاسخ به این سؤال که «آیا معتقد هستید شکنجه ضرورت داشته باشد؟» گفت: «بعضی وقتها موجه است و افزود که این شیوه «حتی در انگلستان» هم استفاده میشود.
در اینجا نیز این دادهها به ایو بونه اجازه میدهد با واژههای غیرافراطی بنویسد، و به کریستف بارژ اجازه میدهد منتشر میکند آنچه را که توسط مدعی خصوصی در فراز چهارم شکایت به آنها ایراد گرفته شده است... ..
درباره اسناد و مدارک مربوط به پرداخت پول و هزینههای مزدوران توسط رژیم آخوندی، برای لجنپراکنی علیه مجاهدین و مقاومت ایران، توجه شمارا به گزارشی که در نخستین دادگاه احسان نراقی در روز بیستویکم بهمن در سال ۸۸ در همین خصوص در مجله کانارآنشنه چاپ پاریس درج شد، جلب میکنیم:
هفتهنامه کانار آنشنه، از مشهورترین و پرتیراژترین نشریات فرانسه، در مطلبی با عنوان «الو احمدینژاد؟»، نوشت:
در کتابی علیه سرویسهای مخفی رژیم ایران تحت عنوان «واواک در خدمت آیتاللهها» (منتشر شده توسط انتشارات تیمه)، استاندار ایو بونه، رئیس سابق ضدجاسوسی فرانسه، د.اس.ت، آشکارا احسان نراقی را که بهعنوان یک جامعهشناس ایرانی در یونسکو منصوب بوده است، متهم میکند که «مأمور» رژیم ایران است.
بهنظر میرسد این سلطنتطلب سابق را، مقامات رژیم ایران طی اقامتش در زندان مخوف اوین در ابتدای سالهای دهه ۸۰ میلادی (۱۳۵۸ شمسی) عضوگیری کرده و چرخانده و سپس بهوسیله یک حکم عفو اسرارآمیز از جانب شخص خمینی، آزاد ساختهاند…
نراقی در ژوئن گذشته، ایو بونه را به طرح اتهام افترا مورد شکایت قرار داد. حال آنکه در دادگاهی که در ۱۷دسامبر (۲۶آذر ۸۸) برگزار شد یک چرخش غافلگیرکننده به وجود آمد: وکیل مدافع ایو بونه در دادگاه، آقای تیری لوی، نامهیی به فارسی رو میکند که نراقی به شخص احمدینژاد، رئیسجمهور اسلامی نوشته است!
در این نامه بلند، که مورخ ۲۷ مه گذشته است، نراقی یادآوری میکند که از تاریخ ۱۹۹۹، در زمان ریاستجمهوری خاتمی، تلاش کرده است علیه مخالفان ایرانی از جمله مجاهدین خلق در فرانسه مبارزه کند و حتی در میان خدماتش، به لابی کردن نزد میشل روکار اشاره میکند. نراقی در نامهاش به احمدینژاد اضافه میکند برای شکایتی که در دادگاه بهراه انداخته است مخارجی کرده است و فاکتورهای بسیار کلان وکیل پاریسیاش، آتجیان را که ضمیمه میکند.
ظاهراً رژیم تهران در پاسخ دادن تأخیر میکند، نراقی در دسامبر مجدداً نزد دفتر ریاستجمهوری رژیم ایران قضیه را مطرح میکند، و این بار مشخصات بانکی فرانسوی خود را نیز ضمیمه میکند!
و اما در دادگاه، نراقی نهتنها این کار را تکذیب نمیکند، بلکه قبول میکند که این نامه را فرستاده است و درهمان حال در مقابل قضات خشمگین میشود، از استفاده از شکنجه و از فتوایی که (توسط خمینی) در سال ۱۹۸۹ علیه سلمان رشدی صادر شده نیز دفاع میکند.
نراقی حتی تکذیب نکرد که در یک مکالمه با یک مقام رسمی در تهران شخصاً شاهدانی را علیه مجاهدین خلق در اختیار دستگاه دادسرای ضدتروریستی فرانسه قرار داده است.
کانار آنشنه در پایان نوشت: با این وضعیت درخشنده خدمات (نراقی)، عجیب خواهد بود که رژیم تهران فاکتورهایش را نپردازد!
۳۸روز تحصن در ژنو و تظاهرات اعتراضی در حمایت از اشرف
روز جمعه ۶ خرداد، حامیان مقاومت همزمان با ۳۸ مین روز تحصن در ژنو تظاهراتی برگزار کردند که در این تظاهرات خبرنگار تلویزیون ژنو، گزارشی تهیه کرده است:
ترجمه انعکاس تلویزیون لمن بلو در ژنو ۲۷ می ۲۰۱۱ –ساعت ۱۸۳۰ که در اخبار ساعت بعد تکرار شد. گردهمایی جدیدی بعدازظهر امروز توسط کمیته اشرف در مقابل پاله ویلسون، دفتر کمیساریای حقوقبشر برگزار شد.
تظاهرکنندگان حامی اشرف جمع شدند تا درخواست کنند که یک اکیپ مانیتورنیگ از طرف سازمان ملل به کمپ اشرف فرستاده شود. شعارها، پلاکاردها، پرچمها، دهها نفر ازاعضای کمیته اشرف تظاهرات کردند در مقابل پاله ویسلیون، که تجاوز جدید ۸آوریل گذشته بر علیه پناهندگان ایرانی درکمپ اشرف، که از۲۵ سال پیش در این کمپ ساکن بودند را محکوم کنند.
وضعیت پناهندگان این کمپ در حال حاضر بسیار شکننده است. خانم دپویی: محدودیت مواد غذایی وجود دارد، آنها نمیتوانند بیمارانشان را معالجه کنند، بیمارانی که وضعیتشان خیلی وخیم است و بعضی از آنها بهدلیل این زخمها درگذشتند.
وضعیت از دو ماه پیش تغییری نکرده است. برای کمیته اشرف، به کنوانسیون ۴ژنو خیانت شده و آنها امروز حفاظت برای کمپ اشرف را مطالبه میکنند. ما سه چیز درخواست داریم: ما درخواست داریم که این کمپ کاملاً بهطور موثری توسط کنوانسیون چهارم ژنو حفاظت شود.
ما درخواست داریم که این کمپ از ارتش عراق تخلیه بشه، چون که هنوز ۲۵۰۰نفر از سربازان عراقیها که بهطور شبانه روزی اشرفیها را در آنجا تهدید میکنند. و ما درخواست داریم که یک کمیسیون تحقیق از سازمان ملل به اشرف رفته و گزارش تهیه کنند و در آنجا مستقر شوند. در آخرین تجاوز ارتش عراق به اشرف، بنابه گفته کمیته اشرف ۳۵ نفر کشته شده و ۳۵۰ نفر زخمی بر جای گذاشته است، تظاهرکنندگان این آکسیون را تا میدان ناسیون ادامه میدهند.
ناکامی مالکی دیکتاتور عراق جدید
دولت نوری مالکی یک دولت شکست خورده است. او وعده داده بود درصد روز اوضاع را بهبود میبخشد اما این مهلت دارد به پایان میرسد و هیچ چیز نه تنها درست نشده بلکه بدتر شده است. گزارشی از البغدادیه:
یک شهروند عراقی میگوید:: طی این صد روز نخستوزیر چه کار کرده است؟ مهلت تمام شده و وضعیت فرقی نکرده است.
شهروند دیگری میگوید: هیچ چیزی تغییر نکرده است، حتی اگر این مدت را درصد ضرب کنی، مالکی نمیتواند کاری انجام بدهد زیرا که وضعیت خراب است، بازسازی نیست، دعوا بر سر کرسی است.
یک خانم عراقی میگوید:: اولین موضوع برق است، این برق کجاست؟ تابستان در راه است، باز همان تراژدی قبلی را تکرار میکنیم که چند سال پیش داشتیم؟
یک عراقی دیگر میگوید: مهلت صد روزه در پایه یک ایده شکست خورده بود زیرا که مقامهای دولتی عراق همهشان پاسپورتهای خارجی دارند و طرح و برنامه خارجی را دنبال میکنند. وزیرانی که در دوره قبل اختلاس کردند کجا رفتهاند؟ یک وزیر میآید و ده میلیارد یا پنج میلیارد اختلاس میکند و بعد از کشور خارج میشود و دیگر بر نمیگردد.
کنفرانس در پارلمان اروپا : فراخوان اروپایی آمریکایی برای حفاظت از اشرف و ممنوعیت جابهجایی در داخل عراق
کنفرانس در پارلمان اروپا
با حضور رئیسجمهور برگزیده مقاومت
فراخوان اروپایی آمریکایی برای حفاظت از اشرف
و ممنوعیت جابهجایی در داخل عراق
۲۵ مه ۲۰۱۱ - ۴خرداد ۱۳۹۰
ژنرال وسلی کلارک
کاندیدای ریاستجمهوری ـ ۲۰۰۴
فرمانده ناتو در اروپا ۱۹۹۷– ۲۰۰۰
اندرو کارد
رئیس دفتر رئیسجمهور آمریکا ۲۰۰۱ ـ ۲۰۰۶
وزیر راه و ترابری ۱۹۹۲ ـ ۱۹۹۳
بیل ریچاردسون
کاندیدای ریاستجمهوری
وزیر انرژی ۱۹۹۸ـ ۲۰۰۱
لرد پدی اشدون
عضو مجلس اعیان انگلستان
نماینده عالی و فرستاده ویژه اتحادیه اروپا در بوسنی ۲۰۰۲ – ۲۰۰۶
رهبر حزب لیبرال دموکراتها در انگلستان ـ ۱۹۸۸ ـ ۱۹۹۹
فلیپ زلیکو
مشاور وزیر خارجه آمریکا ۲۰۰۵ ـ ۲۰۰۷
مدیر کمیسیون ۱۱سپتامبر ۲۰۰۳ ـ ۲۰۰۴
سفیردل دیلی
مسئول بخش ضدتروریسم در وزارتخارجه آمریکا۲۰۰۷-۲۰۰۹
آلخو ویدال کوآدراس
نایبرئیس پارلمان اروپا
رئیس کمیته بینالمللی در جستجوی عدالت
سخنگوی ۴۰۰۰ پارلمانتر در ۵ قاره جهان در دفاع از حقوق اشرف
استراون استیونسون
رئیس هیأت رابطه با عراق در پارلمان اروپا
جیم هیگینز
عضو هیأترئیسه پارلمان اروپا
ادیت بائر
نماینده پارلمان اروپا از اسلواکی
تونه کلام
رئیس هیأت استونی در گروه دموکرات مسیحی پارلمان اروپا
پائولو کازاکا
نماینده پارلمان اروپا ۱۹۹۹ - ۲۰۰۹
حفاظت فوری و ممنوعیت جابجایی در داخل عراق
سیاستمداران اروپایی و آمریکایی در یک کنفرانس در پارلمان اروپا در بروکسل، سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا و آمریکا را به اقدام فوری برای دستیابی به یک راهحل درازمدت و مسالمتآمیز برای حل مسأله فراخواندند.
شرکتکنندگان آمریکایی و اروپایی در حمایت از راهحل پارلمان اروپا برای اشرف اتفاقنظر داشتند و بر ضرورت خاتمه دادن به سرکوب ساکنان اشرف از جمله خروج نیروهای عراقی از اشرف، لغو محاصره و شروع تحقیقات بینالمللی در مورد کشتار ۸ آوریل تأکید کردند. آنها افزودند: انتقال ساکنان اشرف به نقطه دیگری در عراق نه عملی و نه منطقی و نه قانونی است و تنها زمینهساز جنایتی بزرگتر علیه اشرف است. شرکتکنندگان دولت آمریکا، اتحادیه اروپا و کشورهای عضو سازمان ملل را به اقدامات ضروری برای تضمین حفاظت اشرف و ساکنان آن از جمله استقرار یک گروه ناظر دائمی سازمان ملل در اشرف و جلوگیری از انتقال اجباری آنها فراخوندند.
آلخو ویدال کوآدراس، نایبرئیس پارلمان اروپا:
بعدازظهر همه شما بخیر، به همه شما در این نشست که توسط دوستان ایران آزاد در پارلمان اروپا برای بحث درباره بحران انسانی در کمپ اشرف برگزار شده است، بسیار خوشآمد میگویم. این افتخار بزرگی است برای ما در پارلمان اروپا که مهمانان بسیار متشخص آمریکایی را در میانمان داشته باشیم. منظورم آقایان ژنرال وسلی کلارک، فرمانده پیشین ناتو و کاندیدای ریاست جمهوری، آقای اندرو کارد، رئیس ستاد کابینه رئیسجمهور بوش، و دوست بسیار خوب ما آقای بیل ریچاردسون، فرماندار نیومکزیکو و وزیر پیشین انرژی و سفیر ایالات متحده در سازمان ملل متحد، سفیر دل دیلی هماهنگکننده قبلی وزارت امور خارجه برای مقابله با تروریسم، و آقای فیلیپ زلیکلو، مشاور پیشین وزارت امور خارجه است.
همچنین افتخار بزرگی است که لرد پدی اشدون نماینده عالی قبلی اتحادیه اروپا در بوسنی هم در میان ماست و در واقع، خانم رئیسجمهور، ما از حضور شما بسیار خوشحالیم که یک بار دیگر در این پارلمان در بالاترین سطح شورای ملی مقاومت ایران حضور پیدا میکنید. همانطور که همه شما میدانید، پس از حمله اول در ژوئیه ۲۰۰۹ ما توجه زیادی به حفاظت از ساکنان اشرف کردهایم. در واقع، ما این موضوع را وظیفه محوری خود تلقی کردهایم و در این رابطه در چند سال گذشته چندین ابتکار را به پیش بردیم.
من میخواهم به راهحلمان در سال ۲۰۰۹ و همچنین به قطعنامه [۲۵نوامبر۲۰۱۰] و نیز چند بند خاص از جمله در قطعنامه راجع به ایران اشاره کنم. مبالغه نیست اگر بگویم ما تلاش زیادی کردیم که مسأله اشرف را در اولویت سیاست خارجی و حقوقبشر اتحادیه اروپا قرار دهیم. این مبارزهیی سخت و طولانی بوده است اما این را میتوانم بگویم که در این مرحله ما شروع به دیدن نتایج اولیه آن کردهایم. دیر رسیدن از نرسیدن بهتر است. در آخرین جلسه افتتاحیه در استراسبورگ، بارونس اشتون بهطور مبسوط در سخنرانی افتتاحیه خود راجع به اشرف صحبت کرد که این یکی از نکات مورد بحث اجلاس دو روز پیش شورای وزیران هم بود. اما ما با زمان میجنگیم.
در رابطه با مقاصد نخستوزیر عراق مالکی اجازه بدهید من فقط یادآوری کنم هیأتی که از پارلمان به ریاست استراون استیونسون در پایان آوریل برای بازدید به عراق رفته بود. بهرغم اصرار مکرر، اجازه بازدید از کمپ اشرف دریافت نکرد. اجازه بازدید از کمپ از طرف دولت عراق به ما داده نشد. در حال حاضر رویداد بسیار مهمی به وجود آمده که ما باید بر روی آن متمر کز شویم. من راجع به پیشنهاد رسمی و علنی که توسط هیأت رابطه با عراق ارائه شده و پشتیبانی گستردهیی که در این پارلمان و در بسیاری از پارلمانهای کشوری در اروپا به دست آورده است، صحبت میکنم و پشتیبانی کنگره آمریکا نیز اهمیت تعیین کنندهای نیز خواهد داشت. اما رژیم ایران و متحدان عراقی آنها که با راهحل اروپا مخالف هستند در تلاش برای جابجایی اجباری ساکنان اشرف در داخل عراق هستند. مفهوم تغییر مکان ۳.۴۰۰تن از ساکنان کمپ به پایگاههای نظامی سابق ایالات متحده در جاهای دیگر در داخل عراق به هیچوجه قابلقبول نیست. این امر پناهندگان را زیر تهدید نظامی عراق که از طرف رژیم ایران تحت فشار قرار دارد، میگذارد. جابجایی اجباری به هیچوجه راهحل مناسبی نیست.
این امر توسط مقامات رسمی ایالات متحده نیز روشن شده است. بهعنوان مثال، آقای جفری فلتمن، معاون وزیر امور خارجه در جلسه مجلس نمایندگان در سال ۲۰۰۹ گفت: نقلقول آقای جفری فلتمن: «جابجایی قرارگاه اشرف به جای دیگری در داخل عراق میتواند منجر به خونریزی شود».
رژیم ایران و نخست وزیرعراق مالکی نه میخواهند که پناهندگان به کشور ثالث بروند و نه در اشرف بمانند. آنها بهدنبال یک هدف مشخص هستند و آن هدف روشن است، حذف مطلق اشرف. این هدف به مراتب مشکلتر است وقتی که این افراد در اشرف باشند. رژیم ایران و همکارانش در عراق بهای بیشتری بهلحاظ منطقهیی و بینالمللی باید بپردازند. به همین دلیل آنها میخواهند که اشرف را ببندند و آنها را به جایی بفرستند که حداقل توجه بینالمللی روی آن باشد. بهانه نزدیکی آن به مرز ایران و خطر موشکهای ایرانی دروغی است که رژیم ایران آن را درست کرده است. این داستانی است که مالکی از طرف رژیم ایران به آمریکاییها در عراق گفته است.
مورد دیگری که میخواهم راجع به آن صحبت کنم این است که رژیم ایران و مأمورانشان در عراق مطرح میکنند که مجاهدین هیچ حمایتی در داخل ایران ندارند. من بارها در گردهماییهای سالانه مقاومت ایران شرکت کردهام ۶۰، ۷۰ یا ۸۰۰۰۰ ایرانی از همه جای اروپا آمریکا و جاهای دیگر گرد آمده بودند و من بارها گفتهام که چنین گردهماییهایی را ما حتی در جشن انتخاباتیمان در اسپانیا نداشته ایم. ما از بزرگترین احزاب سیاسی اروپا هستیم، با بیش از ۸۰۰۰۰۰نفر عضو ثبت شده، اما بهرغم اینکه میخواستیم نتوانستهایم چنین جمعیتی را گردهم آوریم. اما شورای ملی مقاومت هرسال این گردهمایی را دارد و ما هر سال آن را با چشم خودمان دیدهایم. چگونه شورای ملی مقاومت میتواند چنین برنامههایی در خارج از کشور برگزار کند اما در داخل مطرح نباشد؟! اضافه بر این، بنا به گفته دیپلوماتها و مقاماتی که بهطور مرتب در مذاکرات اتمی شرکت کردهاند، در صدر خواستهای رژیم، سرکوب سازمان مجاهدین خلق ایران بوده است. در سفری که در سال ۲۰۰۸ به اشرف کردم با ایرانیانی که به تازگی از ایران آمده بودند صحبت کردم و همه آنها تأئید کردند که سازمان مجاهدین خلق ایران از حمایت گستردهیی در اقشار مختلف ایران برخوردار است. من میخواهم صحبتم را با این جمله خاتمه بدهم که ما فوراً به حفاظت اشرف احتیاج داریم. این ۱۰۰۰ زن و بیش از ۲۰۰۰ مرد به هیچوجه نمیتوانند احساس امنیت کنند، درحالیکه نیروهای عراقی در آوریل ۳۵تن از آنها را به قتل رساندند. از توجه شما متشکرم و الآن من نوبت را به رئیسجمهور منتخب شورای ملی مقاومت ایران دوست گرامیمان خانم مریم رجوی میدهم.
خانم مریم رجوی، رئیسجمهور منتخب شورای ملی مقاومت:
دکتر آلخو ویدال کوادراس، نایبرئیس پارلمان اروپا
نمایندگان محترم و مهمانان برجستهیی که از آمریکا در این جلسه حضور دارید،
دوستان گرامی،
ابتدا مایلم از تصمیم دوشنبه شورای وزیران که خواهان همکاری با سازمان ملل متحد و آمریکا بهمنظور یافتن یک راهحل نهایی برای بحران انسانیاشرف شده است، تشکر کنم.
۴۸روز پس از کشتار ۸آوریل هنوز ۴۲ مجروح در شرایط وخیمی بهسر میبرند.
بهرغم تأکیدهای کمیسرعالی حقوقبشر هنوز تحقیقات مستقلی حول این فاجعه انجام نشده است.
برای حل این بحران اولین قدم حفاظت از ساکنان اشرف است. مقاومت ایران مانند همیشه آماده همه گونه همکاری برای حل این مسأله انسانی میباشد.
ما از طرح ارائه شده از سوی هیأت رابطه با عراق در پارلمان اروپا استقبال میکنیم.
ابتکار پارلمان اروپا همچنین بر امنیت فوری ساکنان که یک راهحل پایدار و صلحآمیز میباشد، تأکید دارد. بهمنظور جلوگیری از یک تراژدی دیگر اتحادیه اروپا باید در همکاری با آمریکا و سازمان ملل اقدامات فوری برای حفاظت از ساکنان اشرف را بهعمل بیاورد.
در چنین شرایطی من هشدار میدهم هرگونه جابجایی اجباری مقدمه کشتار ساکنان اشرف است. و پیشاپیش اعلام میکنم جامعه بینالمللی و بهویژه آمریکا در قبال چنین مسألهیی مسئول خواهد بود.
با توجه به تصمیم شورای وزیران اتحادیه اروپا در روز دوشنبه، من از بارونس اشتون میخواهم که اقدامات لازم را برای به اجرا درآوردن طرح ارائه شده توسط پارلمان اروپا انجام دهند.
من همچنین از خانم اشتون میخواهم از سازمان ملل متحد بخواهد که با استقرار یک تیم نظارت و فراهم آوردن الزامات آن از تکرار یک کشتار دیگر در اشرف ممانعت نمایند.
اتحادیه اروپا و خانم اشتون قدرت و الزامات حل این مسأله را دارند.
بهخصوص بر اساس اصل مسئولیت حفاظت بینالمللی (آرتوپی) که در حال حاضر در لیبی و ساحل عاج برای حفاظت از غیرنظامیان بهکار میرود.
من از آمریکا که با یکایک ساکنان اشرف برای حفاظت از آنها توافقنامه امضا کرده است، میخواهم که پاسخگوی تعهدات خود باشد و اقدامات ضروری را برای تضمین حفاظت ساکنان اشرف، بهعمل بیاورد.
من برای موفقیت طرح اعلام شده پارلمان اروپا، آمریکا، خانم اشتون، اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد را به اقدامات عاجل زیر فرا میخوانم:
۱. تضمین حفاظت ساکنان اشرف تا رسیدن به یک راهحل نهایی
۲. اتخاذ اقدامات لازم برای خاتمه دادن به سرکوب ساکنان اشرف از جمله خروج نیروهای نظامی از اشرف، برچیدن بلندگوها و قطع تهدید به مرگ
۳. تضمین پرهیز از هرگونه جابجا یی اجباری ساکنان اشرف
۴. بهرسمیت شناختن استاتوی قانونی ساکنان اشرف منطبق با قانون انساندوستانه بینالمللی، قوانین حقوقبشر و بهخصوص کنوانسیون چهارم ژنو
دوستان عزیز
اشرف بخشی از بحران ایران است.
افزایش نارضایتی عمومی منجر به افزایش دعواهای درونی و جنگ قدرت در رژیم ملاها شده است.
طلسم ولایت خامنهای شکسته و رژیم ضعیفتر شده است.
شکاف بین احمدینژاد و خامنهای برآیند همین وضعیت است.
برای مقابله با این وضعیت ملاها سرکوب و اعدام را افزایش داده و تلاش میکنند آلترناتیو دموکراتیک رژیم را از بین ببرند، با این امید که در فقدان یک آلترناتیو، خود را نجات بدهند
حمله ۸آوریل و افزایش فشار روی اشرف را نیز باید در همین چارچوب دید.
در چنین شرایطی مردم ایران انتظار بیشتری از اروپا دارند. ما از تصمیم شورای وزیران برای وارد کردن نام اشخاص و کمپانیهای بیشتر در لیست تحریم استقبال میکنیم، اما این کافی نیست. زمان آن رسیده که خرید نفت از رژیم تحریم شود.
اکنون زمان شروع یک دور جدید از گفتگوهای بیفایده با ملاها نیست. اکنون زمان قاطعیت و بهرسمیت شناختن اپوزیسیون ایران است.
متشکرم.
جیم هیگینز، نماینده پارلمان اروپا از انگلستان:
بسیارمتشکرم آقای رئیس، خانم رئیسجمهور، مهمانان محترم، خانمها و آقایان، آیا ما به مدارک بیشتری از آنچه لحظاتی پیش دیدیم نیاز داریم؟ این همه سنگدلی، وحشیگری، بربریت؟ ما باید به این وضعیت پایان دهیم.
مایلم ابتدا چند کلمه درخوشآمد به همکاران ارجمند آمریکاییمان بگویم. تجربه شما در اینجا بسیار مهم و بسیار سمبولیک است. من همچنین بسیار خوشوقتم که پدی اشدون را اینجا در کنار خود دارم، کسی که تجربه بیهمتایی در صحنه بینالملل دارد، اعم از دیپلوماتیک، سیاسی و غیره. حضور او در اینجا با توجه به شخصیت برجستهاش از بابت یافتن راهحلی برای این مسأله تراژیک بسیار مهم است.
همان طورکه میدانید ما امروز جمع شدهایم درباره مسأله اشرف بحث کنیم و مطمئن بودم و هستم که شما همگی از دیدن تصاویر ویدیویی که هماکنون دیدیم، از حملهیی که ۸ آوریل انجام گرفت، احساس انزجار دارید.
این امر ما را به موضوع پیدا کردن راهحلی برای این بحران و حصول اطمینان از اینکه ساکنان کمپ از حملات خشونتبار دیگری از سوی نیروهای عراقی محافظت خواهند شد، میرساند.
به همین دلیل، مهمانان ارجمند، مایلم با تمام وجود پشتیبانی خود را از پیشنهاد پارلمان اروپا برای حلوفصل این بحران یک بار برای همیشه، که «طرح استیونسون» نام گرفته، ابراز دارم: استیونسون پس از دیدار از عراق و گفتگو راجع به حمله با مقامات عراقی و پس از آن که از حق دیدار با ساکنان و مشاهده از نزدیک آنچه واقعاً روی داده، محروم شد، یک پیشنهاد بسیار معقول تدوین کرده که از سوی هیأت ما برای عراق تصویب شده و اکنون میتواند و باید راهحل بحران تلقی شده و تمام دولتها از جمله ایالات متحده تمام وزن خود را پشت این طرح متمرکز کنند.
قبل از هر چیز و مهمتر از همه آن که واضح است مذاکره درباره انتقال نهایی و قطعی کمپ اشرف به کشورهای دموکراتیک در غرب تا زمانی که نیروهای عراقی از کمپ عقب ننشسته و به ساکنان آن اجازه دسترسی به درمان پزشکی ضروری یعنی یک حق پایهیی انسانی که در این مقطع از آن محروم شدهاند، را ندادهاند، نمیتواند آغاز شود. بهدنبال این [عقب نشینی و دسترسی به درمان] باید یک تحقیق کامل و مستقل راجع به این حمله که تصاویر آن را لحظاتی پیش در فیلم ویدیویی دیدیم بهعمل آید و تمام دارایی و اموال شخصی گرفته شده بهزور در جریان حمله اعاده گردد.
اما همزمان، حفاظت از ساکنان باید توسط یک نیروی تحت هدایت سازمان ملل متحد انجام گیرد، زیرا تا زمانی که نیروهای عراقی درون محدوده کمپ باقی مانده و توپ و تفنگهایشان را به سوی ساکنان نشانه گرفتهاند، هیچ مذاکرهیی بهمعنی واقعی امکانپذیر نخواهد بود.
حال جامعه بینالملل به رهبری اتحادیه اروپا باید درخواست کند که یک تیم سازمان ملل متحد همان طورکه خانم رئیسجمهور گفت، کنترل و حفاظت کمپ را برعهده گیرد و در برابر هرگونه تلاش برای کشاندن بحث به جابجایی در داخل عراق باید مقاومت کرد و آن را بلا اثر گذارد.
جامعه بینالملل همان طورکه قبلاً گفته شد به رهبری بارونس اشتون، رئیسجمهور اوباما و دیگران باید اکنون توان خود را پشت طرح پیشنهادی پارلمان اروپا جهت حفاظت از ساکنان اشرف قرارداده و یک بار برای همیشه چرخ حفاظت از گروهی از ایرانیان، که ما تا این حد مدیونشان هستیم، را به گردش درآورد.
و میخواهم بر یک نکته دیگر هم تأکید کنم و با استفاده از این فرصت از دولت ایالات متحده آمریکا بخواهم از الگوی اروپا تبعیت و نام سازمان مجاهدین خلق ایران را از لیست سیاه خود بردارد. هیچ توجیهی برای نگاه داشتن آنها در این لیست وجود ندارد. این جنبش و رهبر آن خانم رجوی بهترین بخت برای یک ایران واقعاً دموکراتیک بهشمار میروند. خانم رجوی بهعنوان رهبر باصلاحیت و باکفایت این اپوزیسیون و یک سمبل بزرگ در این جنگ بزرگ علیه بنیاد گرایی اسلامی است.
ما بهدلیل تجربه خودمان در این پارلمان میدانیم که رژیم ایران از هیچکس بیش از آنان نمیترسد و همین باید برای هرکس که بخواهد درباره آنها عادلانه قضاوت کند، کافی باشد. سازمان مجاهدین خلق ایران بهعنوان یک جنبش دموکراتیک که از یک اسلام بردبار و مترقی حمایت میکند، تنها آلترناتیو این دیکتاتوری مذهبی فاشیستی است.
متشکرم.
ژنرال وسلی کلارک: فرمانده ناتو در اروپا ۱۹۹۷– ۲۰۰۰:
بسیارمتشکرم آقای ویدال کوادراس. ابتدا مایلم بگویم که بسیارخوشوقتم اینجا در کنار این گروه برجسته از آمریکاییان و برخوردار از مهماننوازی پارلمان اروپا بوده و فرصتی دارم تا درباره موضوعی که به نظر من یک مسأله بسیار فوری و مهم و یک فرصت حساس برای غرب است، صحبت کنم.
ابتدا مایلم با بیان همدردیم با کسانی که در کمپ اشرف بودهاند و نیز عزیزانشان صحبتم را شروع کنم. من این ویدیو را سه بار دیدهام. هیچ بار نشده است که من را بهشدت تحت تأثیر قرار ندهد. من ۳۸سال در یونیفورم بودهام. درمذاکرات منتهی به موافقتنامه صلح بوسنی در کنار هال هولبروک شرکت داشته و فرمانده ناتو بودهام و لذا فکر میکنم وقتی یک جنایت جنگی میبینم میتوانم آن را تشخیص دهم. به نظر من دادگاه کیفری بینالمللی باید به فوریت برای تحقیق درباره آن چه در اشرف روی داده اقدام کند. بالاتر و فراتر از هرچیز دیگر، این رویدادها ظاهر و مشخصات یک جنایت جنگی را دارد و باید با آن به نحو درست و قانونی برخورد شود. همان طورکه هر دولت دیگری مسئولیتهایی دارد، دولت عراق هم باید پاسخگو باشد. اینها سربازان عراقی بودند. لذا هربار که این نوار را میبینم احساس سنگینی در این باره به من دست میدهد. آقای ویدال-کوادراس گفت که این یک مسابقه با زمان است، اما به نظر من، در ضمن نبردی علیه استبداد جبار هم هست و فکر میکنم هرچند که ملاحظات بشردوستانه مسأله غالب این مرحله است، نمیتوانیم الزامات استراتژیک موجود پیرامون این مسأله را کنار بگذاریم.
ماجرا را همه میدانند. درسال ۲۰۰۳ هنگامی که نیروهای ایالات متحده وارد عراق شدند، ما میدانستیم سازمان مجاهدین خلق چیست. با آنها ارتباط برقرارکردیم. به آنها در ازای تحویل دادن سلاح قول محافظت دادیم. آنها هم سلاحهایشان را تحویل دادند و در موقعیت افراد حفاظتشده زیر نظر ایالات متحده و تحت اوتوریته سازمان ملل متحد قرارگرفتند. ما مدارک و شواهدی ندیدهایم دال براینکه این یک سازمان تروریستی است. من درخواست دیدن چنین مدارکی را کردهام، اما چیزی ارائه نشده است. من دلیلی نمیبینم که آنها در لیست نگاه داشته شوند، هیچ دلیلی نمیبینم.
پس از وقایع ۸ آوریل، کسانی در درون دولت آمریکا شروع به صحبت پیرامون جا به جایی در داخل عراق بهعنوان یک راهحل موقت کردند تا یک راهحل برای انتقال به خارج از عراق پیدا شود. خوب، آن راهحل پیدا شده که همین طرح اروپاست که به نظر من باید مورد حمایت قرارگیرد، نه تنها از سوی دولتهای اروپایی، بلکه همچنین از سوی ایالات متحده. من از تلاش پارلمان اروپا و هیأت نمایندگی آن و استراون استیونسون برای هدایت این تلاشها و از پدی اشدون هم برای کمک بهعملی شدن آن تقدیر میکنم.
من همچنین ایده اعزام یک تیم سازمان ملل متحد را تأیید میکنم و مایلم بگویم که این یک فرصت ایدهآل برای اتحادیه اروپا خواهد بود تا رهبری اقدام برای تأمین امکانات و منابع برای این تیم را به دست گیرد.
همچنین میخواهم دوباره بر ضرورت تحقیق نه تنها توسط ایالات متحده و مقامات بینالمللی بلکه توسط دادگاه کیفری بینالمللی جهت بررسی آنچه در کمپ اشرف روی داده، تأکید کنم.
امیدوارم دولت ایالات متحده در راستای حمایت از طرح اتحادیه اروپا حرکت کند.
مسائل درمان پزشکی، تأمین حفاظت و تحقیق درباره ۸ آوریل باید حل شود تا ساکنان کمپ اشرف از درمان پزشکی و حفاظت برخوردار گردند و مسئولان وقایع ۸ آوریل نیز پاسخگو باشند.
که این مرا به مسأله استراتژیک میرساند. همه میدانند دولت ایران دستهای بسیار بسیار بلندی دارد. مخالفان ایرانی طی سالیان بهصورت ادواری در نقاط مختلف جهان ترور شدهاند. اقدامات دولت ایران در خاورمیانه بیرون از مرزهای ایران نیز شناخته شده است و این واقعاً پرسشی است که انسان باید از خود بکند که چگونه یک گروه ۴۰۰۰نفره زن و مرد که بدون سلاح در کمپی در عراق سکونت دارند، آن چنان توجه رژیم ایران را به خود جلب کرده که این همه فشار در سراسر جهان وارد میآورد تا به این گروه حمله شود؟
من سه هفته پیش در کنفرانسی در لسآنجلس شرکت داشتم. در آنجا یک نماینده غیررسمی رژیم ایران، یا دستکم این طورکه خودش را به من معرفی کرد، نزد من آمد و به من علیه این گروه هشدار داد. یک کارزار جهانی علیه این گروه در جریان است. حال بهعنوان یک استراتژیست باید از خود بپرسید دلیل این امر چیست؟ چه طوراین گروه میتواند آن قدر نیرومند باشد، اگر کسی در ایران اعتقادی به آنان ندارد و کسی از آنها حمایتی نمیکند؟ پس چرا دولت ایران خیلی ساده به آنها بیاعتنایی نمیکند؟ این همه تقلا برای چیست؟ پس این حرفها صحت ندارد.
این گروه میتواند کلید گشودن راهحل سوم در برخورد با بحران ایران باشد که بیتردید در راه است.
حفاظت از آنان همراه با شناسایی نفوذ خارقالعادهیی که دارند بهوضوح نه تنها یک الزام بشردوستانه بلکه یک الزام استراتژیک است. متشکرم.
اندرو کارد، رئیس دفتر رئیسجمهور آمریکا ۲۰۰۱ ـ ۲۰۰۶:
با کمال تشکر، خانم رئیسجمهور با سپاس از شما برای حضور در اینجا و با تشکر بهخاطر برانگیختن ما برای این مسأله، و همچنین با تشکر زیاد از دوستانمان در پارلمان اروپا در برانگیختن یک حرکت سریع و آنی برای یافتن راهحل، زیرا این مسأله برای طولانیمدت مورد بحث بوده است
وقتی سازمان مجاهدین با ژنرال اودیرنو ملاقات کرد، او گفت که سپاسگزار این همکاری است.
ما به ازاء تحویل دادن سلاح، سازمان تضمین محافظت خود توسط آمریکا را دریافت کرد، تضمین محافظت که توسط سازمان ملل متحد نیز بهرسمیت شناخته شد. این تعهد بسیار مهمی که سازمان ملل آن را پذیرفته بود. با کمال تأسف، آمریکا و ملل متحد هیچیک به تعهد خود عمل نکردند. من معتقدم که سازمان مجاهدین به قول خود پایبند بود، و آنها متحد جنگ علیه تروریسم باقی مانده اسلحهشان را تحویل دادند. برای آنها خیلی ساده بود که اسلحه ها را برای جنگی که آنها شروع نکرده بودند و در هشتم آوریل همین سال جاری به آنها تحمیل شده بود بیرون میکشیدند.
صحنهها و شواهدی که در حمله هشتم آوریل دیدیم، باور نکردنی است. مدارک رد کردنی نیست و بسیار شرمآور است، نشستن در اینجا و تکرار اینکه این حوادث بعد از همه تعهدات داده شده، رخ داده است. من بسیار شرمندهام. زیرا این انسانهای خوب و افراد قوی هرگز در خواست کمکی جز محافظت نکردهاند... . و در زمانی که بیش از هر وقت دیگر احتیاج به این محافظت داشتند هرگز آن را دریافت نکردند.
مجاهدین مردم خارقالعادهیی هستند، آنها نه یک کمپ پناهندگی بلکه شهر آرزوها را بنا کردند. این واقع قابل تحسین است. وقتی میگویند کمپ اشرف بیشتر مردم، چادر و فقر و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات، را در ذهن مجسم میکنند، اما کمپ اشرف یک شهر است با مدارس و بیمارستان و مردم تحصیل کرده، ۳۴۰۰تن سازنده و یاری رسان، کمک به مردم داخل اشرف و یاری به مردم بیرون اشرف. آنها در شرایطی که نگاه داشته شدهاند که نمیتوانند قسمتی از جهان باشند.
ما یک مسئولیت عمده داریم، من معتقدم هر فردی مسئول است که به هتک حرمتی که در هشتم آوریل اتفاق افتاده توجه کند، من معتقدم ایالات متحده آمریکا مسئول است که احساس گناه کند چون قول و قرارهایش در مورد محافظت مجاهدین حتی وقتی که این مسئولیت قانوناً به دولت عراق واگذار شد، نیز نقض گردید، اما دولت عراق هیچیک از قولهایش را محترم نشمارد. بنابراین ما درخواست توجه به این قانونشکنی را داریم.
ما بهعنوان انسان یک تعهد اخلاقی داریم. من فکر میکنم بهعنوان یک آمریکایی یک تعهد اخلاقی دارم که برای توجه به این مسأله و کمک به درک بهتر راهحل، فراخوان داده و مجددًا بگویم که راهحل ساده نیست و من راهحل پیشنهادی آقای استیونسون، که توجه پارلمان اروپا را بر انگیخت. تحسین میکنم، راهحل مهمی است که بهتر است مورد توجه قرار بگیرد.
لذا من از اینکه در اینجا هستم مفتخرم. این گردهمآیی بسیار جالبی است: انسانهایی با مشاغل مهم، ما پرزیدنت و لرد و ژنرالهای ارتش و نمایندگان، دولتمردان و سفرا و استادانی را در کنار خود داریم. اما حقیقت این است که ۳۴۰۰نفر انسان والا که بخشی از این راهحل هستند، از امتیاز بودن بخشی بزرگتر از راهحلی که جهان محتاج آن است محروم شدهاند، لذا من خواهان توجه به این مشکل هستم. رادیو، تلویزیون، روزنامهها کجایید؟ قانونگذاران کجایید؟ سازمان مجاهدین یک سازمان تروریستی نیست و هرگز هم نبوده. آنها را از لیست خارج کنید. از شما خیلی متشکرم.
بیل ریچاردسون، کاندیدای ریاست جمهوری، وزیر انرژی ۱۹۹۸-۲۰۰۱:
متشکرم. یادم هست حدود سه ماه پیش هم در بروکسل بودم و کنفرانسی شبیه به همین و هشدارهای مکرر که تهدید بالقوه یک کشتار در کمپ اشرف وجود دارد و سرانجام هم اتفاق افتاد. میدانید ما همگی اهل سیاست هستیم: فلان قطعنامه اینجا، فلان گزینه آنجا، اما به نظر من این ویدیو نشان داد که انسانهایی دارند کشتار میشوند و بسیار هم روشن بود چه کسی دارد این کار را میکند. پس به اعتقاد من باید بر وجه انسانی یک بار دیگر تأکید کنیم.
خوب بهارعرب دارد پیش میرود و به نظر من جریان سالمی است. ما دیگر نمیتوانیم فقط بنشینیم و حرف بزنیم و ابراز امیدواری کنیم. پس اولین گامی که به نظر من باید برداشته میشد، اتحادیه اروپا بهوضوح برداشته و رهبری را به دست گرفته و به نظر من، ما باید بهدنبال شما بیاییم. به باور من، استرون و آلخو و و پدی و همه شما شایسته تقدیر فراوان هستید بهخاطر انجام این سفر، استرون بهخاطر اینکه گزینهها را بسیار روشن مشخص کرد و بهخاطر نبردی که کرد، پس اینجا کلاهم را به احترام اتحادیه اروپا از سر برمیدارم. میدانم که در ایالات متحده همیشه کشمکش و تنش هست و اتحادیه اروپا معمولاً اول جلو میافتد و این بار هم شما جلو افتادهاید و کارتان هم درست بوده است.
میخواهم بر مسأله مجاهدین تأکید کنم. ما درباره کمپ اشرف صحبت کردیم اما مسأله مجاهدین این است که برای تقویت جنبش اپوزیسیون چه باید کرد و کدام محمل را به کار گرفت؟
چه اتفاق دیگری در ارتباط با خروج از لیست افتاده؟ یک اتفاق خوب. قضاییه فرانسه در گزارشی میگوید که تحقیق کردهاند و متوجه شدهاند از ابتدا گزارشهایشان درباره تروریسم درست نبوده و این نتیجهگیری سیستم قضایی بوده است.
چه گامهای دیگری برداشته شده؟ ادامه انتشار گزارشهای ارزشمند از سوی مجاهدین درباره برنامه اتمی رژیم ایران. چه اتفاق دیگری افتاده؟ رژیم ایران در استانبول گفته است «می خواهید ما برنامه اتمیمان را آن طورکه توافق کردیم برچینیم؟ اما راستش را بگوییم ما این کار را نخواهیم کرد». این را در استانبول گفتند. پس منطق لازم برای هرگونه گفتگو دیگر وجود ندارد. معتقدم که ما باید ضرورتاً بر مسائل فوری متمرکز شویم و به نظر م، استراون، برای همین بود که من درخواست یادداشت ترا کردم که حاوی چند توصیه خیلی خوب است. اما آیا ما تمام گزینهها برای آن که با این انسانها رفتاری آبرومندانه شود، را آزمودهایم؟ به نظرم این طور است. جایگزین دیگری که شنیدم یعنی انتقال آنها به پایگاههای نظامی در عراق بیمعنی است. بهکلی بیمعنی است. اصلاً نمیدانم چرا حتی روی میز آمده است.
پس آنچه که به نظر من ضروری است تلاش مشترک و هماهنگ اتحادیه اروپا است که رهبری را به دست گیرد و من نمیگویم که دولت ایالات متحده نباید شرکت کند. بدیهی است که ما باید شرکت کنیم اما ما از بابت سیاست قدری عقب هستیم. سازمان ملل متحد را وارد کنیم. یک استراتژیست نظامی را بخواهیم به ما راههایی نشان دهد که بتوان مقداری از این کار حفاظتی را که لازم است انجام دهیم، اما من معتقدم آنچه نیاز داریم چیزی است، که هنوز اتفاق نیافتاده است.
حال ما این جلسات را برگزارمی کنیم که بسیار مفید و مثمرثمر است. دو حزبی است. میدانید اینکه اندی کارد و من روی چیزی توافق داشته باشیم یک اتفاق تاریخی است. اما شما در آمریکا از حمایت دو حزب برخوردارید. رهبران استراتژیک دارید مثل وزلی، آقای زلیکف را دارید، روشنفکرها را دارید، او ضمنا یک روشنفکر است. صحبتهایش را خواهید شنید. پایگاه حمایتی گستردهیی در جامعه اروپا و ایالات متحده دارید.
به نظر من جلب تمرکز بینالمللی براین مسأله باید بخشی از استراتژی ما باشد. و همین طور به نظرم مهم است که رهبران سیاسی گردهم آیند و این کار را بکنند.
میخواهم یک بار دیگر تقدیر کنم از آلخو، استرون، پائولو، دوست ایرلندیمان جیم و پدی که کار فوقالعادهای را انجام دادهاید. اگر این کار را نکرده بودید، نمیدانم قضیه حالا درچه نقطهیی بود. رهبری شما عالی بوده و من صرفاً میخواهم به شما بگویم که ایکاش همه به حرف شما گوش دهند. باید گوش دهند و من کلاهم را به احترام شما برمیدارم و به احترام شما خانم رجوی و جنبش شما و مردمتان، مردمی که همیشه از شما حمایت کردهاند. بیائید اینجا بدبین نباشیم، متشکرم.
فلیپ زلیکو، مشاور وزیر خارجه آمریکا ۲۰۰۵ ـ ۲۰۰۷:
برخورد من با این مسأله این است که از خودم بپرسم اگر هنوز در شغلی که در وزارتخارجه داشتم، بودم یعنی در سال ۲۰۰۶، و این مسأله روی میز من بود برای حل آن چکار میکردم؟ حالا چکار خواهم کرد؟ چه پیشنهاداتی به وزیر کلینتون میکردم اگر هنوز در شغل قدیمیام بودم؟ بنابراین این برخوردی است که من اینجا میکنم.
من با دو مشاهده شروع میکنم. اولین مشاهده درباره ایران است. من میخواهم با تأیید اظهارات افتتاحیه پدی اشدون درباره راهی که رژیم ایران را وارد این موضوع میکند ادامه دهم. من از نظرگاههایی با چشماندازهای گوناگون آمدهام از جمله کار بر روی تأثیرات جنگ نیابتی رژیم ایران که علیه نیروهای ما در عراق میکردند و رژیم ایران حمایت، آموزش و فرماندهی میکرد و بسیاری از سربازان آمریکایی را کشت و من تأثیر آن را بسیار مستقیم دیدم. بنابراین من نظرگاههای سختی راجع به رژیم ایران دارم.
اجازه بدهید که من سه پیشنهاد را ارائه کنم که برخی از چیزهایی که سایرین گفتند باید انجام شود را منعکس میکند. من در واقع فکر میکنم که این یک مسأله قابل حل است. من فکر میکنم این مسأله میتواند حل شود و فکر میکنم ظرف شش ماه آینده مدت زمانی است که باید به آن پرداخته شود.
اول اینکه من بسیار موافقم که برای هر راهحل مؤثری یک پیششرط است که آمریکا مجاهدین را از لیست خارج کند و نیازی نیست که من همه بحثها در مورد آن را تکرار کنم. دل دیلی احتمالاً با صلاحیتترین فرد در این اتاق است که در این مورد نظر بدهد، چون او بهصورت عملی این موضوعات را روی میزش دیده است و دسترسی به همه اطلاعات مربوطه داشته است. بنابراین من صرفاً خوشحالم که کنار قایق او اسکی کنم. ولی واقعاً مهم است که شما مجاهدین را از لیست خارج کنید.
نکته اصلی دوم پذیرش روشن، بیابهام، پذیرش علناً قابل فهم توسط افراد اشرف از پیشنهاد جدید پارلمان اروپا برای استقرار داوطلبانه در خارج از عراق بدون پیششرط به جز آنهایی است که در مورد امنیت افراد مربوطه میباشد.
نکته سوم. در نتیجه سازمان ملل متحد باید بگوید آنچه را که میتواند انجام دهد تا راه را برای چنین جابجایی آماده کند و مسئولیت بپذیرد. سازمان ملل متحد بعد از نیروهای آمریکایی تأمین حفاظت خواهد خواست. بنابراین چارچوب کار این است که سازمان ملل متحد حداکثر تلاشش را میکند و درخواستی به دولت آمریکا برای تأمین نیروی حفاظت کننده برای مأموریتش در اشرف میدهد که اسامی را میگیرد. این اقدام نیروهای آمریکایی را به صحنه اشرف بر میگرداند. این یک چیز ضروری است.
حالا شما متوجه میشوید که یک گام موقت و انتقال آنها به جای دیگری در عراق برای آمادهسازی این انتقال، در واقع یک هدر دادن انرژی پرهزینه است که حل مسأله را مشکلتر میکند.
میخواهم سخنانم را با تشکر از نقشی که پارلمان اروپا و آقای استیونسون و همه دوستان عراق که به او پیوستهاند و در تلاشهایشان دور این میز هستند، خاتمه دهم. کار شما در واقع ضروری است. شما برخی از آن دیپلوماسی را ارائه میدهید که بحث بین ساکنان اشرف و سازمان ملل را که ممکن است در واقع به این موضوع برسد و آن را بهصورتی تنظیم کند که با مسالمت حل شود، به جریان میاندازید. حتی اگر اتحادیه اروپا نتواند نیرو تأمین کند، میتواند انرژی و تلاش دیپلوماتیک زیادی ارائه کند که برای یک راهحل کلیدی هستند.
سفیردل دیلی، مسئول بخش ضدتروریسم در وزارتخارجه آمریکا۲۰۰۷-۲۰۰۹:
حمله به کمپ اشرف اول در ۲۸ و ۲۹ جولای ۲۰۰۹ آزمایش شد. بهطور مستمر تا ۸ آوریل ۲۰۱۱ اشرف تحت فشار بوده است.
آنها خود را در حمله به کمپ اشرف موجه میبینند. چون لیست تروریستی رژیم ایران و آمریکا را در یک تیم قرار داده است. برای خودمان و مهمتر از آن برای جهان گمراه کننده است. چطور میتوانیم با رژیم ایران در یک سمت باشیم؟ نامگذاری تروریستی باید متوقف شود و این پیامی برای وزیر کلینتون است. مجاهدین را بلافاصله از لیست خارج کنید. این در توانایی او و فقط اوست. این یک اختیار دستگاه اجرایی است.
آمریکا و وزیر کلینتون در سیاست خارجی نسبت به ایران با دوسر طیف مواجهند. در یک طرف پذیرش کامل شرایط موجود است. در آن سوی طیف ما اقدام نظامی قوی را برای مجبور کردن رژیم ایران به پیروی داریم. با تأسف زیاد پذیرش شرایط موجود تحمیل ضعیف و ناکارآمد سه قطعنامه شورای امنیت ملل متحد است. از طرف دیگر سیاست خارجی برای وادار کردن ایران به پیروی حالا قابل دسترسی نیست. آمریکا و متحدانش بسیار درگیر عراق، افغانستان، بودجه و فشارهای اقتصادی هستند که بخواهند یک تلاش دیگر نظامی را شروع کنند. این اقدامات را به لیبی، سوریه، بحرین، اضافه کنید و میبینید که جهان مشغول است. و در حالی که همه اینها دارد اتفاق میافتد، به رژیم ایران اجازه میدهد هدفش را که برتری منطقهیی و ادامه تولید سلاحهای مرگبار هستهیی است، دنبال کند.
ولی لطفاً گوش کنید. یک آلترناتیوی وجود دارد، یک راهحل میانه که بهطور زیادی روی ایران تأثیر میگذارد. آنها را از حادثه جوییهای غیرقابل قبول منحرف میکند و بالقوه یک تغییر رژیم را میآورد، تغییر دموکراتیک رژیم. این راهحل میانه تنها حمایت از اپوزیسیون ایران، حمایت از مقاومت ایران، حمایت از مجاهدین است. ما میتوانیم و باید این کار را بکنیم. آنها هیچ چیزی نمیخواهند. آنها پول، سلاح، نفر، لجستیک یا سایر امکانات نمیخواهند. خواسته آنها فقط این است که بتوانند وطنشان را بهوسیله خودشان بر اساس اصول اعلام شده خانم رجوی در سال ۲۰۰۴ بسازند.
ما نباید وسط راه آنها بایستیم. برداشتن فوری از لیست اساسی است. و ما میتوانیم این کار را بکنیم چون درخواست آن پیش دولت آمریکا است. دادگاههای فدرال در جولای در واشنگتن دی سی به وزارتخارجه دستور دادند در نظرش بازبینی کند.
دولت آمریکا همین حالا ۷۰روز عقب است. دادگاه هیچ شواهد طبقهبندی شده یا غیرطبقه بندی شدهیی ندید که نامگذاری تروریستی را نگه دارد. دادگاه استیناف دی.سی با اتحادیه اروپا، انگلستان و فرانسه که همگی مجاهدین را ظرف دو سال گذشته از لیست خارج کردهاند هماهنگی دارد. بیش از ۱۳۰ نماینده کنگره هستند که از خروج از لیست حمایت کردهاند. قطعنامه مشابهی با حمایت دو حزبی در هر دو مجلس (نمایندگان و سنا) در حال چرخش است. قطعاً وزارتخارجه میتواند روی یک سیاست خارجی برجسته و آگاه که از آمریکا، خاورمیانه و مردم ایران حمایت کند تصمیمگیری کند.
برداشتن مجاهدین از لیست تروریستی چیزی است که باید صورت گیرد. دومی حفاظت از ساکنان کمپ اشرف بر اساس کنوانسیون ژنو است و در آن ساکنان، افراد حفاظتشده معرفی شدهاند. این حفاظت باید به رهبری سازمان ملل متحد، یونامیباشد و امنیت توسط نیروهای آمریکایی که به کمپ اشرف میروند تأمین شود.
ما باید بهعنوان یک قدرت جهانی دخیل، قوی و با تأثیر باقی بمانیم و روی دشمن واقعی، رژیم ایران، تمرکز کنیم.
ثانیاً دیپلوماتهای آمریکایی پیشنهاد انتقال داخلی کمپ اشرف به محلی عمیقتر در خاک عراق را میدهند. این واقعاً غیرقابل قبول است. این یک راهحل نیست چه موقت، چه دائم، اگر در داخل عراق باقی بماند.
نهایتاً دو هفته پیش دولت فرانسه همه اتهامات تروریستی که ابتدائا در سال ۲۰۰۳ علیه مجاهدین عنوان شده بود را برداشت. این یک پیروزی بزرگ برای مجاهدین بود. در نتیجه این حتی به اقدام حقوقی برای آمریکا که مجاهدین را از لیست خارج کند میافزاید. تبادل اطلاعات روی مجاهدین توسط دولتها در فاصله زمانی ۲۰۰۳ یا بعد از آن باید حذف شود. قویترین متحدان آمریکا در جنگ با ترور، انگلستان، فرانسه و کشورهای غربی اروپا، مجاهدین را از لیست برداشتهاند. ما مجبوریم همین کار را بکنیم.
در خاتمه ما آمریکاییها بهعنوان یک کشور باید روی هدف کلیدیمان رژیم ایران تمرکز کنیم. مجاهدین بهترین گروه ناراضی، بهترین گروه برای پیروزی بر ملاها در ایران هستند. مجاهدین را الآن از لیست خارج کنیم. در حالی که بهار اعراب گسترش مییابد بگذارید این دفعه متفاوت باشد. این بار باید ما یک تغییر رژیم به یک جامعه دموکرات در ایران داشته باشیم.
متشکرم.
لرد پدی اشدون، نماینده عالی و فرستاده ویژه اتحادیه اروپا در بوسنی ۲۰۰۲ – ۲۰۰۶:
خانمها، آقایان، اگر اجازه بدهید میخواهم درباره سیاست، تعهد اخلاقی، تعهد حقوقی، طرحها ولی بالاتر از اینها از فوریت سخن بگویم. من نظراتی دارم که میخواهم با فروتنی با شما در میان بگذارم. من پیامی دارم که واشنگتن شاید علاقمند به شنیدن آن باشد و با پیامی خاتمه میدهم که امیدوارم اتحادیه اروپا مایل به شنیدن آن باشد.
اول از همه اجازه بدهید چیزی بگویم که من را کمی متفاوت از همکارم جیم هیگینز و دوست قدیمیام وسلی کلارک نشان میدهد. در این موضوع، سیاست وجود دارد ولی مطمئن نیستم که کیس انسانیت و عطوفت، که اساساً نه بر مبنای سیاست بلکه بر مبنای حقوقبشر افرادی که شدیداً رنج میبرند و تحت تهدید دائمی در کمپ اشرف هستند را پیش ببرد و اینکه سیاست را با این موضوع مخلوط کنیم. من در این مورد خیلی رک خواهم بود.
من از شجاعت و تعهد فوقالعاده آنهایی که خواستار آزادی در ایران علیه استبداد سخت و وحشتناک هستند حمایت میکنم و در این حمایت خللی نیست.
موضوع واحد برای من در آخر به این بازخواهم گشت، فوریت ایجاد حفاظت برای این افراد است. این تنها موضوعی است که ما باید روی آن متمرکز شویم. اگر در این موفق شویم، اگر در پیدا کردن حفاظت واقعی برای افراد تحت رنج در اشرف موفق شویم، امکان سایر چیزهایی که میخواهیم ببینیم، را باز میکنیم و من فکر میکنم برای ما بهتر است که قاطعانه روی این نظر متمرکز شویم.
بگذارید اول درباره تعهدات اخلاقی صحبت کنم و امیدوارم واشنگتن این را بفهمد. آنها اینجا یک تعهد اخلاقی دارند، یک تعهد مستقیم اخلاقی.
اگر شما این ویدئو را دیده باشید، تک به تک آنهایی که در مقابل چشمان ما در این ویدئو قتلعام شدند یک گواهینامه شخصی امضا شده توسط واشنگتن حمل میکردند که قول تضمین حفاظتشان در آینده را داده بود. به راستی مشکل است باور کنیم که حداقل در این مورد این قولی نیست که به آن خیانت شده است. «خیانت» لغت بزرگی است ولی واشنگتن باید آن را بفهمد. و اگر این بدتر شود، خانمها و آقایان نظر من این است که اینطور میشود، یک بار وحشتناک تعهد اخلاقی بر دوش واشنگتن سنگینی خواهد کرد.
حالا واشنگتن میگوید خوب ما تعهدات حقوقیمان را کنار گذاشتهایم و آنها را به دولت عراق تحویل دادهایم. خانمها و آقایان شما ممکن است تعهد حقوقی را کنار گذاشته باشید ولی نمیتوانید تعهد اخلاقی را کنار بگذارید. و بیشتر اینکه شما نمیتوانید سرزنشی را که به واشنگتن و نه هیچ کس دیگر میچسبد کنار بگذارید. واشنگتن باید بفهمد، امیدوارم که بفهمد، تحویل دادن تعهد حقوقی به یکی دیگر، حتی اگر بتوانید این کار را بکنید و من شک دارم، شما را از عواقب اخلاقی و سرزنش جهان در آینده چنانچه اتفاقی بیفتد و خدا نکند که اتفاق بیفتد، رها نمیکند.
نکته دوم آقای رئیس، من نمیخواهم خیلی ادامه بدهم، موقعیت حقوقی در اینجاست. خوب کسانی هستند و من هم یکی از آنها که میگویند این پناهندگان حفاظت مستقیم کنوانسیون چهارم ژنو برای پناهندگان را دارند. گفته شده که به آنها حفاظت کنوانسیون چهارم ژنو داده شد چون آن محل در جنگ بود و زمانی که جنگ تمام میشود حفاظت برداشته میشود. من هیچ سابقه حقوقی برای این برداشت پیدا نکردم. پناهندگان در بوسنی حفاظت کنوانسیون چهارم ژنو را داشتند. همانطور که وسلی کلارک بهخاطر میآورد این حفاظت وقتی جنگ تمام شد، خاتمه نیافت. زمانی که شرایط آن پناهندگان بهصورت مناسب حتی فراتر از روزهای درگیری تضمین شد، خاتمه یافت.
یک موضوع دومی هست که فکر میکنم واشنگتن میفهمد، اینکه غیرقانونی است و دوباره میگویم تحت قانون بینالملل غیرقانونی است که پناهندگان را به اجبار تغییر مکان دهیم. تنها بر پایه داوطلبانه میتواند صورت گیرد. اگر کسی، عراق یا هر کس دیگر، بخواهد برای جابجایی اجباری این افراد اقدام کند، در نقض مستقیم قانون بینالمللی عمل کرده و هرکسی که با کنار ایستادن در حالی که میتواند این اقدام را متوقف کنند، کمک و تأیید کند، حداقل در این عمل شریک است. تنها در یک صورت این افراد میتوانند جابجا شوند و آن انتقال داوطلبانه است. ما داریم درباره انتقال داوطلبانه صحبت میکنیم. بهنظر من میرسد این بخش بسیار مهمی از کارزار ماست.
خانمها آقایان حالا میخواهم تمام کنم. طرحهایی هستند. بسیاری از آنها هستند. طرح استرون یکی از آنهاست.
بنابراین پیام من به اتحادیه اروپا این است. ما باید ناظرینی آنجا ببریم. من نمیگویم یک عده سرباز، اگرچه باید توسط ایالات متحده محافظت شوند. البته ما این را میفهمیم. شاید این تعهدی است که آمریکا باید آن را عملی کند. اگر سایرین از آنها این تعهد را گرفتهاند که خودشان به هر یک از افراد ساکن اشرف دادهاند که از آنها حفاظت میکنند، تنها یک تیم ناظر نیاز است که میتواند مانع از اتفاق افتادن آن بشود. امیدوارم که این توسط سازمان ملل متحد صورت گیرد. من نمیفهمم چرا سازمان ملل متحد از انجام آن امتناع میکند. به من گفته شده چون ملل متحد آن را بیش از حد خطرناک میبیند. من فکر میکردم سازمان ملل برای این است که سایرین را از خطرات محافظت کند نه اینکه خودش را از خطر حفظ کند. ولی اگر نیاز به یک گردان آمریکا برای تأمین حفاظت آنها دارد، بگذارید اینطور شود اما سریع انجام گیرد. و امیدوارم اتحادیه اروپا و بارونس اشتون که امروز صبح در این مورد با او صحبت کردم از تمام قدرت اتحادیه اروپا برای متقاعد کردن سازمان ملل متحد استفاده کنند تا دست بهعمل بزند و بسیار زود این کار را انجام دهد. اگر این امر صورت نپذیرد، این دومین انتخاب است، امیدوارم اتحادیه اروپا قدم پیش بگذارد و خودش این کار را بکند.
بسیار متشکرم.
استرون استیونسون، رئیس هیأت رابطه با عراق در پارلمان اروپا:
آلخو بسیار متشکرم. و مایلم خوشآمد گویی خود را به همه مهمانان برجستهمان که از آن سوی آتلانتیک آمدهاند و دوست خوبم پدی اشدون تقدیم کنم.
من فکر میکنم ما باید به آغاز برگردیم و اینکه ببینیم چرا در این جا گرد آمدهایم. چون ما رژیم ایران را بهعنوان مستبدترین، خطرناکترین رژیم در جهان امروز تشخیص دادیم. و این ۳۴۰۰تن در اشرف پیشتاز مخالفت با این رژیم بودهاند. کسانی که در داخل ایران از مجاهدین حمایت میکنند ـ طبق قانون اساسی رژیم ایران حمایت از مجاهدین مستوجب مجازات مرگ است، حتی والدین ساکنان اشرف بهخاطر دیدار با فرزندانشان اعدام شدهاند ـ اینها زندگی خود را به خطر میاندازند تا درباره برنامه هستهیی، درباره آمادهسازیها برای ایجاد سیستم پرتاب کلاهکهای هستهیی گزارش بدهند که چه اتفاقی دارد میافتد.
و با این وجود ما با این افراد چطور برخورد میکنیم؟ ما با مجاهدین و با افراد اشرف چطور برخورد میکنیم؟ خوب ما با گذاشتن مجاهدین در لیست با آنها برخورد میکنیم. این ابتکار بیل کلینتون بود و دلیلش این بود که آنها سعی میکردند از ملاهای ایران استمالت کنند. این کاملاً روشن شد. ما آشکارا در سالهای اخیر شواهد آن را یافتیم. و وقتی شواهدی را که ظاهراً طبقهبندی شده بود در دادگاههای انگلستان به چالش کشیدیم و اجباراً این شواهد به صحنه علنی کشیده شد، ما دریافتیم که اکثر آنها، حجم زیادی از آنها در واقع بر اساس تبلیغات ارائه شده توسط رژیم تهران بوده است. یعنی اینکه مطلقاً بیارزش بود. من از یک لغت قویتر اسکاتلندی استفاده میکردم ولی فکر میکنم در جمع حاضر، بیارزش بود، بیارزش، بیپایه، و قضات شجاع آنها را به دور انداختند . و البته این منجر به خروج از لیست انگلستان و بعد خروج از لیست اروپا شد و همین بهاصطلاح شواهد طبقهبندی شده است که برای نگهداشتن مجاهدین و شورای ملی مقاومت در لیست واشنگتن مورد استفاده قرار گرفته است. و خدا به خیر کند که روزگار استمالت از این رژیم وحشتناک در تهران مدتهاست سپری شده است! بار خدایا! عنایت فرما که وزارتخارجه بیدار شود! و به دادگاههای خودشان گوش کند! و مجاهدین و شورا را از لیست آمریکا حذف کند! در این صورت وضع خیلی فرق میکند و این ما را قادر خواهد کرد بعضی از پیشنهاداتی را که امروز مورد بحث قرار دادهایم، پیش ببریم.
شما میدانید آمریکاییها همانطور که شنیدیم از اشرف خارج شدند، بعد سازمان ملل خارج شد و اینها بعد از آن بود که کشتار ژوئیه ۲۰۰۹ صورت گرفت که ما پیشاپیش در موردش هشدار داده بودیم. ولی هشدار ما را نادیده گرفتند. ۱۱نفر کشته و دهها تن مجروح شدند. ما بارها و بارها هشدار دادیم که این پیش درآمد یک کشتار بزرگتر است. ما با قاطعیت وقتی جابجایی نیروها را دیدیم، وقتی که در آوریل شروع به جمع شدن دور اشرف کردند، هشدار دادیم. من شخصاً ایمیلهایی به کاخ سفید، به کاترین اشتون به وزرای خارجه در سراسر اروپا فرستادم. ما باید به این افراد بهعنوان انسانهایی که نیاز به حفاظت فوری دارند نگاه کنیم.
من سه هفته پیش در عراق بودم درست کمی بعد از کشتار، ما تقریباً با تمامی افراد ارشد در دولت به جز نوری مالکی که به کره جنوبی رفته بود، ملاقات کردیم، با رئیسجمهور طالبانی، با وزیر خارجه زیباری، با نجیفی رئیس مجلس، با مسعود بارزانی در کردستان و اعضای ارشد دولت خودمختار کردستان، ما عصبانیت و سرخوردگی و نگرانیمان در مورد اشرف را بارها و بارها مطرح کردیم. ما گفتیم این یک آزمایش مطلق از دولت بهاصطلاح وحدت ملی شماست و شما در این آزمایش مردود شدید. شما چطور میتوانید عقب بنشینید و اجازه دهید کشتاری شبیه به این علیه شهروندان غیرمسلح صورت گیرد؟ و ما هیچ شکی برایمان باقی نماند که نخستوزیر قدرت وزراتخانههای دفاع، امنیت، و کشور را در دفتر خود جمع کرده است. این وزارتخانهها پر نشدند و هیچ وزیری منصوب نشده است.
من به پاریس رفتم. بعد از پنج ساعت ملاقات ما به یک انتخابی رسیدیم. ما این طرح را به هیأت رابطه با عراق بردیم. هیأت موافقت کرد. پارلمان امروز صبح موافقت کرد. من این انتخاب را برای کمیته AFET و کمیته امور خارجی اینجا در پارلمان روشن کردم. آنها با آن موافقت کردند. این حمایت گستردهیی که شده، برای کاترین اشتون فرستاده شده است. برای ۲۷ وزیر خارجه، برای باراک اوباما فرستاده شده است. حالا بهطور گسترده به جریان افتاده و همانطور که شنیدید وزرای خارجه آن را روز دوشنبه در جلسهشان به بحث گذاشتند. کاترین اشتون بعد از جلسه روز دوشنبه در صحبتهایش مجدداً تهاجم به اشرف را محکوم کرد و خواستار برخورد انساندوستانه با ۳۴۰۰نفر آنجا شد.
من آنچه را در ابتدا گفتم تکرار میکنم. آنها جنبش مقاومت در برابر استبداد حاکم بر تهران را در تمام اروپا و غرب گسترش میدهند. منتظر چه هستیم؟ این را سریع انجام دهیم. بسیار متشکرم.
تونه کلام، رئیس هیأت استونی در گروه دموکرات مسیحی پارلمان اروپا:
من از دوستان آمریکاییمان بسیار سپاسگزارم برای ارزیابی مشترک مسئولیتمان در برابر این موضوع، زیرا این یکی از تضادهای عمده از سیاستهای بینالمللی است. رژیم ایران بهعنوان یک تهدید عمده برای ثبات و صلح بینالمللی، و همچنین در گسترش تروریسم در سراسر منطقه تلقی میشود. اپوزیسیون اصلی آن را برچسب تروریستی زدهاند و همه فعالیتهای آن را محدود نمودهاند و مخرج مشترک این وضعیت، مماشات است. همان طوری که استرون استیونسون به آن اشاره کرد این سیاست واقعی، این یک دورویی است. به نظر من این یک موقعیت نادری است که مسئولیت را با استراتژی بینالمللی ادغام کنیم زیرا ما باید با مقوله رژیم ایران برخورد کنیم. موقعیتی است که الآن میتوانیم به آن بپردازیم. همان طوری که لسلی کلارک به آن اشاره نمود. دریچه فرصت و زمان انجام کار الآن است زیرا ایران آماده تغییر است. این یک مسأله اخلاقی است زیرا کسانی که بهخاطر آزادی و کرامت انسانی بهپاخواستند برای ما قابل احترام هستند اگر غیر از این بود تا بهحال آنها را سوار کامیون کرده و به زندانهای ایران برده بودند. به نظر من ما میتوانیم یکبار دیگر بهلحاظ اخلاقی جلودار باشیم. من از کنفرانس امروز بسیار خوشنود هستم و به نظر من برای همه ما، اروپا و غرب، برخورد عراق با کمپ اشرف، آزمونی برای دموکراسی و احترام به حقوقبشر است. متشکرم.
ادیت بائر، نماینده پارلمان اروپا از اسلواکی:
خیلی متشکرم. ما مسئولیت داریم. ما مسئولیم، و من از همکارانی که از مسیرهای خیلی دور آمدهاند تا از هدف مشترکمان دفاع کنند و یک تلاش جمعی برای جلوگیری از بحران انسانی در قرارگاه اشرف انجام دهیم (متشکرم). من همانند صدها تن از همکاران دیگرم در پارلمان اروپا از ابتکار آقای استیونسون بهعنوان پیشنهادی ممکن، استقبال میکنیم. این ابتکار همچنین توسط بارونس اشتون مورد استقبال قرار گرفته است. اما من نمیتوانم تصور کنم که اجازه نمیدهند افراد مجروح دسترسی به مراقبتهای پزشکی مناسب را نداشته باشند یا اینکه مسئولان و مجرمین یا دولت عراق با تحقیقات بینالمللی مستقل در رابطه با ارتکاب جرم در ماه آوریل و مه همکاری نمیکنند.
واقعیتهای روی زمین و اطراف کمپ از یک حقیقت انکارناپذیر سخن میگویند: هرگونه نقل مکان اجباری ساکنان منجر به یک فاجعه انسانی بدتر خواهد شد و در نتیجه عملی نیست و نمیتواند راهحل دراز مدتی باشد.
در انتها بهعنوان رئیس گروه همبستگی با زنان برای یک ایران آزاد در پارلمان اروپا من صمیمانه آرزوی راهحل مناسبی را دارم. برای تمام اشرفیان که مانند مشعل امید آزادی هستند، بهویژه ۱۰۰۰ زن شجاع که توسط نیروهای عراقی کشته شدند. متشکرم.
پائولو کازاکا، نماینده پارلمان اروپا ۱۹۹۹ - ۲۰۰۹:
با تشکر زیاد از شما، از شما سپاسگزارم و همچنین از پارلمان اروپا تشکر میکنم که این فرصت را به من داده که بتوانم روی چنین مسأله مهمی صحبت کنم. من میخواهم راجع به دو نکته بر حسب تجربهام با شما صحبت کنم. من هفت بار تا بهحال به عراق سفر کردهام.
آنها همیشه گفتهاند که ما اجازه نخواهیم داد رابطه ما را با سازمانمان قطع کنند و البته هیچوقت اجازه نمیدهند که آنها را جدا کنند. اینها مهمترین کسانی هستند که رژیم ایران سعی در کشتن آنها دارد. تمام ۳۴۰۰تن آنها. این موضع رهبری و تکتک افراد در اشرف است. بله آنجا در دولت عراق تروریستهای زیادی وجود دارند. آقای مالکی و گردان بصره سابقه زیادی در کارهای تروریستی دارند. آنها عوض نشدهاند. آنها به هیچوجه عوض نشدهاند. آنها تروریست هستند. آنها دروغگو هستند. زمانی که آنها راجع به تغییر مکان و جابجایی اشرف صحبت میکنند آنها به هیچوجه قصد جابجایی آنان را ندارند. قصدشان این است که آنها را یکی یکی ببرند و هر بلایی میخواهند سرشان بیاورند. به حرف آنها نمیشود اعتماد کرد. تنها راه کار این است که از طریق سازمان ملل فهماند اگر دست به چنین کارهایی بزنی برایتان خیلی گران تمام میشود. ما در یکطرف قذافی و اسد را داریم و در طرفی دیگر مالکی. مواظب باشید هیچ راه دیگری وجود ندارد. آنها هیچ زبانی را نمیفهمند من از این اطمینان دارم. از دعوت شما متشکرم.
جیم هیگینز:
خیلی متشکرم پائولو
فکر میکنم همکارانمان در پارلمان اروپا و همچنین همکارانمان در سازمان مجاهدین موافق باشند که از میان تمام نشستهایی که داشتهایم این یکی از پرثمرترین آنها بوده است که در آن در رابطه با راه کارهای عملی و قابل اجرا با جزئیات زیاد صحبت شد. نیاز است که سازمان ملل متحد، آمریکا و اتحادیه اروپا در یک جبهه متحد در حمایت از اشرف با هم با این موضوع برخورد کنند. ما باید نام مجاهدین را از لیست حذف کنیم زیرا همانطور که بهوضوح گفته شده است آنها صلحجو و دموکرات هستند و شایسته حمایت تمامعیار ما میباشند. در اینجا همچنین باید قدردانی عمیق خودمان را از دوستان آمریکاییمان ابراز کنیم. حضور شما در اینجا، همبستگی و قضاوت صحیح تان در برخورد با این موضوع عمیقاً مورد احترام و قدردانی ماست. در اینجا بسیار خوشوقتم که از رئیسجمهورمان، خانم مریم رجوی دعوت کنم که در پایان سخنان خود را بیان کنند.
خانم مریم رجوی:
من مایلم تشکر کنم از تمامی دوستان اروپایی و دوستان آمریکاییمان که حمایت خود را از مقاومت ایران و ساکنان اشرف ابراز کردند.
این حمایتها بسیار ارزشمند هستند و من مطمئنم که اگر تلاشهایمان را بهخصوص در این شرایط سرعت ببخشیم موفق خواهیم شد.
همانطور که میدانید بهار کشورهای عربی در حال گسترش است و مردم منطقه خواهان آزادی و دموکراسی هستند، مردم ایران، مردم مصر، مردم تونس، لیبی سوریه و سایر کشورها.
ملاها تهدیدی برای این تحولات هستند و باید برای کمک به خواست مردم ایران و مردم منطقه واکنش نشان داد.
به همین دلیل است که تلاشهای ما در اینجا فقط برای مردم ایران نیست، فقط برای ساکنان اشرف نیست، بلکه برای مردم منطقه و مردم جهان است چرا که رژیم ملاها تهدید صلح و امنیت جهان است.
به همین دلیل است که من مطمئنم که ما به همراه هم موفق خواهیم شد.
بار دیگر از شما تشکر میکنم.
مدودف در کنفرانس گروه هشت: قذافی باید لیبی را ترک کند
یک سری انفجارها امروز، شنبه ۷ خرداد، شهر طرابلس را لرزاند و فشار برای کنارهگیری معمر قذافی، رهبر لیبی، افزایش مییابد. روسیه پیشنهاد میانجیگری برای کنارهگیری معمر قذافی، رهبر لیبی را داده است، با این همه دمیتری مدودف، رئیسجمهوری روسیه، در کنفرانس گروه هشت اعلام کرد که آقای قذافی باید لیبی را ترک کند. روسیه همچنین یک هیأت نمایندگی برای گفتگو با شورای انتقالی، به بنغازی خواهد فرستاد.
برخی از انفجارهای طرابلس نزدیک محل مسکونی قذافی رخ داد؛ اما هدف حملههای هوایی سازمان ناتو دقیقاً مشخص نشده است.
در همین حال نیروهای وفادار به معمر قذافی تلاش تازهیی را برای کنترل مجدد شهر مصراته، که در دست شورشیان است، آغاز کردهاند.
به گزارش خبرگزاری رویترز میان نیروهای هوادار دولت و شورشیان نبرد شدیدی در جریان است.
خبرگزاری فرانسه بهنقل از یکی از فرماندهان ناتو گزارش داد نیروهای قذافی پیرامون شهر را مین گذاری کردهاند.
بامداد روز پنجشنبه البغدادی المحمودی، نخستوزیر لیبی، پیشنهاد آتشبس داد اما موضوع کنارهگیری قذافی را، که خواسته اصلی اپوزیسیون است، منتفی دانست.
همچنین، بریتانیا اعلام کرد بهعنوان بخشی از عملیات نظامی ناتو، چند هلیکوپتر توپدار آپاچی به لیبی اعزام خواهد داشت. فرانسه قبلاً چند هلیکوپتر تهاجمی به لیبی فرستاده است.
بیش از دویست تن از صیادان و لنج داران اسکله جلالی در بوشهر تجمع اعتراضی برگزار کردند
فراخوان به یک راهحل برای ساکنان اشرف در کنفرانس سیاستمداران اروپایی و آمریکایی در پارلمان اروپا در بروکسل
شبکه اردن فلسطین بین العربی : هشدار غربی نسبت به کشتار در اشرف
مرکز اطلاعرسانی جیران : هشدار سیاستمداران اروپایی و آمریکایی نسبت به وقوع یک فاجعه انسانی بزرگتر در اشرف
مرکز اطلاعرسانی جیران نوشت: سیاستمداران اروپایی و آمریکایی طی کنفرانسی در پارلمان اروپا در بروکسل نسبت به وقوع یک فاجعه انسانی بزرگتر از قتلعام هشتم آوریل در قرارگاه اشرف، هشدار دادند… مریم رجوی در سخنرانیش در این کنفرانس از طرح پیشنهادی کمیته روابط پارلمان اروپا با عراق استقبال کرد.. در این طرح بر ضرورت تأمین فوری امنیت ساکنان اشرف تأکید کرده است.
تجمع اعتراضی کارگران کارخانه ریسندگی مهنخ قزوین و کاشان
جمعی از کارگران کارخانه ریسندگی مهنخ قزوین روز سهشنبه در محل این کارخانه تجمع اعتراضی برگزار کردند. کارگران تجمعکننده خواستار پرداخت حقوق عقبافتاده و رسیدگی به وضعیت بازنشستگی خود شدند.
همچنین کارگران شرکت ریسندگی کاشان در روز سوم خرداد با تجمع در مقابل فرمانداری رژیم در این شهر به پرداخت نشدن حقوق عقبافتاده خود اعتراض کردند.
معلم زندانی رسول بداقی به سلول انفرادی منتقل شد
دژخیمان زندان گوهردشت کرج، معلم زندانی رسول بداقی را در پنجمین روز اعتصابغذای خود به سلول انفرادی منتقل کردند. وی در اعتراض به شکنجه طاقتفرسای زندانیان و فشار بر خانواده زندانیان سیاسی از روز یکشنبه اول خردادماه به همراه چند تن دیگر از زندانیان سیاسی دست به اعتصاب غذا زده و اعلام کردهاند تا رسیدن به خواستههای خود به اعتصاب ادامه خواهند داد.
استمرار اعتصاب کارگران تعدادی از کوره پزخانههای بوکان
اعتصاب کارگران تعدادی از کوره پزخانههای بوکان همچنان ادامه دارد.
کارگران کوره پزخانههای منطقه ساروقامیش بوکان که از ۳۱اردیبهشت اعتصاب خود را آغاز کرده بودند، همچنان در اعتصاب بهسر میبرند.
کارگران کوره پزخانههای ساروقامیش بوکان خواستار افزایش دستمزد خود در قبال کارهای جان فرسایی شدند که روزانه به آن مشغول هستند، اما کارفرمایان تاکنون به خواست آنها تن ندادهاند. کارگران اعلام کردهاند، تا رسیدن به خواستههای خود، دست از اعتصاب نخواهند کشید.
صدور حکم محرومیت ۱۲نفر از دانشجویان توسط رژیم آخوندی
عوامل دیکتاتوری آخوندی در دانشگاه بهمنظور اعمال فشار بیشتر به دانشجویان مبارز، حکم محرومیت ۱۲نفر از دانشجویان را صادر کردند.
پیرو دستور کامران دانشجو، وزیر آموزش عالی رژیم، ۱۲نفر از دانشجویان دانشگاه تهران از ادامه تحصیل محروم شدهاند. دانشجویان محروم شده، از دانشکدههای حقوق و ادبیات دانشگاه تهران هستند.
عوامل رژیم اکثر دانشجویانی که در جریان یورش وحشیانه به کوی دانشگاه در مقابل مزدوران رژیم به مقاومت برخاسته بودند، را از کوی اخراج کردهاند و جای آنها را به مزدوران بسیجی و ساندیسی دادهاند.
علاوه بر اینها فضای امنیتی و کنترل بهمنظور ایجاد جو رعب در دانشگاهها شدیدتر شده است و حضور مزدوران امنیتی و حراست در سطح دانشگاه بیش از گذشته به چشم میخورد.
اعتراض کارگران شرکت ریسندگی کاشان و اعتصابغذای نامحدود گروهی از آنان
کارگران شرکت ریسندگی کاشان در روز سوم خرداد با تجمع در مقابل فرمانداری این شهر نسبت به حقوق عقبافتاده خود اعتراض کردند.
این کارگران بهمدت سی ماه حقوق دریافت نکردهاند و تعدادی از کارگران این شرکت ریسندگی دست به اعتصابغذای نامحدود زدهاند. بر اساس این گزارش، تعداد این افراد (اعتصابیون) که به بیش از هفت نفر میرسد، همراه با دیگر کارگران، با برانکار و سرم بهدست در مقابل فرمانداری این شهرستان تجمع کردند.
گفتنی است کاشان که یکی از شهرهای کارگری ایران و از مراکز صنعت نساجی کشور میباشد هرازگاهی شاهد تجمع کارگران بیکار شده این صنعت میباشد.
طی ماههای گذشته، بسیاری از واحدهای تولیدی و خدماتی کشور، بهدلیل عدم پرداخت حقوق کارگران و کارکنان، تصمیم به تعطیلی توسط مسئولان، همچنین شرایط طاقتفرسای کار و همچنین عدم تحقق وعدههای مقامات، شاهد اعتراضات و همزمان برخورد مأموران انتظامی و امنیتی بودهاند.
مجلس اعیان انگلستان از سازمان ملل خواستار جلوگیری از وقوع یک فاجعه انسانی در ”اشرف“ شد
مرکز اطلاعرسانی لبنان الآن نوشت: مجلس اعیان انگلستان از سازمان ملل خواستار جلوگیری از وقوع یک فاجعه انسانی در ”اشرف“ شد
لرد کوربت رئیس ”کمیته پارلمانی برای ایران آزاد“ در مجلس اعیان انگلستان نامهیی به بان کیمون دبیرکل ملل متحد و ناوی پیلای کمیسر عالی حقوقبشر ملل متحد فرستاد و در آن تأکید کرد که ”چنانچه دخالت بینالمللی فوری صورت نگیرد، تهدید وقوع یک فاجعه انسانی وجود دارد در نتیجه ضروری است که سازمان ملل فوراً حفاظت ساکنان اشرف را فراهم کند و یک تیم ناظر دائم در آنجا مستقر نماید“.
Subscribe to:
Posts (Atom)
