براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد
براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد
همميهن عزيز: آدرسهاى جديد سايت سازمان مجاهدين را به اطلاع دوستان و آشنايان خود برسانيد
براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد
http://raha.dnsdojo.org
http://raha.dnsdojo.org
http://azadi.dyndns.ws
http://azadi.dyndns.ws
http://azadi.dynalias.org
http://azadi.dynalias.org
http://azadi.dynalias.net
http://azadi.dynalias.net
http://azadi.dynalias.com
http://azadi.dynalias.com
http://azadi.does-it.net
http://azadi.does-it.net
http://azadi.dnsdojo.com
http://azadi.dnsdojo.com
http://azadi.dnsalias.org
http://azadi.dnsalias.org
http://azadi.dnsalias.net
http://azadi.dnsalias.net
http://azadi.dnsalias.com
http://azadi.dnsalias.com
http://azadi.cechire.com
http://azadi.cechire.com
براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد
هفته همبستگى با اشرف و جوانان بپاخاسته در ميهن
هفته همبستگى با اشرف و جوانان بپاخاسته در ميهن
بازگشايى دانشگاهها و مدارس در امتداد قيامها و شعلهورتركردن آن، يكبار ديگر اركان ولى فقيه درهمشكسته
بازگشايى دانشگاهها و مدارس در امتداد قيامها و شعلهورتركردن آن، يكبار ديگر اركان ولى فقيه درهمشكسته را لزرانتر مىكند
Petitionدرخواست حمايت از همه آزاديخواهان و مدافعين حقوق بشر در جهان - جنايت جديد جنگي در اشرف
ww.gopetition.com/online/31662.html
Online petition - Stop War Crimes in Ashraf
Sign the petition to prevent further massacre of unarmed and defenseless residents of Ashraf .
درخواست حمايت از همه آزاديخواهان و مدافعين حقوق بشر در جهان - جنايت جديد جنگي در اشرف را متوقف كنيد
ww.gopetition.com/online/31662.html
Online petition - Stop War Crimes in Ashraf
Stop War Crimes in Ashraf Petition
شهر پایداری و شرف اشرف
شهر پایداری و شرف اشرف
In support of camp-ashraf Patientsفراخوان به لغو محاصره اشرف و دسترسي آزادانه بيماران به خدمات پزشك
Wednesday, June 8, 2011
گرامی باد خاطره 6 شهید مجاهد خلق، قربانیان انفجار اتوبوس توسط تروریستهای رژیم آخوندی
نوزدهم خرداد یادآور شهادت 6مجاهدخلق، درجریان جنایت تروریستی آدمکشان رژیم آخوندی درسال۱۳۷۸ است که طی آنمزدوران اعزامی رژیم با انفجار اتوبوس شهری حامل مجاهدین، آنان را بهشهادت رساندند. اینجنایت ضدانسانی، یکی از 150عمل تروریستی رژیم آخوندهای حاکم بر ایران بود که از سال۱۳۷۰بهبعد درخاک عراق و علیه رزمندگان آزادی انجام داده است.
انفجار، بمبگذاری و کشتار مردم بیگناه از خصوصیات ذاتی و شیوههای حاکمان جنایتکار حاکم بر میهنمان برای حفظ حاکمیتشان است و آنها در اینزمینه هیچ حد و مرزی نمیشناسند.
جنایت تروریستی آدمکشان اعزامی رژیم آخوندی
چهارشنبه19خرداد ۱۳۷۸ساعت 8 صبح
یکاتوبوس شهری مجاهدین حامل 37 سرنشین بهسمت اشرف در حرکت است ، اتوبوس اندکی پساز خروج از بغداد در شمال شرق این شهر با انفجار یک خودرو حامل 250 کیلوگرم مواد منفجره ازنوع پلاستیک که درکنار خیابان پارک شده بود، هدف سوءقصد تروریستی ازسوی مأموران وزارت اطلاعات و سپاهپاسداران قرار میگیرد.
در نتیجه اینانفجار، شش تن از مجاهدین، شهید و 21تن دیگر مجروح میشوند، همچنین تعدادی از مسافرین اتوبوس دیگری که حامل شهروندان عراقی بودند، و هنگام انفجار از محل حادثه عبور میکرد، جراحتهای مختلفی برداشتند.
در اینعملیات تروریستی، مجاهدخلق فریبا موزرمی، کاندیدای شورای رهبری مجاهدین و مجاهدان شهید بیژن آقازاده نایینی، عباس رفیعی، و اکبر قنبرنژاد دردم بهشهادت رسیدند و چندساعت بعد معصومه گودرزی، کاندیدای شورای رهبری مجاهدین و جواد فتوحی از مجروحان انفجار براثر شدت جراحات وارده بهشهادت میرسند و شمار شهیدان به شش تن افزایش مییابد
وزارت اطلاعات رژیم آخوندی در آنزمان یکسلسله عملیات تروریستی بزرگ را برای ضربهزدن به مجاهدین در عراق طراحی کرده بود. انفجار اتوبوس، اولینعملیات از آنسلسله عملیات بود.
یکی دیگر از اینسلسله عملیات، انتقال چهار موشک شاهین با کلاهکهای 180کیلویی در یککامیون برای شلیک به قرارگاه اشرف بود که نام آن را با دجالگری خاص اینرژیم «یاصاحبالزمان» گذاشته بودند. یکی دیگر از این سلسله جنایات، فرستادن یک کامیون انفجاری به داخل قرارگاه حبیب در حومه شهر بصره بود که نام آنرا هم با دجالگری، کوثر گذاشته بودند. وزارت اطلاعات برای هرکدام از اینعملیات ، از ماهها پیش طراحی کرده بود.
درمورد انفجار اتوبوس هم، تیم شناسایی مزدوران از چندماه قبل در بغداد مستقر شده بود و روی ترددات مجاهدین بهسمت قرارگاه اشرف مراقبت انجام میداد. آنها ساعتها درکنار کیوسکهای کنار جاده مستقر شده و بهدیدبانی رفتوآمد مجاهدین پرداخته بودند. بعداز شناسایی ساعت حرکت اتوبوس مجاهدین و گزارش بهتهران، یکخودرو تککابین سفیدرنگ با نمره کرایه زردرنگ ”۴۹۰۲۸ عراق بغداد“ را از عراق به ایران میبرند. در سمت عقب اینخودرو 250کیلو مواد انفجاری پلاستیکمیگذارند. چون سال قبلازآن، وقتی از 20کیلو مواد انفجاری برای یکخودرو استفاده کرده بودند، طرح آنها مؤثر واقع نشده بود. اینبار 250کیلو را در قسمت بار خودرو کارگذاری میکنند. و روی آنیکورقه بهعنوان کف خودرو نصب میکنند. بعداز تعبیه سیستم بیسیمیکنترل از راه دور و چاشنیها، خودرو را بهعراق میفرستند.
رژیم تروریست آخوندی به جنایت انفجار اتوبوس شهری مجاهدین اکتفا نکرد، و یکروز بعدازآن ، هنگام مراسم تشیع شهیدان در قرارگاه اشرف در ساعت هشت و نیم شب اقدام به شلیکموشک کشتارجمعی اسکاد-بی نمود، موشکها بهفاصله چنددقیقه، یکی در قسمت شمال شرقی قرارگاه و دومی در خارج قرارگاه منفجر شدند و حفرههایی با قطر هشت متر و عمق سه الی چهار متر ایجاد کردند. در ایناقدام تروریستی آسیبی به مجاهدین نرسید ، اما انفجار موشکی که به خارج از قرارگاه، اصابت کرد، باعث جراحتهایی در میان ساکنان روستای مجاور قرارگاه شد.
تصمیم شلیک موشک اسکاد بهقرارگاه اشرف در جلسه شورای عالی امنیت رژیم به ریاست آخوند خاتمی اتخاذ شده و بهتأیید خامنهای هم رسیده بود. و اجرای آنبر عهده یگان موشکی سپاهپاسداران بهسرکردگی پاسدار حسن مقدم واگذار شده بود. پاسدار حسن مقدم سهروز قبلاز شلیک، از تهران بهکرمانشاه رفته و بهپادگان منتظری متعلق به تیپ هفتم الحدید مراجعه کرده بود. موشکهای اسکاد از اینپادگان بهسمت قرارگاه اشرف شلیک شدند.
در شهریورماه همینسال، یعنی 78، در یکسمینار فرماندهان اطلاعات نیروی انتظامی که تحت نام همایش کوثر برگزار گردید، هاشم علوی، معاونت امنیت وزارت اطلاعات، بهصراحت، طراحی عملیات انفجار اتوبوس و شلیک موشک توسط رژیم آخوندی را عنوان میکند.
اظهارات معاون امنیت وزارت اطلاعات، نقل ازنوار مستقیم ضبط شده:
«جهت پاسخ جدی به اقدامات آنها (مجاهدین) و ایجاد روحیه در سیستم امنیتی کشور، خصوصاً وزارت اطلاعات؛ یکی از آنها کیس انفجار اتوبوس بوده که بههرحال من نمیخواهم به جزئیاتش بپردازم که مرحله دوم آنعملیات موشکی بوده که با برادران بزرگوارمان در سپاهپاسداران طراحی کردیم.
کار انفجار از راه دور انجام شده که بهکمک مجموعه بردارانمان در ستاد و در استانها، قویترین ضربهرا در هفت هشت سالاخیر، همینانفجار اتوبوس به سازمان وارد کرد.
ما پیشبینی میکردیم که منافقین برای ایجاد روحیه، بهرغم اینکه از نظر امنیتی میدانستند که خیلی کار بهجایی نیست، قطعاً در جهت بزرگداشت اینمعدومشدگان تجمع جدی داشته باشند. به همیندلیل از همانابتدای کار، با دوستان سپاه طراحی عملیات موشکی را پیریزی کردیم و (سپاه) موشک را برای اینجاهای فرضی ازقبلتعیینشده مستقر کردند.
در آنشرایط (پساز انفجار) تا شروع اقدام موشکی، ما 24ساعت فرصت داشتیم که نیازمند اخذ تأییدات مسئولین درجه یک نظام بودیم که از طریق گردشکاری که توسط دوستان سپاه انجام شد، نظر مثبت مقام معظم رهبری را مطلع شدیم که ارجاع داده بودند به شورای امنیت ملی و بهلطف خدا شورای امنیت ملی با جلسهیی که بههرحال بهرغم محدودیت زمانی شاید جزو نوادر تصمیماتی بوده که با رأی کامل در جهت اینبرخورد ما قدم به پیش گذاشت».
اعتراف مزدوران برونمرزی رژیم بهانفجار اتوبوس مجاهدین
روزنامه وحوش حوزوی رژیم آخوندی بهنام الحوزه:
در مندرجات هیستریک الحوزه، رژیم آخوندی اعتراف به بمبگذاری در اتوبوس حامل 50تن از اعضای مجاهدین در سالهای گذشته کرده است. روزنامه وحوش حوزوی رژیم آخوندی در اینباره نوشته است:
«بهعنوان مثال چندسالپیش یکی از قهرمانان عراقی، اتوبوسی را که حدود 50تن از عناصر اینسازمان تروریستی را منتقل میکرد، در منطقه بوبالشام پشت سیطره الشعب منفجر کرد و ازآنروز، در اینخیابان خودروها حق توقف نداشتند که از ابتدای هلالی بغداد شروع میشد و تا غالبیه ادامه مییافت »...
وحوش حوزه رژیم آخوندی ادامه میدهند: «ما اینها را مینویسیم تا بهدولت عراق یادآوری کنیم که چرا مجاهدین بدون هیچ مانع و یا کنترلی میچرخند و حفاظت از آنها را نیروهای اشغالگر آمریکایی عهدهدار شدهاند؟ و ناراحتکننده ایناست که بودجه ناچیز عراق بایستی هزینههای اینسازمان تروریستی را تأمین کند».
سازمانمجاهدین خلق ایران با ارسال مندرجات الحوزه آخوندی به ارگانهای ذیربط بینالمللی آنرا سند آشکار انجام جنایتهای جنگی توسط فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران و اعمالنفوذ رذیلانه آنبر دولت و وزارتخانههای عراق اعلام کرد و همچنین خواهان رسیدگی بلادرنگ فرماندهی نیروهای چندملیتی در عراق بهتعرضات و جنایتهای حکومت پلید آخوندی گردید. حکومت آخوندی که درمورد فروش معمول سهمیه غذایی بهساکنان اشرف مانند دیگر شهروندان عراقی و اتباع خارجی، دل میسوزاند که مبادا «بودجه ناچیز عراق» صرف هزینههای مجاهدین گردد ، هماندزد بزرگی است که رئیسجمهور برگزیده مقاومت ایران فاش کرد در همان سالهاي اول پس از اشغال عراق، بیشاز 60میلیارددلار نفت عراق را بهسرقت برده است.
روز نوزدهم خرداد سال ۱۳۵۹ – 9ژوئن: چماقداران خمینی به انجمن میثاق حمله کردند
روز نوزدهم خرداد سال 1359 چماقداران خمینی به یک انجمن هواداران مجاهدین در نازیآباد (جنوب تهران) حمله کردند و انجمن و جوانان مجاهد مستقر در آن را به خاک وخون کشیدند.
بهدنبال انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران، جوانان هوادار مجاهدین در محلات فقیرنشین جنوب تهران، اقدام به برپایی انجمنهایی کرده بودند که کار اصلی آنها حمایت از مردم محروم آن مناطق بود. اما خمینی که کمر به نابودی هر چیزی که مارک خودش را نداشت بسته بود، انجمن جوانان میثاق در محله نازیآباد تهران را نیز برنتابید و به تخریب آن توسط چماقداران خود اقدام کرد.
در این حمله وحشیانه، میلیشیای مجاهد خلق ناصر محمدی، توسط پاسداران خمینی بهشهادت رسید.
در همان صحنه، یکی از مادرانی که شاهد این جنایت توسط پاسداران بود، به خبرنگار حاضر در محل حادثه گفت:
«اینها از پشت عکس خمینی به این همه مردم آجر و سنگ میزنند. با هر چه دستشان میآید این برادران را زدند. غرقهبهخون کردند. این دختران را غرقهبهخون کردند. فرزند عزیز و شهید فرق سرش باز شده. آخر نمیدانم چرا سر مردم این چیزها را میآورند؟ آخر این مسلمانی است؟ این اسلام است؟ اسلام گفته اینطوری کنید؟ اینها کم فعالیت کردند؟ 15سال است این سازمان مجاهدین دارد فعالیت میکند. دارد شهید میدهد، دارد زندانی میکشد. دارد شکنجه میشود. حالا این مزد دستشان بود؟»
پیروزی دکتر مصدق در دادگاه لاهه - مروری کوتاه بر مبارزات دکتر محمد مصدق برای ملی کردن صنعت نفت
بهمناسبت 19خرداد، سالروز شرکت دکتر محمد مصدق در دادگاه لاهه، برای اعاده حقوق ملت ایران در مقابل استعمار، مرور کوتاهی داریم بر سرفصلهای مختلف از 1322 تا پیروزی دکتر مصدق در دادگاه لاهه.
دکتر مصدق که در خرداد 1302 بهعنوان نماینده مردم تهران وارد مجلس شده بود، در آبان 1304در نطقی سلطنت رضاخان را ارتجاع و استبداد صرف خواند و از آن پس تا سقوط دیکتاتوری رضاخان در شهریور1320 همواره در زندان و تبعید گذشته بود. تا اینکه در اسفندماه 1322 بنا به اصرار مردم به تهران آمد و نماینده اول مردم تهران شد. اولین اقدام، مقابله با سید ضیاء، مهره دستنشانده انگلیس بود که میخواستند او را بهعنوان یک عنصر ملی مجدداً وارد صحنه کنند. ولی مجلس چهاردهم که اکثریت نمایندگان آن را بلهقربانگویان دوره رضاشاه تشکیل میدادند، سید ضیاء را به نمایندگی پذیرفت. سید ضیاء از اقدامهای میلسپو، که ریاست کل دارایی ایران را بعهده داشت، حمایت میکرد و تهدید میکرد که در صورت استعفای میلسپو کمک غرب بابت قانون وام و اجاره به ایران قطع خواهد شد.
اخراج میلسپو:
از فروردین سال 1323 دکتر مصدق نماینده اول تهران که در مجلس ششم از اغراض سیاسی اولین مأموریت میلسپو به ایران پرده برداشته بود، طی نطقی الغاء اختیارات میلسپو را خواستار شد و صریحاً اعلام داشت که ایرانی خانه خود را خودش باید اداره کند. سرانجام در اثر کوششهای مصدق و یارانش مجلس در دیماه 1323 اختیارات میلسپو را لغو کرد و میلسپو و دستیارانش درحالیکه اقتصاد کشور ما ورشکستهتر شده بود، کشور را ترک کردند.
مذاکره مخفیانه ساعد با استعمار در مورد نفت:
یکی از اهداف غرب سهیم شدن در نفت ایران بود. دولت وقت نیز که نخستوزیر آن ساعد نام داشت، بدون اطلاع مجلس، مذاکراتی با شرکتهای انگلیسی و غربی برای اعطای امتیاز جدید نفت به آنها، انجام داده بود. در شهریور 1323 دولت شوروی نیزهیأتی برای مذاکره راجع به نفت به ایران فرستاد. در این میان حزب توده به پشتیبانی از پیشنهاد شوروی درجلوی مجلس چهاردهم تظاهراتی برپا کرد و فراکسیون حزب توده در مجلس نیز از این پیشنهاد حمایت کرد.
طرح مصدق در مورد نفت ایران:
وقتی پیشنهادات شوروی و غرب و انگلیس برای گرفتن امتیاز نفت مطرح بود، دکتر مصدق در آذرماه 132، طرحی به مجلس برد و استخراج معادن نفت را مستقیما توسط دولت ایران ضروری و لازم شمرد. مصدق همچنین پیشنهاد کرد که با دولت شوروی وارد مذاکره شده و ایران نفت خود را سلففروشی کند. یعنی با سرمایهیی که آن دولت در اختیار ما میگذارد، نفت را استخراج کرده و برای مدتی نفت را به دولت شوروی بفروشیم و برای اداره تأسیسات نفتی، مختصصین اداری را از هموطنان خود ومتخصصین فنی را از کارشناسان بینالمللی استخدام کنیم.
پایان جنگ دوم جهانی:
روز هشتم ماه مه (17اردیبهشت سال 1324)، جنگ جهانی دوم به پایان رسید، ملتهای استعمارزده هم که تاکنون زیر یوغ همین کشورهای پیروز قرار داشتند، دیگر حاضر به قبول استعمار نبودند. فاشیزم هم که نمایندگانش هیتلر و موسولینی بودند، شکست خورده بود. از این رو مردم ستمکشیده مستعمرات، همان سلاحهایی را که درطول جنگ علیه فاشیزم بهکاربرده بودند، بهسوی اربابان سابق خود برگرداندند. مردم کشور ما نیز میخواستند به آزادی واقعی دست یابند. ولی دولت حاکم هنوز دولتی بود که انگلیسیها بر سر کار آورده بودند.
شروع مبارزات مصدق برای ملی کردن نفت:
رژیم شاه طی سال 1326 اقدامها و توطئههایی برای ممنوعیت احزاب و افزایش اختناق ودیکتاتوری انجام داد.
در همین سال دولت، مذاکراتی را با شرکت نفت ایران و انگلیس برای تمدید امتیاز نفت جنوب شروع کرد. انتشار این خبر موجی از اعتراض را در مطبوعات و مجلس بهوجود آورد. رژیم با انواع تقلبات انتخاباتی، مانع از رفتن دکتر مصدق به مجلس شده بود. لذا دکتر مصدق از خارج مجلس به مبارزه آزادیخواهانه و استقلالطلبانه خود و هدایت جنبش ضداستماری مردم ایران ادامه میداد. در مورد مذاکرات دولت با انگلیس در مورد نفت، یکی از نمایندگان مجلس بهنام حسین مکی از دکتر مصدق کسب نظر کرد و نظر او را در جلسه مجلس خواند که در آن دکتر مصدق نمایندگان را به مخالفت با قرارداد جدید و دادن رأی مخالف به دولت فراخوانده بود.
به این ترتیب در اوایل بهمنماه طرح الغاء امتیازنامه نفت جنوب در مجلس شورای ملی تنظیم و به امضای ده نفر از نمایندگان رسید.
درچنین شرایطی که مجلس شورای ملی تحت فشار افکار عمومی و آزادیخواهانی بهویژه دکتر محمد مصدق، به سوی لغو قرارداد استعماری نفت جنوب میرفت، نقشه سوءقصد به محمدرضا پهلوی با توافق سفارت انگلستان در تهران روز 15بهمن 1327به اجرا درآمد. شاه از این ماجرا جان سالم بهدر برد و ضارب بهطرز مشکوکی بلافاصله بهقتل رسید. رژیم شاه همان روز در تهران حکومت نظامی اعلام کرد، اجتماعات را ممنوع و تمام روزنامههای مخالف را توقیف نمود و به دستگیری نویسندگان جراید آزادیخواه و مخالف دولت پرداخت.
یک روز بعد دکتر اقبال، وزیر بهداری، در مجلس حاضر شد و تصمیم دولت مبنی بر انحلال حزب توده را اعلام نمود.
دول تساعد درسایه چنین شرایطی، از مجلسیان مرعوب شده رأی اعتماد گرفت. لایحه محدودکردن مطبوعات و مجازات جرایم مطبوعاتی نیز در مجلس به تصویب رسید. درهمان روزها نیز هیأت نمایندگی شرکت نفت انگلیس و ایران بهریاست گس وارد تهران شد و در اوضاعی که افکار عمومی کمتر متوجه مذاکرات نفت بود، با خاطری آسوده مذاکره با نمایندگان ایران را آغاز کرد.
اعطای اختیار انحلال مجلسین بهشاه:
شاه نیز با استفاده از این ماجرا به بزرگترین آرزوی خود که تغییر قانون اساسی و سلب استقلال مجلس شورای ملی، با اعطای اختیار انحلال مجلس به شاه بود، رسید.
قرارداد گس گلشاییان:
درهمان روزها هیأت نمایندگی شرکت نفت انگلیس و ایران بهریاست گس وارد تهران شد و در فضای اختناقی که ایجاد شده بود، مذاکره با نمایندگان دولت ایران را آغاز کرد تا قرارداد استعماری نفت جنوب را تمدید کند. نتیجه مذاکرات، قرارداد ننگین موسوم به گس گلشاییان (وزیر دارایی و قت) بود. اما با مخالفتهایی که صورت گرفت، این قانون در مجلس بهتصویب نرسید و دوره مجلس پانزدهم بهپایان رسید. در انتخابات دوره شانزدهم مجلس پشتیبانی مردم ازمصدق منجر به بطلان انتخابات قلابی تهران شد و در انتخابات مجدد دکتر مصدق بار دیگر بهعنوان نماینده اول تهران به مجلس راه یافت. اکنون دیگر معلوم بود که با وجود دکتر مصدق و اقلیت متشکلی از نمایندگان، قرارداد الحاقی گس گلشاییان بهتصویب نمیرسد. از اینرو رژیم شاه، با اشاره اربابان خود، سپهبد رزمآرا را به نخستوزیری گماشت تا با اقدامهای مصدق مخالفت کند.
ملی شدن صنعت نفت
:
دکتر مصدق با ورود به مجلس شانزدهم، ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور و احقاق حقوق ملت ایران را هدف اصلی مبارزه ضداستعماری خود قرار داد. او که ریاست کمیسیون نفت در مجلس را نیز داشت، در آذرماه 1329 پس از یک رشته مبارزات روشنگرانه و بحثهای مفصل در مجلس، پیشنهاد ملیشدن صنعت نفت در سراسر کشور را به کمیسیون نفت ارائه کرد. در همین دوران یاران و همراهان مصدق با تشکیل جبهه ملی به حمایت از اهداف آزادیخواهانه و استقلالطلبانه مصدق میپرداختند.
پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت:
این پیشنهاد تحت فشارهای ارتجاعی و استعماری مورد قبول کمیسیون نفت واقع نشد. مردم در سراسر کشور به حمایت از مصدق و طرح ملیشدن نفت پرداختند و با شور و هیجان پیدرپی دست به برپایی تظاهرات گسترده و عمومی زدند. سپهبد رزمآرا که در پست نخستوزیری وظیفه مزدوری خود یعنی دفاع از شرکت نفت انگلیس را بهطرز بسیار رسوایی انجام میداد، روزنامههای ملی را توقیف کرد و یار و یاور صدیق دکتر مصدق، یعنی دکتر فاطمی را بههمراه چند تن از روزنامهنگاران به زندان انداخت.
رزمآرا همچنین محرمانه با شرکت استعماری نفت وارد مذاکره شده بود تا پیشنهاد دیگری برای تامین منافع استعمار تهیه کند.
ملی شدن نفت:
مصدق نیز با هوشیاری تمام، شور و استقبال مردم را به سیل خروشانی بدل ساخت و بلافاصله اصل ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور را به تصویب کمیسیون نفت رساند و ماده واحدهیی را به مجلس برد که بر اساس آن مجلس شورای ملی تصمیم کمیسیون مخصوص نفت را تأیید میکند. مجلس شورای ملی در 24اسفندماه بهاتفاق آرا این ماده را تصویب کرد و مجلس سنا نیز که تحت فشار مصدق و جنبش عظیم مردمی و ترور شدن رزمآرا چارهیی جز عقبنشینی و تسلیم شدن به خواست ملت ایران نداشت، عین ماده مجلس را در تاریخ 2اسفند 1329تصویب کرد.
به این ترتیب جنبش ملیکردن صنعت نفت در سراسر کشور که جنبشی بود اصیل و ملی، به رهبری مصدق کبیر با وجود مجلس و دولتی که اکثریت آن را یاران و مزدوران انگلستان تشکیل میدادند، نه فقط توانست قرارداد الحاقی گس گلشاییان را رد کند، بلکه به گذراندن قانون ملیکردن صنعت نفت در سراسرکشور نیز توفیق یافت. تصویب این قانون پیروزی بزرگی برای ملت ایران بود و موج عظیمی از مسرت و خوشحالی و غرور ملی را در میان مردم ایران برانگیخت.
نخستوزیری مصدق:
روز هفتم اردیبهشت، مجلس شورای ملی به نخستوزیری مصدق اظهارتمایل کرد. ابرازتمایل نمایندگان مترقی مجلس نسبت به نخستوزیری مصدق طبیعی بود. اما هدف مرتجعین و دستنشاندگان در مجلس از موافقت با نخستوزیری مصدق این بود که گمان میکردند مصدق برای آنکه توسط شاه و عوامل استعمار محدود نشود، ای نمقام را قبول نخواهد کرد. بنابراین آنها میتوانند با رد پیشنهاد نخستوزیر یهتوسط خود مصدق، او را از تاثیر بیندازند. در صورت پذیرش نخستوزیری توسط مصدق نیز، آنها مطمئن بودند که با کارشکنیهای خود میتوانند او را وادار به استعفا کنند و آنوقت مصدق از نمایندگی مجلس نیز محروم میشد.
اما مصدق با هوشیاری تمام پیشنهاد نخستوزیری را با قید دو شرط پذیرفت: اول اینکه قانون خلعید ازشرکت نفت ایران و انگلیس به تصویب مجلس برسد. دوم اینکه قانونی در مجلس تصویب شود که اگر مصدق از نخستوزیری برکنار شد، از نمایندگی مجلس محروم نشود. به این ترتیب مرتجعین و عوامل استعمار که درابتدا با نخستوزیری او موافقت کرده بودند، مات شدند و مصدق توانست قانون خلعید از شرکت نفت انگلیس در ایران را در مجلس به تصویب برساند و با دردست داشتن آن قانون، بهعنوان نخستوزیر ایران اهداف ملی خود در مورد صنعت نفت را عملی کند و سرمایه مردم ایران را که سالها بر اثر خیانت رضا شاه و محمدرضا شاه و عوامل استعمار در ایران، به تاراج میرفت، به مردم ایران برگرداند.
اخراج کارکنان و کارشناسان نفتی انگلیس از ایران:
در شهریورماه 1330 دولت انگلیس برای اعمال فشار اقتصادی به ایران از تبدیل ذخایر ارزی ایران دربانکهای لندن جلوگیری کرد و صادرات کالاهای اساسی موردنیاز ایران را ممنوع ساخت. همچنین شرکت استعماری نفت ایران و انگلیس نیز طی اخطاری که درمطبوعات جهان انعکاس یافت، تهدید کرد که خریداران نفت ایران در دادگاه مورد تعقیب قرار خواهند گرفت. همزمان عوامل استعمار نیز در مجلس به انتقاد و جنجال علیه دکتر مصدق و سیاستش پرداخته و خواهان برکناری او شدند. اما دکتر مصدق قاطعانه در برابر همه این تهدیدها و توطئهها ایستاد و در پاسخ توطئههای دولت انگلیس روز 2مهر 1330 دستور اخراج باقیمانده کارکنان و کارشناسان نفتی انگلیس از ایران را صادر کرد. بدین ترتیب با قطع آخرین پیوندهای استعماری ازنفت، برای اولین بار مردم ایران خود مالک ثروت ملی خویش شدند و خود اداره صنعت نفت خود را برعهده گرفتند.
شکایت انگلیس به شورای امنیت:
در پی این اقدام مصدق، دولت انگلیس به شورای امنیت سازمان ملل شکایت کرد و مدعی شد که اقدامهای دکتر مصدق صلح جهانی! را بهخطر انداخته است! شورای امنیت نیز از دولت ایران خواست که نماینده خود را به شورای امنیت بفرستد. دکتر مصدق در پانزدهم مهر 1330 در رأس هیأتی به نیویورک عزیمت کرد و طی نطقی از حقوقملت ایران در برابر استعمار دفاع کرد. بر اثر روشنگریهای دکتر مصدق، این شورا اعلام داشت که موضوع شکایت انگلستان تا اظهارنظر دادگاه لاهه درخصوص صلاحیت خود در امر رسیدگی به اختلاف ایران و انگلیس مسکوت خواهد ماند. این پیروزی بزرگی برای مصدق و شکستی برای انگلستان بود.
دفاع مصدق در دیوان لاهه:
دولت انگلیس همچنان حلقه محاصره اقتصادی را علیه ایران تنگتر ساخته با توقیف کشتیهای نفتی کشورهایی که از ایران نفت خریده بودند، از فروش نفت ایران جلوگیری کرد. انگلیس همچنین برای دومین بار شکایتنامهیی علیه ملیشدن نفت ایران تسلیم دادگاه لاهه کرد. اینبار نیز مصدق بهمنظور اثبات عدم صلاحیت دیوان لاهه، شخصا درجلسات آن شرکت کرد و با ایراد نطق مهمی باعث شد که شکایت انگلیس باردیگر بینتیجه بماند و پیروزی بزرگ دیگری در جهت تثبیت بینالمللی ملیشدن نفت ایران نصیب جنبش ضداستعماری مردم ایران به رهبری مصدق شود.
دکتر مصدق که در خرداد 1302 بهعنوان نماینده مردم تهران وارد مجلس شده بود، در آبان 1304در نطقی سلطنت رضاخان را ارتجاع و استبداد صرف خواند و از آن پس تا سقوط دیکتاتوری رضاخان در شهریور1320 همواره در زندان و تبعید گذشته بود. تا اینکه در اسفندماه 1322 بنا به اصرار مردم به تهران آمد و نماینده اول مردم تهران شد. اولین اقدام، مقابله با سید ضیاء، مهره دستنشانده انگلیس بود که میخواستند او را بهعنوان یک عنصر ملی مجدداً وارد صحنه کنند. ولی مجلس چهاردهم که اکثریت نمایندگان آن را بلهقربانگویان دوره رضاشاه تشکیل میدادند، سید ضیاء را به نمایندگی پذیرفت. سید ضیاء از اقدامهای میلسپو، که ریاست کل دارایی ایران را بعهده داشت، حمایت میکرد و تهدید میکرد که در صورت استعفای میلسپو کمک غرب بابت قانون وام و اجاره به ایران قطع خواهد شد.
اخراج میلسپو:
از فروردین سال 1323 دکتر مصدق نماینده اول تهران که در مجلس ششم از اغراض سیاسی اولین مأموریت میلسپو به ایران پرده برداشته بود، طی نطقی الغاء اختیارات میلسپو را خواستار شد و صریحاً اعلام داشت که ایرانی خانه خود را خودش باید اداره کند. سرانجام در اثر کوششهای مصدق و یارانش مجلس در دیماه 1323 اختیارات میلسپو را لغو کرد و میلسپو و دستیارانش درحالیکه اقتصاد کشور ما ورشکستهتر شده بود، کشور را ترک کردند.
مذاکره مخفیانه ساعد با استعمار در مورد نفت:
یکی از اهداف غرب سهیم شدن در نفت ایران بود. دولت وقت نیز که نخستوزیر آن ساعد نام داشت، بدون اطلاع مجلس، مذاکراتی با شرکتهای انگلیسی و غربی برای اعطای امتیاز جدید نفت به آنها، انجام داده بود. در شهریور 1323 دولت شوروی نیزهیأتی برای مذاکره راجع به نفت به ایران فرستاد. در این میان حزب توده به پشتیبانی از پیشنهاد شوروی درجلوی مجلس چهاردهم تظاهراتی برپا کرد و فراکسیون حزب توده در مجلس نیز از این پیشنهاد حمایت کرد.
طرح مصدق در مورد نفت ایران:
وقتی پیشنهادات شوروی و غرب و انگلیس برای گرفتن امتیاز نفت مطرح بود، دکتر مصدق در آذرماه 132، طرحی به مجلس برد و استخراج معادن نفت را مستقیما توسط دولت ایران ضروری و لازم شمرد. مصدق همچنین پیشنهاد کرد که با دولت شوروی وارد مذاکره شده و ایران نفت خود را سلففروشی کند. یعنی با سرمایهیی که آن دولت در اختیار ما میگذارد، نفت را استخراج کرده و برای مدتی نفت را به دولت شوروی بفروشیم و برای اداره تأسیسات نفتی، مختصصین اداری را از هموطنان خود ومتخصصین فنی را از کارشناسان بینالمللی استخدام کنیم.
پایان جنگ دوم جهانی:
روز هشتم ماه مه (17اردیبهشت سال 1324)، جنگ جهانی دوم به پایان رسید، ملتهای استعمارزده هم که تاکنون زیر یوغ همین کشورهای پیروز قرار داشتند، دیگر حاضر به قبول استعمار نبودند. فاشیزم هم که نمایندگانش هیتلر و موسولینی بودند، شکست خورده بود. از این رو مردم ستمکشیده مستعمرات، همان سلاحهایی را که درطول جنگ علیه فاشیزم بهکاربرده بودند، بهسوی اربابان سابق خود برگرداندند. مردم کشور ما نیز میخواستند به آزادی واقعی دست یابند. ولی دولت حاکم هنوز دولتی بود که انگلیسیها بر سر کار آورده بودند.
شروع مبارزات مصدق برای ملی کردن نفت:
رژیم شاه طی سال 1326 اقدامها و توطئههایی برای ممنوعیت احزاب و افزایش اختناق ودیکتاتوری انجام داد.
در همین سال دولت، مذاکراتی را با شرکت نفت ایران و انگلیس برای تمدید امتیاز نفت جنوب شروع کرد. انتشار این خبر موجی از اعتراض را در مطبوعات و مجلس بهوجود آورد. رژیم با انواع تقلبات انتخاباتی، مانع از رفتن دکتر مصدق به مجلس شده بود. لذا دکتر مصدق از خارج مجلس به مبارزه آزادیخواهانه و استقلالطلبانه خود و هدایت جنبش ضداستماری مردم ایران ادامه میداد. در مورد مذاکرات دولت با انگلیس در مورد نفت، یکی از نمایندگان مجلس بهنام حسین مکی از دکتر مصدق کسب نظر کرد و نظر او را در جلسه مجلس خواند که در آن دکتر مصدق نمایندگان را به مخالفت با قرارداد جدید و دادن رأی مخالف به دولت فراخوانده بود.
به این ترتیب در اوایل بهمنماه طرح الغاء امتیازنامه نفت جنوب در مجلس شورای ملی تنظیم و به امضای ده نفر از نمایندگان رسید.
درچنین شرایطی که مجلس شورای ملی تحت فشار افکار عمومی و آزادیخواهانی بهویژه دکتر محمد مصدق، به سوی لغو قرارداد استعماری نفت جنوب میرفت، نقشه سوءقصد به محمدرضا پهلوی با توافق سفارت انگلستان در تهران روز 15بهمن 1327به اجرا درآمد. شاه از این ماجرا جان سالم بهدر برد و ضارب بهطرز مشکوکی بلافاصله بهقتل رسید. رژیم شاه همان روز در تهران حکومت نظامی اعلام کرد، اجتماعات را ممنوع و تمام روزنامههای مخالف را توقیف نمود و به دستگیری نویسندگان جراید آزادیخواه و مخالف دولت پرداخت.
یک روز بعد دکتر اقبال، وزیر بهداری، در مجلس حاضر شد و تصمیم دولت مبنی بر انحلال حزب توده را اعلام نمود.
دول تساعد درسایه چنین شرایطی، از مجلسیان مرعوب شده رأی اعتماد گرفت. لایحه محدودکردن مطبوعات و مجازات جرایم مطبوعاتی نیز در مجلس به تصویب رسید. درهمان روزها نیز هیأت نمایندگی شرکت نفت انگلیس و ایران بهریاست گس وارد تهران شد و در اوضاعی که افکار عمومی کمتر متوجه مذاکرات نفت بود، با خاطری آسوده مذاکره با نمایندگان ایران را آغاز کرد.
اعطای اختیار انحلال مجلسین بهشاه:
شاه نیز با استفاده از این ماجرا به بزرگترین آرزوی خود که تغییر قانون اساسی و سلب استقلال مجلس شورای ملی، با اعطای اختیار انحلال مجلس به شاه بود، رسید.
قرارداد گس گلشاییان:
درهمان روزها هیأت نمایندگی شرکت نفت انگلیس و ایران بهریاست گس وارد تهران شد و در فضای اختناقی که ایجاد شده بود، مذاکره با نمایندگان دولت ایران را آغاز کرد تا قرارداد استعماری نفت جنوب را تمدید کند. نتیجه مذاکرات، قرارداد ننگین موسوم به گس گلشاییان (وزیر دارایی و قت) بود. اما با مخالفتهایی که صورت گرفت، این قانون در مجلس بهتصویب نرسید و دوره مجلس پانزدهم بهپایان رسید. در انتخابات دوره شانزدهم مجلس پشتیبانی مردم ازمصدق منجر به بطلان انتخابات قلابی تهران شد و در انتخابات مجدد دکتر مصدق بار دیگر بهعنوان نماینده اول تهران به مجلس راه یافت. اکنون دیگر معلوم بود که با وجود دکتر مصدق و اقلیت متشکلی از نمایندگان، قرارداد الحاقی گس گلشاییان بهتصویب نمیرسد. از اینرو رژیم شاه، با اشاره اربابان خود، سپهبد رزمآرا را به نخستوزیری گماشت تا با اقدامهای مصدق مخالفت کند.
ملی شدن صنعت نفت
:
دکتر مصدق با ورود به مجلس شانزدهم، ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور و احقاق حقوق ملت ایران را هدف اصلی مبارزه ضداستعماری خود قرار داد. او که ریاست کمیسیون نفت در مجلس را نیز داشت، در آذرماه 1329 پس از یک رشته مبارزات روشنگرانه و بحثهای مفصل در مجلس، پیشنهاد ملیشدن صنعت نفت در سراسر کشور را به کمیسیون نفت ارائه کرد. در همین دوران یاران و همراهان مصدق با تشکیل جبهه ملی به حمایت از اهداف آزادیخواهانه و استقلالطلبانه مصدق میپرداختند.
پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت:
این پیشنهاد تحت فشارهای ارتجاعی و استعماری مورد قبول کمیسیون نفت واقع نشد. مردم در سراسر کشور به حمایت از مصدق و طرح ملیشدن نفت پرداختند و با شور و هیجان پیدرپی دست به برپایی تظاهرات گسترده و عمومی زدند. سپهبد رزمآرا که در پست نخستوزیری وظیفه مزدوری خود یعنی دفاع از شرکت نفت انگلیس را بهطرز بسیار رسوایی انجام میداد، روزنامههای ملی را توقیف کرد و یار و یاور صدیق دکتر مصدق، یعنی دکتر فاطمی را بههمراه چند تن از روزنامهنگاران به زندان انداخت.
رزمآرا همچنین محرمانه با شرکت استعماری نفت وارد مذاکره شده بود تا پیشنهاد دیگری برای تامین منافع استعمار تهیه کند.
ملی شدن نفت:
مصدق نیز با هوشیاری تمام، شور و استقبال مردم را به سیل خروشانی بدل ساخت و بلافاصله اصل ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور را به تصویب کمیسیون نفت رساند و ماده واحدهیی را به مجلس برد که بر اساس آن مجلس شورای ملی تصمیم کمیسیون مخصوص نفت را تأیید میکند. مجلس شورای ملی در 24اسفندماه بهاتفاق آرا این ماده را تصویب کرد و مجلس سنا نیز که تحت فشار مصدق و جنبش عظیم مردمی و ترور شدن رزمآرا چارهیی جز عقبنشینی و تسلیم شدن به خواست ملت ایران نداشت، عین ماده مجلس را در تاریخ 2اسفند 1329تصویب کرد.
به این ترتیب جنبش ملیکردن صنعت نفت در سراسر کشور که جنبشی بود اصیل و ملی، به رهبری مصدق کبیر با وجود مجلس و دولتی که اکثریت آن را یاران و مزدوران انگلستان تشکیل میدادند، نه فقط توانست قرارداد الحاقی گس گلشاییان را رد کند، بلکه به گذراندن قانون ملیکردن صنعت نفت در سراسرکشور نیز توفیق یافت. تصویب این قانون پیروزی بزرگی برای ملت ایران بود و موج عظیمی از مسرت و خوشحالی و غرور ملی را در میان مردم ایران برانگیخت.
نخستوزیری مصدق:
روز هفتم اردیبهشت، مجلس شورای ملی به نخستوزیری مصدق اظهارتمایل کرد. ابرازتمایل نمایندگان مترقی مجلس نسبت به نخستوزیری مصدق طبیعی بود. اما هدف مرتجعین و دستنشاندگان در مجلس از موافقت با نخستوزیری مصدق این بود که گمان میکردند مصدق برای آنکه توسط شاه و عوامل استعمار محدود نشود، ای نمقام را قبول نخواهد کرد. بنابراین آنها میتوانند با رد پیشنهاد نخستوزیر یهتوسط خود مصدق، او را از تاثیر بیندازند. در صورت پذیرش نخستوزیری توسط مصدق نیز، آنها مطمئن بودند که با کارشکنیهای خود میتوانند او را وادار به استعفا کنند و آنوقت مصدق از نمایندگی مجلس نیز محروم میشد.
اما مصدق با هوشیاری تمام پیشنهاد نخستوزیری را با قید دو شرط پذیرفت: اول اینکه قانون خلعید ازشرکت نفت ایران و انگلیس به تصویب مجلس برسد. دوم اینکه قانونی در مجلس تصویب شود که اگر مصدق از نخستوزیری برکنار شد، از نمایندگی مجلس محروم نشود. به این ترتیب مرتجعین و عوامل استعمار که درابتدا با نخستوزیری او موافقت کرده بودند، مات شدند و مصدق توانست قانون خلعید از شرکت نفت انگلیس در ایران را در مجلس به تصویب برساند و با دردست داشتن آن قانون، بهعنوان نخستوزیر ایران اهداف ملی خود در مورد صنعت نفت را عملی کند و سرمایه مردم ایران را که سالها بر اثر خیانت رضا شاه و محمدرضا شاه و عوامل استعمار در ایران، به تاراج میرفت، به مردم ایران برگرداند.
اخراج کارکنان و کارشناسان نفتی انگلیس از ایران:
در شهریورماه 1330 دولت انگلیس برای اعمال فشار اقتصادی به ایران از تبدیل ذخایر ارزی ایران دربانکهای لندن جلوگیری کرد و صادرات کالاهای اساسی موردنیاز ایران را ممنوع ساخت. همچنین شرکت استعماری نفت ایران و انگلیس نیز طی اخطاری که درمطبوعات جهان انعکاس یافت، تهدید کرد که خریداران نفت ایران در دادگاه مورد تعقیب قرار خواهند گرفت. همزمان عوامل استعمار نیز در مجلس به انتقاد و جنجال علیه دکتر مصدق و سیاستش پرداخته و خواهان برکناری او شدند. اما دکتر مصدق قاطعانه در برابر همه این تهدیدها و توطئهها ایستاد و در پاسخ توطئههای دولت انگلیس روز 2مهر 1330 دستور اخراج باقیمانده کارکنان و کارشناسان نفتی انگلیس از ایران را صادر کرد. بدین ترتیب با قطع آخرین پیوندهای استعماری ازنفت، برای اولین بار مردم ایران خود مالک ثروت ملی خویش شدند و خود اداره صنعت نفت خود را برعهده گرفتند.
شکایت انگلیس به شورای امنیت:
در پی این اقدام مصدق، دولت انگلیس به شورای امنیت سازمان ملل شکایت کرد و مدعی شد که اقدامهای دکتر مصدق صلح جهانی! را بهخطر انداخته است! شورای امنیت نیز از دولت ایران خواست که نماینده خود را به شورای امنیت بفرستد. دکتر مصدق در پانزدهم مهر 1330 در رأس هیأتی به نیویورک عزیمت کرد و طی نطقی از حقوقملت ایران در برابر استعمار دفاع کرد. بر اثر روشنگریهای دکتر مصدق، این شورا اعلام داشت که موضوع شکایت انگلستان تا اظهارنظر دادگاه لاهه درخصوص صلاحیت خود در امر رسیدگی به اختلاف ایران و انگلیس مسکوت خواهد ماند. این پیروزی بزرگی برای مصدق و شکستی برای انگلستان بود.
دفاع مصدق در دیوان لاهه:
دولت انگلیس همچنان حلقه محاصره اقتصادی را علیه ایران تنگتر ساخته با توقیف کشتیهای نفتی کشورهایی که از ایران نفت خریده بودند، از فروش نفت ایران جلوگیری کرد. انگلیس همچنین برای دومین بار شکایتنامهیی علیه ملیشدن نفت ایران تسلیم دادگاه لاهه کرد. اینبار نیز مصدق بهمنظور اثبات عدم صلاحیت دیوان لاهه، شخصا درجلسات آن شرکت کرد و با ایراد نطق مهمی باعث شد که شکایت انگلیس باردیگر بینتیجه بماند و پیروزی بزرگ دیگری در جهت تثبیت بینالمللی ملیشدن نفت ایران نصیب جنبش ضداستعماری مردم ایران به رهبری مصدق شود.
19روز 19خرداد سال 1331 – 9ژوئن: شرکت دکتر مصدق در دیوان بینالمللی لاهه
روز 19خرداد سال 1331 دکتر محمد مصدق دردیوان بینالمللی لاهه حضور یافت و از حقوق ملت ایران برای ملی شدن صنعت نفت دفاع کرد. دولت وقت انگلستان که بهخاطر ملی شدن صنعت نفت با مصدق کینهتوزی میکرد، از ایران به دیوان بینالمللی دادگستری لاهه شکایت برد. هیأت نمایندگی ایران بهریاست دکتر مصدق از نوزدهم خرداد تا دوم تیر برای دفاع ازحق ملت ایران در جلسات دیوان لاهه شرکت کرد و با دفاعیات روشنگرانه و مؤثر، مصدق، پیروزی ایران را تضمین نمود. بهنحوی که حتی قاضی انگلیسی نیز به حقانیت ایران رأی داد.
روز19 خرداد سال 1371 – 9ژوئن: قیام مردم بوکان
روز19 خرداد سال 1371 بیش از 10هزار تن از مردم بوکان علیه رژیم جنایتکار آخوندی دست بهتظاهراتی قهرآمیز زدند. این تظاهرات بهدنبال قتل دو نفر از مردم بوکان بهدست پاسداران جنایکار آغاز شد. طی دو روز مردم این شهردست بهقیام زدند و با نیروهای سرکوبگر ارتجاع درگیر شدند. آنها باشعار مرگ بر خامنهای، مرگ بر رفسنجانی، بهادارات دولتی و دیگر مظاهر حاکمیت آخوندی هجوم بردند ؛ ساختمانهای سازمان تبلیغات اسلامی، بانک سپه، بانک ملی، بانک استان، اداره دخانیات، سازمان تأمین اجتماعی و چندین مؤسسهٌ دیگر دولتی و خودروهای پاسداران سرکوبگر را بهآتش کشیده و در هم کوبیدند. بهدنبال این درگیریها رژیم آخوندی با وارد کردن مزدوران سرکوبگر از دیگر شهرها، اقدام بهتیراندازی بهسوی مردم نمود که منجر بهکشته شدن حداقل 4تن از تظاهر کنندگان و مجروح شدن دهها تن دیگر گردید. مردم دلاور بوکان نیز متقابلاً بهصورت مسلحانه، با پاسداران و مزدوران رژیم درگیر شدند و عدهیی از آنها را بههلاکت رسانده و شماری دیگر را مجروح کردند. خیزش مردم ستمدیده بوکان، بهاثبات رساند که مردم بهچیزی کمتر از نابودی تام و تمام رژیم پلید آخوندی رضایت نمیدهند.
روز نوزدهم خرداد سال 1372 – 9ژوئن: درگذشت ابوالقاسم جنتی عطایی، نویسنده و شاعر ارزنده ایرانی
روز نوزدهم خرداد سال 1372 ابوالقاسم جنتی عطایی نمایشنامه نویس و شاعر ارزنده ایرانی درگذشت. ابوالقاسم جنتی عطایی نویسنده معروف قصههای شب رادیو ایران در دهه 40 و 50 بود که طرفداران بسیاری داشت و علاقمندان، شب را با قصههای رویایی او بهخواب میرفتند.
سازمان خبرنگاران بدون مرز از دولت نوری مالکی خواست از سرکوب تظاهرات مردم عراق خودداری کند
سازمان خبرنگاران بدون مرز از دولت نوری مالکی خواست از سرکوب تظاهرات مردم عراق و خبرنگارانی که به این تظاهرات پوشش میدهند، خودداری کند، بهویژه تظاهرات بزرگی که قرار است جمعه آینده 10ژوئن برگزار شود. سازمان خبرنگاران بدون مرز تصریح کرد که تظاهرات مردم عراق علیه فساد و برای آزادی زندانیان سیاسی است.
این سازمان اعلام کرد: هر اقدامی از سوی نیروهای امنیتی که جلوی خبرنگاران را از انجام کارشان بگیرد، نقض غیرقابلقبول آزادی بیان میباشد.
بیش از۳۰۰شهردار شهرهای بلژیک، شهر اشرف را بهعنوان شهر خواهر اعلام کردند
اعلام شهر اشرف بهعنوان شهرخواهر
بیش از۳۰۰شهر بلژیک از سوی شهرداران اکثر شهرهای بلژیک
حمایت از طرح اروپا برای اشرف
فراخوان شهرداران
به دولت بلژیک
طرح موضوع حفاظت اشرف
در شورای حقوقبشرملل متحد
وشورای وزیران اتحادیه اروپا
سناتور دیرک کلاس عضو هیأترئیسه سنای بلژیک و شهردار روتسلار، دیوید کلارینوال نماینده پارلمان بلژیک از حزب لیبرال و شهردار شهر بیور، پاتریک موریو نماینده پارلمان از حزب سوسیالیست و شهردار شهر شاپل ارلمون با صدور بیانیهیی اعلام کردند:
ما حمایت بیش از ۳۰۰ شهردار بلژیک را از ساکنان اشرف را اعلام کنیم.
این حمایتی ارزشمند از سوی اکثریت شهرداران بلژیک از تمامی شهرهای اصلی در سراسر کشور است که به فشارهای بینالمللی برای تأمین حفاظت اشرف میافزاید.
شهرداران از تصمیم شورای وزیران خارجه اروپا در روز ۲۳ مه (۲خرداد) برای پیدا کردن یک راهحل نهایی و ازطرح اروپا برای اشرف استقبال میکنیم.
در ابتکار اروپا، امنیت ساکنان بهمنظور فراهم کردن شرایطی که بشود به یک راهحل دائمی و مسالمتآمیز دست پیدا کرد، تأکید شده است.
ما از دولت بلژیک میخواهیم تا موضوع حفاظت اشرف را در شورای حقوقبشر سازمان ملل متحد در ژنو و در شورای وزرای خارجه اتحادیه اروپا مطرح کند.
بیانیه
شهرداران بیش از ۳۰۰ شهر بلژیک
در حمایت از اشرف
ما شهرداران بلژیکی شهر اشرف را که خواستههای دموکراتیک مردم ایران را سمبلیزه میکند بهعنوان شهر خواهر خودمان تلقی میکنیم
ما از دبیرکل ملل متحد و نماینده او در عراق میخواهیم ممنوعیت جابجایی اجباری ساکنان اشرف را اعلام کنند و یک تیم ناظر ملل متحد را در اشرف مستقر سازند.
با توجه به قطعنامه ۲۴آوریل ۲۰۰۹ پارلمان اروپا و بیانیه کتبی ۲۵نوامبر پارلمان اروپا درباره شهر اشرف محل استقرار ۳۴۰۰ مخالف ایرانی شامل ۱۰۰۰ زن که افراد حفاظتشده تحت کنوانسیون ۴ ژنو محسوب میشدهاند،
با توجه به بیانیه اکثریت سنای بلژیک در دسامبر ۲۰۱۰
با توجه به اینکه دولت عراق محاصره غیرانسانی شامل محدودیتهای درمانی و پزشکی را بر اشرف تحمیل کرده است،
با توجه به اینکه فشارهای دولت عراق بر اشرف تحت بهانه سازمان مجاهدین در لیست آمریکا صورت میگیرد،
با توجه به حکم دادگاه استیناف آمریکا در ژوییه ۲۰۱۰ که خواستار بازنگری نامگذاری مجاهدین از سوی وزارتخارجه آمریکا شده بود
ما شهرداران بلژیکی شهر اشرف را بهعنوان شهر خواهر خودمان که خواستههای دموکراتیک مردم ایران را سمبلیزه میکند تلقی میکنیم،
ما شهرداران بلژیکی از دبیرکل ملل متحد و نماینده او در عراق و کمیساریای عالی حقوقبشر میخواهیم تا ممنوعیت جابجایی اجباری ساکنان اشرف را اعلام کنند و یک تیم ناظر در اشرف مستقر سازند.
ما از دولت بلژیک میخواهیم تا به سازمان ملل در این رابطه یاری برساند.
ما شهرداران بلژیکی از ایالات متحده آمریکا میخواهیم تا نام سازمان مجاهدین خلق ایران را از لیست خود خارج سازد.
هیأت نمایندگی انگلستان در سازمان ملل متحد: رژیم ایران موشکهای مورد استفاده طالبان را تأمین میکند
هیأت نمایندگی انگلستان در سازمان مللمتحد طی نامهیی به رئیس کمیته نظارت شورای امنیت نوشت: ”رژیم ایران موشکهای مورد استفاده طالبان را تأمین میکند“. در این نامه آمده است: ”مبدأء موشکها در افغانستان ایران بوده است و با اراده و اطلاع رژیم ایران در اختیار طالبان قرار گرفته است“.
آلیستر برت، معاون وزیر امور خارجه انگلستان رژیم ایران را ”متظاهر، دورو و بسیار خطرناک“ خواند. وی با اشاره به ارسال سلاح برای طالبان در افغانستان گفت: رژیم ”ایران از یک طرف مدعی است که میخواهد به جامعه بینالملل بازگردد، و از طرف دیگر، دست به اقدامی میزند که میداند در تضاد با تصمیم جامعه بینالملل است“.
تأکید اوباما و مرکل بر تحریمهای بیشتر علیه رژیم ایران
باراک اوباما رئیسجمهور آمریکا در یک کنفرانس مطبوعاتی با آنگلا مرکل صدراعظم آلمان گفت: ما به توافق رسیدیم که ادامه برنامه هستهیی رژیم ایران و انصراف آن از هر مذاکره با جامعه بینالمللی، باعث نگرانی شدید ماست. ما به توافق رسیدیم که اگر آژانس بینالمللی انرژی اتمی این هفته مجدداً تصمیم بگیرد که رژیم ایران به سرپیچی از انجام تعهدات بینالمللیش، ادامه میدهد، در آن صورت ما چارهیی نداریم جز اینکه قدمهای بیشتری از جمله تحریمهای اضافی برای تشدید فشارها علیه رژیم ایران، برداریم… .
اشغال اشرف- شماره 112 : مالکی گزارش جنایت ۱۹فروردین و اقدامهای سرکوبگرانه علیه اشرف را به نماینده خامنهای تقدیم میکند
بنابر گزارشهای دریافتی از درون رژیم آخوندی، مالکی در روز 14خرداد، در ملاقات با علی محمد سعیدلو، معاون احمدینژاد، رئیسجمهور ارتجاع، بیلانی از خوش خدمتیهای خود علیه مجاهدان اشرف را به او داد تا در بازگشت به ایران در اختیار خامنهای و احمدینژاد قرار دهد.
مالکی به همین منظور از مدتی قبل از سفر سعیدلو به عراق، فاروق الاعرجی، مدیر دفتر نظامی خود؛ محمد سلمان از مقامهای امنیتی دفترش و علی یاسری، رئیس کمیته سرکوب اشرف؛ را مأمور کرده بود تا پرونده مفصلی از جنایت 19فروردین و دیگر اقدامهای سرکوبگرانه و ضدانسانی علیه مجاهدین اشرف آماده کنند. معاون احمدینژاد در این ملاقات دستورات جدید خامنهای را به مالکی داد و خواستار تشدید فشار و کشتار شدیدتر علیه اشرف شد.
بر اساس این گزارشها، مالکی قول داده است که اعضای دفتر خود و کمیته سرکوب اشرف را نسبت به دستورات جدید رژیم توجیه کند و راهکارهای مناسب برای اجرای خواستهای رژیم را با هماهنگی با سفیر رژیم در بغداد آماده کنند.
سعید لو که در این سفر خامنهای را نمایندگی میکرد، دو بار با مالکی ملاقات کرد. وی از جمله نگرانی رژیم را از بنبست و وضعیت بحرانی دولت عراق و احتمال سقوط مالکی ابراز نمود. او تضمین داد رژیم آخوندی با تمام قوا از او حمایت میکند و آماده است بعد از خروج نیروهای آمریکایی، با حضور نظامی و امنیتی بیشتر در عراق مالکی را بر سر کار نگهدارد. وی از مالکی برای دیدار از ایران و امضای توافقنامههای همکاری نظامی و امنیتی با رژیم دعوت کرد.
سفر سعیدلو، یکی از مسافرتهای متعدد سرکردگان رژیم آخوندی به عراق و مسافرتهای بیشمار دست نشاندگان عراقی رژیم به ایران است. یک هدف ثابت این سفرها، تشدید فشار بر ساکنان اشرف است. مقاومت ایران نسبت به اهداف شوم این سفرها و توطئههای جدید رژیم ایران علیه ساکنان اشرف هشدار میدهد و سازمان مللمتحد و آمریکا را به اقدام فوری برای برعهده گرفتن حفاظت اشرف و استقرار دائمی تیم نظارت مللمتحد فرا میخواند.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
18خرداد ۱۳۹۰ (8ژوئن ۲۰۱۱)
عشایر استان الانبار عراق خواستار برگزاری انتخابات زودرس پارلمانی و شورای استانها شدند
باراک اوباما: قذافی باید برود و قدرت را به دست مردم لیبی بدهد
فراخوان جوانان انقلاب عراق به برگزاری تظاهرات بزرگ در همه استانهای کشور
همزمان با پایان مهلت صد روزهای که نوری مالکی برای اجرای اصلاحات سیاسی اعلام کرده بود، جوانان انقلاب عراق به برگزاری تظاهرات بزرگ در همه استانهای کشور فراخوان دادند. آنها نسبت به هرگونه تلاش برای سرکوب تظاهرات هشدار دادند. تلویزیون الرافدین گفت: در پاسخ بهدعوت جوانان انقلاب، تظاهرات بزرگی در منطقه النساف در رمادی مرکز استان الانبار برگزار شد. نیروهای دولتی تحصن جوانان انقلاب در میدان تحریر در بغداد را پراکنده کردند.
Subscribe to:
Posts (Atom)
