گردهمایی ۱۸ژوئن در پاریس

گردهمایی ۱۸ژوئن در پاریس
گردهمایی ۱۸ژوئن در پاریس

پیروزی عدالت و مقاومت در کودتای ننگین ۱۷ژوئن

«در جایی که هنوز یک قطره قانون و یک ذره آزادی و وجدان وجود دارد، تردید نکنید که ما پیروز می‌شویم. مبارزه بر سر حذف یاوه‌ی تروریستی، مبارزه‌ای است با پیروزی محتوم»

اخبار فارسی از سیمای آزادی تلویزیون ملی ايران

اخبار فارسی از سیمای آزادی تلویزیون ملی ايران
اخبار فارسی از سیمای آزادی تلویزیون ملی ايران

To Listen click on the link Below PLZ برنامه زنده رادیو سیمای آزادی

To Listen click on the link Below PLZ برنامه زنده رادیو سیمای آزادی
To Listen click on the link Above PLZ برنامه زنده رادیو سیمای آزادی

مشخصات ماهواره جديد را به دوستان و آشنايان خود بدهيد و در هرجا كه مي توانيد , منتشر كنيد

مشخصات ماهواره جديد را به دوستان و آشنايان خود بدهيد و در هرجا كه مي توانيد , منتشر كنيد
برنامه سيماي آزادي , تلویزیون ملی ایران از اين پس علاوه بر ماهواره تل استار 12 , بر روي ماهواره يوتل ست و هاتبرد ۱۳ نيز پخش مي شود

مشخصات ماهواره جديد را به دوستان و آشنايان خود بدهيد و در هرجا كه مي توانيد , منتشر كنيد

EUROPE – MIDDLE EAST: Hot Bird at 13°E, بصورت M PEG 4 / HD Frequency:11541 MHz, Polarity: Verical, Symbol rate:22.000, FEC: 5/6, Eutelsat E7B ( W3A) at 7.0°E, ت M PEG 2 / SD Frequency:10721 MHz, Polarity: Horizontal, Symbol rate:22.000, FEC: 3/4, تماشای پخش زنده تصویر و صدای سیمای آزادی بر روی اینترنت https://hambastegimeli.com/%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C https://iranntv.com/%D9%BE%D8%AE%D8%B4-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87/

مشخصات ماهواره تل استار 12 ,برنامه سيماي آزادي , تلویزیون ملی ایران

EUROPE – MIDDLE EAST: Telstar 12, 15°W, Frequency: 12589 MHz, Polarity: Vertical, Symbol rate: 4503, FEC: 1/2

نيز پخش مي شود AMERICA - CANADA براى Galaxy 19.برنامه سيماي آزادي بر روي ماهواره

NORTH AMERICA & CANADA, Galaxy 19 at 97.0°W, Frequency: 11867 MHz, Polarity: Vertical, Symbol rate: 22.000, FEC: 2/3, Transponder: 7

قیام تا پیروزی , جنگ صد برابر تا سرنگونی- پیام به جوانان اشرف‌نشان و نیروهای انقلاب دموکراتیک مردم

قیام تا پیروزی , جنگ صد برابر تا سرنگونی- پیام به جوانان اشرف‌نشان و نیروهای انقلاب دموکراتیک مردم
قیام تا پیروزی , جنگ صد برابر تا سرنگونی- پیام به جوانان اشرف‌نشان و نیروهای انقلاب دموکراتیک مردم ایران - مسعود رجوی- ۲۹بهمن ۱۳۸۹

فیلم - خروش بهمن فراخوان به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری - مسعود رجوی ۹بهمن ۱۳۸۹

فیلم - خروش بهمن فراخوان به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری - مسعود رجوی ۹بهمن ۱۳۸۹
- To View the Videos,DOUBLE Click on the Image Above, Wait few seconds,Then Scroll down 1/4 of the page and Choose the Video PLZ- فیلم - خروش بهمن فراخوان به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری - مسعود رجوی ۹بهمن ۱۳۸۹

فراخوان فوری عفو بین الملل برای جلوگیری از اعدام ۷ زندانی سیاسی - TAKE URGENT ACTION IN 3 STEPS! RE

فراخوان فوری عفو بین الملل برای جلوگیری از اعدام ۷ زندانی سیاسی - TAKE URGENT ACTION IN 3 STEPS! RE
فراخوان فوری عفو بین الملل برای جلوگیری از اعدام ۷ زندانی سیاسی - TAKE URGENT ACTION IN 3 STEPS! Mullah's REGIME PLANS TWO MORE POLITICAL EXECUTIONS ANY DAY

خوشا به اين ايستادگي و اين سرفرازي اشرف نشان

خوشا به اين ايستادگي و اين سرفرازي اشرف نشان
من خاک اشرف رازیارت کردم آری - به یاد قهرمان مجاهد خلق علی صارمی

فراخوان خانواده های مجاهدین در واشینگتن تایمز امروز چاپ شد

فراخوان خانواده های مجاهدین در واشینگتن تایمز امروز چاپ شد
فراخوان خانواده های مجاهدین در واشینگتن تایمز امروز چاپ شد

به‌یاد شهدای قهرمان جعفر کاظمی و محمدعلی حاج‌آقایی

به‌یاد شهدای قهرمان جعفر کاظمی و محمدعلی حاج‌آقایی
به‌یاد شهدای قهرمان جعفر کاظمی و محمدعلی حاج‌آقایی

شهادت زندانی سیاسی مجاهد والامقام محسن دکمه‌چی بر اثر محدودیت عمدی از مداوا

شهادت زندانی سیاسی  مجاهد والامقام محسن دکمه‌چی  بر اثر محدودیت عمدی از مداوا
شهادت زندانی سیاسی مجاهد والامقام محسن دکمه‌چی بر اثر محدودیت عمدی از مداوا

شهیدان پاکباز مجاهد خلق در حماسه 19فروردین ۱۳۹۰ - حماسه‌سازان دفاع از آزادی و شرافت ملت ایران - شه

شهیدان پاکباز مجاهد خلق در حماسه 19فروردین ۱۳۹۰  - حماسه‌سازان دفاع از آزادی و شرافت ملت ایران - شه
شهیدان پاکباز مجاهد خلق در حماسه 19فروردین ۱۳۹۰ - حماسه‌سازان دفاع از آزادی و شرافت ملت ایران - شهیدان قهرمان اشرف

خروش اشرف - 17دی 89

خروش اشرف - 17دی 89
خروش اشرف - 17دی 89

فراخوان به لغو محاصره اشرف و دسترسي آزادانه بيماران به خدمات پزشكيInhumane restrictions on Camp Ash

فراخوان به لغو محاصره اشرف و دسترسي آزادانه بيماران به خدمات پزشكيInhumane restrictions on Camp Ash
http://www.gopetition.com/petition/40751.html

شهر پایداری و شرف اشرف

شهر پایداری و شرف اشرف
شهر پایداری و شرف اشرف

In support of camp-ashraf Patients

In support of camp-ashraf Patients
http://www.gopetition.com/petition/40751.html

We Demand the Immediate Release of Arzhang Davoudi! Over Two Months on Hunger Strike!

We Demand the Immediate Release of Arzhang Davoudi! Over Two Months on Hunger Strike!
پتیشن برای نجات جان ارژنگ داوودیWe Demand the Immediate Release of Arzhang Davoudi! Over Two Months on Hunger Strike!

گرامی باد حماسه سرخ بهمن، راهگشای بهاران سبز آزادی

گرامی باد حماسه سرخ بهمن، راهگشای بهاران سبز آزادی
گرامی باد حماسه سرخ بهمن، راهگشای بهاران سبز آزادی

گرا‌می با‌‌د خا‌‌طره‌‌‌‌‌‌‌ تا‌‌بنا‌‌ك 30هزار زند‌ا‌‌نی سیا‌‌سی قتل‌عا‌‌م‌‌شد‌‌ه د‌‌ر سا‌ل67

گرا‌می با‌‌د خا‌‌طره‌‌‌‌‌‌‌ تا‌‌بنا‌‌ك 30هزار زند‌ا‌‌نی سیا‌‌سی قتل‌عا‌‌م‌‌شد‌‌ه د‌‌ر سا‌ل67
گرا‌می با‌‌د خا‌‌طره‌‌‌‌‌‌‌ تا‌‌بنا‌‌ك 30هزار زند‌ا‌‌نی سیا‌‌سی قتل‌عا‌‌م‌‌شد‌‌ه د‌‌ر سا‌ل67

شهر پایداری و شرف اشرف

شهر پایداری و شرف اشرف
شهر پایداری و شرف اشرف

با ياد شهيدان قهرمان و پاکباز شهر پایداری و شرف اشرف وقيام سراسري ايران

با ياد شهيدان قهرمان و پاکباز شهر پایداری و شرف اشرف وقيام سراسري ايران
با ياد شهيدان قهرمان و پاکباز شهر پایداری و شرف اشرف وقيام سراسري ايران

حماسه اشرف ۶ و ۷ مرداد ۸۸ - در ۶ و ۷ مرداد چه گذشت ...

حماسه اشرف ۶ و ۷ مرداد  ۸۸ - در ۶ و ۷ مرداد  چه گذشت ...
حماسه اشرف ۶ و ۷ مرداد ۸۸ - در ۶ و ۷ مرداد چه گذشت ...

بمناسبت بیست و دومین سالگرد حماسه کبیر عقیدتی ، میهنی فروغ جاویدان

بمناسبت بیست و دومین سالگرد حماسه کبیر عقیدتی ، میهنی فروغ جاویدان
بمناسبت بیست و دومین سالگرد حماسه کبیر عقیدتی ، میهنی فروغ جاویدان

استراتژی قیام وسرنگونی, سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور

استراتژی قیام وسرنگونی, سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور
استراتژی قیام وسرنگونی, سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور- مسعود رجوی - 30 دی 1388 To Read , Click on the Blue Image Above, Wait few seconds,Then Scroll down 1/3 of the page PLZ

استراتژی قیام وسرنگونی, سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور- مسعود رجوی - 30 دی 1388

استراتژی قیام وسرنگونی, سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور- مسعود رجوی - 30 دی 1388
استراتژی قیام وسرنگونی, سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور- مسعود رجوی - 30 دی 1388 - To View the Videos,DOUBLE Click on the Image Above, Wait few seconds,Then Scroll down 1/4 of the page and Choose the Video PLZ

درس آتشين چهارشنبهسورى , پيام بهآتشافروزان و نسل قيام , پيش بهسوى بهار آزادى .. - مسعود رجوى -

درس آتشين چهارشنبهسورى , پيام بهآتشافروزان و نسل قيام , پيش بهسوى بهار آزادى .. - مسعود رجوى -
To read, PLZ Click On The Above Imageدرس آتشين چهارشنبهسورى , پيام بهآتشافروزان و نسل قيام , پيش بهسوى بهار آزادى - مسعود رجوى - 25اسفند 88

شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى

شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى
شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى

شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى

شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى
مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند»«مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى

شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى

شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى
مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند»«مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى

شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى

شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى
مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند»«مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى

مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند» «مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى

مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند» «مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى
مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند» «مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى

درزمستان سياه آخوندى در آستانه باز پس گيرى انقلاب به سرقت رفته به پيش.

درزمستان سياه آخوندى در آستانه باز پس گيرى انقلاب به سرقت رفته به پيش.
بهمن سرنگوني - در زمستان‌ سياه آخوندى، با نسيم روحافزاى بهارى و خروش خشم بهمنى توفانى‌ ، در آستانه بازپس گيرى انقلاب به سرقت رفته

مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند» «مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى

مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند» «مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى
مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند» «مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى

براي جلوگيري از كشتار بيشتر ساكنان بي سلاح و بي دفاع اشرف طومار زير را امضاء كنيد

براي جلوگيري از كشتار بيشتر ساكنان بي سلاح و بي دفاع اشرف طومار زير را امضاء كنيد
ww.gopetition.com/online/31662.html Online petition - Stop War Crimes in Ashraf

Sign the petition to prevent further massacre of unarmed and defenseless residents of Ashraf .


با سلام
درخواست حمايت از همه آزاديخواهان و مدافعين حقوق بشر در جهان
جنايت جديد جنگي در اشرف را متوقف كنيد


Sign the petition to prevent further
massacre of unarmed and defenseless
residents of Ashraf.

http://www.gopetition.com/online/31662.html

Online petition - Stop War Crimes in Ashraf

درخواست حمايت از همه آزاديخواهان و مدافعين حقوق بشر در جهان
جنايت جديد جنگي در اشرف را متوقف كنيد
ضمن قدرداني از حمايتهاي شما در دفاع از حقوق ساكنين اشرف پس از حمله مرگبار نيروهاي عراقي به كمپ اشرف در اواخر ماه ژوئيه كه 11 كشته ، 500 مجروح و 36 ساكن ربوده شده در بر داشت ، اخيرا مطلع شديم كه رژيم فاشيست تروريست حاكم بر ايران در صدد است كه كمپ اشرف ، محل استقرار اپوزيسيون دمكراتيك ايران، را نابود و ساكنين آن را بدست دولت عراق كشتار كند.
طرح رژيم جنايت پيشه آخوندي آن طور كه در برخي سايتها و منابع وابسته به رژيم نيز منعكس شده است اين است كه از طريق دولت عراق با حملات مرگبار ساكنين اشرف را به زور جابجا نموده و آنها را به صحراهاي سماوه در جنوب عراق منتقل نمايد و به اين ترتيب راه را براي كشتار ساكنان بيدفاع اشرف فراهم نمايد.
همبستگي همه ايرانيان آزاديخواه در سراسر جهان و تلاشهاي بيدريغ هواداران مقاومت در تمامي كشورها نشان داد كه ميتوان توطئه هاي رژيم آخوندي را به شكستي براي او تبديل نمود. لذا شما را به پيوستن كمپين بين المللي دفاع از اشرف كه دفاع از ايران و ايراني است فرا ميخوانيم
از طرف كمپين دفاع از حقوق ساكنان اشرف ، يك پتيشن در آدرس ذيل گذاشته شده كه خواهان دخالت دبيركل ملل متحد و ارگانهاي مربوطه آن براي اذعان به حقوق ساكنان اشرف و وادار نمودن دولت عراق به رعايت اين حقوق ميباشد:

http://www.gopetition.com/online/31662.html

Online petition - Stop War Crimes in Ashraf

از شما دوستان عزيزم ميخواهم همچنانكه همواره مدافع حقوق بشر و حامي آزاديخواهان بوده ايد، جنايت جنگي جديد رژيم آخوندي را نيز با امضاء اين پتيشن متوقف كنيد و از خانواده, فاميل, دوستان و همكاران خود بخواهيد به اين امر انساندوستانه ملحق شوند و تا آنجا كه برايتان امكان دارد در ارسال و درخواست كمك از سايرين با ما همياري كنيد. مطمئن باشيد هر امضاي شما در نجات جان يك انسان، و جلوگيري از يك جنايت جنگي ديگر بدست جنايتكاران رژيم آخوندي در اشرف موثر است و ما را به پيروزي نهايي يعني آزادي ايران عزيزمان نزديك ميكند.
همچنين بسيار خوشحال خواهيم شد كه در اين مسير ما را با پيشنهادات و ر اهنمايي هاي خود حمايت نماييد

با تشكر و به اميد موفقيت
از طرف كمپين هماهنگ كننده حاميان اشرف




http://www.gopetition.com/online/31662.html

Online petition - Stop War Crimes in Ashraf

پيروزى بزرگ مقاومت ايران مبارك مبارك

پيروزى بزرگ مقاومت ايران مبارك مبارك
پيروزى بزرگ مقاومت ايران مبارك مبارك

درخواست حمايت از همه آزاديخواهان و مدافعين حقوق بشر در جهان - جنايت جديد جنگي در اشرف را متوقف كنيد

با سلام درخواست حمايت از همه آزاديخواهان و مدافعين حقوق بشر در جهان جنايت جديد جنگي در اشرف را متوقف كنيد Sign the petition to prevent further massacre of unarmed and defenseless Online petition - Stop War Crimes in Ashraf ضمن قدرداني از حمايتهاي شما در دفاع از حقوق ساكنين اشرف پس از حمله مرگبار نيروهاي عراقي به كمپ اشرف در اواخر ماه ژوئيه كه 11 كشته ، 500 مجروح و 36 ساكن ربوده شده در بر داشت ، اخيرا مطلع شديم كه رژيم فاشيست تروريست حاكم بر ايران در صدد است كه كمپ اشرف ، محل استقرار اپوزيسيون دمكراتيك ايران، را نابود و ساكنين آن را بدست دولت عراق كشتار كند. طرح رژيم جنايت پيشه آخوندي آن طور كه در برخي سايتها و منابع وابسته به رژيم نيز منعكس شده است اين است كه از طريق دولت عراق با حملات مرگبار ساكنين اشرف را به زور جابجا نموده و آنها را به صحراهاي سماوه در جنوب عراق منتقل نمايد و به اين ترتيب راه را براي كشتار ساكنان بيدفاع اشرف فراهم نمايد. همبستگي همه ايرانيان آزاديخواه در سراسر جهان و تلاشهاي بيدريغ هواداران مقاومت در تمامي كشورها نشان داد كه ميتوان توطئه هاي رژيم آخوندي را به شكستي براي او تبديل نمود. لذا شما را به پيوستن كمپين بين المللي دفاع از اشرف كه دفاع از ايران و ايراني است فرا ميخوانيم از طرف كمپين دفاع از حقوق ساكنان اشرف ، يك پتيشن در آدرس ذيل گذاشته شده كه خواهان دخالت دبيركل ملل متحد و ارگانهاي مربوطه آن براي اذعان به حقوق ساكنان اشرف و وادار نمودن دولت عراق به رعايت اين حقوق ميباشد http://www.gopetition.com/online/31662.html Online petition - Stop War Crimes in Ashraf از شما دوستان عزيزم ميخواهم همچنانكه همواره مدافع حقوق بشر و حامي آزاديخواهان بوده ايد، جنايت جنگي جديد رژيم آخوندي را نيز با امضاء اين پتيشن متوقف كنيد و از خانواده, فاميل, دوستان و همكاران خود بخواهيد به اين امر انساندوستانه ملحق شوند و تا آنجا كه برايتان امكان دارد در ارسال و درخواست كمك از سايرين با ما همياري كنيد. مطمئن باشيد هر امضاي شما در نجات جان يك انسان، و جلوگيري از يك جنايت جنگي ديگر بدست جنايتكاران رژيم آخوندي در اشرف موثر است و ما را به پيروزي نهايي يعني آزادي ايران عزيزمان نزديك ميكند همچنين بسيار خوشحال خواهيم شد كه در اين مسير ما را با پيشنهادات و ر اهنمايي هاي خود حمايت نماييد با تشكر و به اميد موفقيت از طرف كمپين هماهنگ كننده حاميان اشرف Online petition - Stop War Crimes in Ashraf

براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد

براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد
براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد

براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد

همميهن عزيز: آدرسهاى جديد سايت سازمان مجاهدين را به اطلاع دوستان و آشنايان خود برسانيد براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد http://raha.dnsdojo.org http://raha.dnsdojo.org http://azadi.dyndns.ws http://azadi.dyndns.ws http://azadi.dynalias.org http://azadi.dynalias.org http://azadi.dynalias.net http://azadi.dynalias.net http://azadi.dynalias.com http://azadi.dynalias.com http://azadi.does-it.net http://azadi.does-it.net http://azadi.dnsdojo.com http://azadi.dnsdojo.com http://azadi.dnsalias.org http://azadi.dnsalias.org http://azadi.dnsalias.net http://azadi.dnsalias.net http://azadi.dnsalias.com http://azadi.dnsalias.com http://azadi.cechire.com http://azadi.cechire.com

براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد

براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد
همميهن عزيز: آدرسهاى جديد سايت سازمان مجاهدين را به اطلاع دوستان و آشنايان خود برسانيد - براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد

هفته همبستگى با اشرف و جوانان بپاخاسته در ميهن

هفته همبستگى با اشرف و جوانان بپاخاسته در ميهن
هفته همبستگى با اشرف و جوانان بپاخاسته در ميهن

بازگشايى دانشگاهها و مدارس در امتداد قيامها و شعلهورتركردن آن، يكبار ديگر اركان ولى فقيه درهمشكسته

بازگشايى دانشگاهها و مدارس در امتداد قيامها و شعلهورتركردن آن، يكبار ديگر اركان ولى فقيه درهمشكسته
بازگشايى دانشگاهها و مدارس در امتداد قيامها و شعلهورتركردن آن، يكبار ديگر اركان ولى فقيه درهمشكسته را لزرانتر مىكند

Petitionدرخواست حمايت از همه آزاديخواهان و مدافعين حقوق بشر در جهان - جنايت جديد جنگي در اشرف

Bookmark and Share
ww.gopetition.com/online/31662.html Online petition - Stop War Crimes in Ashraf Sign the petition to prevent further massacre of unarmed and defenseless residents of Ashraf . درخواست حمايت از همه آزاديخواهان و مدافعين حقوق بشر در جهان - جنايت جديد جنگي در اشرف را متوقف كنيد ww.gopetition.com/online/31662.html Online petition - Stop War Crimes in Ashraf Stop War Crimes in Ashraf Petition

شهر پایداری و شرف اشرف

شهر پایداری و شرف اشرف
شهر پایداری و شرف اشرف

In support of camp-ashraf Patientsفراخوان به لغو محاصره اشرف و دسترسي آزادانه بيماران به خدمات پزشك

In support of camp-ashraf Patientsفراخوان به لغو محاصره اشرف و دسترسي آزادانه بيماران به خدمات پزشك
فراخوان به لغو محاصره اشرف و دسترسي آزادانه بيماران به خدمات پزشكيInhumane restrictions on Camp Ashraf patients by Iraqi forcess - Nov.12, 2010

Sunday, February 6, 2011

57 كارنامه : خميني از تبعيد تا انقلاب



خمینی در ۱۳آبان ۱۳۴۳ از قم به فرودگاه مهرآباد تهران و از آن جا به ترکیه تبعید شد. تا ۱۳مهر۱۳۴۴ که با پادرمیانی برخی از «علما»ی قم، از ترکیه به نجف فرستاده شد، در شهر بورسا اقامت داشت. مرتضی پسندیده، برادر خمینی، در باره این پادرمیانی می گوید: «من شنیدم که آقای جلیلی کرمانشاهی، که درخدمت آقای شریعتمداری بود، به دولت اطلاع می دهد که صلاح نیست امام در ترکیه باشد و ... باید فکری کرد و ایشان را برگرداند. آنها برگشتن امام را به صلاح نمی دانستند و پس از مذاکراتی که داشتند و با پیراسته، سفیر ایران در بغداد، نیز مشورت کردند. پیراسته صلاح را در این می بیند که آقا را به نجف تبعید کنند» (پابه پای آفتاب، جلد اول، ص۴۲).

خمینی در یک سالی که در ترکیه بود، هیچ پیام و اعلامیه یی علیه رژیم شاه صادر نکرد. این حال در نجف نیز تکرار شد. حتّی، در نامه یی که در ۲۷فروردین ۱۳۴۶، همزمان با جشن تاجگذاری شاه، به هویدا، نخست وزیر وقت، نوشت، نخست، به طور غیرمستقیم به این جشن اشاره کرد: «...جشنهای غیرملی که به نفع شخصی در هر سال، چندین بار، تشکیل میشود و در هر فرصت مصیبتهای جانگذاز برای اسلام و مسلمین و ملت فقیر و پای برهنه ایران به بار میآورد»، سپس، این پرسش را مطرح کرد: «آیا علمای اسلام که حافظ استقلال و تمامیّت کشورهای اسلامی هستند، گناهی جز نصیحت دارند؟ آیا حوزه های علمی غیر از خدمت به اسلام و مسلمین و کشورهای اسلامی نگاهی دارند؟» (صحیفه نور، جلد اول، ص۱۳۶).

او، همانند دیگر «علمای اسلام»، خواهان سرنگونی رژیم شاه نبود بلکه در پی سهمی در همان رژیم بود. به عنوان مثال، در سخنرانیش در روز ۱۸شهریور ۱۳۴۳، گفته بود: «... باید یک وزارت فرهنگی، یک فرهنگ صحیح باشد و فرهنگ هم حقّش است دست ما باشد. خوب ما در این مملکت یک وزارتخانه نداشته باشیم؟ همه وزرا از آمریکاست، خوب، یکی هم از ما. خوب، بدهید این فرهنگ را دست ما. خودمان اداره می کنیم. ما خودمان یک کسی را وزیر فرهنگ می کنیم و اداره می کنیم. اگر از شما بهتر اداره نکنیم، بعد از ۱۰ـ ۱۵سال ما را بیرون کنید. تا یک مدتی دست ما بدهید. وزیر فرهنگ را از ما قرار دهید... وزارت اوقاف می خواهید درست کنید. باید وزارت اوقاف از ما باشد نه این که شما تعیین کنید...» («صحیفه نور»، جلد اول، ص۹۸).

او که تا بهمن ۱۳۴۹، به حاشیه نویسی کتابهای «علما»ی پیشین مشغول بود (مثلاً، کتاب «تحریر الوسیله» را که حاشیهیی است بر رساله «وسیله النّجات» مرجع معروف، سیدابوالحسن اصفهانی، در همین سالهای تبعید نوشت)، وقتی در ۱۹بهمن ۱۳۴۹ قیام سیاهکل رخ داد، به خروش آمد، چرا که وجود مبارزه مسلّحانه را تهدیدی برای ازمیان رفتن پایگاه تفکّر آخوندی و هم تهدیدی برای درهم شکستن رژیم خودکامه یی میدید، که او هرگز اندیشه «براندازی» آن را به ذهنش هم راه نداده بود. آخوند حمید روحانی که در نجف با او بود، در باره واکنش خشم آلود خمینی می نویسد: «در سال ۱۳۴۹ گروهک مارکسیستی و کمونیستی سیاهکل حرکتی کرد که اثر عمیقی بر ملت ایران گذاشت. مردم که از فشار ظلم بیحدّ رژیم جانشان به لب رسیده بود، از این حرکت به وجدآمدند و امیدوار شدند. خطر این بود که نهضت از مسیر راستین خود منحرف شود. در اینجا بود که امام ضربه قاطع خود را وارد کردند و طی نامهیی به اتّحادیه دانشجویان مسلمان خارج کشور نوشتند: ”از حادثه آفرینی استعمار در کشورهای اسلامی، نظیر حادثه سیاهکل... فریب نخورید و اِغفال نشوید» (پابهپای آفتاب، جلد ۳، ص۱۶۳).

او که دربرابر خیزش فداییان، این چنین بی محابا، به میدان آمد و آن را «حادثه آفرینی استعمار» نامید، دربرابر خیزش سازمان مجاهدین، با وجودی که رشد آنان را تهدید جدّی تری برای کاهش رونق بازار دستگاه آخوندی می دید، جراٌت نکرد، سخنی به انکار بگوید. امّا، کلامی هم در تاٌیید آنها نگفت. همان آخوند روحانی دراین باره می نویسد: «...در آن روزها به حدی جوّ به نفع این گروه (سازمان مجاهدین) بود که می توان گفت که کوچکترین انتقادی نسبت به این گروهک با شدیدترین ضربه ها روبه رو می شد. بسیاری از افراد را می شناسم که بر این اعتقاد بودند که دیگر نقش امام در مبارزه و در نهضت به پایان رسیده است و امام با عدم تاٌیید مجاهدین درواقع شکست خود را امضا کرده است. این افراد باور داشتند که امام از صحنه مبارزه کنار رفته اند و زمان آن رسیده است که سازمان مجاهدین خلق نهضت را هدایت کند و انقلاب را به پیش ببرد. واقعاً هم این گروه درمیان مردم پایگاهی به دست آورده بود. امام هم این را می دانستند. هر روز از ایران نامه می رسید مبنی بر این که ”پرستیژ شما پایین آمده. دربین مردم نقش شما در شُرُف فراموش شدن است. مجاهدین خلق دارند جای شما را می گیرند...» (پابه پای آفتاب، جلد۳، ص۱۶۳).

«در شرایطی که همه شخصیتها و بسیاری از بزرگان، هرکدام به نوعی، از پیشگامان مبارزه یی جدید در ایران حمایت و جانبداری می کردند، حضرت امام تشخیص داده بودند که نباید از این مبارزان حمایت کرد تا مبادا، شیفته وار، به اصطلاح خودمان، به دامشان افتاد. این جریان در سالهای پیدایش جنبش مسلّحانه و اوج و شکوفایی فعالیّتهای منافقین بود. این عدّه از طرف شخصیتهای بزرگی در مجامع روحانی و سیاسی ـ مذهبی ایران، که در راٌس آنها آیت الله طالقانی قرار داشتند، حمایت می شدند. این بزرگان، مرحوم آیت الله طالقانی، آیت الله منتظری و حتّی، مرحوم مطهّری، با تعابیر عجیبی، به امام پیغام می دادند و خواهش می کردند که از این حرکتها و این مبارزان حمایت شود. امّا، امام، هم چنان، به نحو چشمگیری به اصول فکری و اعتقادی خود پایبند بودند» (پابه پای آفتاب، جلد۲، ص۳۴).

پس از ضربه خیانت بار سال ۱۳۵۴، که موجودیت تشکیلاتی سازمان مجاهدین را به کلّی از میان برد، خمینی نیز، گستاخ شد و در لفافه به مجاهدین تاخت. وی در مهرماه سال ۱۳۵۶، طی سخنانی در میان شماری از طلّاب نجف، نسبت به «نفوذ افکار التقاطی و برداشتهای غلط از احکام سیاسی ـ عبادی» قرآن و «رواج تفسیرهای التقاطی از اسلام» هشدار داد و گفت: «... حالا یک دسته یی پیداشده که اصل تمام احکام اسلام را می گویند برای این است که یک عدالت اجتماعی پیدا بشود، طبقات ازبین برود. اصلاً، اسلام دیگر چیزی ندارد. توحیدش هم عبارت از توحید در این است که ملتها همه به طورعدالت و به طورتساوی، باهم زندگی بکنند، یعنی، زندگی حیوانی، علی السّواء (به طوربرابر) یک علفی بخورند و علی السّواء با هم زندگی کنند و به هم کار نداشته باشند، همه از یک آخوری بخورند... می گویند... اسلام آمده است که آدم بسازد، یعنی، یک آدمی که طبقه نداشته باشد دیگر؛ همین را بسازد؛ یعنی، حیوان بسازد. اسلام آمده است که انسان بسازد، امّا، انسان بی طبقه» (کوثر، جلد اول، ص۲۸۷).

خمینی که این چنین به آرمان مجاهدین برای دستیابی به عدالت و برابری اجتماعی، «جامعه بی طبقه توحیدی» و نفی بهره کشی انسان از انسان می تازد، در نجف نیز مانند ترکیه، حتی یک بار دربرابر خودکامگیهای لجام گسیخته شاه و ساواک اهریمنیش، سخنی، به آشکار، نگفت و اعلامیه یی صادر نکرد، تا زمانی که به معجزه «سیاست جدید کارتر»، در ایران فضای نیمهبازی پدید آمد و قفل زبانها گشود و تاختن بر خودکامگی شاه و همبستگانش همهگیر شد. خمینی نیز، بسا عقب تر از دیگرِ پای درراهان، بااحتیاط تمام، قدم به میدان مبارزه سیاسی با رژیم خودکامه شاه نهاد.

روز ۱۳ آبان ۱۳۵۵ (۴نوامبر۱۹۷۶م)، جیمی کارتر، از رهبران حزب دموکرات، بهریاست جمهوری آمریکا برگزیده شد. او مساٌله «حقوق بشر» را سرلوحه سیاست خود قرارداد و پیشبرد آن را در کشورهای زیرسلطه، به نفی تدریجی دیکتاتوری حاکم و ایجاد فضای بازسیاسی درجهت رشد نیروها و احزاب نیمهملّی منوط کرد و سیاست دیکتاتورپروری را به بهانه مبارزه با کمونیسم مردود دانست و طی سخنانی در روز ۲۲مه ۱۹۷۷، در این باره گفت: «آمریکا باید ترس از کمونیسم را کناربگذارد و از این پس درصدد گسترش وحشت آفرینی از کمونیسم در جهان برنیاید، چون تعقیب چنین سیاستی پیوسته سبب شده است که آمریکا هر حاکم دیکتاتوری را که در مقابل کمونیسم ایستاده، با آغوش باز بپذیرد. سران ویتنام جنوبی از چنین دیکتاتورها به شمار می روند» (خدمتگزار تخت طاووس، پرویز راجی، ترجمه مهران، ص۷۱).

«سیاست جدید» کارتر از یک سو، به نیروهای نیمه ملی، که گمان میرفت، در ماهیت، با راه و رسم «اردوگاه غرب» همراهی دارند و در چنبره سلطه خارجی باقی خواهند ماند، میدان می داد و از سوی دیگر، دربرابر رشد نیروهای ملی و انقلابی، که خواهان استقلال و آزادی سرزمین خود بودند، سدّ و راهبند پدید می آورد و از گسترش آنها، به یاری همان نیروهای نیمهملی، جلوگیری می کرد.

کارتر شاه را زیر فشار گذاشت که «سیاست حقوق بشر» را در ایران پیاده کند. شاه دربرابر این خواست، عقب ‌نشینی گام ‌به ‌گام را در پیش گرفت. مهمترین گام او در این عقب ‌نشینی، اجازه بازدید نمایندگان صلیب سرخ جهانی از زندانهای ایران در بهار سال ۱۳۵۶ بود.

نامه سرگشاده نویسندگان و روشنفکران

همزمان با سستشدن بندهای اختناق، فعالیتهای مخالفان سیاسی رژیم شاه نیز آغاز شد. مثلاً، در ۲۳خرداد ۱۳۵۶، ۴۰تن از نویسندگان و روشنفکران ایران در نامه سرگشاده یی به نخست وزیر وقت (هویدا)، ضمن محکوم کردن استبداد جاری در جامعه، خواهان برقراری دموکراسی شدند.

خمینی در فضای جدیدی که چهره گشوده بود، فرصت را غنیمت شمرد و در اوایل آذر ۱۳۵۶، به«آقایان علما» پیغام داد تا دیر نشده از فرصت مساعد موجود استفاده کنند: «...امروز فُرجه ‌یی پیدا شده. این فرصت را غنیمت بشمارید... الآن نویسنده‌های احزاب اِشکال می ‌کنند، اعتراض می ‌کنند، نامه می ‌نویسند و امضا می ‌کنند. شما هم بنویسید. چند نفر از آقایان علما امضا کنند... امروز روزی است که باید گفت. اگر بگویید پیش می ‌برد... اشکالات را بنویسید و به خودشان بدهید. مثل چندین نفر که ما دیدیم اشکال کردند و بسیاری حرفها زدند و امضا کردند و کسی کاریشان نکرد» (انقلاب ایران در دو حرکت، مهدی بازرگان، تهران۱۳۶۳، ص۲۶).

در مدتی که عقب نشینی های گام به گام رژیم شاه، ادامه داشت، جوّ سیاسی جامعه هر دم پرتپش تر می شد و شور آزادیخواهی در دانشگاهها و محیطهای روشنفکری کاملاً آشکار بود و سازمانهای پیشتاز مبارزه مسلحانه ـ سازمان چریکهای فدائی و سازمان مجاهدین ـ نبض تپنده جنبشی بودند که روزبه روز حرکتش شتابان تر می شد. حضور امیدبخش و شورآفرین آرمانهای آنها با گذر زمان دامنه گسترده تری می یافت و بیم آن می رفت که میدان دار و صحنه گردان این جنبش نوپدید شود و ادامه این جنبش به آزادی و استقلال ایران بینجامد؛ امری که وقوع آن در همسایگی شوروی و «اردوگاه شرق» برای «اردوگاه غرب» فاجعه آفرین و پذیرش آن ناممکن بود. برای جلوگیری از پدیدآمدن چنین فاجعه جبران ناپذیری بود که رژیم شاه پای خمینی به عرصه جنبش بازکرد و از بیم مرگ به تب راضی شد، چرا که تردیدی نداشت که جنبشی که خمینی پرچمدارش باشد، به سوی «اردوگاه شرق» سمت و سو نخواهدگرفت.

در اجرای چنین رویکردی بود که روزنامه اطلاعات در روز ۱۷ دیماه ۵۶، در مقاله‌یی با عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه»، بهقلم فرد ناشناخته یی به نام احمد رشیدی مطلق (که داریوش همایون، وزیر اطلاعات و جهانگردی دولت جمشید آموزگار، به این روزنامه سپرد و دستور چاپ آن را داد) خمینی را «شاعری عاشق پیشه و عامل استعمار»، «سیّدهندی»، «شهرت ‌طلب و بی ‌اعتقاد»، «ماجراجو و وابسته و سرسپرده به مراکز استعماری» و «عامل واقعه ننگین روز ۱۵خرداد» نامید که در «بلوای شوم ۱۵خرداد»، «خون بی ‌گناهان را ریخت و نشان داد هستند هنوز کسانی که حاضرند خود را صادقانه در اختیار توطئه‌ گران و عناصر ضدّملی بگذارند».

این مقاله توهین آمیز نام خمینی را که تا آن زمان در صحنه فعال جنبش حضور بالفعل نداشت، بر سر زبانها نشاند و راه ورود او را به این صحنه گشود. دو روز پس از انتشار این مقاله (۱۹دیماه)، بازاریان قم در اعتراض به آن، مغازه‌ هایشان را بستند و در تظاهراتی که به همین مناسبت برپاشد، عدّه ‌یی از مردم بی دفاع به دست ماٌموران شهربانی قم کشته شدند. روز ۲۹بهمن، در چهلمین روز کشتار قم، مردم تبریز طی خیزشی قهرمانانه به مراکز حزب رستاخیز، سینماها و بانکها یورش بردند. شیشه‌ های آنها را شکستند و برخی را به آتش کشیدند. در این تظاهرات نیز عدّه ‌یی از مردم کشته یا زخمی شدند.

خیزشهای مردم روزبه روز شعلهورتر می شد و شاه نیز دربرابر این خیزشها، بیوقفه، عقبنشینی می کرد و ناتوانیش را در رویارویی با خیزش عمومی نشان می داد. وقتی کاملاً روشن شد که «شورشها مقدمه انفجاری عظیم است»، گامهای نخستینِ بندوبستهای پنهانی برای مهار اوضاع بحرانی برداشته شد. روز ۱۶ اردیبهشت۵۷ (۶مه ۱۹۷۸)، فرستاده روزنامه «لوموند» با خمینی ـ ‌که تا آن روز «هیچ‌گاه با مطبوعات خارجی مصاحبه به عمل نیاورده بود»‌ـ در نجف دیدار و گفتگو کرد. خمینی در این مصاحبه، ازجمله، گفت: «هیچ ‌گاه در میان مردم مسلمانی که برضدّ شاه درحال مبارزه ‌اند، با عناصر مارکسیست یا افراطی اتّحادی وجود نداشته است... ما حتّی برای سرنگون کردن شاه با مارکسیستها همکاری نخواهیم کرد. من به همه هواداران خود گفته ‌ام که این کار را نکنند... ما با طرزتلقّی آنها مخالفیم. ما می ‌دانیم که آنها از پشت خنجر می زنند» (اسناد و تصاویری از مبارزات خلق مسلمان ایران، جلد اول، مهر ۵۷). وی در این مصاحبه به«غرب» اطمینان‌داد به دامن «بلوک شرق» نخواهد افتاد و با آنها سرسازگاری نخواهد داشت. این امری بود که در دنیای دو قطبی آن دوران بسیار اهمیت داشت.

مسیر ”انتقال منظم”

شاه و گردانندگان سیاست «حقوق بشر» در ایران می کوشیدند تحولات را در مسیر «انتقال منظّم» سوق دهند و از شعله ‌ورشدن خشم مردم جلوگیری کنند. در همین راستا، در روز ۵شهریور ۵۷ به درخواست «یکی از مراجع مهم مذهبی» (کتاب «پاسخ بهتاریخ»، ص۲۵۸)، جمشید آموزگار را (که از ۱۵مرداد۵۶، به جای هویدا به نخست وزیری منصوب شده بود) برکنارکرد و بهجای او شریف امامی، رئیس مجلس سنا و بنیاد پهلوی، را به نخست‌وزیری نشاند. او نیز در همان روز در اعلامیه ‌یی، ضمن تاٌکید بر این که «میهن در خطر است، مردم بپاخیزید»، اعلام کرد: «دولت حاضر... تعظیم به شعائر مذهبی و احترام به جامعه روحانیّت و احکام اسلامی را... پیوسته و در همهٌ امور نَصبُ‌ العین قرار خواهد داد».

شریف امامی برای جلب نظر «علما» و کاستن از دامنه نارضاییهای عمومی، به سه کار «نمایشی» دست زد: تعطیل قمارخانه‌ ها و کازینوها، تغییر سالشمار شاهنشاهی، و حذف پست وزیر مشاور در امور زنان که دولت آموزگار آن را به ‌وجود آورده بود و آخوندها با آن مخالف بودند.

دو روز بعد (۷شهریور) روزنامه اطلاعات، برای نخستین بار عکس خمینی را در صفحه اول خود چاپ کرد و زیر عکس با خط درشت نوشت: «مذاکرات و فرستادن هیاٌت برای بازگشت حضرت آیه‌ الله العظمی خمینی».

عقب نشینیهای رژیم شاه، خشم فروخورده مردم تحت ستم را شعله ورتر و عرصه را برای اوجگیری فعالیتهای «دسته برانداز» آماده تر کرد و شعار «مرگ بر شاه» در سراسر ایران جاری شد. نخستین اوج این شعار، که از حلقوم صدهاهزارتن بیرون می آمد، در راهپیمایی میلیونی روز ۱۶شهریور ۵۷ بود. کشتار وحشیانه مردم به پاخاسته تهران در روز ۱۷شهریور در میدان ژاله، درب هرگونه آشتی جویی را گِل گرفت و از آن پس فریادهای «مرگ بر شاه» به اوجی بسا گسترده تر از پیش رسید.

در این روزها پشتیبانی دولت انگلیس از خمینی و همدستانش روز بهروز بیشتر می‌شد. «استعمار پیر» که از فردای کودتای ۲۸مرداد ۳۲، نفوذ استعماریش را در ایران، به ‌تدریج، ازدست داده بود، می ‌کوشید در هنگامه کشاکشهای مردم و رژیم شاه، باردیگر جای پایی در ایران برای خود بازکند. رادیو بی.بی.سی، به سخنگوی خمینی تبدیل شده بود. روز ۱۰مهر امیرخسرو افشار، وزیر خارجه ایران، در دیداری که در نیویورک با دیوید اوئن، وزیر خارجه انگلیس، داشت، نسبت به برنامههای رادیو بی.بی.سی، که از مخالفان رژیم ایران پشتیبانی می کرد، اعتراض کرد، امّا، اوئن به او «جواب سربالا» داد. در همین روز پرویز راجی. سفیر ایران در انگلیس، در نامه‌ یی خطاب به مدیر کل بی.بی.سی، نوشت: «این ‌طور به نظر می‌رسد که برنامه فارسی رادیو بی.بی.سی، به صورتِ عامل اشاعه نظرات مردی درآمده که آشکارا خواستار شورش همگانی برای سرنگون کردن رژیم قانونی ایران است، تا جایی که تصوّر می‌ رود چنان ‌چه برنامه‌های فارسی بی.بی.سی، وجود نداشت، هرگز تبلیغات خمینی نمی ‌توانست توجه این‌ همه شنونده را بهخود جلب کند» (خدمتگزار تخت طاووس، راجی، ص ۲۷۲).

از هفتههای اول ماه مهر۵۷، اعتراضها و اعتصابها گسترده تر شد. از روز ۱۵ مهر اعتصاب معلمان در اعتراض به اختناق و کشتار آغاز شد. دانشجویان نیز در اعتراض به حضور گارد در دانشگاه کلاسها را تحریم کردند. اعتصاب هواپیمایی ملی، بیمارستانهای دولتی، رادیو و تلویزیون و... نیز آغاز شد. ایران یکپارچه اعتراض و خیزش بود. امّا، واکنش خمینی، منحصر می شد بهچند اعلامیه، که از محل سکونت جدیدش در فرانسه، انتشار میداد و آنها هم سمت و سوی نفی کامل رژیم شاه را، که مردم خواستارش بودند، نداشت. او همچنان از دور دستی بر آتش داشت و در روز ۱۹مهر در جمع دانشجویانی که به دیدارش رفته بودند، به عقب بودنش نسبت به انقلاب مردم به ‌پاخاسته اعتراف کرد و گفت: «الآن همه می ‌گویند ماه شاه را نمی‌ خواهیم. یک بچه هفت ‌هشت ساله، پنج شش ساله، آن که زبان بازکرده، الآن می‌ گوید "مردهباد شاه". این زبان همه است. مملکت ما امروز قیام کرده است و این قیامی است که همه موظّف هستیم به دنبالش برویم تا به نتیجه برسد» (اسناد و تصاویری از مبارزات خلق مسلمان ایران، ص۲۵۲).

در اثر خیزشهای همه گیر، رژیم شاه در آستانه سرنگونی بود. بهگزارش رادیو بی.بی.سی، در روز ۹ آبان ۵۷، شاه به پارسونز، سفیر انگلیس در ایران، گفت: «ما مثل برفی که در آب انداخته باشند، داریم آب می شویم. باید هرچه زودتر چاره یی بیندیشیم... صنعت نفت فلج شده، اعتصابات، کشور را به نابودی می کشاند و هرج و مرج و اغتشاش فراگیر شده است... اگر بحران تا ماه محرّم حل نشود، باید بین تسلیم یعنی خروج از کشور یا توسّل به قوّه قهریّه برای سرکوبی اغتشاش... یکی را انتخاب کند» (غرور و سقوط، آنتونی پارسونز، ترجمه منوچهر راستین، تهران ۱۳۶۳، ص۱۳۳).

۱۳آبان، کشتار دانشگاه

روز ۱۳ آبان، ماٌموران حکومت نظامی در پایان «هفته همبستگی»، به تظاهرات دلیرانه دانشجویان دانشگاه تهران، وحشیانه، یورش بردند. در این یورش، شماری از دانشجویان، درحین جنگ و گریز، کشته شدند. در اخبار شب تلویزیون رژیم، فیلم این کشتار پخش شد و موج مخالفتی عظیم علیه جنایتکاران حاکم برانگیخت.

روز ۱۴ آبان، مردم تهران در اعتراض به کشتار دانشگاه، دهها بانک، سینما و موٌسّسه دولتی را به آتش کشیدند. در همین روز، شاه در برابر فشار «ژنرالها» برای روی کارآوردن یک دولت نظامی تسلیم شد و دولت نظامی ازهای را روی کار آورد. اما، شعله خیزشهای مردم نه تنها فروکش نکرد، بلکه اوج بیشتری گرفت.

گزارش سولیوان

روز ۱۸ آبان سولیوان، سفیر آمریکا در ایران، در گزارشی با عنوان «فکر کردن به آن‌چه فکر نکردنی است»، وضع بحرانی ایران را برای زمامداران آمریکا تشریح کرد. در این گزارش آمده است: «... دیگر تردیدی وجود نداشت که شاه از حمایت افکار عمومی برخوردار نیست و برای ادامه حکومتش فقط به نیروی نظامی متّکی است... در شرایط جدید می بایست موضوع روابط احتمالی آینده بین نظامیان و رهبران مذهبی را مورد توجّه قرار دهیم. خطوط اصلی پیشنهادی من این بود که برای پایان بخشیدن به بحران فعلی و استقرار یک نظم جدید در ایران، بین نیروهای انقلابی و نیروهای مسلّح سازش به ‌وجود آید. برای حُصول چنین سازشی نیز می ‌بایست نه فقط شاه بلکه بسیاری از فرماندهان و افسران ارشد نیروهای مسلّح ایران از صحنه خارج شوند. پس از خروج شاه و افسران ارشد وی از کشور، حُصول توافقی بین نیروهای انقلابی و فرماندهان جوان نیروهای مسلّح بهاین صورت امکان‌پذیر است که آیت اللّه خمینی شخص معتدلی، مانند بازرگان یا میناچی، را به نخست وزیری انتخاب کند و بدین ‌وسیله از رویکارآمدن حکومتی از نوع ناصر ‌ـ قذّافی جلوگیری به عمل آید. حدس من این بود که رهبران مذهبی و شخص آیت‌ اللّه خمینی چنین راه حلی را خواهند پذیرفت زیرا هدف اصلی آنها، که حذف شاه بود، در چارچوب چنین توافقی عملی می‌ شد و درعین حال از یک حمام خون جلوگیری به عمل می ‌آمد و نیروهای مسلّح نیز وظیفه استقرار نظم و قانون را از طرف رژیم جدید به عهده می‌ گرفتند... هرچند این وضع در مقایسه با امتیازاتی که در دوران حکومت شاه از آن برخوردار بودیم چندان خوشایند نبود، امّا، بر پیروزی یک انقلاب خام که به قیمت ازهم ‌پاشیدن نیروهای مسلّح ایران تمام می ‌شد، رُجحان داشت» (ماٌموریت در ایران، سولیوان، ترجمه محمود مشرقی، ص۱۴۴).

کارتر پس از خواندن گزارش سولیوان پیبرد که دیگر نگهداشتن شاه در قدرت امکانپذیر نیست و باید چاره دیگری بیندیشد. از آن پس دستهای پنهان برای پیشبرد سیاسی تازه به جنب و جوش افتاد.

روز ۱۹ آذر (۹ محرّم= تاسوعا) ) راهپیمایی عظیمی در تهران برگزارشد. این راهپیمایی در کنترل رهبرانی بود که از پیش با «دستهای پنهان استعمار» در ارتباط بودند و «توافق» شده بود که برنامه در «چهارچوب از پیش تعیینشده» به اجرا درآید و شعار «مرگ بر شاه» داده نشود. به نوشته ارتشبد قرهباغی، وزیر کشور دولت نظامی ازهاری، «در چند نقطه که گروههایی می خواستند شعارهایی علیه اعلیحضرت بدهند ماٌمورین انتظامیِ راهپیمایی ممانعت کردند... وقتی گروههای راهپیمایی از مقابل سربازخانه ها یا سازمانهای ارتشی عبور می کردند شعارهایی مانند ”برادر ارتشی ـ چرا برادرکشی؟“ را می دادند» (خدمتگزار تخت طاووس، راجی، ص۸۷).

اما روز بعد (عاشورا) تظاهراتی بسیار گسترده تر از تظاهرات روز پیش در تهران برگزار شد. رادیو بی.بی.سی، شمار تظاهرکنندگان را حدود دو میلیون نفر تخمین زد. «در نتیجه توافقی که صورت گرفته بود»، راهپیمایی بدون درگیری پایان پذیرفت. امّا، مردم قهرمان تهران از حکم رهبران سازشکار سرپیچیدند. به نوشته قرهباغی، «اکثر شعارها... عبارات توهین آمیز نسبت به اعلیحضرت بود».

کنفرانس گوادلوپ

در اوج قیام میلیونی مردم، به پیشنهاد ژیسکار دِستن، رئیس جمهوری فرانسه، سران چهار کشور غربی ‌ـ آمریکا، انگلیس،آلمان و فرانسه‌ـ در روز ۱۵دی ۵۷ (۵ژانویه ۱۹۷۹) برای گفتگو و رایزنی درباره بحران ایران، کنفرانس سه ‌روزه‌یی را در جزیره گوادلوپ (از جزایر آنتیل کوچک در آمریکای مرکزی) تشکیل دادند. در این گردهمایی کارتر، کالاهان (نخست وزیر انگلیس)، هِلموت اِشمیت (صدراعظم آلمان) و ژیسکار دستن شرکت داشتند.

پیش از برگزاری این کنفرانس، خمینی در اواخر سال میلادی۱۹۷۸، ابراهیم یزدی را به آمریکا فرستاد تا درباره حکومتی که درپی برقراری آن است، ذهن زمامداران آن کشور را روشن کند. در فرانسه نیز، «یک هفته قبل از کنفرانس، وزارت خارجه فرانسه با صادق قطب ‌زاده ـ‌ که بسیار به خمینی نزدیک بود ‌ـ تماس گرفت. فرانسویها از قطب ‌زاده خواستند برای آنها روشن کند که در صورت پیروزی آیت‌ الله خمینی چه نوع سیاستهایی از جانب ایشان اتّخاذ خواهد شد. قطب‌زاده در زمانی بسیار کوتاه تحلیلی تهیه و برای وزارت امور خارجه فرانسه فرستاد. کمی بعد از سفر رئیس جمهور فرانسه به گوادلوپ، آیت‌ الله خمینی از قطب ‌زاده می‌ خواهد که تحقیق کند آیا رئیس جمهور فرانسه مساٌله ایران را در کنفرانس مطرح خواهد کرد و آیا تحلیل قطب ‌زاده به رئیس جمهور داده شده است؟ قطب ‌زاده تماس گرفت. بهاو پاسخ داده شد که بله، رئیس جمهور مساٌله ایران را در کنفرانس مطرح خواهد کرد و تحلیل قطب ‌زاده را دیده است... تحلیل قطب ‌زاده به ‌قدری رئیس جمهور را تحت‌تاٌثیر قرار داده است که ژیسکار دستن به کارتر توصیه خواهد کرد که با دولت احتمالی جدید تهران، که ریاست معنوی آن با آیت‌ الله خمینی خواهد بود، وارد مذاکره شود» (آخرین تلاشها در آخرین روزها، ابراهیم یزدی، چاپ اول، ص۹۷).

در کنفرانس گوادلوپ، که تا روز ۱۷ دی (۷ ژانویه ۱۹۷۹م) به طول انجامید، پس از گفتگوهای طولانی سرانجام رئیس جمهوری فرانسه کارتر را متقاعد کرد که از حمایت شاه دست بردارد. نتیجه کنفرانس این شد که کارتر به خروج شاه از ایران رضایت داد. پس از کنفرانس، سیاست آمریکا درقبال ایران اعلام شد: «دولت کارتر هرگونه امیدی را برای حفظ قدرت کامل شاه ازدست داده است و درعوض بر حمایت خود از یک دولت غیرنظامی تاٌکید می ‌کند». از آن پس «لحن مقامات و مطبوعات و محافل آمریکا نسبت به ایران تغییر محسوس می ‌کند». در همین راستا، «پس از تماسها و توافقهایی که بین سولیوان و نهضت آزادی (بازرگان) صورت گرفت»، سولیوان بهدولت کارتر پیشنهاد کرد که برای دیدار و مذاکره با خمینی «یک مقام ارشد دولتی را بهپاریس بفرستد» (آخرین تلاشها در آخرین روزها، ابراهیم یزدی، ص۹۹). در ارزیابیهای بعدی دیدار مستقیم بهصلاح دو طرف دانسته نشد و قرار شد تماس غیرمستقیم صورت پذیرد. روز ۱۸ دی، کارتر از طریق نمایندگان ژیسکار دستن، که به دیدار خمینی رفته بودند، پیامی را برای او فرستاد. او در این پیام به خمینی خبرداد که آمریکا پذیرفته است که شاه کنار برود. در این دیدار نمایندگان رئیس جمهوری فرانسه تاٌکید کردند که «انتقال قدرت در ایران باید کنترل شود و با احساس مسئولیتهای سیاسی همراه باشد». خمینی خطاب به آنها گفت: «الآن به من اطلاع دادند که یک کودتای نظامی در شُرُف تکوین است... من کودتا را نه به صلاح ملت می ‌دانم و نه بهصلاح آمریکا... اگر بخواهید آرامش در ایران حاصل شود، راهی جز این نیست که نظام شاهنشاهی که قانونی نیست، کنار برود تا من یک ”شورای انقلاب“ تاٌسیس کنم برای نقل قدرت... خوف آن دارم که اگر کودتای نظامی بشود انفجاری بشود در ایران که کسی نتواند جلو آن را بگیرد. من به شما توصیه می‌ کنم از کودتا جلوگیری کنید». خمینی در همین دیدار از ژیسکار دستن، به خاطر تلاشش برای قبولاندن حذف شاه به کارتر تشکّر کرد و گفت: «از رئیس جمهور که در این کنفرانس از تاٌیید کارتر از شاه مناقشه کرده است، تشکّر می ‌کنم و میل دارم که کارتر را نصیحت کنند که... به این کودتای نظامی تاٌیید نکنند و جلوگیری کنند تا ایران آرامش خود را به دست بیاورد و چرخهای اقتصاد به گردش درآید و در آن وقت است که می ‌شود نفت را بهغرب ... صادر کند». ابراهیم یزدی که خود در این دیدار حضور داشت، نوشت: «نماینده پرزیدنت ژیسکار دستن مجدّداً یادآور شد که این پیغام محرمانه بماند، که امام تاٌکید کردند که محرمانه بودن آن مُحرَز است. به علّت اطلاع خبرنگاران از حضور نمایندگان دولت فرانسه... توافق شد که دوطرف موضوع ملاقات را پیرامون ادامه اقامت در پاریس عنوان نمایند» (آخرین تلاشها در آخرین روزها، ابراهیم یزدی، ص۹۵).

شاپور بختیار

روز ۲۱ دی ۵۷، شاپور بختیار اعضای دولت خود را برای گرفتن راٌی اعتماد به مجلس معرّفی کرد. در همین روز، سایروس ‌ونس، وزیر خارجه آمریکا، اعلام کرد: شاه باید ایران را ترک کند و در غیاب او «شورای سلطنت» تشکیل شود. در همین روز سولیوان، سفیر آمریکا در ایران، از واشینگتن پیامی دریافت کرد مبنی بر این که در اولین فرصت از شاه دیدار کند و به او اطلاع دهد که «دولت ایالات متحده مصلحت شخص او و مصالح کلی ایران را در این می‌ بیند که هرچه زودتر ایران را ترک کند». روز ۲۲ دی، سولیوان، به اتفاق هایزر، با شاه دیدار کرد و پیام واشینگتن را به اطلاع او رساند. در همین روز، خمینی در اعلامیه‌یی خبرداد که شورایی موقت بهنام «شورای انقلاب» تشکیل داده است. خمینی ماٌموریت «شورای انقلاب» را بررسی شرایط تاٌسیس دولت انتقالی و فراهم نمودن مقدّمات اولیّه آن، اعلام کرد. هاشمی رفسنجانی در این باره می نویسد: «حضرت امام آقایان شهید مطهری و شهید بهشتی و موسوی اردبیلی و شهید باهنر و اینجانب هاشمی رفسنجانی را به عنوان هسته اولیه شورای انقلاب تعیین و اجازه داده بودند که افراد دیگر به این پنج نفر اضافه شوند» («خاطرات رفسنجانی»، ج ۱، ص۳۲۰).

روز ۲۶ دی، بختیار از مجلس شورای ملی راٌی اعتماد گرفت. در همین روز، شاه و همسرش فرح، با چشمان اشکبار، با یک هواپیمای اختصاصی، که شاه شخصاً آن را هدایت می ‌کرد، از فرودگاه مهرآباد تهران عازم مصر شدند. شاه قبل از حرکت از ارتشبد قره ‌باغی، رئیس ستاد ارتش، خواست که سران ارتش را از دست زدن به کودتا بازدارد. پس از خروج شاه، ایران یکپارچه، شور و شادی شد و مردم در خیابانها به رقص و پایکوبی پرداختند و در بسیاری از شهرها مجسّمه های شاه را پایین کشیدند.

پس از خروج شاه دستهای پنهان برای هموارکردن راه «انتقال منظم قدرت» فعال تر به کارافتاد. به نوشته ابراهیم یزدی، بهشتی در روز ۲۷دی در یک مکالمه با خمینی، تاٌکید کرد که تماس با سران نظامی را «به طور قطع، مفید و عدم تماس را مضرّ می ‌دانم». خمینی ضمن موافقت، گفت: «تماس بگیرید، دلگرم کنید، اطمینان بدهید که حال ارتشیها خوب خواهد شد». یزدی می ‌نویسد: «تاکتیک رهبری در آن مرحله عبارت بود از برقراری تماس با هردو طرف، یعنی، هم بختیار و هم با سران ارتش» (آخرین تلاشها در آخرین روزها، ابراهیم یزدی، ص ۱۳۹).

رفسنجانی هم در خاطراتش در این باره می نویسد: «آن روزها با ما از طرف رژیم شاه مذاکره می شد. نماینده رژیم تیمسار سپهبد مقدم (رئیس ساواک) بود و یک جلسه هم پیش از سفر آقای مطهری به پاریس آمد منزل ایشان و با او گفتگو کردیم. گفتگوی مهمی است... محور اصلی آن گفتگو بیشتر این بود که ما را قانع کنند که رژیم آمادگی دارد که همه خواستهای امام را بپذیرد...» (خاطرات هاشمی رفسنجانی، جلد اول، ص۳۲۷).

روز ۲۹ دی، بهمناسبت «اربعین حسینی» بیش از دو میلیون نفر در تهران راهپیمایی کردند. کیهان با خط درشت در صفحه اول خود از آن بهعنوان «عظیم ترین راهپیمایی مذهبی و سیاسی تاریخ» یادکرد. راهپیمایان در قطعنامه راهپیمایی ضمن مردود شمردن «رژیم ارتجاعی شاهنشاهی»، «غیرقانونی» دانستن «سلطنت خاندان پهلوی»، به رسمیّت نشناختن دولت بختیار، خواستار برقراری «جمهوری آزاد اسلامی» شدند.

روز ۳۰ دی ۱۶۲ زندانی سیاسی از زندان قصر آزاد شدند. مسعود رجوی و موسی خیابانی (پس از ۷سال اسارت در زندانهای شاه) جزء آزادشدگان بودند. هزاران نفر دربرابر درب زندان از زندانیان آزادشده استقبال پرشوری به عمل آوردند.

ورود خمینی به ایران

روز ۱۲ بهمن خمینی در میان استقبال پرشور چند میلیون استقبالکننده وارد تهران شد. روزنامه ها آن را «بزرگترین استقبال تاریخ» یاد کردند. کیهان طول جمعیّت استقبالکننده را ۳۳کیلومتر تخمین زد.

خمینی در روز ۱۴ بهمن در یک مصاحبه مطبوعاتی در پاسخ به این پرسش که «آیا تا به حال تماسی با رهبران ارتش داشته‌ اید؟» گفت: «تماس فی‌ الجمله بوده است. اگر مقتضی بدانیم بازهم تماس حاصل می‌ کنیم. ملّت از آنها و آنها از ملّت هستند» (کیهان، ۱۴بهمن۵۷).

روز ۱۶ بهمن خمینی در یک کنفرانس مطبوعاتی مهندس مهدی بازرگان را به نخست‌وزیری منصوب کرد و مراسم آن از تلویزیون پخش شد.

به گفته عباس امیرانتظام، مشاور مهندس بازرگان در دولت موقت، بازرگان و موسوی اردبیلی در روز ۲۰بهمن، در منزل فریدون سحابی با سولیوان، سفیر آمریکا در ایران، دیدار کرده و درباره راههای انتقال مسالمت ‌آمیز قدرت دولتی گفتگو کردند (روزنامه میزان، ۱۵فروردین۱۳۵۸). همزمان با این گفتگوهای پنهانی و دور از چشم مردم برای انتقال آرام قدرت و جلوگیری از به هم ریختگی ارتش، پرسنل نیروی هوایی در پایگاه دوشانتپه ـ مرکز فرماندهی نیروی هوایی ـ در حدود نیمه شب ۲۰بهمن، با دیدن مراسم فیلم بازگشت خمینی، که از تلویزیون پخش میشد، با دادن شعار به ابراز احساسات پرداختند. ماٌموران گارد شاهنشاهی برای خاموشکردن احساسات به هیجانآمده پرسنل، با آنها درگیر شدند و کار به تیراندازی کشید. پرسنل برای مقابله درب اسلحه خانه را شکسته و مسلّح شدند. درگیری خونین تا فردای آن شب ادامه یافت. روز ۲۱ بهمن، در خیابانهای اطراف محل درگیری، تظاهرات گسترده یی از سوی مردم به طرفداری از پرسنل نیروی هوایی برگزارشد. در همین روز، بختیار در مصاحبه با روزنامه اطلاعات اعلام کرد: «منزل آیتاللّه خمینی به شدّت مراقبت می‌ شود و هیچ‌ کس مزاحم ایشان نشده است... من برای مذاکره آماده هستم. ما نباید با خشونت دربرابر مردم بایستیم بلکه باید به مخالفین خود به صورت برادر نگاه کنیم». در همین روز، برخی از سران نظامی مانند سپهبد ربیعی (فرمانده نیروی هوایی)، سپهبد مقدّم (رئیس ساواک)، سرلشکر مولوی (رئیس پلیس تهران)، سرلشکر نشاط (فرمانده گارد جاویدان)، همبستگی خود را با جنبش مردم به«کمیته امام» اطّلاع دادند. همزمان با همبستگی سران نظامی با خمینی، در تهاجم دهها هزارتن از مردم قهرمان تهران به مرکز ستاد مشترک ارتش، ۲۶تن از اعضای ارشد هیاٌت مستشاری آمریکا در ایران به محاصره درآمدند. بهشتی و ابراهیم یزدی، پس از اطلاع از این موضوع، به صحنه آمدند و برای نجات محاصره ‌شدگان در میان دوطرف درگیری آتش ‌بس برقرار کردند. رئیس مستشاران آمریکایی از زیرزمین ساختمان ستاد ارتش این خبر را تلفنی به سولیوان اطلاع داد: «ما اطلاع یافتیم که آتش‌بس در اطراف ستاد کل برقرار شده و نه فقط ابراهیم یزدی که با ما تماس داشت، بلکه آیت ‌اللّه بهشتی هم در صحنه حاضر شده و برای رهایی پرسنل ما از مخمصه کمک کردند». سولیوان در این باره نوشت: «ساعت ۵صبح روز بعد افراد ما با وسائط نقلیه نظامی، درحالی که آیت ‌اللّه بهشتی و یزدی شخصاً آنها را همراهی می ‌کردند، وارد محوّطه سفارت شدند. چارلی ناس (معاون سولیوان) از بهشتی و یزدی به‌ واسطه کمک و همراهی برای نجات اَتباع آمریکایی تشکّر کرد و آنها هم متقابلاً از گرفتاری و ناراحتی ‌یی که برای افراد ما ایجاد شده بود، عذرخواهی کردند» (ماٌموریت در ایران، سولیوان، ترجمه محمود مشرقی، ص۱۷۸).

در شامگاه ۲۱بهمن، فرمانداری نظامی «با توجّه به اعلامیه هایی از آیات عِظام که در آن برای جلوگیری از خونریزی مسائلی را مطرح نموده اند... به کلیه یکانها و عناصر انتظامی دستور داده است که شبانه، ضمن حفظ نقاط حساس، به یکانهای مربوطه مراجعت نمایند» (اطّلاعات، ۲۲بهمن).

روز ۲۲ بهمن، به‌ رغم بندوبستهای پشت پرده خمینی و همدستانش با عوامل «شیطان بزرگ»، شور و خروش مردم برای ازهم ‌گسستن شیرازه نظام شاهنشاهی، هم ‌چنان ادامه یافت. در آن روز، شهر تهران در آتش می ‌سوخت. مرکز شهربانی کل به دست مردم به آتش کشیده شد. کلانتریها، یکی پس از دیگری، تسلیم شدند. پادگان عباس‌آباد، بدون مقاومت تسلیم شد. صدای صفیر گلوله ‌ها لحظه ‌یی خاموش نمی ‌شد. در همین روز، علیقلی اردلان، وزیر دربار، «مراتب همبستگی کارکنان دربار را به کمیته امام خمینی» اطلاع داد. نمایندگان مجلس شورا و سنا پیوستگی خود را به جنبش مردم اعلام کردند. جواد سعید، رئیس مجلس شورا و عضو «شورای سلطنت»، از هر دو سِمَت استعفا داد. او در استعفانامه خود نوشت: «اکثریّت قاطع نمایندگان مجلس شورای ملی همبستگی خود را با انقلاب بزرگ ایران تحت رهبری حضرت آیت الله العظمی خمینی اعلام می دارند و معتقدندکه دولت آقای بختیار باید تسلیم خواست ملت ایران گردد، درغیراینصورت، مجلس شورای ملی به وظایف قانونی خود درجهت خواست ملت ایران اقدام خواهد کرد». مجلس سنا نیز در اطلاعیه یی انحلال خود را اعلام کرد.

«شورای فرماندهان ارتش» به ریاست ارتشبد قره باغی و با شرکت ۲۶تن از فرماندهان، معاونان، رئیسان و مسئولان سازمانهای نیروهای مسلّح شاهنشاهی، جلسه یی تشکیل داد. شرکت کنندگان پس از بررسی اوضاع بحرانی و فلاکتبار ارتش، شهربانی و ساواک، بر این نکته همراٌی شدند که ارتش «بی طرفی» خود را اعلام کند. در صورت جلسه یی که به اتّفاق آرا تصویب شد، آمده بود: «... با توجّه به تحوّلات اخیر کشور، شورای عالی ارتش در راٌس ساعت ده و نیم روز ۲۲بهمن ۵۷ تشکیل و به اتّفاق آرا تصمیم گرفته شد که برای جلوگیری از هرج و مرج و خونریزی شدید، بی طرفی خود را در مناقشات سیاسی فعلی اعلام [کند]، و به یکانهای نظامی دستور داده شد که به پادگانهای خود مراجعت نمایند. ارتش ایران همیشه پشتیبان ملت شریف و نجیب و میهن پرست ایران بوده و خواهد بود». این اعلامیه در ساعت یک بعد از ظهر از رادیو ایران پخش شد.

پس از اعلام بی طرفی ارتش درگیریها فروکش کرد و نبرد دو روزه پرسنل نیروی هوایی و مردم دلیر تهران با سرسپردگان رژیم شاه به پایان رسید. بسیاری از سران و ایادی رژیم مانند ارتشبد نصیری، سپهبد رحیمی، سالارجاف (نماینده پاوه در مجلس و از عوامل سرکوبی مردم آن ناحیه)، سرلشکر پرویز امینی افشار (رئیس اداره دوم ستاد ارتش) و... به دست مردم افتادند و به اقامتگاه خمینی برده شدند. انقلاب بهپیروزی رسید و شور و شادی سراسر ایران را فراگرفت.

انقلاب به پیروزی رسید و خمینی در میان شور و شوق دهها میلیون استقبال کننده، بر فرش خون دهها هزار شهید و بر تخت اعتماد و امید دهها میلیون چشم و دل منتظر، قبای «ولایت» را پوشید و بر تخت قدرت تکیه زد و به «مشروطه»اش دست یافت. اما، مردم داغدار و مصیبتدیده که بستگان و یاران و همرزمانشان، ده ده و صدصد، در خیابانها و میدانها با گلوله ارتش شاهنشاهی پرپرشده بودند و مجاهدان و فداییان و رزمندگانی که با تمام توش و توان و نقد جان خود برای تحقّق آزادی و استقلال، سالها با جلادان ساواک چنگ در چنگ بوده و داغ و درد سالهای اسارت در زندانهای شاه و یاد خونین همرزمان شهیدشان بر دل و دوششان، همچنان سنگینی میکرد، رانده و برکنارمانده، منتظر بودند تا ببینند در بر کدام پاشنه می چرخد و «رهبر مستضعفان جهان» به وعده هایی که برای آبادی و آزادی و برقراری حکومت عدل علی (ع) داده بود، چگونه عمل خواهدکرد.

سرود آوران سپيده

بخوان به نام گلسرخ ـ فرح و پروین ناهیدپور

غرش شیر ـ سروده جمشید پیمان

خروش بهمن ـ همه به پیش به یک صدا

PMOI supporters inside Iran call for mass protest against mullahs' regime - Feb. 2011

5 february 2011 عناوين مهمترين اخبار روز

Revolutionary song in support of the Iranian people2 فیلم - در سالگرد انقلاب - برای سرنگون کردن هنوزم بهمنه بهمن

فیلم - در سالگرد قیام - کوچه به کوچه سنگرم - ای تو همه جاری جان، برای جمله عاشقان، بخوان ز آزادی و عشق، به بام تاریخ جهان

اعتراض به سانسور اخبار فعالیتهای دانشجویی توسط بی.بی.سی

سایت دانشجونیوز روز یکشنبه طی مقاله ای به سانسور اخبار دانشجویی توسط بنگاه سخن پراکنی بی.بی.سی. اعتراض کرد. دانشجو نیوز می نویسد: «بی بی سی فارسی» رسانه ای که به تازگی به سن ٧٠ سالگی رسیده است، از حدود ٢ سال پیش با گسترش فعالیت های رسانه‌ای خود، به ‌خصوص با آغاز به کار بخش تلویزیون فارسی، فصل جدیدی را در فعالیت‌های خود آغاز کرد. گرچه این رسانه هم همچون دیگر رسانه‌ها سعی در جلب هر چه بیشتر مخاطبان دارد، اما برخی از عملکردهای آن همواره مورد انتقاد بخشی از جامعه ایرانیان، به‌ خصوص برخی از فعالین سیاسی و اجتماعی، بوده است. "بی بی سی فارسی" تنها رسانه فارسی زبانی نیست که هرازگاه مورد انتقاد مخاطبان خود قرار می‌گیرد، اما نوع انتقادات وارد به بی.بی.سی دارای ویژگی‌های خاصی است. این رسانه در مواردی از سوی برخی مخاطبان به همسویی با بخش تندروی حاکمیت جمهوری اسلامی و جهت‌گیری در این راستا متهم شده است. همچنین انتقاداتی نسبت به تمایل این رسانه (به لحاظ چگونگی تدوین و انتشار اخبار و جهت گیری بخش عمده ای از تحلیل‌گرانی که از نظرات آن‌ها استفاده می شود) به گروه اصلاح طلبان وارد می شود. این رسانه از جمله معدود رسانه‌های فارسی زبان خارج از ایران است که در مقاطع مختلفی با اجازه وزارت ارشاد امکان فعالیت و تهیه گزارش های خبری و اجتماعی را در ایران داشته است.

قضاوت در مورد ابعاد مختلف فعالیت رسانه ای چون بی.بی.سی فارسی نیاز به بررسی های گسترده در زمینه‌های مختلف دارد، اما آن‌چه در این مطلب کوتاه توسط سایت دانشجونیوز بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد، نحوه برخورد این رسانه با اخبار دانشجویی و برخی اقدام‌های بحث برانگیز بی.بی.سی طی ماه‌های اخیر است.

عدم پوشش مناسب اعتراضات دانشجویی در ایران در روز ١٦ آذر یکی از مواردی بود که انتقادات گسترده ای را از سوی فعالین دانشجویی نسبت به «بی بی سی فارسی» به همراه داشت. روز دانشجو در ایران حداقل در طی یک دهه اخیر فرصتی برای بیان مطالبات دانشجویان و اعتراض آن‌ها نسبت به نقض حقوق اقشار مختلف اجتماعی و نبود آزادی های سیاسی- اجتماعی در ایران بوده است به نحوی که اخبار مرتبط با آن همواره در کانون اخبار رسانه‌های مختلف بوده است.

روز دانشجو طی دو سال اخیر و به دلیل شرایط خفقان پیش آمده پس از انتخابات ریاست جمهوری دارای ویژگی‌های خاصی بود که اهمیت آن و خطرات فعالیت برای دانشجویان در این روز را دو چندان می کرد.

اعتراض‌ها به نحوه پوشش اخبار دانشجویی یکی از مواردی است که باعث شد آقای صادق صبا، مدیر رادیو، تلویزیون و سایت بی.بی.سی فارسی، در یادداشتی با عنوان "آیا ما در بی بی سی فارسی اشتباه نمی کنیم؟" به این انتقادات پاسخ دهد. آقای صادق صبا در پاسخ به انتقادات در مورد نحوه پوشش اخبار مرتبط با روز دانشجو نوشته است: "این منتقدان درست می گویند که در آن روز برنامه های عادی بی بی سی ادامه داشته است، ولی لازم است برای روشن شدن موضوع توضیحی بدهم. برنامه های تلویزیون فارسی بی بی سی مجموعه ای است از بولتن های خبری زنده روزانه و برنامه های ضبط شده هفتگی. ما در صورتی می توانیم یک برنامه هفتگی را قطع کنیم که اولا خبر واقعا آن قدر مهم باشد که قطع کردن برنامه های عادی توجیه پذیر باشد و ثانیا در موقع قطع برنامه به اندازه کافی نیروی تحریری و فنی در دفتر داشته باشیم که بتوانیم برنامه را به طور زنده اجرا کنیم

."صادق صبا، تنوع دیدگاه سردبیران و خبرنگاران سایت بی.بی.سی فارسی را نیز یکی از دلایل این مشکلات ذکر کرده است، دلیلی که قانع کننده به نظر نمی رسد. وقایع روز دانشجو و برنامه‌های اعتراضی متعدد دانشجویان در دانشگاه‌های مختلف کشور، مساله کم اهمیتی نیست که تنها به دلیل "درک متفاوتی از اهمیت وقایع" نادیده گرفته شود. همچنین برنامه های مرتبط به روز دانشجو در دهه اخیر همه ساله برقرار بوده و واقعه ای نیست که به صورت پیش‌بینی ناپذیری اتفاق بیفتد تا رسانه مهمی چون "بی بی سی فارسی" برای پوشش آن قادر به برنامه ریزی نباشد.

در سال‌های گذشته و پیش از آغاز به کار تلویزیون بی.بی.سی فارسی، وب سایت این رسانه نیز عملکرد مناسبی در پوشش اخبار دانشجویی به نمایش نمی‌گذاشت. در مقطعی گرچه دیگر رسانه های خبری فارسی زبان اخبار و دیدگاه های دانشجویان را از منابعی همچون بیانیه های انجمن های اسلامی و دفتر تحکیم وحدت و یا از سایت های مرتبط با دانشجویان مانند خبرنامه امیرکبیر پوشش می دادند، اما بی.بی.سی فارسی به شکل واضحی بعضا از انتشار اخبار فعالیت ها و یا نقض حقوق فعالان دانشجویی پرهیز می کرد.

سانسور اخبار دانشجویی و عدم پوشش مناسب نقض حقوق دانشجویان در حالی در بی.بی.سی فارسی انجام می شود که این رسانه در مقابل اخبار مربوط به فعالیت های سیاسی و محدودیت های ایجاد شده برای سیاستمداران نزدیک به جناح اصلاح‌طلبان را به صورت مناسبی تحت پوشش قرار می دهد.

سایت دانشجونیوز در ادامه می نویسد: بازتاب مستمر و بدون تاخیر بیانیه های صادره از سوی حزب جبهه مشارکت تنها یکی از این موارد است که می توان در همین رابطه به آن اشاره کرد. در همین حال بعضا دیده می شود که خبرنگاران این رسانه از بردن نام "دفتر تحکیم وحدت" به علت "غیرقانونی اعلام شدن آن" از سوی "دولت ایران" خودداری می کنند. لازم به ذکر است که نزدیکی و جهت گیری این رسانه از سوی برخی احزاب سیاسی نکته ای که به دلیل شرایط فعلی ایران و فشارهای گوناگون وارد شده بر احزاب اصلاح طلب و دربند بودن بسیاری از فعالین سیاسی اصلاح طلب، نکته ای است که در این یادداشت به آن پرداخته نمی شود.

پوشش اخبار اعتراضات مردم افغانستان با تیتر «تظاهرات ضدایرانی در چند شهر افغانستان»
در موردی دیگر، سایت بی.بی.سی فارسی روز شنبه، ۹ بهمن ماه، خبری در مورد اعتراض گروهی از مردم افغانستان نسبت به اعدام شهروندان ایرانی و افغانی در ایران را با تیتر «تظاهرات ضدایرانی در چند شهر افغانستان» منتشر کرد. این تیتر با آنچه که از فیلم‌های این تظاهرات مشاهده می‌شود کاملا در تضاد است. آنچه در فیلم های منتشر شده دیده می شود، این است که شرکت کنندگان در این تظاهرات تصاویری از شهروندان ایرانی که طی ماه های اخیر اعدام شده اند و یا فعالان سیاسی و اجتماعی که همچنان در زندان های جمهوری اسلامی در بند هستند، را در دست دارند. در برخی از فیلم های منتشر شده، دیده می شود که شرکت کنندگان در این راهپیمایی پلاکاردهایی حاوی تصاویر زندانیان سیاسی همچون مجید توکلی، نسرین ستوده، حبیب الله لطیفی و زینب جلالیان را با خود حمل می کنند. همچنین شعارهایی همچون "روز اعتراض جهانی برای لغو اعدام"، "جلاد ننگت باد" و "مرگ بر آدم کشان اجیر رژیم ایران در افغانستان" در دست افراد دیده می شود. اما در این فیلم ها هیچ اثری از شعار و یا نوشته بر علیه مردم ایران وجود ندارد.
گر چه انتقادات مختلف همچون پوشش بعضا نامناسب و جهت دار برخی از اخبار و یا همکاری و نزدیکی این رسانه با بخش هایی از حاکمیت جمهوری اسلامی ایران مواردی هستند که مسئولین بی.بی.سی فارسی همواره آن را ناشی از فشار کاری دانسته و تکذیب می کنند، اما مسلما عملکرد این گونه بی.بی.سی فارسی بر جایگاه این رسانه در میان مخاطبین خود اثر سوء خواهد گذاشت.

شکنجۀ وحشیانۀ زندانی سیاسی ارژنگ داوودی در شکنجه گاه بند ۱ زندان گوهردشت کرج



زندانی سیاسی ارژنگ داوودی در حالی که در اعتصاب غذا بسر می برد مورد شکنجۀ وحشیانۀ پاسداربندها و گارد زندان در شکنجه گاه بند ۱ زندان گوهردشت کرج قرار گرفت. روز شنبه ۱۶ بهمن ماه حوالی ساعت ۰۹:۳۰ شکنجه گران بند ۱ زندان گوهردشت کرج همراه با گارد زندان به زندانی سیاسی ارژنگ داوودی یورش بردند و او را برای مدت طولانی آماج باتونهای برقی و سایر ابزار شکنجۀ خود قرار دادند.ضربات وحشیانه پاسداربندها و گارد زندان برای مدت طولانی بر گردن،ساق پا،بازو و سایر نقاط حساس بدنش ادامه داشت. بدن این زندانی سیاسی در اثر ضربات باتونهای برقی دچار زخمهایی گردیده و اکثر نقاط بدنش کبود می باشد.
پاسداربندها و گارد زندان در حالی این زندانی سیاسی اسیر و بی دفاع را آماج باتونهای برقی خود قرار می دادند که او چندین روز است که در اعتصاب غذا بسر می برد و همچنین از مدتها پیش داروی وی را قطع کرده اند و در شرایط بسیار بد جسمی بسر می برد.
شکنجه گرانی که شکنجه های وحشیانه را علیه زندانی سیاسی ارژنگ داوودی به اجرا در آورده اند عبارتند از،افسر پاسدار میرزا آقایی (از شکنجه گران و جنایتکارانی است که تا به حال شکنجه های وحشیانۀ وی منجر به شکستن دست ، پا،کتف ،بینی و سر تعداد زیادی از زندانیان بی دفاع و اسیر شده است. همین پاسدار جنایتکار بود که به زندانی بهرام تصویری تجاوز و سپس به او باتون استعمال نمود.این پاسدار درنده خو و وحشی حد و مرزی در شکنجه های جنایتکارانۀ خود نمی شناسد. )پاسداربند بیات و تعدادی از پاسداربند ها و همچنین گارد زندان می باشند.این شکنجه ها در حضور علی حاج کاظم رئیس زندان و فرجی سرپرست اطلاعات زندان صورت می گرفت.
بنابه گفتۀ تاوردی رئیس بند ۴ زندان گوهردشت کرج مسئولیت این سالن در اختیار شواری عالی امنیت که مسئول آن جلیلی است و وزارت اطلاعات قرار گرفته است.شورای عالی امنیت دستورات خود را از ولی فقیه علی خامنه ای دریافت می کند.از زمان انتقال زندانیان سیاسی به این بند این سالن بصورت کاملا ایزوله در آمده است . با این اقدام آنها در صدد قطع کامل ارتباط زندانیان سیاسی با درون و بیرون از زندان هستند تا شکنجه های وحشیانه و رفتارهای قرون وسطایی که علیه زندانیان سیاسی روا می دارند به بیرون از زندان درز نکند.
در پی انتقال زندانیان سیاسی به سالن ایزوله شده ۱۲ بند ۴ زندان گوهردشت کرج زندانی سیاسی ارژنگ داوودی نیز به این سالن انتقال یافت.از آن زمان داروهای وی را قطع نمودند و به او اعلام کردند که باید نقاضای دارو کند و اگر موافقت شد آن را در اختیار وی قرار خواهند داد.سپس به بهانۀ عدم حضور بر سر آمار و ادامۀ انتشار مطالبش در رسانه های آزاد اقدام به انتقال او به حسینیۀ سلولهای انفرادی بند۱ معروف به سگ دونی نمودند.زندانی سیاسی ارژنگ داودی در اعتراض به شرایط قرون وسطایی و انتقالش به سلول انفرادی از همان لحظه اقدام به اعتصاب غذا نمود. او تا به حال در اعتراض به شرایط طاقت فرسا و قرون وسطایی چند بار اقدام به اعتصاب غذا نموده است و آخرین اعتصاب غذای وی ۷۴ روز ادامه داشت.زندانی سیاسی ارژنگ داوودی از سال ۸۲ در زندان بسر می برد و تا به حال چند پرونده توسط وزارت اطلاعات علیه وی گشوده شده است.
شکنجه های و حشیانه جسمی و،شرایط طاقت فرسای سلولها انفرادی،اعتصاب غذا و قطع داروهای این زندانی سیاسی جان او را در معرض خطر جدی قرار داده است و به نظر می رسد که بازجویان وزارت اطلاعات قصد حذف زندانیان سیاسی که از حقوق خود دفاع می کنند را دارند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در

اعتصاب غذای ارژنگ داوودی در زندان رجایی شهر



ارژنگ داوودی، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج، در پی انتقال به سلول انفرادی، دست به اعتصاب غذا زده است.
بنا به اطلاع گزارش "هرانا"، ارژنگ داوودی صبح روز پنج شنبه، چهاردهم بهمن ماه به سلول های انفرادی بند یک زندان رجایی شهر کرج منتقل شده است.
وی پیش از این نیز، چندین بار به علت فشار در زندان و مصادره منزل شخصی خود، در زندان دست به اعتصاب غذا زده بود. هم چنین صبح روز گذشته مهدی زالیه، که بیش از ده روز را در سلول انفرادی سپری کرده بود، به سالن ۱۲ بند ۴، زندان رجایی شهر کرج منتقل شده است.
اتهام این فعال سیاسی عضویت و همکاری با یکی از احزاب کردی ست.
شایان ذکر است که افشین بایمانی کماکان در سلول انفرادی محبوس است.

تریتا پارسی پادوی شورای آخوندی



From the album: همه چیز
By Nader Eslamipoor
az savak irani

تریتا پارسی پادوی شورای آخوندی !


در هیچ کجا زندگینامه تریتا پارسی را پیدا نخواهید کرد ، چرا چون تحصیلاتی ندارند گذشته‌ای ندارند که قابل ارائه باشد !بیکار سوسیال بگیر سوئد ، نذری خور سفارت ،که با پادویی و جاسوسی زیاد در بین ایرانیان برای سفارت آخوند در استکهلم موفق به پذیرش نوکری آخوند‌ها شد ! فردی با تحصیلات ابتدایی !

در مصاحبه با لهجه بسیار غلیظ با مخلوط کردن کلمات انگلیسی برای نشان دادن روشنفکر بودن خود ،بسیار خود را آمریکایی میداند و فراموش می‌کند که چند دقیقه پیش خودش گفته که ۱۰ سال است به آمریکا آمده است !خود را بزرگ شده آمریکا معرفی می‌کند !اما هنوز لابی را لوبی می‌خواند!یعنی‌ همان تشکیلاتی که نانش را میخورد هم تلفظ درست آنرا نمیداند ! در مورد زبان فارسی‌ این مؤمن مسجد ندیده هم همین بس که میگوید " هر روز هر روز اتهام میکنند به من !!! معنی‌ براندازی را هم نمیدانند ! اما پز لهجه آمریکایی که پیداست بسیار تمرین کرده اند را فراموش نمیکنند !

برای نشان دادن مطالعه خود و توجیه وجود لابی‌ها از ژان ژاک راسو کد میارود ! همانطور که ایشان فرمودند لابی چیز خوبی‌ است !راسو فقط ۲ کتاب معروف درد یکی‌ اکسیستانسیالیزم که به وجود ذات بشر و اصل انسان بودن میچرخد که نشانه‌ای از لابی در آن نیست!دیگری قرارداد داد‌های اجتماعی هست، که آن هم بیشتر فلسفی‌ هست و به رابطه انسان‌ها در جامعه و اخلاق میچرخد ! حتما فقط نامش را شنیده اند !

این لابی هم به هیچ وجه از جمهوری اسلامی دفاع نمیکند !بلکه از مردم دفاع می‌کند اما حقوقش را از آخوند می‌گیرد که از مردم ایران دفاع کند؟

میگوید که مخالف جنگ است ! مگر آمریکا تهدید نظامی کرده است؟ کسی‌ که مخالف جنگ است با جنگ افروزی‌های آخوند چه می‌کند ؟ پس باید برای دفاع از مردم ایران لابی را به ایران منتقل کند !دفاع از حقوق مردم در امیکرا؟جنگ افروز‌های مواد فروش سپاه در ایران دنیا را به آشوب میکشند رسما همه را تهدید نظامی میکنند ،تریتا پارسی مخالف جنگ با آمریکا مبارزه می‌کند !!در ایران هر ۸ ساعت ۱ نفر اعدام میشود ، و در اثر بی‌ کفایتی خسارات جانی و مالی‌ که از ناحیه حکومت آخوند‌ها و پاسدران جنایت کار به ایران وارد میشود بسیار بیشتر از یک جنگ تمام عیار هست !

بسیار معتقد به دمکراسی می‌باشد ،اما ایرانیان مخالف خود را از جلسه سخنرانی با زور پلیس بیرون میکنند !مخالف به آن صورت ندرند ! فقط مجاهدین هستند ! درست همان کلیشه‌ای آخوند‌ها که مدعی هستند تنه آلترناتیو و مخلفشان مجاهدین هستند !

در دیداری که که آخرین بار سال ۲۰۰۴ داشته به ایران داشته اند !برای پابوسی و عرض ادب به ارباب ،مردم ایران را بسیار بد و دیکتاتور یافته اند ! برخورد خوبی‌ نداشته اند ! منظور اینجا دقیقا حمله مردم به یک نوکر سید علی‌ بوده که به عنوان دیکتاتوری القا میشود تا مخألفان خود را تخریب کنند ! پیداست هر کجا رفته اند با برخورد مردم روبرو شده اند ! مردم چطور قدر رئیس لابی خود را نمیدانند !؟چقدر برای شما رنج کشیده است ! کاری به اعدام‌ها و جنایت‌های رژیم و جنگ افروزی‌هایش نداشته، فیسبوک را برای مردم ایران آزاد فرمودند !که این هم یکی‌ از خاصیت‌های بادمجان می‌باشد ! مانند آن نوکری که چون خاصیتی برای بادمجان پیدا نکرد ، فیسبوک را آزاد کرد !ولی‌ با یوتوب و سایت‌های روشنگری ، و مخالف کاری نداشت این بادمجان !

دریغ از زمانی‌ که برای نوشتن و سپس خواندن آن صرف میشود ! در مورد موجود حقیر و ذلیل یی که هیچ وقت چیزی نبود و بالاترین مقامش پادویی آخوند‌ها بوده است

درود بر شهداي فدايي - حماسه سیاهکل 1349 شروع جنبش مسلحانه تا قیام بهمن 1357 و مبارزات چریک های فدایی خلق ایران

ویدئو کلیپ : بياد سردار شهيد خلق موسي خياباني

Saturday, February 5, 2011

مراسم چهلمین روز شهادت قهرمان خلق علی صارمی

خروش بهمن ـ نباید مثل آب راکد ماند

به یاد زهرا بهرامی ـ گزارش تلفنی از قیام عاشورای 1388

U.S. Senate Hearing on Iraq - Camp Ashraf - Washington D.C., February 3, 2011

طنین صدای مردم (15

طنین صدای مردم (16

PMOI supporters inside Iran call for mass protest against mullahs' regime - Feb. 2011

CNN Interview with former New York Mayor Rudolph Giuliani - Jan. 25, 2011

C-SPAN interview with Tom Ridge, former Homeland Security Secretary - Feb 2, 2011

خروش بهمن ـ حالا بگو کی خسته است

خروش بهمن ـ بجنگ تا بجنگیم

خروش بهمن ـ بسته‌ام با خونم عهد و پیمانم

انقلاب بزرگ مردم ایران نه مرده و نه خاکستر شده بلکه در مقاومت کبیر میهنی تعمیق یافته است



به صحن خیابان به کوچه به کوی
بدار و درخت و به نهر و به جوی
به کاسب به عامی به عالم به علم
به عاشق به عارف به زاهد به حلم

به مسجد به عابد به شاعر به فکر
به تاجر به کافر به معبد به ذکر
به بیمار و تیمار و طب و طبیب
به بیکار و بیزار و حب و حبیب
به ایران زخمی، به ایرانیان
فراخوانی از زندگی بازخوان

بگو زندگی گفت، درحال مرگ
من از شاخه افتاده‌ام برگ برگ
به آخر نفس زیر چنگال مرگ
پیام من این است در حال مرگ
ز هر کوی و کوچه ز هر سوی و سو
بریزید با های و هیهای و هو

اگر تیر ماه است آرش شوید
اگر مهر ماه است آتش شوید
به چوب و به تیر و سلاح و کلاه
به شور و فغان و خروش و به آه

خیابان خیابان به شورش شوید
ز میدان به میدان به توفش شوید
بگو زندگی داد اینسان پیام
فرستاد از بهر ایران سلام

پس آن‌گاه گفت آی ایرانیان
بشورید بر خیل ویرانیان
به خاک شما یورش آورده است
همه نان و جان زین وطن برده است

قیامی‌نمودید برپا ز خشم
گرفتید از اهرمن زهر چشم
جهان چشم روشن ز بانگ شماست
که ایران به رزم پلیدان بپاست

مبادا به سردی گراید قیام
مخواهید شمشیرها در نیام
مبندید راه خروش از گلو
نه برجا نشینید بی‌گفتگو
چو بیرون نمودید تیر از غلاف
گشودید این داستان را کلاف،

به پایان رسانید این راه را
بجویید خون را و خونخواه را
عدوی شما پیر فرتوت زار
به سیلی خود سرخ کرده عذار
ز پای اوفتاده است این اژدها
رسانید بر دهر این مژده ها

که ایران به‌زودی به پتک گران
بکوبد چو بازوی آهنگران
سر افعی شرزه ظلم را
بکوبد نماید ز سر تن جدا
بر این درد درمان بود یک کلام
قیام و قیام و قیام و قیام

فیلم - در سالگرد قیام - کوچه به کوچه سنگرم - ای تو همه جاری جان، برای جمله عاشقان، بخوان ز آزادی و عشق، به بام تاریخ جهان

استراون استیونسون- ضرورت حمایت از اپوزیسیون اصلی برای سرنگونی رژیم فاشیستی ایران



به قلم نماینده پارلمان استراون استیونسون، عضو محافظه کار پارلمان اروپا از اسکاتلند، رئیس هیأت رابطه با عراق، رئیس گروه دوستان ایران آزاد در پارلمان اروپا
برگردان از سایت کانسرواتیو هوم، ۵ فوریه۲۰۱۱
من هفته گذشته در بروکسل در یک کنفرانس فوق‌العاده در رابطه با سیاست در قبال ایران شرکت کردم. چندین مقام سابق بلندپایه آمریکا از دولتهای پیشین و کنونی، از جمله سفرای سابق آمریکا در سازمان ملل جان بولتون و بیل ریچاردسون، مشاور امنیت ملی جیمز جونز، وزیر دادگستری پیشین ژنرال مایکل موکیزی و اعضای ارشد پارلمان اروپا گزینه‌ها برای مقابله با تهدیدهای ایران را مورد گفتگو قرار دادند. این کنفرانس به یک موضع قاطع علیه این رژیم، حمایت بیشتر از مخالفان ایرانی در کمپ اشرف و نیز حمایت از اپوزیسیون فراخواند.
یک هفته قبل از آن، ما در پارلمان اروپا مباحثه‌یی داشتیم در رابطه با وضعیت در ایران، و من در آن رژیم ایران را با آلمان نازی مقایسه کردم . ملاها تا این نقطه در سال جاری نزدیک به ۱۰۰نفر را حلق‌آویز کرده‌اند . دو هفته پیش ۱۰نفر تنها در یک روز پس از شلاق خوردن وحشیانه حلق‌آویز شدند. هر کسی که سعی کند نظرش را ابراز نماید، مانند فعال حقوق‌بشر و وکیل نسرین ستوده، هدف قرار می‌گیرد.
ملاها اکنون به دستگیری، شکنجه و حلق‌آویز والدین پناهندگان در کمپ اشرف، عراق، خانه ۳۴۰۰ عضو اپوزیسیون اصلی مجاهدین خلق روی آورده‌اند. همان‌طور که با قتل وحشتناک علی صارمی در اواخر دسامبر و ۲ فعال دیگر در ۲۵ژانویه با مجوز قانونی (judicial murder) مشاهده کردیم، صرفاً ملاقات با پسر یا دخترتان برای تضمین محکومیت مرگ در بازگشت شما به ایران کافی است . ملاها با استفاده از ترس و خشونت به‌عنوان تنها مکانیسم عملی کنترل بر یک جمعیت شدیداً آسیب دیده و انفجاری، مستاصلانه سعی می‌کنند به قدرت چنگ بیاندازند.
رژیم جانی تهران در تلاش رقت باری جهت تظاهر به اهانت، اپوزیسیون اصلی سازمان مجاهدین خلق ایران را یک ”گروهک تروریستی“ توصیف می‌کند که گویی آنها مزاحم ناچیزی هستند. با این وجود، این به اصطلاح ”گروهک“ در تمامی ملاقاتها بین ملاها و همسایگان آنها در عراق، یا در تمامی ملاقاتها با نمایندگان اتحادیه اروپا و آمریکا در رأس تمامی برنامه ها وجود دارد.
واقعیت این است که آنها از سازمان مجاهدین خلق ایران به یک میزان ترس و نفرت دارند، زیرا آنها تنها اپوزیسیون واقعی در برابر رژیم فاسد و فاشیستی آنها هستند . شبکه‌های سازمان مجاهدین خلق ایران در داخل ایران تنها کسانی بودند که برای فاش کردن طرحهای مهاجمانه هسته‌یی این رژیم برای غرب جانشان را به خطر انداختند . به همین خاطر است که هدف شماره یک ملاها همان سمبل مقاومت در برابر رژیمشان است - کمپ اشرف.
من طبق تجارب شخصی خودم می‌دانم وقتی ما از خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور منتخب مقاومت ایران دعوت کردیم که برای سخنرانی در برابر گروه حاکم سیاسی ای.پی.پی (epp political group) به پارلمان اروپا بیآیند، این رژیم چقدر هیستریک شد .
ولی ما در آن نبردها پیروز شدیم. ما خانم رجوی را به پارلمان دعوت کردیم. ما دروغها و تحریفهایی که برای مشروع کردن لیست‌گذاری سازمان مجاهدین خلق ایران در لیستهای سیاه تروریستی انگلیس و اتحادیه اروپا استفاده می‌شد را فاش کردیم و در پرونده‌های پی‌درپی دادگاه پیروز شدیم و سرانجام انگلیس و اتحادیه اروپا را به خارج کردن سازمان مجاهدین خلق ایران از لیستهایشان و اعاده اعتبار آن به‌عنوان مبارزان مشروع برای آزادی و دموکراسی وادار کردیم. ما سیاست رقت‌بار مماشات که از ابتدا به این نامگذاری تروریستی منجر شد را برملا کردیم.
اکنون زمان آن است که آمریکا از متحدین خود در آنسوی آتلانتیک حمایت کند و سازمان مجاهدین خلق ایران را از لیست سیاهش خارج نماید .
مانند اکثریت شهروندان ایرانی، ما می‌دانیم که در داخل این رژیم هیچ آلترناتیو واقعی وجود ندارد. امید واقعی ده‌ها میلیون ایرانی سازمان مجاهدین خلق ایران است، و به همین خاطر است که تهران از آنها می‌ترسد. ملاها فکر می‌کنند می‌توانند از پس غرب بر بیآیند، ولی نمی‌دانند چطور با سازمان مجاهدین خلق ایران برخورد کنند.
آنها با غرب بازی می‌کنند، با گفتگو به هر قیمت غرب را وسوسه می‌کنند و در عین حال به‌طور مخفیانه سعی دارند اولین کلاهک هسته‌یی خود را تولید کنند. و ما هر بار فریب آن را می‌خوریم. بارونس اشتون ماه گذشته استانبول را با دست خالی‌ترک کرد. اگر ما به این وقت کشی ادامه بدهیم در نهایت باید قیمت زمان را بدهیم و این قیمت گزافی خواهیم داد.
در عین حال، ایران نفوذ شیطانی خود در سراسر خاورمیانه را گسترش می‌دهد. هزاران مأمور آموزش دیده رژیم ایران در تمامی لایه‌های جامعه عراق نفوذ کرده‌اند. در لبنان هم به همین شکل است. حزب‌الله برای ایران به‌عنوان یک نمونه زنده و موفق برای انقلاب در سراسر منطقه خدمت می‌کند.
ما باید این بازی مضحک ”قایم باشک“ را متوقف کنیم، سیاست شکست خورده مماشات را رها کنیم و قبل از این‌که ملاها در خاورمیانه به هژمونی برسند با آنها مقابله نماییم.
این به‌معنای حمله نظامی نیست. این به‌معنای حمایت از اپوزیسیون اصلی برای سرنگونی این دیکتاتوری فاشیستی است. به‌معنای خارج کردن مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران از لیست تروریستی آمریکا است . به‌معنای به‌رسمیت شناختن اهمیت سمبلیک حفاظت از ساکنان شجاع کمپ اشرف است. به‌معنای متوقف کردن گفتگو با مستبدین و شروع گوش دادن به مردم است. حق مرد ایران برای مقاومت در برابر استبداد حاکم را به‌رسمیت بشناسید.
ما به حمایت از تلاشهای سازمان مجاهدین خلق ایران و خانم رجوی برای ایجاد یک ایران دموکراتیک و بدون هسته‌یی، که به حقوق‌بشر احترام می‌گذارد و مجازات مرگ را لغو می‌کند نیازمند هستیم . این تنها راه برای برکنار کردن یک تئوکراسی تهدیدآمیز و راه دادن به ایرانی است که در این دوران متشنج، متضمن دموکراسی و ثبات در خاورمیانه است.


http://conservativehome.blogs.com/platform/۲۰۱۱/۰۲/struan-stevenson-mep-in-iran-we-must-back-the-main-opposition-in-overthrowing-the-fascist-regime.html#comment-۶a۰۰d۸۳۴۵۱b۳۱c۶۹e۲۰۱۴۷e۲۵۲۰ca۲۹۷۰b

Struan Stevenson MEP: In Iran we must back the main opposition in overthrowing the fascist regime
Struan Stevenson is a Conservative Member of the European Parliament for Scotland. He is President of the European Parliament’s Delegation for Relations with Iraq and is also Chairman of the Friends of a Free Iran intergroup in the Parliament.
Last week in Brussels, I attended an extraordinary conference on the policy on Iran. Several high-ranking former US officials from administrations past and present, including former US ambassadors to the UN John Bolton and Bill Richardson, national security advisor James Jones, former attorney general Michael Mukasey and senior members of the European Parliament discussed options to counter the threats of Iran. The conference called for a firm stance against the regime, more protection of Iranian dissidents in Camp Ashraf as well as lending support for the opposition.
The week before, we had a debate at the European Parliament on the situation in Iran, where I compared the Iranian regime to Nazi Germany. The mullahs have hanged close to ۱۰۰ people so far this year. Ten were hanged in a single day two weeks ago after being brutally flogged. Anyone who tries to speak out, such as human rights activist and lawyer, Nasrin Sotoudeh, is targeted.
The mullahs have now taken to arresting, torturing and hanging the parents of refugees in Camp Ashraf, Iraq, home to ۳,۴۰۰ members of the main opposition Mujahedin-e Khalq (PMOI/MEK). Simply visiting your son or daughter is enough to guarantee a death sentence when you return to Iran, as we saw with the horrific judicial murder of Ali Saremi in late December and two other activists on January ۲۵. The mullahs are desperately trying to cling to power by using fear and brutality as their only viable control mechanism over an increasingly traumatised and volatile population.
In a pathetic attempt to appear dismissive, the criminal regime in Tehran describes the principal opposition PMOI as a ‘terrorist grouplet’ as if they are an insignificant nuisance. Yet this so-called ‘grouplet’ features on top of every agenda at every meeting between the mullahs and their neighbours in Iraq, or at every meeting with representatives from the EU and the US.
The truth is that they fear and loathe the PMOI in equal measure because they are the only realistic opposition to their corrupt, fascist regime. The PMOI networks inside Iran were the ones who risked their lives to expose the regime’s aggressive nuclear plans to the West. That is why the mullahs’ number one target is that iconic symbol of resistance to their regime – Camp Ashraf.
I know from my own personal experience how hysterical the regime became when we invited Mrs. Maryam Rajavi, the President-elect of the Iranian Resistance, to come to the European Parliament to address the ruling EPP Political Group.
But we won those battles. We invited Mrs Rajavi to the Parliament. We exposed the lies and distortions used to justify the PMOI’s listing on the British and EU terror blacklists and in successive court cases we were victorious, finally forcing the British and the EU to remove the PMOI from their lists and to restore their reputation as valid campaigners for freedom and democracy. We exposed the wretched policy of appeasement which led to the terrorist listing in the first place.
It is now time for the US to side with its allies across the Atlantic and remove the PMOI from its own blacklist.
Like the majority of Iranian citizens, we know that there is no realistic alternative inside the regime. The real hope of tens of millions of Iranians is the PMOI, which is why they are feared by Tehran. The mullahs believe they can handle the West, but they don’t know how to deal with the PMOI.
They play games with the West, stretching out the West’s obsession with dialogue at any price, while secretly trying to produce their first nuclear warhead. And we fall for it again and again. Baroness Ashton left Istanbul empty handed last month. If we go on playing for time we will end up paying for time and we will pay dearly.
At the same time, Iran spreads its evil influence across the Middle East. Thousands of trained agents of the Iranian regime have infiltrated every strata of Iraqi society. It is the same in Lebanon. For Iran, Hezbollah serves as a live and successful model for revolutions across the region.
We must stop this ludicrous game of ‘hide and seek’, abandon the failed policy of appeasement and confront the mullahs before they gain hegemony in the Middle East.
That doesn’t mean armed invasion. It means backing the main opposition in overthrowing the fascist dictatorship. It means taking the MEK and the National Council of Resistance of Iran (NCRI) off the US terror list. It means recognising the symbolic importance of and providing protection for the brave residents of Camp Ashraf. It means stop talking to the despots and start listening to the people. Recognise the Iranian people’s right to resist the ruling tyranny.
We need to back the PMOI and Mrs. Rajavi in their efforts to create a democratic and nuclear-free Iran that respects human rights and abolishes the death penalty. That is only way to remove a threatening theocracy and give way to an Iran that harbours democracy and stability in the Middle East in these volatile times.
February ۰۵, ۲۰۱۱ at ۰۵:۴۵ in Struan Stevenson MEP | Permalink

Tell Me Now

Taraneye_Marge_Shab_Roozbeh.با فدايم ميسرايم مرگ شب را

T Baraye Jafar va Ali - جاودانه ها

جلسه استماع کمیته نیروهای مسلح در سنای ایالات متحده درباره ساکنان اشرف 4 2 2011

جان زندانی سیاسی ماشالله حائری در خطر است



گزارشهای دریافتی حاکی است جان زندانی سیاسی ماشالله حائری به‌دلیل بیماری قلبی و عدم رسیدگی پزشکی در خطر است. دژخیمان زندان گوهردشت کرج از درمان وی و تحویل دارو توسط خانواده‌اش جلوگیری به‌عمل می‌آورند.

اکثر زندانیان محبوس در سالن 12 بند 4 به‌دلیل نبودن امکانات گرمایشی و سرمای شدید در شرایط سختی به‌سر می‌بردند.

شکنجۀ وحشیانۀ زندانیان بی دفاع و اسیر در شکنجه گاه مخوف بند ۱ زندان گوهردشت کرج



شکنجۀ وحشیانۀ زندانی فرهنگ پور منصوری در سلولهای انفرادی بند۱ شکنجه گاه زندان گوهردشت کرج که منجر به شکستن پای چپ ،انگشتان وبینی وی گردید.
زندانی فرهنگ پور منصوری ۲۷ دی ماه در پی اعتراضات گسترده زندانیان نسبت به شرایط غیر انسانی و وحشیانه در بند ۵ زندان گوهردشت کرج به سلولهای انفرادی بند ۱ منتقل شد . اعتراضات گسترده زندانیان منجر به در دست گرفتن کامل بند۵ به مدت ۶ روز گردید ولی با وعده و وعیدهای دروغین علی حاج کاظم رئیس زندان و فرجی سرپرست اطلاعات زندان، زندانیان اقدام به گشودن دربهای بند نمودند که با یورش وحشیانۀ گارد زندان و پاسداربندها مواجه شدند.
در این یورش وحشیانه تعداد زیادی از زندانیان بند ۵ مجروح و همچنین تعدادی دیگر با ضرب و جرح وحشیانه به سلولهای انفرادی بند ۱ معروف به سگ دونی منتقل شدند. اسامی تعدادی از زندانیان که به سلولهای انفرادی بند ۱ منتقل شدند عبارتند از؛مجتبی کرمی،احمد بهرامی،حسن شریفی،تقی جیران،غلام علی، سیاوش بنده لو،حاجی بنده لو،علی کمالی،وحید بابا علیان و حسین عرب می باشند.
زندانیان فوق با دست بند ، پابند و چشم بند وحشیانه آماج باتونهای پاسداربندها قرار گرفتند و در اثر ضربات آنها دچار شکستگی پا ،دست،انگشتان ،سر و بینی شدند و بدن آنها کبود و خونین گردید.
فرهنگ پور منصوری یکی از آن زندانیانی بود که به مدت ۱۸ روز در سلولهای انفرادی بند ۱ معروف به سگدونی تحت شدیدترین شکنجه های قرون وسطایی قرار گرفت.پاسداربندها به دستان و پاهای او دستبند و پابند و به چشمانش چشم بند زدند و برای مدت طولانی وی را آماج باتونهای برقی و سایرابزار شکنجه ها قرار دادند که در اثر این شکنجه ها پای چپ او و تعدادی از انگشتانش و همچنین بینی وی شکسته شد.پاسداربندها به فرهنگ پور منصوری و سایر زندانیان برای مدتی طولانی اجازۀ استفاده از سرویس بهداشتی نمی دادند .
فرهنگ پور منصوری و سایر زندانیان توسط علی محمدی معاون زندان،فرجی جانشین اطلاعات زندان ،رضا ترابی رئیس بازرسی زندان، افسر کشیک پاسدار میرزا آقایی که از شکنجه گران و جلادان شکنجه گاه می باشند و همچنین پاسداربندهایی مانند امینی و سلمانی که شکنجه های وحشیانه و قرون وسطایی را علیه زندانیان اسیر بکار می برند مورد شکنجه های وحشیانه قرار گرفتند.
فرهنگ پور منصوری پس از ۱۸ روز شکنجه های غیر اانسانی و شکسته شدن پا و انگشتانش به سالن ۱۲ بند ۴ زندان گوهردشت کرج منتقل شد وهمچنان از درمان محروم می باشد. سایر زندانیانی که نام آنها در بالا ذکر شده است همچنان در سلولها انفرادی و تحت شکنجه های وحشیانه قرار دارند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

زندانیان سیاسی زندان سنندج در شرایط طاقت فرسا و غیر انسانی قرار داده شده اند



در طی هفته های گذشته بازجویان وزارت اطلاعات و پاسداربندها فشارها ،اذیت وآزارها و تحقیرها را بر علیه زندانیان سیاسی زندان سنندج به حد طاقت فرسایی رسانده اند.گارد زندان بصورت متناوب به سلولهای زندانیان سیاسی یورش می برند آنها را مورد ضرب و جرح و توهین قرار می دهند و حداقل وسایل شخصی زندانیان را تخریب و یا با خود می برند. بازجویان وزارت اطلاعات زندانیان سیاسی را فرا می خوانند و برای ساعتهای متمادی آنها را مورد بازجویی و توهین و ضرب و شتم قرار می دهند. بازجویان وزارت اطلاعات و پاسداربندها شرایط غیر انسانی و طاقت فرسایی علیه زندانیان سیاسی اسیر و بی دفاع بوجود آورده اند و این شرایط با این شدت پیش از این در زندان حاکم نبوده است و بنابه گفتۀ بعضی از زندانیان شرایطی مانند دهۀ ۶۰ علیه زندانیان سیاسی ایجاد کرده اند.

شکنجه گرانی که مجری شکنجه های جسمی و روحی و تحقیرها علیه زندانیان سیاسی در زندان سنندج هستند به قرار زیر می باشند:۱-یدالله اقبالی از بازجویان وزارت اطلاعات که در شکنجه و اذیت و آزار زندانی سیاسی هیچ حد و مرزی را باقی نمی گذارد. این فرد خطاب به زندانیان سیاسی گفته است که در اداره اطلاعات سنندج معروف به یابوی دولتی است.۲.آرش پارسا ۳.مصطفی کولی وند ۴.مهدی قوامی از پاسداربندهای جناتیکار که بسیار کینه توز است و دائم زندانیان سیاسی را مورد توهین واذیت وآزار قرار میدهد.۵. عیسی احمدیان ۶.الماسی ۷. ویسانی، این فرد با زندانیان سیاسی برخوردی وحشیانه و غیر انسانی دارد.

سیاست سرکوب خونین مردم ایران ،اعدام زندانیان سیاسی،اعدام های گروهی،اعدام نوجوانان و سرکوب زندانیان سیاسی اسیر و بی دفاع توسط ولی فقیه علی خامنه ای تصمیم گیری می شود و برای اجرا به صادق لاریجانی رئیس منصوب وی در قوۀ قضاییه و از جنایتکاران علیه بشریت ،وزارت اطلاعات و سازمان زندانها گذاشته می شود.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

فاطمه مسجدی، از زمان دستگیری توسط ماموران ناشناس در مکان نامعلومی نگهداری می شود



فاطمه مسجدی، فعال حقوق زنان و عضو کمپین یک میلیون امضا، که در روز جمعه هشتم بهمن ماه در مسیر قم به تهران از سوی ماموران ناشناس بازداشت شد، در مکان نامعلومی نگهداری می شود. به گزارش تارنمای تغییر برای برابری اعضای خانواده این فعال حقوق زنان در مراجعاتی که برای پیگیری وضعیت وی به اداره اطلاعات قم داشته اند، پاسخ درستی دریافت نکرده اند و به آنان گفته شده که باید به زندان قم مراجعه کنند، اما هنگامی که به زندان قم مراجعه می کنند، به آنها گفته می شود که هنوز فاطمه مسجدی را تحویل زندان نداده اند.
فاطمه مسجدی در حالی در بین راه سفر به تهران توسط مامورینی که مشخص نیست وابسته به چه سازمانی بودند، بازداشت شد که دفتر حقوق بشر قوه قضائیه و حوزه ریاست قوه قضائیه با ارسال نامه هایی به رئیس کل دادگستری قم پیگیر پرونده وی برای اجرای ماده ۱۸ و اعاده دادرسی بوده اند.
بازداشت این فعال حقوق زنان پس از دریافت نخستین اخطاریه دادگاه صورت می گیرد در حالیکه بنا بر قانون پس از سه بار اخطار کتبی می توان برای بازداشت فرد اقدام کرد.

جان یک زندانی سیاسی به دلیل عدم رسیدگی های پزشکی در خطراست



به قرار اطلاع جان زندانی سیاسی ماشالله حائری به‌دلیل بیماری قلبی و عدم رسیدگی پزشکی در خطر است. در زندان گوهردشت کرج از درمان وی و تحویل دارو توسط خانواده‌اش جلوگیری به‌عمل می‌آورند. هم اکنون اکثر زندانیان محبوس در سالن ۱۲ بند ۴ به‌دلیل نبودن امکانات گرمایشی و سرمای شدید در شرایط سختی به‌سر می‌بردند.

کاریکاتور ـ گفتگوی لباس شخصی موتورسوار با لباس شخصی شترسوار



مردمک ـ مانا نیستانی

پاسخ خامنه ای به نامه ی سرگشاده ی فرخ نگهدار



by Freedom Messenger

ی. صفايی


فرخ جان، پسرم ای کاش در کنارم بودی!!!


امروز آقا مجتبی به من اطلاع داد که برايم نامه ای ارسال کرده اي، گفتم آن را پرينت (کپی) بگيرد تا بخوانم.....

فرخ جان، مثل هميشه باز هم مرا مورد لطف خود قرار دادی. من تحليل هايت را از طريق "بی بی سی"، "صدای آمريکا" و در اينترنت دنبال می کنم. از باورمندی تو به اين نظام و حال نيز به شخص خودم خوشحالم ولی من ديگر نمی توانم از مسيری که انتخاب کرده ام، برگردم. چون دست های من به خون فتنه گران آلوده شده و راه بازگشتی برايم نمانده است. با اين حال گفته بودی که وجدانت گواهی نمی دهد که هرچه طائب ها خواسته اند من تن داده باشم! دست روی دلم نگذار فرخ جان چون هر کسی وجدان بيدار و آگاه تو را ندارد.

خودت بهتر می دانی که در آن سال ها من هميشه از مشاوره ی تو و حزب توده بهره مند می شدم. من هرگز شعار "تز شکوفايی جمهوری اسلامی" را فراموش نکرده ام و اگر يادت باشد " زمانی که توده ای ها را بازداشت کردند، من رفتم پيش امام خمينی و عمامه ام را بر زمين زدم و گفتم که اينها کودتاگر نيستند و کيانوری را نبايد اعدام کنيد" (1) و باقی مسايل که خودت بهتر می دانی. من می دانم که تو با تمام وجود از نظام دفاع می کردی و می کنی. برای مثال در آن سال ها با شعار "پاسداران را به سلاح سنگين مسلح کنيد" که بسيار شايسته و برای ما راهگشا بود. ولی خوب با اين حال سياست ايجاب می کرد که حتا شما را از ميدان سياست دور کنيم. تو فرار کردی و چه خوب شد که جان خودت را نجات دادی و اکنون هستی که مرهمی بر دردم بگذاری.

فرخ جان، ای کاش در کنارم بودی و از استعداد و راه و روش سياسی تو در جهت ماندگاری اين نظام بهره می بردم. البته هم اکنون نيز در مورد مصاحبه ها و تحليل هايت با آقا مجتبی بحث و گفتگو می کنيم و يقين داشته باش که هر آنچه را که در لفافه به من می گويی مورد تعمق قرار می دهم و اگر در آشکار از تو و رفقای حزبی ات دفاع نمی کنم به دليل معذوراتی است که خودت فائق بدان هستی.

من بسيار خوشحالم که نه تنها نسبت به گذشته و اعمالت در مورد حمايت از نظام " ابراز تأسف و شرمساری و پشيمانی نکرده اي، بلکه بسياری از شما هنوز همان سياست ها و رفتار پيشين را در پوشش و حجابی تازه در خارج از کشور تکرار و تبليغ و ترويج می کنيد." (2). اين روند فعاليت تو در اپوزسيون مرا به ياد آن ضرب المثل خودمان می اندازد: برادر گوشت برادر را می خورد ولی استخوانش را دور نمی ريزد!

من از شهامت تو خوشم می آيد، با وجود اينکه هر وقت از ما تعريف می کني، حتا دوستان قديمی ات هم به تو پرخاش می کنند ولی ميدان را خالی نمی کنی. ميدانی که حمايت های تو و همفکرانت در خارج کشور، کمک بزرگی به حفظ نظام می کند. شنيده ام که "اتاق فکر" تشکيل داده ايد و هر طور که شده برای بقای ما تلاش می کنی هر چند که به نام "فتنه سبز" است ولی مهم نيست. همين قدر که خود و ديگران!!!!! را در گناه همه ی فجايعی که رخ می دهد با من شريک ميدانی برای من کافی است. اما در حال حاضر مصلحت را در اين می بينيم که اين "سران فتنه" و "خواص بی بصيرت" در حاشيه بمانند، چون حفظ نظام از همه چيز مهم تر است.

اگر به سخنرانی اخير من گوش داده باشی گفتم که الآن حکومت من يکدست شده، مشکل اختلاف سليقه هست که آن نيز قابل حل است ولی فکر من راحت است و همه به نوعی از سياست های من جانبداری می کنند. در نامه ات اشاره کرده بودی که خامنه ای پرستان در هر فرصتی که شما به صحنه می آييد صحنه را با شعار "گوش به فرمان توايم خامنه‌ای" می آرايند و رؤسای مقننه و قضائيه هر شبانه روز همگان را، نه به تبعيت از قانون، که به تبعيت از رهبری فرامی خوانند و در حکومت، باور غالب اين است که حکم رهبر، حکم قانون دارد و بايد مطاع باشد. به يقين که درست اشاره کردی و جز اين هم انتظار ندارم چون بی جهت لقب "امام" به من نداده اند. خواهشی که از تو دارم اين است که پس از من سعی کنی هوای آقا مجتبی را داشته باشی و همانطور که به من گوشزد می کنی ايشان را نيز دريابی. بد نيست که در گفتمان ها و نامه های آتی ات کمی وجود و حضور آقا مجتبی را مطرح کنی تا کم کم در صحنه ی سياسی کشور مطرح شود. سعی کن همواره به گونه ای عمل کنی که فتنه گران شعارهای ساختار شکن ندهند تا باعث فروپاشی بيت من شوند. مبادا بلايی که سر "بن علی" آمد سر ما بيايد! در طول اين چندين سال وجود تو و ياران همفکرت يکی از موانعی بوده که بر سر راه تشکيل يک آلترناتيو قوی در مقابل ما قرار گرفته، همينطور ادامه بدهيد و هميشه مانع حرکت اپوزيسيون واقعی بر عليه ما شويد.

در ضمن نامه ی بعدی ات را نيز خواندم خيلی با احساس بود و عکس مظلومانه ای هم ضميمه ی نامه ات کرده بودي، خوشمان آمد!

دلگير شده ای که مبادا رفقايت از سازمانت اخراجت کنند، نترس تو بايد با همان سياستی که تاکنون داشته ای پيش بروی و در سازمان و آن ديگری "اتحاد جمهوری خواهان" بمانی و آنها را نيز همچون خودت به اين باور برسانی که سرمايه ی نظام جمهوری اسلامی "اعتماد ملی" است. پس وجود تو در هر دو لازم است و سعی کن مثل من خواص بی بصيرت را از هر دو بيرون کنی. تو و دوستانت بايد پراکندگی در اپوزيسيون را هر چه بيشتر دامن بزنيد، چه که اتحاد همه ی اينها حفظ نظام را به خطر می اندازد.

خودت بهتر ميدانی که "نوری زاد" نمک خورد و نمکدان را شکست ولی من وقعی به نامه های او و ديگران نمی گذارم، چون اينها مهره های سوخته هستند و تو را پاک تر از همه ی اينها می دانم. اينها همه به من خيانت کردند و خواهان نابودی من و بيت من هستند و همانطور که به درستی گفتی «فردوست ها در کنار من بسيارند». در ضمن فرخ جان هيچ اشکالی ندارد که من هم آريامهر باشم، آن هم با عمامه، سلطنت ...سلطنت است چه با تاج و چه با عمامه! ما که بدمان نمی آيد.....

در ضمن بايد اضافه کنم که علم روانشناسی ات هم قابل تحسين است و چه استادانه درباره ی خطای باصره ی خاص ايرانی و نيز علت خودکشی پسر شاه اظهار نظر کردی!

فرخ جان، پسرم می دانم که ميدان را خالی نمی کنی به فرض هم اگر چنين شد بلافاصله تشيکلات ديگری از نيروهای طرفدار خودت ايجاد کن و سعی کن که هميشه در سطح اپوزيسيون مطرح باشی. چون همانطور که به درستی اشاره کردی درد همه ی ما مشترک است، چه حکومتيان و طرفداران حکومت و چه مخالفان. سفارش کردم که دور را دور مواظبت باشند که خدای ناکرده و انشاالله صدمه ای نبينی.

آنچه که در پايان برای گفتن دارم اين است که شعر زيبايی را که در بالای نامه ات نوشته بودی به خودت تقديم می کنم و التماس دعا دارم:

ای که دستت مي‌رسد کاری بکن

پيش از آن کز تو نيايد هيچ کار


دوستدارت

سيد علی خامنه ای



(1): گفتاری از عليرضا نوری زاده در يکی از برنامه های تلوزيونی

(2): مسعود نقره کار: تکرار تراژدی - بخش نخست در تاريخ ۲۴ دی ۱٣٨۹ - ۱۴ ژانويه ۲۰۱۱

لينک نامه ی آقای نگهدار با عنوان: آقای خامنه‌ای! فردوست‌ها دارند از شما آريامهر مي‌سازند

http://www.negahdar.net/index.php/article/2011-01-12_1929/


http://www.aftabkaran.com/maghale.php?id=1427

Friday, February 4, 2011

4 February 2011 - عناوين مهمترين اخبار روز

خروش بهمن ـ بر ای سرنگونی هنوزم بهمنه بهمن

ارتش خيزش

به ایران



سر بامها نشستم به نظاره تو ایران ز دریچه همیشه به دوباره تو ایران

ز دهان بغضهایت چه شراره‌ها که دیدم ز فرود اشکهایت چه ترانه‌ها شنیدم

همه جا درون رگها چه تبی چه شوق و شوری و به انقلاب گفتم نکند تو در عبوری؟!

ز نگاه مادرانت گل سرخ فخر چیدم و نهادمش به سینه، گل سینه امیدم

ز طلوع دخترانت سر تپه تهاجم دل شعر من درآمد به تپیدن و تلاطم

همه جا شرار و نوری، گل و غنچه غروری و به انقلاب گفتم، نکند تو در عبوری؟!

ته هر اجاق خاموش، که گشته بد فرامش شرری جهیده بیهوش ز شوق سوختن خوش

به کتاب هر خیابان، ز رمان سرخ میدان چه حکایتی که خواندم ز شهامت جوانان

به فضای شهر دیدم چه تراکم حضوری و به انقلاب گفتم نکند تو در عبوری؟!،

***

یک هوای ترد و تازه، در فضای میهن است شور توفانی وزان در بادهای میهن است

در گذر از سی بهار خفته در خون پشت سر ملت اینک در پی باد صبای میهن است

آسمان خونین دل و دشت وطن آلاله پوش پرچم سرخ قیام اینک ردای میهن است

بشنوش در بانگهای دختران شیر شهر نغمه‌ای که خوشترین بانگ و ندای میهن است

عزم برگشتن نموده سوی شهر سوخته ابر پرباری که بارانش صفای میهن است

خیز! رگبارش گرفت این ابر سرخ انقلاب شد اجابت آن دعایی که دعای میهن است.

چهلمین روز شهادت قهرمان خلق، علی صارمی - فیلم



روز گذشته چهلمین روز شهادت قهرمان خلق علی صارمی ، با حضور جمع کثیری از خانواده و دوستان آن شهید در منزلش برگزار شد.


به ياد قهرمان خلق مجاهد شهيد علي صارمي







ویدئو کلیپ ها: به یاد قهرمان مجاهد خلق علی صارمی2

انتخاب کرد که رفیق ماه باشد ـ یه ستاره تو شب سیاه باشد


پیام قهرمان مجاهد خلق علی صارمی از زندان ـ 3دی۱۳۸۹



استشهاد المجاهد البطل علي صارمي



مصاحبه با مجاهد اشرفی اکبر صارمی و تماس تلفنی با زینب صارمی



پیام 6تن از مجاهدان اشرف هم بند با مجاهد شهید علی صارمی



گرامی‌داشت یاد شهید علی صارمی از زبان هموطنان در داخل



نامه مجاهد قهرمان علی صارمی در پاسخ به اتهامات دادستان رژیم آخوندی



نامه بهروز جاوید تهرانی به‌مناسبت شهادت علی صارمی



نامه لیلا و زینب صارمی به پدرشان شهید علی صارمی



سخنان مجاهد اشرفی اکبر شفقت هم بند با مجاهد شهید علی صارمی

امیر برج خانی - دل نوشته ای به یاد همبند ودوست قدیمی ام قهرمان مجاهد خلق علی صارمی



این شعر در مراسم بزرگداشت شهید علی صارمی در لس آنجلس توسط سراینده قرائت شد.


خبر کوتاه اما وسعتش دنیا

خبر مواج چون دریا ،

ز دیوار و حصار و دخمه جلاد

برون آمد

خروشی شد سرودی شد

سرودی سرخ بر لبهای مشتاقان

مشتاقان آزادی

دوباره شیر آهن کوه مردی،

به رسم بابک و سرشار از ایمان

طناب دار خود را بوسه باران کرد

خودش را پرچمی در دست باران کرد

پس ای یاران خروشیم و بجنگیم و

طلسم اهرمن در هم بکوبیم

بگوئیم صارمی از نسل مسعود است، دلیری مریمی پیمان

و خونش ضامن آزادی ایران

و ما را هست این پیمان،

خروشیم و بجنگیم در ره ایران

یار قدیمی ، همیشه صمیمی ام تکیه گاه شرایط سخت زندان ، همبند و همرزم و همدرد م ، یادت بخیر ساقی مسکین نواز من .

آری صحبت از دلاور مرد ، مجاهد قهرمان علی صارمی است ، چهره دیرآشنای محلات جنوب تهران ؛ معلمی دلسوز که در محلات یاخچی آباد ، عبدل آباد و نازی آباد تداعی کننده معلم شهید صمد بهرنگی بود .

آری علی صارمی با گچ سفید اندیشه اش بر تخته سیاه مدارس جنوب تهران در دوران های ستم شاهی و ستم شیخی بذر آگاهی میپاشید و در دهه ی ۶۰ با بسیاری از شاگردانش همبند بود و همرزم ، همانان که ستیز با ظلم و ستم را نخستین بار در کلام و نگاه علی یافتند و هر کدام در نوع خود جاودانه فروغی شدند در کهکشان مبارزات مردم ایران .

و سلام به فرزندش اکبر قهرمان اشرفی ، اکبری که در دوران اسارت پدر قبل از عزیمتش به منطقه با سن و سالی کم در کسوت یک مرد نان آور خانواده یعنی مادر و سه خواهرش بود و سلام و عرض ادب به خواهر عزیزم مهین ، مهین صارمی شیرزن و همراه سالهای نبرد و اسارت علی و به دخترانم لیلا و زینب و پویا با آن صلابت و اقتدار صارمی وارشان .

جسم علی بر دارشد ولی اندیشه ها از عزم او بیدار شد و میتوان گفت که عاشا" سعیدا و ماشا" سعیدا

مجاهد قهرمان شهید علی صارمی علی وار زیست و در نهایت سر بر آستان مولایش حسن فرود آورد و کسانی که از نزدیک علی را میشناختند میدانند که همواره منشاء حرکت و مقاومت او زندگی و راه پیامبر جاودان آزادی حسین (ع ) بود و علی قبل از رفتنش به اشرف برای دیدار فرزندش همواره یک اشرفی بود و در مراسم آزادی زندانیان و خداحافظی میگفت سلام مرا به برادر مسعود و خواهر مریم برسانید ، علی صارمی در تمامی ابعاد عنصری وارسته و خودساخته بود و حتی در مناسبات عاطفی و اجتماعی نیز همواره امین و تکیه گاه دوستان و آشنایان بود و مامنی برای حل مسائل و مشکلات آنها خصوصا" نسل جوان و در حقیقت او در ذات خود یک معلم بود و حتی در بوسه زدن به طناب دار هم آموزگاری شد در فدا

سلام بر عزم و درود بر رزم او

سینا دشتی ـ نغمه آزادى نوع بشر سرا...



در فرداى شهادت سنگین و مظلومانه سه قهرمان مجاهد خلق، زنده یادان على صارمى، محمد على حاج آقایى و جعفر کاظمى به نظر میرسید که جو بهت وشوک سنگین این جنایات وحشیانه میبایست در چندین ماه وشاید سال از درد بحران شکست طلسم ولایت فقیه کاسته و رژیم را تا ستون بعدى از خشم خلق در امان گذارد. اعلان علنى موارد اتهام آنها توسط رژیم، دیدار از اشرف، کمک مالى به مجاهدین، تماس با سیماى مقاومت و ارسال گزارش تصویرى از قیام مردم ایران به سیماى آزادى، منظور و هدفى جز این نداشت که رژیم به همگان بگوید که بهاى با اشرف بودن در نظر پلید جلاد ان معادل بهاى در اشرف بودن است.
رژیم تبهکارى که سى سال تاریخ میهن ما را به ترکیبى از نا امنى قضائى، جنایت دولتی، شکنجه، درهم شکستن انسانها و له کردن وسنگسار انسانیت، غارت أموال عمومى، تحقیر و خرد کردن زندانیان در محبس عظیمى به نام ایران، آلوده است. اکنون در فرارسیدن زمان باز خواست بزرگ مردم قهرمان ایران به جنایت دست می زند تا زهر ترس را در اندام جامعه سرازیر کند، فلج رعب را بر ذهن و مفاصل یک خلق کبیر مسلط کند و با باز تولید اختناق به نفس گیرى پرداخته و خود را قاهر و مسلط و محکم بنمایاند.
معتقدان به ایدئولوژی "النصر بالرعب " باید هم که در تاریکخانه ذهنشان با این محاسبه وارد دور جدید کشتار زندانیان شده باشند، همین کشتارها در سال ١٣٦٠ و ١٣٦٧ بود که براى حکومت فرجه بقا فرآهم آورد. چرا این بار نه؟
اما برنامه ى همیارى سیماى آزادى مثل یک سیلى بزرگ بر صورت رژیم فرود آمد. بسیارى از هموطنان از شهرهاى مختلف ایران با یاد عزیزان شهید به اعلام همیارى خود با سیماى آزادى پرداختند. آنها با تاکید بر نقش کاظمى در حمایت از سیما به "محاربه" با نظام فقاهتى پرداختند. بى هیچ ترسى و واهمه ى از عواقب ممکن.
شهادت مظلومانه ى صارمى، کاظمى و حاج آقائى در مدار بسیار برتر از محاسبات روزمره ى رژیم موفق به شکستن تابوى ترسى شدند که منفذ اصلى تنفس حکومت دد منش ملایان است. گوئى که نفس پاکشان به دمیدن بر "آتش قیام در زیر خاکستر خیانت" مشغول است.
اوجگیرى حمایت مادى از سیما در آخرین برنامه همیارى به راستى که نمود دیگرى است از "که آنها زنده هستند" و در فرا تر از معادلات روزانه به "روزى رساندن" مشغول! تا که خلق به دل ببیند و به دل بشنود. با آنها در حال انتظار، پیمان ایستادگى بر عهد می بندیم تا مرغ سحر بخواهد و بخواند و بخواند.

مردم کرمان در محاصره سیل و قربانی حاکمان بی‌کفایت



چگونه «رحمت الهی»، استان قحطی زده کرمان را ویران می‌کند.
بیش از نیمی از استان کرمان را سیل فراگرفته است. کارگزاران بی‌کفایت رژیم آخوندی، نه تنها به مردم مصیبت‌زده کمک نمی کنند، بلکه بر زخم آنها نمک می‌پاشند.

… آن‌چه در زیر می‌آید عیناً از خبرگزاریهای داخلی در روزهای اخیر نقل شده و گوشه‌ای از فاجعه را نشان می‌دهد.

عصرایران ۱۴ بهمن: ۴۰ روستای بم در محاصره سیل
به‌دلیل بروز سیل ۴۰ روستا در منطقه روداب و نرماشیر در محاصره سیلاب قرار گرفتند.
پس از سالهای خشکسالی در شهرستان بم و شهرستان تازه تأسیس نرماشیر بارندگی سه روز گذشته که به‌طور مداوم ادامه داشت موجب آبگرفتگی شدید بخش روداب و شهرستان تازه تأسیس نرماشیر شد.
در این دو منطقه هم‌اکنون ۴۰ روستا در محاصره سیل هستند و راههای روستایی دچار آبگرفتگی و تخریب شده‌اند.
ساکنان این روستاها هم‌اکنون نیازمند امداد رسانی هستند.


تخریب ۶ هزار خانه در سیلاب گسترده کرمان
درحالیکه طی سیزده سال پیاپی خشکسالی به‌عنوان مهمترین معضل بزرگترین استان کشور تبدیل شده است در سه روز گذشته سیلاب گسترده ۱۴ شهرستان کرمان را در بر گرفت و شش هزار خانه را تخریب کرد.
سیلاب شدید و گسترده درشرایطی تنها طی سه روز بخشهای مختلف استان کرمان را درگیر کرد که میزان بارندگی طی این چند روز در کرمان بیش از متوسط بارندگی طی یک سال گذشته در استان کرمان گزارش شده است.

دهها روستا در محاصره سیل
در حال حاضر به‌دلیل بارندگی شدید در کرمان ۱۱۶ روستا در محاصره سیلاب هستند و طبق اعلام مسئولان محلی در شرق استان کرمان نیمی از بخش روداب در بم، نیمی از شهرستان تازه تأسیس نرماشیر، ۵۰ درصد شهر زلزله‌زده ریگان، بیش از ۶۰ روستا در فهرج و ریگان در محاصره سیل قرار دارند، از سوی دیگر در جنوب استان کرمان شش شهرستان جیرفت، عنبرآباد، رودبار، قلعه گنج، کهنوج، منوجان به‌شدت دچار سیل زدگی شده‌اند در شمال استان نیز شهربابک، زرند و کرمان دچار خسارت شدند و کشاورزانی که تا دیروز آبی برای سیراب کردن باغها و مزارع نداشتند امروز شاهد غرق شدن مزارع و کشاورزی خود در سیلاب هستند.

/
خسارات سیل از زمین‌لرزه‌های شش ریشتری ریگان بیشتر است

سیل روز گذشته حتی از زمین‌لرزه‌های سهمگین شرق استان خسارت بیشتری را به مردم وارد کرده است و بخش قابل توجهی از استان را درگیر خود کرد و این درحالی است که از صبح امروز نیز توفان در برخی مناطق استان به‌خصوص شهر کرمان آغاز شده است.

دو نفر کشته شدند
هم‌اکنون سیل در جنوب کرمان طبق اعلام مسئولان شش هزار خانه را تخریب کرده است و دو نفر نیز در این حوادث که ناشی از بی‌احتیاطی بیان شده است جان خود را از دست داده‌اند و هم‌چنان ۱۱۶ روستا در محاصره سیل قرار دارد.
از سویی مردم شهر کرمان نیز از تبعات سیل در امان نماندند و آبگرفتگی شدید برخی معابر شهری و خانه‌ها در این شهر مردمی را که آرزوی ریزش باران داشتند در حیرت فرو برد و این نکته را بار دیگر گوشزد که که ساختار شهری کرمان برای مقابله با چنین شرایطی با مشکل روبه‌رو است.

۷۱۳۵ خانوار کرمانی درگیر سیل هستند، راه‌ها مسدود شدند

معاون عمرانی استاندار کرمان با اشاره به حجم سیلاب در کرمان از درگیر شدن بیش از هفت هزارو ۱۳۵ خانوار در این سیل در استان کرمان خبر داد.
محمد جواد کامیاب هم‌چنین افزود: هم‌اکنون راههای اصلی رودبار به ایرانشهر، کهنوج به فاریاب و شهربابک به هرات بسته هستند.

تخریب خانه‌ها در فهرج، ۲۰ روستا در محاصره سیل، مردم غذا ندارند

فرماندار فهرج گفت: تاکنون ۱۵ واحد مسکونی فهرج در اثر سیل دو روز گذشته‌ تخریب شده است.
حسین زین‌الصالحین با اشاره به سیل دو روز گذشته در این شهرستان اظهار داشت: ۲۰ روستای بخش نگین کویر شهرستان فهرج در محاصره سیل قرار گرفتند. با توجه به این‌که ۳ هزار واحد مسکونی غیرمقاوم در این شهرستان قرار دارد و در اثر زلزله دچار آسیب جدی شده‌اند، در اثر بارندگی دو روز گذشته ۱۵ واحد مسکونی تخریب شده است و نیاز به چادر برای اسکان دارند.

زین‌الصالحین خاطرنشان کرد: در اثر بارندگی خسارات زیادی به جاده‌های روستایی، پل‌ها و معابر وارد شده است و اکثر منازل دچار آب‌گرفتگی شدید شده‌اند و هم‌اکنون اکیپ‌های امدادی وارد منطقه شده‌اند و در حال کمک‌رسانی به مردم سیل‌زده هستند.

وی با بیان این‌که خسارات زیادی به قنوات و مزارع کشاورزی شهرستان وارد شده است، عنوان داشت: بسیاری از قنوات و کانال‌های کشاورزی در این شهرستان تخریب و از بین رفته است و نبود ماشین‌آلات سنگین راهسازی از مهم‌ترین مشکلات در این شهرستان است.

زین‌الصالحین تصریح کرد: سیل موجب تلف شدن تعداد زیادی از دام‌های دامداران شده است و کارشناسان هم‌اکنون در حال برآورد خسارات وارده در بخش‌های مختلف هستند.

‌با توجه به این‌که آب وارد منازل مردم روستای یوسف‌آباد چاهدگال شده و تمام وسایل و اثاثیه منزل روستاییان به زیر آب رفته است، ساکنان این روستا به مواد غذایی نیاز دارند.

در یکی از معابر روستای یوسف‌آباد چاهدگال آب بیش از نیم متر است که عبور و مرور روستاییان به سختی صورت می‌گیرد.

۵۰ درصد ریگان به زیر آب رفت، زلزله‌زدگان در محاصره سیل

مهر: بروز سیل در منطقه زلزله‌زده ریگان موجب تخریب برخی منازل مسکونی و هم‌چنین آبگرفتگی ۵۰ درصد شهر ریگان و ۵۰ روستا شد.

بروز بارندگی شدید در شرق کرمان زلزله‌زده‌های ریگانی را با مشکل جدیدی مواجه کرد این در حال است که تنها چند روز پیش این شهرستان شاهد زمین‌لرزه ۶ ریشتری و هم‌چنین توفان شن نیز بود و تعداد زیادی از مردم در این شهرستان در چادر زندگی می‌کنند.

فرماندار ریگان در گفتگو با خبرنگار مهر درکرمان با اشاره به بروز سیلاب شدید دراین شهرستان و شکسته شدن سیل بندهای این شهرستان اظهارداشت: هم‌اکنون ۵۰ درصد شهر ریگان وبیش از ۵۰ روستای این شهرستان در محاصره سیل قرار دارند و نیازمند امداد رسانی سریع هستند.

وی ادامه داد: سیل زدگان هم‌اکنون در خارج از این منازل و در چادر ساکن هستند و نیازمند امداد رسانی در اسرع وقت و هم‌چنین توزیع مواد غذایی هستند.

فرماندار ریگان خاطرنشان کرد: خسارات سنگینی نیز به بخش کشاورزی وارد شده و بسیاری از زمینهای کشاورزی و باغات دچار آب گرفتگی شده است.

برزنگ افزود: هزار رأس دام و سه هزارو ۷۰۰ قطعه طیور در این شهرستان تلف شده است.

وی خواستار کمک رسانی سریع به سیل زدگان شد و گفت: راه دسترسی به چهار روستا در ریگان بسته است و نیاز به امداد رسانی سریع دارند.

۷۰۰۰ خانوار کرمانی در معرض سیل، دو کشته و هزاران آواره از سیلاب

مهر: معاون استاندار کرمان با اشاره به ادامه امداد رسانی سریع به سیل زدگان کرمانی گفت: در مناطق سیل زده هفت هزار خانوار در معرض سیل قرار گرفتند.

پس از زمین‌لرزه‌های متوالی و تخریب هزاران خانه در زلزله‌های ۶ و ۶. ۵ ریشتری شرق کرمان این بار سیل ۱۴ شهرستان را در برگرفت.

وی از آبگرفتگی شدید شهرهای مختلف در استان کرمان خبر داد و گفت: کرمان، سیرجان، عنبرآباد، جیرفت، کهنوج، ریگان، فهرج و زرند دچار آب گرفتگی شدید شده‌اند و از سوی دیگر ۱۱۶ روستا در محاصره سیل هستند و شش هزار خانه مسکونی در این مناطق تخریب شده‌اند.

سخنان نماینده مردم منطقه بحران‌زده فوق در مجلس شورای اسلامی:
نماینده بم، ریگان و فهرج در مجلس ارتجاع: غول استکبار در حال نابود شدن است

فارس: نماینده مردم شهرستانهای شرق استان کرمان در مجلس گفت: غول استکبار در حال نابود شدن بوده و شاخ و برگ‌های پوسیده آن توسط ملت‌های آزاده جهان در حال خشکاندن است.

حجت‌الاسلام موسی غضنفرآبادی چهارشنبه شب در جمع اعضای حزب مؤتلفه اسلامی بم اظهار داشت: وجود مقدس نبی اکرم (ص) موجب خیر و برکت برای مسلمانان است و ما باید شب و روز شکرگزار این نعمت الهی باشیم.

وی با سپاسگزاری به درگاه خداوند متعال به‌دلیل نزول رحمت الهی در شرق استان پس از خشکسالی‌های چند سال اخیر بیان داشت: تعدادی از رودخانه‌های شرق استان که مدتها خشکیده بودند، از جمله رودخانه فهرج دوباره پر‌آب شدند.

وی گفت: وقایع اخیر جهان از جمله انقلاب‌های صورت گرفته توسط ملل آزادیخواه علیه حکام مستبد و جیره‌خوار آمریکا و رژیم صهیونیستی را از نشانه‌های ظهور دانست و افزود: انقلاب اسلامی ایران ملت‌های آزادیخواه جهان را بیدار کرد.

غضنفرآبادی با مقایسه سخنان شاه در روزهای پایانی حکومت خود با سخنان حسنی مبارک افزود: هر دو نفر جیره‌خوار استکبار هستند و از روی التماس با مردم صحبت کردند.

نماینده شرق استان کرمان در مجلس خاطرنشان کرد: با توجه به شرایط کنونی باید از همیشه هوشیارتر باشیم، زیرا دشمنان کوتاه نیامده‌اند و فتنه دارای چهره‌های زیادی است.

وی گفت: در کشور ما به فضل الهی اتحاد و همدلی شیعه به‌صورت گسترده وجود دارد و نباید این عزت و اقتدار را به سادگی از دست بدهیم.

وی با ستودن وحدت و همدلی موجود در شرق استان کرمان تصریح کرد: اصل حفظ نظام اولویت دارد و سخنانی که موجب تضعیف نظام باشد، غیرقابل بخشش است.

نماینده شرق استان کرمان در مجلس با بیان این‌که عده‌یی قصد اختلاف‌افکنی و ایجاد شایعات گوناگون بر علیه افراد را دارند، اظهار داشت: باید مراقبت کنیم و اجازه ندهیم با آبروی افراد بازی شده و از این طریق ایجاد تفرقه شود.

غضنفرآبادی خود را موظف به حمایت از مسئولانی دانست که کار خود را به درستی و خالصانه انجام می‌دهند و گفت: همه مسئولان در حد توانایی خود تلاش می‌کنند، اما برخی افراد از روی غرض‌ورزی اقدام به سیاه‌نمایی و کوچک جلوه‌دادن کارها و خدمات صورت گرفته می‌کنند.

وی بیان داشت: ما مخالف اجرای عدالت نیستیم، اما بی‌عدالتی را هم تحمل نمی‌کنیم.

غضنفرآبادی بازسازی فرهنگی را در اولویت مباحث خود دانست و خاطرنشان کرد: آن‌چه به مردم بم عزت داده، عزاداری‌های با‌شکوه، اتحاد، همدلی و ولایتمداری است که باید آن را برای همیشه حفظ کنیم.

بحث در باره حفاظت اشرف در جلسه استماع سنا با حضور سفیر آمریکا و فرمانده نیروهای آمریکا در عراق سناتور - فیلم



سناتور جان مک کین کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا و رهبر جمهوریخواهان در استماع کمیته نیروهای مسلح در سنای ایالات متحده گفت: در قرارگاه اشرف در عراق که تحت حفاظت سربازان آمریکا بوده است، پناهندگان ایرانی مستقر هستند. من نسبت به رفاه و آسایش و امنیت آنها نگران هستم



من امیدوارم بتوانیم به نحوی با این موضوع برخورد کنیم، که به آنها نسبت به تعهدات آمریکا و نسبت به تعهدات دولت عراق در مورد امنیت شان تضمین بدهیم. من امیدوارم سفیر ما، نگرانی ما را نسبت به وضعیت قرارگاه اشرف، به دولت عراق ابلاغ کند.

سناتور کارل لِوین، رئیس کمیته نیروهای مسلح در سنای آمریکا از حزب دمکرات با تقدیر از سناتور مک کین گفت: من در نگرانی شما در مورد این گروه که در سخنان خود به آن اشاره کردید، سهیم هستم. من می خواهم بدانم و آیا دولت عراق وظیفه خود را در مورد حفاظت اشرف انجام می دهد یا خیر؟ و آیا بعد از خروج ما از عراق بعد از دسامبر ۲۰۱۱، حفاظت کافی برای اشرف ادامه خواهد یافت یا خیر؟



پنجشنبه۱۴بهمن ( سوم فوریه ۲۰۱۱) جیمز جفری سفیر ایالات متحده و ژنرال آستین فرمانده نیروهای آمریکایی در عراق، برای شهادت دادن در استماع کمیته نیروهای مسلح در سنای آمریکا حاضر شدند.




سخنان سناتور مک کین:
در عراق جایی به نام قرارگاه اشرف وجود دارد، که پناهندگان ایرانی در آن مستقر هستند و تحت حفاظت سربازان آمریکا قرار داشته است. من نسبت به رفاه و آسایش و امنیت آنها نگران هستم. من امیدوارم که بتوانیم به نحوی با این موضوع برخورد کنیم، که به آنان نسبت به تعهدات آمریکا و دولت عراق در مورد امنیت آنها تضمین بدهیم.




سناتور کارل لوین رئیس کمیته نیروهای مسلح: با تشکر زیاد از سناتور مک کین، من در نگرانی شما در مورد این گروه که در انتهای صحبتهای خودتان به آن اشاره کردید، خودم را سهیم میدانم.
سناتور مک کین: من امیدوارم که آقای سفیر، شما نگرانی ما را نسبت به وضعیت کمپ اشرف، به اطلاع دولت عراق برسانید.
سناتور کارل لوین: مسئله دیگری که هنوز تعیین تکلیف نشده است، آینده گروهی از مخالفان ایرانی است، که مستقر در قرارگاه اشرف هستند.
آقای سفیر، می خواستم بدانم که آیا شما معتقد هستید، دولت عراق در رابطه با فراهم کردن حفاظت مکفی برای آن افراد متوجه مسئولیت خودش هست یا خیر؟ و آیا دولت عراق وظیفه خودش را در رابطه با حفاظت اشرف انجام میدهد یا خیر؟ و آیا اگر آنها حفاظت مکفی میدهند، بعد از خروج ما از عراق در ماه دسامبر، حفاظت کافی برای اشرف ادامه خواهد یافت یا خیر؟




سفیر جفری: اولاً آقای رئیس، دولت عراق، هم بر اساس قوانین بین المللی و هم بر اساس قرارداد مشخصی که با ما در سال۲۰۰۸ به امضا رسانده است، موظف است که هم حفاظت کافی و انسانی از این افراد فراهم آورد، و هم اینکه نباید آنان را وادار به رفتن به کشوری بکند که نگرانی مشروعی وجود دارد که مورد بدرفتاری قرار بگیرند.
عراقیها به طور کلی برای آنها حفاظت و امنیت کافی تأمین می کنند. ما چند اتفاق ناگوار (هم) در آنجا داشته ایم. ولی ما و سازمان ملل بر اوضاع مسلط هستیم و هر هفته به آنجا (اشرف) می رویم و در ارتباط مستمر با عراقیها در این مورد هستیم و به صورت مداوم با آنها صحبت می کنیم.

سناتور لوین: چقدر مطمئن هستید، که عراق کماکان بعد از دسامبر (۲۰۱۱) از قرارگاه اشرف حفاظت خواهد کرد؟

سفیر جفری: من کاملاً مطمئن هستم آنها به حفاظت ادامه خواهند داد. الان در آنجا نیروهای آمریکایی نیستند و من فکر نمی کنم که اعم از اینکه ما حضور داشته باشیم یا بعد از بیرون رفتن ما از عراق، در موضع عراقیها تغییری ایجاد بشود. جامعه بین المللی انتظارات بنیادین مشخصی از کشور عراق و از همه اعضای جامعه بین المللی دارد، که یکی از آنها این است که با کسانی که در چنین شرایطی قرار گرفته اند، بدرفتاری صورت نگیرد.

سناتور لوین: آیا می توانید درجه اطمینان خود را به ما بگویید؟ آیا از تأمین حفاظت (برای اشرف) خیلی مطمئن هستید؟ آیا خیلی مطمئن هستید؟
سفیر جفری: من مطمئن هستم، در حد فاصل بین «خیلی مطمئن» و «عدم اطمینان».

سناتور لوین: چه میزان مطمئن هستید؟
سفیر جفری: همانطور که گفتم ”مطمئن”، یک درجه پایینتر از ”خیلی مطمئن” است.