گردهمایی ۱۸ژوئن در پاریس

گردهمایی ۱۸ژوئن در پاریس
گردهمایی ۱۸ژوئن در پاریس

پیروزی عدالت و مقاومت در کودتای ننگین ۱۷ژوئن

«در جایی که هنوز یک قطره قانون و یک ذره آزادی و وجدان وجود دارد، تردید نکنید که ما پیروز می‌شویم. مبارزه بر سر حذف یاوه‌ی تروریستی، مبارزه‌ای است با پیروزی محتوم»

اخبار فارسی از سیمای آزادی تلویزیون ملی ايران

اخبار فارسی از سیمای آزادی تلویزیون ملی ايران
اخبار فارسی از سیمای آزادی تلویزیون ملی ايران

To Listen click on the link Below PLZ برنامه زنده رادیو سیمای آزادی

To Listen click on the link Below PLZ برنامه زنده رادیو سیمای آزادی
To Listen click on the link Above PLZ برنامه زنده رادیو سیمای آزادی

مشخصات ماهواره جديد را به دوستان و آشنايان خود بدهيد و در هرجا كه مي توانيد , منتشر كنيد

مشخصات ماهواره جديد را به دوستان و آشنايان خود بدهيد و در هرجا كه مي توانيد , منتشر كنيد
برنامه سيماي آزادي , تلویزیون ملی ایران از اين پس علاوه بر ماهواره تل استار 12 , بر روي ماهواره يوتل ست و هاتبرد ۱۳ نيز پخش مي شود

مشخصات ماهواره جديد را به دوستان و آشنايان خود بدهيد و در هرجا كه مي توانيد , منتشر كنيد

EUROPE – MIDDLE EAST: Hot Bird at 13°E, بصورت M PEG 4 / HD Frequency:11541 MHz, Polarity: Verical, Symbol rate:22.000, FEC: 5/6, Eutelsat E7B ( W3A) at 7.0°E, ت M PEG 2 / SD Frequency:10721 MHz, Polarity: Horizontal, Symbol rate:22.000, FEC: 3/4, تماشای پخش زنده تصویر و صدای سیمای آزادی بر روی اینترنت https://hambastegimeli.com/%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C https://iranntv.com/%D9%BE%D8%AE%D8%B4-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87/

مشخصات ماهواره تل استار 12 ,برنامه سيماي آزادي , تلویزیون ملی ایران

EUROPE – MIDDLE EAST: Telstar 12, 15°W, Frequency: 12589 MHz, Polarity: Vertical, Symbol rate: 4503, FEC: 1/2

نيز پخش مي شود AMERICA - CANADA براى Galaxy 19.برنامه سيماي آزادي بر روي ماهواره

NORTH AMERICA & CANADA, Galaxy 19 at 97.0°W, Frequency: 11867 MHz, Polarity: Vertical, Symbol rate: 22.000, FEC: 2/3, Transponder: 7

قیام تا پیروزی , جنگ صد برابر تا سرنگونی- پیام به جوانان اشرف‌نشان و نیروهای انقلاب دموکراتیک مردم

قیام تا پیروزی , جنگ صد برابر تا سرنگونی- پیام به جوانان اشرف‌نشان و نیروهای انقلاب دموکراتیک مردم
قیام تا پیروزی , جنگ صد برابر تا سرنگونی- پیام به جوانان اشرف‌نشان و نیروهای انقلاب دموکراتیک مردم ایران - مسعود رجوی- ۲۹بهمن ۱۳۸۹

فیلم - خروش بهمن فراخوان به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری - مسعود رجوی ۹بهمن ۱۳۸۹

فیلم - خروش بهمن فراخوان به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری - مسعود رجوی ۹بهمن ۱۳۸۹
- To View the Videos,DOUBLE Click on the Image Above, Wait few seconds,Then Scroll down 1/4 of the page and Choose the Video PLZ- فیلم - خروش بهمن فراخوان به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری - مسعود رجوی ۹بهمن ۱۳۸۹

فراخوان فوری عفو بین الملل برای جلوگیری از اعدام ۷ زندانی سیاسی - TAKE URGENT ACTION IN 3 STEPS! RE

فراخوان فوری عفو بین الملل برای جلوگیری از اعدام ۷ زندانی سیاسی - TAKE URGENT ACTION IN 3 STEPS! RE
فراخوان فوری عفو بین الملل برای جلوگیری از اعدام ۷ زندانی سیاسی - TAKE URGENT ACTION IN 3 STEPS! Mullah's REGIME PLANS TWO MORE POLITICAL EXECUTIONS ANY DAY

خوشا به اين ايستادگي و اين سرفرازي اشرف نشان

خوشا به اين ايستادگي و اين سرفرازي اشرف نشان
من خاک اشرف رازیارت کردم آری - به یاد قهرمان مجاهد خلق علی صارمی

فراخوان خانواده های مجاهدین در واشینگتن تایمز امروز چاپ شد

فراخوان خانواده های مجاهدین در واشینگتن تایمز امروز چاپ شد
فراخوان خانواده های مجاهدین در واشینگتن تایمز امروز چاپ شد

به‌یاد شهدای قهرمان جعفر کاظمی و محمدعلی حاج‌آقایی

به‌یاد شهدای قهرمان جعفر کاظمی و محمدعلی حاج‌آقایی
به‌یاد شهدای قهرمان جعفر کاظمی و محمدعلی حاج‌آقایی

شهادت زندانی سیاسی مجاهد والامقام محسن دکمه‌چی بر اثر محدودیت عمدی از مداوا

شهادت زندانی سیاسی  مجاهد والامقام محسن دکمه‌چی  بر اثر محدودیت عمدی از مداوا
شهادت زندانی سیاسی مجاهد والامقام محسن دکمه‌چی بر اثر محدودیت عمدی از مداوا

شهیدان پاکباز مجاهد خلق در حماسه 19فروردین ۱۳۹۰ - حماسه‌سازان دفاع از آزادی و شرافت ملت ایران - شه

شهیدان پاکباز مجاهد خلق در حماسه 19فروردین ۱۳۹۰  - حماسه‌سازان دفاع از آزادی و شرافت ملت ایران - شه
شهیدان پاکباز مجاهد خلق در حماسه 19فروردین ۱۳۹۰ - حماسه‌سازان دفاع از آزادی و شرافت ملت ایران - شهیدان قهرمان اشرف

خروش اشرف - 17دی 89

خروش اشرف - 17دی 89
خروش اشرف - 17دی 89

فراخوان به لغو محاصره اشرف و دسترسي آزادانه بيماران به خدمات پزشكيInhumane restrictions on Camp Ash

فراخوان به لغو محاصره اشرف و دسترسي آزادانه بيماران به خدمات پزشكيInhumane restrictions on Camp Ash
http://www.gopetition.com/petition/40751.html

شهر پایداری و شرف اشرف

شهر پایداری و شرف اشرف
شهر پایداری و شرف اشرف

In support of camp-ashraf Patients

In support of camp-ashraf Patients
http://www.gopetition.com/petition/40751.html

We Demand the Immediate Release of Arzhang Davoudi! Over Two Months on Hunger Strike!

We Demand the Immediate Release of Arzhang Davoudi! Over Two Months on Hunger Strike!
پتیشن برای نجات جان ارژنگ داوودیWe Demand the Immediate Release of Arzhang Davoudi! Over Two Months on Hunger Strike!

گرامی باد حماسه سرخ بهمن، راهگشای بهاران سبز آزادی

گرامی باد حماسه سرخ بهمن، راهگشای بهاران سبز آزادی
گرامی باد حماسه سرخ بهمن، راهگشای بهاران سبز آزادی

گرا‌می با‌‌د خا‌‌طره‌‌‌‌‌‌‌ تا‌‌بنا‌‌ك 30هزار زند‌ا‌‌نی سیا‌‌سی قتل‌عا‌‌م‌‌شد‌‌ه د‌‌ر سا‌ل67

گرا‌می با‌‌د خا‌‌طره‌‌‌‌‌‌‌ تا‌‌بنا‌‌ك 30هزار زند‌ا‌‌نی سیا‌‌سی قتل‌عا‌‌م‌‌شد‌‌ه د‌‌ر سا‌ل67
گرا‌می با‌‌د خا‌‌طره‌‌‌‌‌‌‌ تا‌‌بنا‌‌ك 30هزار زند‌ا‌‌نی سیا‌‌سی قتل‌عا‌‌م‌‌شد‌‌ه د‌‌ر سا‌ل67

شهر پایداری و شرف اشرف

شهر پایداری و شرف اشرف
شهر پایداری و شرف اشرف

با ياد شهيدان قهرمان و پاکباز شهر پایداری و شرف اشرف وقيام سراسري ايران

با ياد شهيدان قهرمان و پاکباز شهر پایداری و شرف اشرف وقيام سراسري ايران
با ياد شهيدان قهرمان و پاکباز شهر پایداری و شرف اشرف وقيام سراسري ايران

حماسه اشرف ۶ و ۷ مرداد ۸۸ - در ۶ و ۷ مرداد چه گذشت ...

حماسه اشرف ۶ و ۷ مرداد  ۸۸ - در ۶ و ۷ مرداد  چه گذشت ...
حماسه اشرف ۶ و ۷ مرداد ۸۸ - در ۶ و ۷ مرداد چه گذشت ...

بمناسبت بیست و دومین سالگرد حماسه کبیر عقیدتی ، میهنی فروغ جاویدان

بمناسبت بیست و دومین سالگرد حماسه کبیر عقیدتی ، میهنی فروغ جاویدان
بمناسبت بیست و دومین سالگرد حماسه کبیر عقیدتی ، میهنی فروغ جاویدان

استراتژی قیام وسرنگونی, سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور

استراتژی قیام وسرنگونی, سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور
استراتژی قیام وسرنگونی, سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور- مسعود رجوی - 30 دی 1388 To Read , Click on the Blue Image Above, Wait few seconds,Then Scroll down 1/3 of the page PLZ

استراتژی قیام وسرنگونی, سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور- مسعود رجوی - 30 دی 1388

استراتژی قیام وسرنگونی, سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور- مسعود رجوی - 30 دی 1388
استراتژی قیام وسرنگونی, سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور- مسعود رجوی - 30 دی 1388 - To View the Videos,DOUBLE Click on the Image Above, Wait few seconds,Then Scroll down 1/4 of the page and Choose the Video PLZ

درس آتشين چهارشنبهسورى , پيام بهآتشافروزان و نسل قيام , پيش بهسوى بهار آزادى .. - مسعود رجوى -

درس آتشين چهارشنبهسورى , پيام بهآتشافروزان و نسل قيام , پيش بهسوى بهار آزادى .. - مسعود رجوى -
To read, PLZ Click On The Above Imageدرس آتشين چهارشنبهسورى , پيام بهآتشافروزان و نسل قيام , پيش بهسوى بهار آزادى - مسعود رجوى - 25اسفند 88

شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى

شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى
شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى

شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى

شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى
مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند»«مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى

شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى

شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى
مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند»«مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى

شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى

شعلههاى خيزش سراسرى براى سرنگونى رژيم ضدبشرى
مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند»«مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى

مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند» «مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى

مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند» «مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى
مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند» «مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى

درزمستان سياه آخوندى در آستانه باز پس گيرى انقلاب به سرقت رفته به پيش.

درزمستان سياه آخوندى در آستانه باز پس گيرى انقلاب به سرقت رفته به پيش.
بهمن سرنگوني - در زمستان‌ سياه آخوندى، با نسيم روحافزاى بهارى و خروش خشم بهمنى توفانى‌ ، در آستانه بازپس گيرى انقلاب به سرقت رفته

مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند» «مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى

مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند» «مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى
مى كشيم ازدهن گرگ برون -انقلابى كه به سرقت بردند» «مرگ بر ديكتاتور»، «مرگ بر خامنهاى

براي جلوگيري از كشتار بيشتر ساكنان بي سلاح و بي دفاع اشرف طومار زير را امضاء كنيد

براي جلوگيري از كشتار بيشتر ساكنان بي سلاح و بي دفاع اشرف طومار زير را امضاء كنيد
ww.gopetition.com/online/31662.html Online petition - Stop War Crimes in Ashraf

Sign the petition to prevent further massacre of unarmed and defenseless residents of Ashraf .


با سلام
درخواست حمايت از همه آزاديخواهان و مدافعين حقوق بشر در جهان
جنايت جديد جنگي در اشرف را متوقف كنيد


Sign the petition to prevent further
massacre of unarmed and defenseless
residents of Ashraf.

http://www.gopetition.com/online/31662.html

Online petition - Stop War Crimes in Ashraf

درخواست حمايت از همه آزاديخواهان و مدافعين حقوق بشر در جهان
جنايت جديد جنگي در اشرف را متوقف كنيد
ضمن قدرداني از حمايتهاي شما در دفاع از حقوق ساكنين اشرف پس از حمله مرگبار نيروهاي عراقي به كمپ اشرف در اواخر ماه ژوئيه كه 11 كشته ، 500 مجروح و 36 ساكن ربوده شده در بر داشت ، اخيرا مطلع شديم كه رژيم فاشيست تروريست حاكم بر ايران در صدد است كه كمپ اشرف ، محل استقرار اپوزيسيون دمكراتيك ايران، را نابود و ساكنين آن را بدست دولت عراق كشتار كند.
طرح رژيم جنايت پيشه آخوندي آن طور كه در برخي سايتها و منابع وابسته به رژيم نيز منعكس شده است اين است كه از طريق دولت عراق با حملات مرگبار ساكنين اشرف را به زور جابجا نموده و آنها را به صحراهاي سماوه در جنوب عراق منتقل نمايد و به اين ترتيب راه را براي كشتار ساكنان بيدفاع اشرف فراهم نمايد.
همبستگي همه ايرانيان آزاديخواه در سراسر جهان و تلاشهاي بيدريغ هواداران مقاومت در تمامي كشورها نشان داد كه ميتوان توطئه هاي رژيم آخوندي را به شكستي براي او تبديل نمود. لذا شما را به پيوستن كمپين بين المللي دفاع از اشرف كه دفاع از ايران و ايراني است فرا ميخوانيم
از طرف كمپين دفاع از حقوق ساكنان اشرف ، يك پتيشن در آدرس ذيل گذاشته شده كه خواهان دخالت دبيركل ملل متحد و ارگانهاي مربوطه آن براي اذعان به حقوق ساكنان اشرف و وادار نمودن دولت عراق به رعايت اين حقوق ميباشد:

http://www.gopetition.com/online/31662.html

Online petition - Stop War Crimes in Ashraf

از شما دوستان عزيزم ميخواهم همچنانكه همواره مدافع حقوق بشر و حامي آزاديخواهان بوده ايد، جنايت جنگي جديد رژيم آخوندي را نيز با امضاء اين پتيشن متوقف كنيد و از خانواده, فاميل, دوستان و همكاران خود بخواهيد به اين امر انساندوستانه ملحق شوند و تا آنجا كه برايتان امكان دارد در ارسال و درخواست كمك از سايرين با ما همياري كنيد. مطمئن باشيد هر امضاي شما در نجات جان يك انسان، و جلوگيري از يك جنايت جنگي ديگر بدست جنايتكاران رژيم آخوندي در اشرف موثر است و ما را به پيروزي نهايي يعني آزادي ايران عزيزمان نزديك ميكند.
همچنين بسيار خوشحال خواهيم شد كه در اين مسير ما را با پيشنهادات و ر اهنمايي هاي خود حمايت نماييد

با تشكر و به اميد موفقيت
از طرف كمپين هماهنگ كننده حاميان اشرف




http://www.gopetition.com/online/31662.html

Online petition - Stop War Crimes in Ashraf

پيروزى بزرگ مقاومت ايران مبارك مبارك

پيروزى بزرگ مقاومت ايران مبارك مبارك
پيروزى بزرگ مقاومت ايران مبارك مبارك

درخواست حمايت از همه آزاديخواهان و مدافعين حقوق بشر در جهان - جنايت جديد جنگي در اشرف را متوقف كنيد

با سلام درخواست حمايت از همه آزاديخواهان و مدافعين حقوق بشر در جهان جنايت جديد جنگي در اشرف را متوقف كنيد Sign the petition to prevent further massacre of unarmed and defenseless Online petition - Stop War Crimes in Ashraf ضمن قدرداني از حمايتهاي شما در دفاع از حقوق ساكنين اشرف پس از حمله مرگبار نيروهاي عراقي به كمپ اشرف در اواخر ماه ژوئيه كه 11 كشته ، 500 مجروح و 36 ساكن ربوده شده در بر داشت ، اخيرا مطلع شديم كه رژيم فاشيست تروريست حاكم بر ايران در صدد است كه كمپ اشرف ، محل استقرار اپوزيسيون دمكراتيك ايران، را نابود و ساكنين آن را بدست دولت عراق كشتار كند. طرح رژيم جنايت پيشه آخوندي آن طور كه در برخي سايتها و منابع وابسته به رژيم نيز منعكس شده است اين است كه از طريق دولت عراق با حملات مرگبار ساكنين اشرف را به زور جابجا نموده و آنها را به صحراهاي سماوه در جنوب عراق منتقل نمايد و به اين ترتيب راه را براي كشتار ساكنان بيدفاع اشرف فراهم نمايد. همبستگي همه ايرانيان آزاديخواه در سراسر جهان و تلاشهاي بيدريغ هواداران مقاومت در تمامي كشورها نشان داد كه ميتوان توطئه هاي رژيم آخوندي را به شكستي براي او تبديل نمود. لذا شما را به پيوستن كمپين بين المللي دفاع از اشرف كه دفاع از ايران و ايراني است فرا ميخوانيم از طرف كمپين دفاع از حقوق ساكنان اشرف ، يك پتيشن در آدرس ذيل گذاشته شده كه خواهان دخالت دبيركل ملل متحد و ارگانهاي مربوطه آن براي اذعان به حقوق ساكنان اشرف و وادار نمودن دولت عراق به رعايت اين حقوق ميباشد http://www.gopetition.com/online/31662.html Online petition - Stop War Crimes in Ashraf از شما دوستان عزيزم ميخواهم همچنانكه همواره مدافع حقوق بشر و حامي آزاديخواهان بوده ايد، جنايت جنگي جديد رژيم آخوندي را نيز با امضاء اين پتيشن متوقف كنيد و از خانواده, فاميل, دوستان و همكاران خود بخواهيد به اين امر انساندوستانه ملحق شوند و تا آنجا كه برايتان امكان دارد در ارسال و درخواست كمك از سايرين با ما همياري كنيد. مطمئن باشيد هر امضاي شما در نجات جان يك انسان، و جلوگيري از يك جنايت جنگي ديگر بدست جنايتكاران رژيم آخوندي در اشرف موثر است و ما را به پيروزي نهايي يعني آزادي ايران عزيزمان نزديك ميكند همچنين بسيار خوشحال خواهيم شد كه در اين مسير ما را با پيشنهادات و ر اهنمايي هاي خود حمايت نماييد با تشكر و به اميد موفقيت از طرف كمپين هماهنگ كننده حاميان اشرف Online petition - Stop War Crimes in Ashraf

براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد

براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد
براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد

براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد

همميهن عزيز: آدرسهاى جديد سايت سازمان مجاهدين را به اطلاع دوستان و آشنايان خود برسانيد براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد http://raha.dnsdojo.org http://raha.dnsdojo.org http://azadi.dyndns.ws http://azadi.dyndns.ws http://azadi.dynalias.org http://azadi.dynalias.org http://azadi.dynalias.net http://azadi.dynalias.net http://azadi.dynalias.com http://azadi.dynalias.com http://azadi.does-it.net http://azadi.does-it.net http://azadi.dnsdojo.com http://azadi.dnsdojo.com http://azadi.dnsalias.org http://azadi.dnsalias.org http://azadi.dnsalias.net http://azadi.dnsalias.net http://azadi.dnsalias.com http://azadi.dnsalias.com http://azadi.cechire.com http://azadi.cechire.com

براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد

براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد
همميهن عزيز: آدرسهاى جديد سايت سازمان مجاهدين را به اطلاع دوستان و آشنايان خود برسانيد - براى مقابله با فيلترينگ رژيم از آدرسهاى زير استفاده كنيد

هفته همبستگى با اشرف و جوانان بپاخاسته در ميهن

هفته همبستگى با اشرف و جوانان بپاخاسته در ميهن
هفته همبستگى با اشرف و جوانان بپاخاسته در ميهن

بازگشايى دانشگاهها و مدارس در امتداد قيامها و شعلهورتركردن آن، يكبار ديگر اركان ولى فقيه درهمشكسته

بازگشايى دانشگاهها و مدارس در امتداد قيامها و شعلهورتركردن آن، يكبار ديگر اركان ولى فقيه درهمشكسته
بازگشايى دانشگاهها و مدارس در امتداد قيامها و شعلهورتركردن آن، يكبار ديگر اركان ولى فقيه درهمشكسته را لزرانتر مىكند

Petitionدرخواست حمايت از همه آزاديخواهان و مدافعين حقوق بشر در جهان - جنايت جديد جنگي در اشرف

Bookmark and Share
ww.gopetition.com/online/31662.html Online petition - Stop War Crimes in Ashraf Sign the petition to prevent further massacre of unarmed and defenseless residents of Ashraf . درخواست حمايت از همه آزاديخواهان و مدافعين حقوق بشر در جهان - جنايت جديد جنگي در اشرف را متوقف كنيد ww.gopetition.com/online/31662.html Online petition - Stop War Crimes in Ashraf Stop War Crimes in Ashraf Petition

شهر پایداری و شرف اشرف

شهر پایداری و شرف اشرف
شهر پایداری و شرف اشرف

In support of camp-ashraf Patientsفراخوان به لغو محاصره اشرف و دسترسي آزادانه بيماران به خدمات پزشك

In support of camp-ashraf Patientsفراخوان به لغو محاصره اشرف و دسترسي آزادانه بيماران به خدمات پزشك
فراخوان به لغو محاصره اشرف و دسترسي آزادانه بيماران به خدمات پزشكيInhumane restrictions on Camp Ashraf patients by Iraqi forcess - Nov.12, 2010

Friday, February 4, 2011

نگاه ها و نظرها : حسین پویا - افشای منبع مالی مجاهدین



چند روز پیش خبر و توضیح مصاحبه جولیانی - شهردار سابق نیویورک- با سی ان ان که در آن از مجاهدین و حقوق آنها دفاع کرده بود را روی فیس بوک گذاشتم. یکی از کسانی که در شبکه فیس بوکی من است - البته با نام مستعار- کامنتی زیر آن گذاشت که مضمونش بدین مضمون که این حمایت و دفاع جولیانی شهردار سابق نیویورک از مجاهدین به این دلیل است که مجاهدین او را خریده اند و این حمایت به قول ایشان "جنبه ساندیسی! دارد". من در پاسخش مختصرا نوشتم که اولا تنها جولیانی نبوده که اینطور جانانه حمایت کرده است . تعداد دیگری از سیاستمداران بزرگ آمریکایی که از نفرات کلیدی سپهر سیاسی ایالات متحده هستند نیز همین کار را به دفعات کرده اند. بعد هم از ایشان درخواست کردم که در اینگونه موارد چه خوب است که آدم کمی بیشتر دقت کند و خردمندانه تر و مسئولانه تر این قضایا و این حمایت ها را تجزیه و تحلیل و نتیجه گیری و قضاوت کند.
خوشبختانه یا بدبختانه من از هویت این دوست فیس بوکی اطلاع ندارم اما دروغ چرا، پس از آن پاسخ مختصر به ایشان کمی دچار تردید شدم که آیا درست است که من از ایشان- نوعی- بخواهم که خردمندانه تر به قضایا بنگرند و با دقت و مسئولیت بیشتر به نتیجه گیری بپردازند. راستش را بخواهید ساده تر و بی درد سر تر این است که این قبیل اظهار نظرها را نشنیده بگیری و بی تفاوت از کنار آن بگذری. اما با یک فلش بک کوتاه به گذشته میبنیم که نتیجه اینگونه ساده گذشتن از کنار واقعیات چه نتایج دردناکی میتواند داشته باشد. مروری بر گذشته نه چندان دور و تاملی بر دروغها ،گنده گوئیها خزعبلات و خرافاتی که در باره جانور کثیف و درنده ای بنام خمینی سر هم بندی میشد تا او را بعنوان امام و ناجی و رهبرو...به ما قالب کنند ، میتواند ما را به خود آورد که چگونه خوش باورانه عکس دجال خون آشام را در ماه میجستیم و هیچ نپرسیدیم که اگر قرار بود خداوند عالم عکس کسی را در ماه حک کند ،تصویر آخرین پیامبرش را که او حبیبش نامیده در آنجا مینگاشت! و از خود نپرسیدیم که آن دجالی که آنگونه در ماه جایش داده بودند چرا نمیتواند چهار کلمه حرف معمول بیان کند ؟!و.... زمان گذشت و ما -همه ما- بهای سنگینی برای صداقت و خوش باوری خود پرداختیم. بنظر میرسد که امروزه روز نیز کسانی همچنان براین باورند که گویا میشود دیگران را سیاه کرد و خود را سفید و پاک جلوه داد. از جمله این خوش خیالان دره عافیت جناب بنی صدر یا همان "اندیشه قرن" است که هنوز هم بجای مخالفت با رژیم خمینی ، دشمنی اش با مجاهدین است و هنوز تئوریهای مضحک میبافد .
ایشان معتقد است که مجاهدین وابسته هستند. به کی؟ احتمالا به امریکا چون تا وقتی امریکای قدرتمند پولدار هست که آدم نمیرود به بورکینا فاسو وابسته بشود. اما آخر اگر اینها به امریکا وابسته باشند آنوقت این حمایتهای مقامات و نمایندگان پارلمان و سنا و شهرداران فرانسوی چه معنی میدهد. مگر عقلشان را از دست داده اند که از یک گروه وابسته به امریکا حمایت کنند. اما ایشان همچنان معتقدند که بر اساس اصل "ثنویت مرجع"! و "دوران اصالت در پیام رسالت"!، مجاهدین وابسته شده اند به امریکا. اگر از ایشان بپرسید که پس چرا امریکا اینها را بمباران کرد وبیش از پنجاه نفرشون را کشت و سالهاست که اسمشان را در لیست گروههای تروریستی گذاشته و به این ترتیب دست و بالشان را برای فعالیت سیاسی در امریکا بسته و در عراق هم دولت مالکی همین نامگذاری را بهانه کرده تا آنها را سرکوب کند و هرکاری از دستش ساخته است برای از بین بردن آنها بکند، خواهد گفت که:
اینقدر از من سوال نکنید. خودتان بروید پاسخ را پیدا کنید. شاید امریکا خر است. اصلا برای همین است که من میگویم نباید به امریکا وابسته شد. اما بالا بروید، پائین بیائید اینها وابسته به امریکا هستند وگرنه امریکایی ها باید می آمدند و از شخصیت مهمی مثل من! حمایت می کردن.
بگذریم. حالا بنده متحیر مانده ام که چه کسی خر است و چه کسی خودش را به خریت می زند؟
و اما چون دیدم که استفاده از این تز وابستگی برای پاسخ به سوالاتم، خودش سوالاتی را به دنبال دارد که فقط آقای "اندیشه قرن" میتواند به آنها پاسخ بدهد و تازه پاسخ هایش هم مثل همان داستان خط سوم شمس تبریزی است که نه خودش میتواند بخواند و نه دیگران، پس بهتر است همان تز حق و حساب را بچسبیم و این تجزیه و تحلیل به اصطلاح خردمندانه را انجام بدهیم و نتیجه اش را در اختیار دوستان بگذاریم. پس با اجازه بزرگترها کمی وارد تجزیه و تحلیل میشوم. خوب حالا سوال اصلی چی بود؟ آها! یادم آمد:
سوال اینست که آیا کسانی نظیر جولیانی و لرد کوربت و لرد راسل و لرد فلان و سناتور بهمان برای حمایت هاشان از مجاهدین از آنها پول میگیرند و اگر اینگونه است حدودا چقدر؟ و مجاهدین این پولها را از کجا می آورند؟
به قول هندسه دانها از برهان خلف استفاده می کنم یعنی حساب می کنم که اگر این داستان بخواهد راست باشد چه الزاماتی نیاز دارد و چه نتایجی در پی خواهد داشت. اول با اجازه معلومات مسئله را دسته بندی می کنم.
الف – افرادی نظیر جولیانی و جان بولتن امریکایی و لرد کربت انگلیسی و آن پنج هزار شهردار فرانسوی و بقیه سیاستمدارانی که در حال حاضر از سازمان مجاهدین و حقوق مجاهدین کمپ اشرف حمایت می کنند، فعالیتشان تنها منحصر به شرکت در یک مصاحبه با سی ان ان و یا یک تظاهرات و سخنرانی و یا امضای یک بیانیه نبوده است. اینجا باز هم با اجازه بزرگتر ها یک پرانتز باز می کنم:
علیرضا نوری زاده ملقب به مزدور اجاره ای، در عکس العمل به حمایت شهرداران فرانسوی از مجاهدین گفته است که اینها شهرداران دهات فرانسه بوده اند (منظور اینکه اینها کدخدا هستند نه شهردار). البته به او مربوط نیست که اولین شهرداری که در آن مراسم حمایت شهرداران از مجاهدین شرکت کرد، شهردار منطقه یک پاریس بود که از یک دهکده کمی! بزرگتر است و بسیاری از شهرداران، مربوط به شهرها و یا مناطقی از شهرهای بزرگ می شدند که در آنها دانشگاههایی با چندین هزار دانشجو وجود دارد. لابد دهات پدربزرگ ایشان، یعنی شیخ فضل اله نوری، دانشگاهش همین تعداد دانشجو داشته. البته نوری زاده نوکر سلطان است و نه نوکر بادمجان. او هرچه که قرار باشد بگوید را می گوید. اما برای خردمندانه فکر کردن لابد شایسته است "نوکر بادمجان" بود و نه "سلطان". ضمنا از این مزدور اجاره ای بپرسید که اگر این اشخاص را میشد به همین سادگی و با پول خرید، ایشان راهش را به رژیم آخوندی که هم اهل این کار است و هم پولش را دارد و هم نیازش را دارد نشان بدهد. پرانتز بسته.
نکته مهم اینکه این حمایت ها قبل از هرچیز جنبه سیاسی دارد و نه اجتماعی و یا حقوقی و اقتصادی و برای حمایت کنندگان میتواند پیامد سیاسی نظیر اخطار وزارت خارجه دولت مربوطه و یا اخراج از حزب داشته باشد. و در برخی موارد مانند رفتن به عراق برای ملاقات با اشرفی ها باید آدم ریسک حملات تروریستی و زخمی و کشته شدن را نیز بپذیرد. نکته دیگر اینکه این سیاستمداران و حامیان مجاهدین مدتهاست و برخی شان سالهاست بطور مداوم درکنار مجاهدین فعالیت می کنند و از آنها در شرایط مختلف و در موضوعات مختلف حمایت کرده اند بنابراین اگر قرار باشد که به اصطلاح مزد بگیر مجاهدین باشند منطقی آنست که کارمند و حقوق بگیر ماهانه باشند.
ب - شخصیت هایی نظیر جولیانی و وزرای سابق امریکا و لردهای انگلیسی و سناتورها و نمایندگان کشورهای اروپایی و مثلا رئیس سابق عفو بین الملل و نخست وزیران سابق کشورهای مختلف را به نظر نمیرسدکه بتوان با یک حقوق صد یا هزار دلار در ماه برای کاری که زحمتش کم نیست و برایشان ممکن است مشکل سیاسی درست کند استخدام کرد. بهرحال نباید فراموش کرد که اسم مجاهدین چندین سال در لیست تروریستی کشورهای اروپایی قرار داشت و هنوز هم در لیست تروریستی کشور امریکاست و بنابر این حمایت از آنها، بخصوص برای یک سیاستمدار امریکایی کار ساده ای نیست. بنابراین غیر منطقی نیست اگر تصور کنیم که لابد به هرکدام از این شخصیتها حداقل پنج شش هزار دلار در ماه باید پرداخت کرد.
پ – تعداد این حامیان را اگر به بیانیه های خودشان و اطلاعیه های سازمان مجاهدین و دبیرخانه شورای ملی مقاومت مراجعه کنیم میشود با حدس و گمان پیدا کرد. بیش از هزار پارلمانتر اروپا و امریکا و چند صد سناتور و لرد و پنج هزار شهردار فرانسه و چندین هزار وکیل و حقوق دان و استاد دانشگاه و صدها هزار عراقی شیعه و سنی دانشگاهی و سیاستمدار و غیره در شمار حمایت کنندگان تمام وقت و نیمه وقت مجاهدین هستند. بجای همه اینها شاید بتوان با تقریب رقم پنج هزار نفر تمام وقت را در نظر گرفت و با توجه به شغل و سابقه کاری و فعالیت فعلی شان و میزان و تاثیر حمایتشان از مجاهدین، اگر حقوق بگیر ماهانه مجاهدین باشند به همه شان همان حداقل ماهی پنج هزار دلار را بطور متوسط باید داد. پس با یک حساب سر انگشتی میشود ماهی بیست وپنج ملیون دلار و سالی سیصد میلیون دلار. یک پرانتز دیگر:
در یکی از سفرهای احمدی نژاد به شهرهای مختلف ایران برای سخنرانی یکی از کارمندانی که با زور و تهدید به سخنرانی آورده شده بود بعد از سخنرانی خودش را به او رساند و گفت آقای دکتر براساس این گفته های شما به نظر شما دو دو تا چند تا میشود؟ احمدی نژاد هم یکی از آن ژست های پروفسوری را گرفت و کمی فکر کرد و گفت شش تا. آن مرد گفت دکتر چرا مزخرف می فرمایی. این چارتا انگشت را ببین. آها. این دو تا و اینم دو تا. جمعش میشه چهار تا. احمدی نژاد با شگفتی به او نگاه کرد و گفت:
آها! منظورت اونجوریه؟! پرانتز بسته.
پس با یک حساب سر انگشتی "اونجوری"! مجاهدین باید ماهیانه سیصد میلیون دلار به این حامیان خودشون حقوق بدن تا هروقت که بخوان اونا براشون سخنرانی کنند و بیانیه امضا کنند و به تظاهرات بیان و راهپیمایی کنند و جانشان را به خطر بیندازند و در پارلمانها و از جمله پارلمان اروپا و کنگره امریکا بحث مجاهدین و اشرف را روی میز بیاورند و از دولتهای خودشان در این زمینه بازخواست کنند.
ت – حالا مخارج دیگر مجاهدین از قبیل مخارج زندگی سه هزار و چهارصد نفر اشرفی و هزینه تلویزیون بیست و چهارساعته سیمای آزادی و مخارج اینهمه مجاهد در اروپا و امریکا و اینور و اونور و تظاهرات مختلف از چندین ده نفره تا چندین ده هزار نفره را هم اضافه کنید. اینرا هم لابد باید حداقل سالی پنجاه میلیون دلار حساب کرد.
پس مجاهدین به یک بودجه سالیانه سیصدو پنجاه میلیون دلار نیاز دارند.
حالا برویم سر این که این پول از کجا می آید.
اگر هنوز صدام حسین در قدرت بود ممکن بود برخی بدون اینکه فکر کنند سیصد و پنجاه میلیون دلار یعنی چه حجمی از پول، بگویند که از صدام می گیرند. اما او هشت سال است که رفته. پس باید جواب دیگری پیدا کرد.
ممکن است که مجاهدین در زمان حکومت صدام فرصت و امکاناتش را پیدا کردند و در قرارگاه اشرف چندین حلقه چاه نفت حفر کرده باشند. و هنوز هم استخراج و فروش نفت از آن چاهها هنوز ادامه دارد. اما بلافاصله این سوالات به ذهن آدم می زند که خوب دکل ها و تاسیسات استخراج نفت آنقدر کوچک نیست که بشود هفت هشت سال آنها را از دید امریکائیها و عراقی های که سرتاسر خاک قرارگاه را بازدید کرده اند پنهان کرد. بخصوص اینکه اگر چنین چاهها و تاسیسات استخراج نفت و لابد لوله های انتقال نفت تا یک بندری، وجود واقعی میداشت که حتما برخی از بریده هایی که به استخدام وزارت اطلاعات در آمده اند از آن مطلع بودند و ریز اطلاعاتش را در اختیار وزارت اطلاعات و کمیته سرکوب اشرف در نخست وزیری عراق گذاشته بودند. پس این جواب را باید نادیده گرفت چون غیر ممکن است.
جواب دیگر اینکه این پول را امریکائیها یا یک کشور دیگری در اختیار اینها قرار میدهد. در اینصورت هم مبلغ این پول آنقدر زیاد است که نمیتوان چنین کمکی را حتی برای یک سال مخفی نگه داشت.
میماند اینکه فکر کنیم با توجه به اصراری که مجاهدین برای حفظ اشرف و ماندن در اشرف دارند حتما معدن یک ماده قیمتی را در آنجا کشف کرده و دارند استخراج می کنند. این جواب به نظر منطقی می رسد. به نظر میرسد که مجاهدین در اشرف معدن طلا و یا الماس دارند و اینگونه است که میتوانند اینهمه هزینه سالانه را تامین کنند. اما این سوال هنوز باقی است که اگر اینگونه است چرا تا بحال عراقی های حامی و مزدور آخوندها این معادن را پیدا نکرده اند. شاید برای اینکه چشمشان را درست باز نکرده اند. بله دوستان به گمان من پاسخ همین است. مجاهدین در اشرف صندوقچه ای پر از مرواید دارند. سه هزار و چهارصد قطعه مروارید کمیاب. ثروت عظیمی که انگار تمام نشدنی است و خانم رجوی هم از اعتباری که از همین ذخیره بی نظیر به دست آمده، برای پیش بردن ایده هاش استفاده می کند. اگرنه چگونه میتوانست اینهمه حمایت از بزرگترین سیاستمداران دنیا کسب کند. مجاهدین از همین سرمایه شگفت انگیز است که برای پرداخت به همه ی آنهایی که با جدیت و تلاش شبانه روزی از مجاهدین و شورا حمایت می کند استفاده می کنند. و برای دیدن همین مرواریدهاست که بسیاری از این شخصیت ها تا کنون با به خطر انداختن جانشان به اشرف سفر کرده اند و از دیدن آنها غرق شگفتی شده اند.
مردم ایران هم بدون تردید قدر چنین گنجینه باارزش تاریخی را بخوبی میدانند. همین هفته گذشته در جریان همیاری سیمای آزادی ایرانیان داخل و خارج استقبال شایانی از این گلریزان همیاری کردند و نزدیک به یک میلیون و هشتصد هزار دلار با سیما کمک مالی کردند. این درحالی است که بقیه تلویزیونهای ماهواره ای همواره درخواست کمک مالی می کنند و همراهی چندانی با آنها نمیشود. اگر در نظر بگیرم که کسانی که از داخل ایران با سیما تماس میگیرند و کمک مالی خود را در اختیار سیمای آزادی که تلویزیون مجاهدین و مقاومت ایران است می گذارند، از جان خود مایه گذاشته اند زیرا بخوبی میدانند که درصورت شناخته و دستگیر شدن اعدام در انتظارشان خواهد بود، آنوقت میتوانیم یقین کنیم که ارزش این گنجینه تاریخی از دید مردم ایران پنهان نیست و بخوبی قدر آنرا میدانند.
به علاوه شک ندارم که بسیاری از آزادیخواهان و وطن پرستان عراقی از وجود این ذخیره شگفت انگیز و ارزش آن و اهمیتش برای عراق و دموکراسی در عراق با خبرند و برای همین هم با تمام وجود برای جلوگیری از تخریبش تلاش می کنند. اما بعید است که دولت مالکی و مزدورانش از وجود چنین گنجی با خبر شوند زیرا که برای یافتن آن به آدرس عوضی مراجعه می کنند.

نامهٔ کانون صنفی معلمان به رئیس قوهٔ قضاییه در مورد هاشم خواستار



کانون صنفی معلمان ایران، در نامه‌ای سرگشاده به آخوند صادق لاریجانی، رئیس قوهٔ قضاییهٔ جمهوری اسلامی، به شرح مشكلات هاشم خواستار پرداخته و خواهان آزادی هرچه سریعتر این معلم زندانی شده است. هاشم خواستار، از اعضای کانون صنفی معلمان ایران، به تازگی به‌دلیل شرایط حاد جسمی مورد عمل جراحی قرار گرفته و به‌رغم این‌که بایستی پس از عمل تحت مراقبتهای ویژه قرار گیرد، بلافاصله به زندان منتقل شده است.
در بخشی از این نامه آمده است: ”خواستار به گواه همکاران و نزدیکانش معلمی بسیار دلسوز و پرتلاش بوده است و در سالهای خدمت توانسته است شاگردانی پایبند به اخلاق پرورش دهد“.
متن کامل این نامه که در اختیار ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران قرار گرفته است، به شرح زیر می‌باشد.

به‌نام خداوند جان و خرد
حضور محترم رئیس قوهٔ قضاییهٔ جمهوری اسلامی ایران، آیت ا… لاریجانی
همان‌گونه که می‌دانید هاشم خواستار، فرهنگی بازنشستهٔ مشهدی و عضو کانون صنفی معلمان، بیش از نوزده ماه است که در زندان به‌سر می‌برد. وی ابتدا در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ در پارک ملت مشهد دستگیر و پس از یک ماه و نیم، با وثیقه ۳۵ میلیون تومانی آزاد، اما دوباره پس از ۴۹ روز، بازداشت و به زندان وکیل آباد مشهد برده شد. ایشان در دادگاه بدوی به شش سال حبس محکوم گردید، که حکم وی در دادگاه تجدید نظر، به دو سال زندان کاهش یافت. این فرهنگی بازنشسته، از تاریخ ۲۵ شهریور ۸۸ تاکنون در زندان وکیل آباد مشهد نگهداری می‌شود و در این مدت اجازه نیافته است که از مرخصی قانونی بهرمند شود.
خواستار پیش از انقلاب در مبارزه با رژیم گذشته فعال بوده و در شهر محل خدمتش در آذربایجان با مبارزان همکاری کرده است، چنانکه پس از انقلاب او را برای شهرداری آن شهر نامزد می‌کنند اما به عشق خدمت در زادگاه خود -بیرجند- شهرداری را نمی‌پذیرد. سپس به بیرجند می‌آید و نخست به ادارهٔ کشاورزی می‌رود و مدتی نیز در بنیاد مستضعفان به کار مشغول می‌شود و در پایان در آموزش و پرورش، هنرآموز کشاورزی می‌شود. خواستار به گواه همکاران و نزدیکان‌اش معلمی بسیار دلسوز و پرتلاش بوده است و در سالهای خدمت توانسته است شاگردانی پایبند به اخلاق پرورش دهد.

وی در زندان دچار بیماری‌های گوناگونی مانند آرتروز، کاهش بینایی، ناراحتی گوارشی و… شده است. هفتهٔ گذشته پس از کشمکش‌های چند ماهه، در بیمارستان امام رضای مشهد مورد عمل جراحی هموروئید قرار گرفت. در تمام مدت حضور او در بیمارستان، چندین نگهبان از او محافظت می‌نمودند. او را با غل و زنجیر و دست‌بند به بیمارستان آورده -پیش و پس ازعمل- به تخت می‌بندند و با‌ همان وضع به زندان می‌برند. تنها در زمان عمل و به هنگام بیهوشی غل وزنجیر را باز کرده‌اند – عکسی در اینترنت گویای این احوال است. خانوادهٔ او در مدت بستری‌اش تنها دو بار و آن هم به مدت یک ربع ساعت، توانسته‌اند با وی دیداری داشته باشند. کسانی که برای دیدار با نزدیکان بیمار خود به بیمارستان آمده بودند او را به چشم زندانی خطرناکی می‌نگریسته‌اند.

اکنون هم که نیاز بیشتری به مواظبت دارد، به‌رغم اصرار و تعهد خانواده برای مواظبت از او در منزل، به زندان برده شده است که این کار ممکن است باعث عفونت زخم‌هایش شود. خواستار ۳۰ سال از عمر خویش را در راه تعلیم علم و تربیت اخلاقی فرزندان این کشور صرف کرده است. او یک معلم است؛ معلم در فرهنگ دینی و ملی ما بسیار مورد احترام می‌باشد. حضرت علی (ع) که الگوی رفتای ما، به‌ویژه حاکمان، بوده و باید باشد، خود را بندهٔ معلم خویش می‌داند و حضرت محمد (ص) درجنگ بدر، کفار اسیری را که می‌توانستند ده مسلمان را خواندن و نوشتن بیاموزند، آزاد می‌کرد. کتاب آسمانی ما به قلم قسم می‌دهد و از فضیلت‌های یک عالم، شاگردی معلمانی است که از محضرشان فیض برده است. در فرهنگ ایرانی و در خانواده نیز آموخته‌ایم که پدر، مادر وآموزگاران خود را دوست داشته ومحترم بشماریم.
ریاست محترم قوهٔ قضاییه، بی‌تردید نگهداری معلمی ۵۷ ساله و بازنشسته در این وضع، بازی‌کردن با آبروی نظام اسلامی است. از این رو کانون صنفی معلمان ایران، از شما درخواست دارد، به حرمت ۳۰ سال خدمت و تربیت فرزندان ایران و جایگاه والای معلم در فرهنگ دینی و ملی ایرانیان، در برخورد با این فرهنگی دلسوز و گرانقدر، تجدید نظر نمایید. باشد که خانواده، فرزندان و همکاران ایشان دعاگوی شما باشند.
کانون صنفی معلمان ایران.

فیلم - یک گزارش تلفنی تکان دهنده شهید زهرا بهرامی در باره وقایع عاشورا



زهرا بهرامی در یک تماس تلفنی، گزارشی درباره وقایع عاشورای ۸۸ داده است که بیانگر شهامت و شجاعت این شیرزن و بطلان دعاوی شکنجه گران در باره این زن فداکار و مبارز است

ارژنگ داوودی به سلول انفرادی منتقل شد



ارژنگ داوودی، زندانی سیاسی محبوس در بند امنیتی زندان رجایی شهر کرج، به سلول انفرادی منتقل شد.

بنابر گزارشات دریافتی: صبح امروز پنج شنبه، چهاردهم بهمن ماه، مسئولان امنیتی به دلایل نامعلوم، ارژنگ داوودی را به سلول‌های انفرادی بند یک (معروف به سوئیت) منتقل نمودند. این در حالیست که افشین بایمانی و مهدی زارع، که طی روزهای گذشته به سلول انفرادی منتقل شده‌اند، کماکان به بند بازگردانده نشدند.

مسئولان پس از تشکیل بند امنیتی در زندان رجایی شهر کرج، جهت اعمال فشار بیشتر بر زندانیان سیاسی در اقدامی کم سابقه، بسیاری از ایشان را به سلول انفرادی نیز منتقل می‌کنند.

لازم به یادآوری ست که ارژنگ داوودی در آبان ماه سال ۱۳۸۲ به اتهام علیه امنیت ملی از طریق نوشتن ”مانیفست سکولار ایرانیان“ دستگیر شده است.

وی در طی این مدت به‌دلیل فشار در زندان و مصادره منزل شخصی خود چندین بار دست به اعتصاب‌غذای طولانی مدت‌زده است

سلب حق تماس تلفنی ضیا نبوی به دستور مقامات قضائی اهواز



سید ضیاء نبوی عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل و سخنگوی شورای دفاع از حق تحصیل در چند روز اخیر به دستور مقامات قضائی شهر اهواز ممنوع التلفن شده است. به گزارش دانشجونیوز ضیاء نبوی پیش از این حق دوبار تماس تلفنی در ماه را داشت، اما اکنون مسئولین قضائی و دادگستری اهواز به مسئولین زندان دستور داده اند تا مانع از تماس و مکالمه تلفنی وی بشوند. یکی از نزدیکان ضیاء نبوی به دانشجونیوز گفت که وی به دستور دادگستری شهر اهواز ممنوع التلفن شده است. طی ماه های اخیر فشارها مقامات دادگستری و همچنین مسئولین زندان کارون اهواز بر ضیاء نبوی بیشتر شده است.
ضیا نبوی دانش آموخته دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل است که در کنکور کارشناسی ارشد موفق به کسب رتبه تک رقمی در کنکور شد اما با از سوی دولت از تحصیل محروم شد. وی در حوادث پس از انتخابات در تاریخ ۲۵ خرداد ۸۸ دستگیر و از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به قضاوت پیرعباسی به ۱۰ سال حبس در تبعید محکوم شد.
ضیا نبوی از مهرماه گذشته به زندان کارون اهواز تبعید شده است. وی در بدو ورود به زندان اهواز پس از تبعید، از سوی مقامات امنیتی اهواز مورد ضرب و شتم و توهین قرا گرفته بود.
ضیا نبوی در آخرین ملاقات خود با خانواده اش نیز مورد توهین قرار گرفت به نحوی که توانسته بود تنها به مدت چند ثانیه با مادر و خواهر خود به صورت حضوری ملاقات کند. مقامات زندان پس از توهین‌های مکرر اجازه داده بودند تا وی و خانواده اش به مدت چند دقیقه به صورت کابینی با یکدیگر ملاقات کنند. شایان ذکر است که در آخرین ملاقات ضیاء نبوی با خانواده اش، وی دو بار از سوی مسئولین زندان کارون اهواز مورد بازرسی بدنی و آزار قرار گرفت. مسئولین زندان کارون همچنین خانواده نبوی از جمله خواهرزاده چهارساله وی را نیز مورد بازرسی شدید بدنی قرار داده بودند.

برگزاری دادگاه بهروز خانجانی و پنج نوکیش مسیحی دیگر



رهسا نیوز- شنبه مورخه ۸۹/۱۱/۱۶ دادگاه شش تن از نوکیشان مسیحی بن در شعبه اول دادگاه انقلاب شیرازبه اتهام ارتداد- اقدام علیه امنیت- شرکت در گروهک های ضد نظام- تبلیغ و تبشیر مسیحیت برگزار خواهد شد. بنا به گزارش رهانا، دادگاه شش تن از نوکیشان مسیحی بنامهای مهدی فروتن معروف به پطرس ، پرویز خلج ، ایمان فرزاد منش ، بهروز صادق خانجانی ، محمد بلیاد معروف به ویلیام و خانم نازلی مکاریان، فردا شنبه مورخه ۱۶/۱۱/۸۹ در شعبه اول دادگاه انقلاب شیرازبه اتهام ارتداد- اقدام علیه امنیت- شرکت در گروهک های ضد نظام- تبلیغ و تبشیر مسیحیت برگزار خواهد شد.
پیشتر از این و بعد از جریانات انتخابات دهم ریاست جمهوری فشار و تهدید و ارعاب و بازداشت نوکیشان مسیحی به شدت افزایش یافته و موج جدیدی از برخوردها با اقلیت های دینی در داخل ایران را شاهد بودیم که بازداشت شدگان عمدتا با اتهامهایی نظیر اقدام علیه امنیت ملی و قعالیت در گروهکهای ضد نظام جمهوری اسلامی محاکمه می شوند و نیایش و ستایش این اقلیت های دینی به فعالیت های سیاسی تعبیر شده و با انها برخورد سیاسی میشود.
آقای مهدی فروتن معروف به پطرس در تاریخ ۱۷/۱۰/۱۳۸۸ در شیراز دستگیر شد و در تاریخ ۱۲/۱۲/۱۳۸۸ با وثیقه ۵۰ میلیون تومانی آزد شد.
آقای پرویز خلج که در سال ۱۳۸۵ نیز در رشت دستگیر شده بود به جرایم اقدام علیه امنیت و تبلیغ و تبشیر مسیحیت و اغفال جوانان و توهین به مقدسات اسلام و پرونده او باز مانده بود و دوباره در تاریخ ۱۹/۱۰/۱۳۸۸ در شیراز دستگیر شد و تاریخ ۵/۱۲/۱۳۸۸ با وثیقه ۵۰ میلیون تومانی آزاد شد.
آقای ایمان فرزاد منش در تاریخ ۱۹/۱۰/۱۳۸۸ در شیراز دستگیر و در تاریخ ۳/۱۲/۱۳۸۸ با وثیقه ۵۰ میلیونی آزاد شد.
آقای بهروز صادق خانجانی در سال ۸۵ در تهران به مدت یک ماه در زندان اوین بازداشت بود و تبرئه شد و در تاریخ ۲۰/۱۰/۱۳۸۸ ایشان را به عنوان سخنگوی کلیسای ایران برای مذاکره به اطلاعات شیراز دعوت کردند و همانجا دستگیر شد و تاریخ ۲۸/۱۲/۱۳۸۸ با وثیقه ۱۵۰ میلیون تومانی آزاد شد و دوباره در تاریخ ۲۷/۳/۱۳۸۹ به دادگاه احضار شد و تا به امروز در زندان به سر می برند.
آقای محمد بلیاد معروف به ویلیام در سال ۱۳۸۵ در کرج دستگیر شد و به او ۵ سال حبس تعلیقی دادند به جرایم اغفال جوانان و اقدام علیه امنیت و توهین به مقدسات اسلام و با وثیقه ۱۰ میلیون تومانی آزاد شد و دوباره در تاریخ ۲۸/۱۱/۱۳۸۸ جلوی درب منزلش واقع در فردیس کرج توسط مأموران نیروی انتظامی و نیروهای اطلاعاتی مورد توهین و ضرب و شتم قرار گرفت و او و همسرش (خانم نازلی مکاریان) را به زندان رجایی شهر منتقل کردند و چند روز بعد به زندان پلاک صد شیراز منتقل شد و در تاریخ ۲۸/۱۲/۱۳۸۸ با وثیقه ۲۰ میلیون تومانی آزاد شد.
خانم نازلی مکاریان در تاریخ ۲۸/۱۱/۱۳۸۸ یک روز و یک شب در زندان رجایی شهر بازداشت بود و با کفالت ۲۰ میلیون تومانی آزاد شده ولی نیابتش را از شیراز خواستند.
در تاریخ ۲۴/۱۱/۱۳۸۹ نیز دادگاه عمومی شعبه ۱۲۰ واقع در ساختمان دادگاه های جزایی شیرازهر شش نفر که در بالا ذکر شد را به جرم «توهین به مقدسات اسلام» احضار کرده اند.

جان زندانی سیاسی ماشالله حائری در خطر است



گزارشهای دریافتی حاکی است جان زندانی سیاسی ماشالله حائری به‌دلیل بیماری قلبی و عدم رسیدگی پزشکی در خطر است. دژخیمان زندان گوهردشت کرج از درمان وی و تحویل دارو توسط خانواده‌اش جلوگیری به‌عمل می‌آورند.

اکثر زندانیان محبوس در سالن 12 بند 4 به‌دلیل نبودن امکانات گرمایشی و سرمای شدید در شرایط سختی به‌سر می‌بردند.

بیاد شهید فاطمه مصباح دانش آموز 13 ساله ایکه به فتوای خمینی جلاد اعدام شد



بیاد شهید فاطمه مصباح دانش آموز 13 ساله

فاطمه مصباح دانش آموز 13 ساله درتظاهرات بیست و پنج شهریور سال 60 دستگیر شد و یك روز بعد درتاریخ 26 شهریور سال 60 به‌دست مزدوران پلید خمینی به‌شهادت رسید. جلادان خمینى، فاطمه مصباح را به‌مثابه‌جوانه ای از درخت تنومند مبارزه و مقاومت در مقابل ارتجاع و عقب‌ماندگى ، ناشكفته پرپر كردند ، غافل از آنكه این شجره طیب وطاهر ریشه‌ها در اعماق روح وقلب مردم دارد و هر روز بیشتر سر به‌فلك تاریخ این میهن مى كشد. فاطمه یكی از 8 شهید خانواده مصباح بود.مجاهدین خلق، محمد مصباح و رقیه مسیح (مصباح) پدر و مادر خانواده كبیر مصباح می‌باشد. خانواده گرانقدری كه تمامی هستی خود را در راه خدا و خلق فدا كرد و با تقدیم 8شهید سرفراز، مشعلی فروزان برافروخت و نام خود را بر تارك افتخارات خانواده‌های قهرمان مجاهد خلق ثبت نمود. 4تن از فرزندان این خانواده سرفراز، مجاهدان شهید فاطمه مصباح (13 ساله)،عزت مصباح ( 15 ساله )، اصغر مصباح ( 17 ساله ) و محمود مصباح (19 ساله) درتابستان سال 60 توسط دژخیمان خمینی به‌شهادت رسیدند. مجاهدین شهید محمد و رقیه مصباح نیز، به‌دنبال شهادت 4فرزند خود، پس از مقاومت قهرمانانه‌ای كه در جریان تهاجم مزدوران خمینی به‌محل استقرار آنها دریكی از پایگاههای مقاومت بعمل آوردند، همراه با مجاهد قهرمان فرمانده عباس عطاپور به‌شهادت رسیدند و به‌عهد خونین خود با خدا و خلق وفا كردند. 2ماه بعد نیز آخرین فرزند این خانواده؛ مجاهد شهید اكبر مصباح در بهار 61 و همسر مجاهدش نسرین مسیح (مصباح) در دوازدهم اردیبهشت 61، خون پاكشان را فدیه رهایی خلق در زنجیر ایران نمودند. یاد شهدای سرفراز خانواده كبیر مصباح گرامی و راه سرخشان پررهروباد


by Mahnaz Sobhani on Friday, February 4, 2011 at 2:27pm

Thursday, February 3, 2011

پس از ۱۳ سال خشک‌سالی، سیل نیمی از استان کرمان را در خود فرو برد



۶ هزار خانه تخریب و دست‌کم دو نفر کشته و یک نفر ناپدید شده‌اند.
درحالیکه طی سیزده سال پیاپی خشکسالی به مهمترین معضل بزرگترین استان ایران تبدیل شده است، در سه روز گذشته سیلاب گسترده ۱۴ شهرستان کرمان را در بر گرفت و شش هزار خانه را تخریب کرد.

گفته می‌شود در استانی که مهمترین مشکل آن تامین آب است هر ساله سیل میلیاردها تومان خسارت برجای می‌گذارد و جان مردم را تهدید می‌کند و در نهایت نیز این آب پس از ویران کردن خانه‌های مردم و مزارع وارد باتلاق جازموریان و کویر می‌شود و میلیاردها مترمکعب آبی که می‌تواند مشکل گشای مردم باشد بعد از ایجاد خسارت وارد کویر می‌شود.
به گزارش خبرگزاری حکومتی مهر، سیلاب شدید و گسترده طی سه روز بخشهای مختلف استان کرمان را درگیر کرده است. بنا‌به این گزارش، میزان بارندگی طی این چند روز در کرمان بیش از متوسط بارندگی طی یک سال گذشته در استان کرمان گزارش شده است.
میزان بارندگی طی سه روز در کرمان ۵۲ میلیمتر اعلام شده است اما این آمار در سال گذشته ۵۰ میلیمتر بود درحالی‌که در ابتدای هفته گذشته اعلام شد کرمان ۷۲ درصد نسبت به سال گذشته شاهد کاهش بارندگی بود.

۱۱۶ روستا در محاصره سیل قرار دارند
در حال حاضر به‌دلیل بارندگی شدید در کرمان ۱۱۶ روستا در محاصره سیلاب هستند و طبق اعلام کارگزاران محلی در شرق استان کرمان نیمی از بخش روداب در بم، نیمی از شهرستان تازه تأسیس نرماشیر، ۵۰ درصد شهر زلزله‌زده ریگان، بیش از ۶۰ روستا در فهرج و ریگان در محاصره سیل قرار دارند، از سوی دیگر در جنوب استان کرمان شش شهرستان جیرفت، عنبرآباد، رودبار، قلعه گنج، کهنوج، منوجان به‌شدت دچار سیل زدگی شده‌اند در شمال استان نیز شهربابک، زرند و کرمان دچار خسارت شدند و کشاورزانی که تا دیروز آبی برای سیراب کردن باغها و مزارع نداشتند امروز شاهد غرق شدن مزارع و کشاورزی خود در سیلاب هستند.

خسارات سیل از زمین‌لرزه‌های شش ریشتری ریگان بیشتر است

خبرگزاری مهر می‌افزاید: بدون شک سیل روز گذشته حتی از زمین‌لرزه‌های سهمگین شرق استان خسارت بیشتری را به مردم وارد کرده است و بخش قابل توجهی از استان را درگیر خود کرد و این درحالی است که از صبح امروز نیز توفان در برخی مناطق استان به‌خصوص شهر کرمان آغاز شده است.
میلیاردها مترمکعب آب در کرمان به کویر لوت می‌ریزد
در شرایط کنونی این نکته مطرح می‌شود که چرا در استانی که مهمترین مشکل آن تامین آب است هر ساله سیل میلیاردها تومان خسارت برجای می‌گذارد و جان مردم را تهدید می‌کند و در نهایت نیز این آب پس از طی کردن خانه‌های مردم و مزارع وارد باتلاق جازموریان و کویر می‌شود و میلیاردها مترمکعب آبی که می‌تواند مشکل گشای مردم باشد قبل از ایجاد خسارت استحصال نمی‌شود.

تخریب ۶ هزار خانه در کرمان / دو نفر کشته شدند
هم‌اکنون سیل در جنوب کرمان طبق اعلام مسئولان شش هزار خانه را تخریب کرده است و دو نفر نیز در این سیل جان خود را از دست داده‌اند که کارگزاران رژیم کشته شدن آنها را ناشی از بی‌احتیاطی اعلام کرده‌اند هم‌چنین یک نفر نیز ناپدید شده و ۱۱۶ روستا در محاصره سیل قرار دارد.
از سویی مردم شهر کرمان نیز از تبعات سیل در امان نماندند و آبگرفتگی شدید برخی معابر شهری و خانه‌ها در این شهر مردمی را که آرزوی ریزش باران داشتند در حیرت فرو برد و این نکته را بار دیگر گوشزد که که ساختار شهری کرمان برای مقابله با چنین شرایطی با مشکل روبه‌رو است.
۷۱۳۵ خانوار کرمانی درگیر سیل هستند
معاون عمرانی استاندار کرمان با اشاره به حجم سیلاب در کرمان از درگیر شدن بیش از هفت هزارو ۱۳۵ خانوار در این سیل در استان کرمان خبر داد.

محمد جواد کامیاب هم‌چنین افزود: هم‌اکنون راههای اصلی رودبار به ایرانشهر، کهنوج به فاریاب و شهربابک به هرات بسته هستند.

خروش بهمن ـ راهی نمانده تا سرنگونی - ویدئو کلیپ ها


خروش بهمن ـ کس نخارد


خروش بهمن ـ ما مرگ را سرودی کردیم



11بهمن سالروز شهادت احمد رضایی اولین شهید مجاهد خلق



خروش بهمن ـ به‌طور قطع رژیم ولایت‌فقیه سرنگون می‌شود



خروش بهمن ـ اين است دوران نوين براي آزادي



خروش بهمن ـ شعله خشم در ترانه ماست



خروش بهمن ـ هوا دلپذیر شد



خروش بهمن ـ همگی به پیش



خروش بهمن ـ راهی نمانده تا سرنگونی



خروش بهمن ـ کوهها بجنبند از جایم تکان نخواهم خورد



خروش بهمن ـ آزادی ضرورت دوام انسانی در مقام انسانی است



خروش بهمن - از این پس درکمین هر که دژخیم است بنشینیم



خروش بهمن ـ سرود نبرد آخرین




خروش بهمن ـ مرجنگه



خروش بهمن ـ همه با هم هستیم



خروش بهمن ـ بر ای سرنگونی هنوزم بهمنه بهمن

فیلم - خروش بهمن فراخوان به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری - مسعود رجوی ۹بهمن ۱۳۸۹













خروش بهمن
فراخوان به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری

مسعود رجوی ۹بهمن ۱۳۸۹


هموطنان،
زنان و مردان آزاده در ایران زمین،
جوانان دلیر و اشرف‌نشان،
آرایش سیاسی در خاورمیانه بزرگ، به سرعت در حال تغییر است. عطش آزادی همه جا را فراگرفته است
خلقها، دیکتاتوری را نمی‌خواهند و دیگر تحمل نمی‌کنند.
استبداد سیاه ولایت‌فقیه اما، در وحشت از انفجار خشم مردم ،در حالی که فقط در 29روز گذشته، یعنی کمتر از یک ماه،خودش 90 اعدام را اعلام کرده است،با هیاهو و جار و جنجال آخوندی، در بوقهای تبلیغاتی خود از خیزش اسلامی و گسترش انقلاب اسلامی دم می‌زند:

«دریک کلام خواست مردم تونس برقراری مناسبات و احکام اسلام ناب محمدی است…». (احمدی‌نژاد-تلویزیون رژیم- 89،10،29)
«وجه مشترک راهپیمائیها درکشورهای اسلامی عربی درخواست برای اجرای قوانین اسلامی…» (تلویزیون رژیم -89،11،09)
«این حرکات هم پس لرزه انقلاب اسلامی است…». (احمد خاتمی تلویزیون رژیم- 89،11،08)
«صدها تن از مردم تونس هم کسب حقوق دینی خود را خواستار شدند». (تلویزیون رژیم - 89،11،09) :
«این یعنی ماهیت اسلامی قیام شعارشون اینه…». (احمد خاتمی-تلویزیون رژیم- 89،11،08)
«این روزهای کنونی را می‌توانیم قرن در واقع اوج به ثمر رسیدن اون نهضت بیداری اسلامی ببینیم که…». (تلویزیون رژیم - 89،11،09)
«دشمنان علاقه داشتند، مصمم بودند ما را در مرزهای جغرافی ایران و جغرافیایی ایران محصور کنند، منکوب کنند، اما امروز فرهنگ شما به‌عنوان یک نسخه نجات بخش در همه جهان دست به دست می‌گردد». (احمدی‌نژاد -تلویزیون رژیم - 89،10،29)
«بله این نهضت اسلامی فراگیر در حال بیدار باش و درحال گسترشه…». (تلویزیون رژیم - 89،11،09)
«مردم تونس براجرای قوانین اسلامی و رفع ممنوعیت حجاب تأکید دارند». (تلویزیون رژیم- 89،11،09)
«این نهضت مردم مصر مبتنی بر مسایل و ارزشهای اسلامی…». (تلویزیون رژیم - شبکه خبر (89،11،08)
«و به مردم تونس هم توصیه می‌کنم احکام الهی، اسلام ناب، ارزشها و آرمانهای متعالی اسلامی کوتاه نیائید بدانید که…». (احمدی‌نژاد - تلویزیون رژیم - 89،10،29)
«خاورمیانه اسلامی در حال شکل گرفتنه، خاورمیانه جدید درحال شکل گرفتنه، با محوریت اسلام، با محوریت دین، با محوریت مردمسالاری دینی». (احمد خاتمی-تلویزیون رژیم- 89،11،08)

ارتجاع سیاه ولایت، این چنین درصدد است صورت خود را با سیلی خلقها بر بنا گوش دیکتاتوری، سرخ نگه دارد!
-با همان لودگی و ابتذال، که لوطی عمامه‌دار ولایت و عنترش، ایران و انتخابات مفتضح را «آزادترین کشور جهان» و «حماسه 40 میلیونی» می‌خواندند!
-با همان مسخرگی فرستادن کرم و شپش به فضا، دعوی مدیریت جهان، و آزاد کردن آمریکا، و استعلاج وضعیت حقوق‌بشر در اروپا، البته با الگوی اوین و کهریزک، و با سنگسار، و صدور دار و جرّ اثقال…
-با همان دجالگری و دلقک بازی که نظام ننگ و نحوست و نجاست را «نظام مقدس» می‌خوانند!
ولی‌فقیه اسقاطی ارتجاع، گمان می‌کند با عرضه کردن مرتجعان و وحوشی از جنس یا طیف خودش، آن‌چنان که در عراق و لبنان انجام داد، «عمق استراتژیک» رژیمش، تقویت، و کفه استبداد ولایت در تعادل منطقه ای و بین‌المللی، سنگین‌تر می‌شود. به خیال خود می‌خواهد با همان الگوی ربودن انقلاب مردم ایران، قیامهای مردم مصر و تونس را هم مصادره نموده و با برچسب اسلامی به جیب دیکتاتوری دینی بریزد. شاید که بتواند بر انبار باروت و بحرانهای تلنبار شده داخلی، سرپوش بگذارد و برای رژیم منفور و نامشروع ولایت، فرصت و فرجه بقاء بخرد.
غافل از این‌که مبارزه آزادی بخش مردم ایران، 105سال پس از انقلاب مشروطه، بسا فراتر و متکامل‌تر از این توهمات، جریان دارد. آنقدر که همه ناظران خاطرنشان می‌کنند: قیامهای مصر و تونس، قیام مردم ایران در زمان سقوط دیکتاتوری شاه را در 32سال پیش، تداعی می‌کند.


***

دیکتاتوری آخوندی از این حقیقت هم غافل است که راه رشد صنعتی و سرمایه‌داری در این کشورها، آن هم بدون آزادی سیاسی که لازم و ملزوم همین مسیر توسعه اقتصادی-اجتماعی است ، به بن‌بست رسیده است. بن بستی که به‌طور مضاعف پیش روی رژیم مادون سرمایه‌داری ولایت‌فقیه قرار دارد که در قیامهای سال 88 به شکستن طلسم ولایت راه برد و زنگهای سرنگونی این رژیم را بصدا در آورد. رژیم ولایت‌فقیه در 32سال گذشته به‌غایت تلاش کرده است تا دره عمیق تاریخی بین قرن بیستم و بیست‌و یکم با قرون وسطی و حاکمیت آخوندی را با چوبه‌دار و تیرباران، با جنگ و صدور بحران، و با صدور ارتجاع و تروریسم، پر کند. با این همه رژیم به ثبات نمی‌رسد و غرقه در انشعابات پایان‌ناپذیر و شقه‌های زنجیره ای، هنوز از قبلی نیاسوده، جراحی و شقه بعدی فرا می‌رسد تا بالکل سر در باتلاق خویش فرو کند.
نه تنها هیچ ظرفیتی برای شنیدن یک صدای مخالف ندارد، بلکه کمترین تمایزی از سوی باندهای سر سپرده رژیم راهم بر نمی‌تابد. هر روز منقبض تر می‌شود و به حذف و تصفیه‌های جدید روی می‌آورد.
سرکوب خونین و فراگیر، 120هزار اعدام سیاسی شامل قتل‌عام زندانیان، و به تنور جنگ و ترور ریختن نیروهای آزاد شده در انقلاب ضد سلطنتی، تنها چاره رژیم بیچاره ایست که ناتوان از پیشرفت و توسعه اقتصادی و اجتماعی، حفظ خود بر سریر قدرت را از زمان خمینی واجب‌ترین واجبات اعلام کرده است.
در مسیر توسعه فئودالیسم آخوندی و استبداد سیاه دینی، بی‌گمان هدف حفظ نظام، هر وسیله ای را در قبیح‌ترین صورت، توجیه و مباح می‌کند. دست آخر هم به میلیتاریزم عمامه پیچ رجالگان راه می‌برد، که با دستار بسیج و سپاه،به ارث و میراث کوروش هم، دستبرد می‌زند.


***

با این همه زنان و جوانان و اقشارمختلف اجتماعی یکی پس از دیگری برمی‌خیزند و حقوق خود را طلب می‌کنند. هر دستگیری و هر شلاق و هر اعدام، دستگیریها و شلاقها و اعدامهای مضاعف بعدی را طلب می‌کند. قهرمانان و پیشتازان نبرد، چون پولاد صیقل می‌خورند و آبدیده می‌شوند.
مبارزه و مقاومت سازمان یافته مردم ایران، گام به گام تکامل پیدا می‌کند.
32سال تبلیغ و تو‌طئه و سرکوب و زدوبند حتی با به‌کار گرفتن امکانات 12 دولت، با مهیب‌ترین بمبارانها، با سنگین‌ترین حملات و پرونده‌سازی ها، با محبوس کردن 8ساله مجاهدان اشرف، با محاصره ضدانسانی 2ساله، و با 180 بلندگوی شبانه روزی طی یک سال به‌منظور شکنجه آنها، نه فقط به جایی نمی‌رسد؛ بعکس، بالا بلندترین و پرشکوه‌ترین پایداری تاریخ معاصر را رقم می‌زند:
- «سمبل والای مقاومت در سطح بین‌المللی» (ژاک گایو)
- «سنگر اصلی آزادی برای مردم ایران» (برایان بینلی)
- «دژ استوار آزادی» با «نقشی بی‌بدیل و تاریخی» (آنتونیو استانگو)
- «مکانی مقدس که با ارزشهای ماورای معنوی وارد تاریخ شده است» (می نو کاچی)
- «سمبل و کشتی امید به آزادی که امواج یأس و ناامیدی را در هم می‌شکند… یک استاندارد و الگوی اخلاقی و نمونه ای برای خلقهای سراسر جهان» (آلخو ویدال کوادراس)
- «رمز امید و آزادی در مقابل یکی از وحشی‌ترین رژیمهای روی کره زمین» (رابین کوربت)
- «شهری که در آن آرمانهای دموکراتیک مردم ایران سمبلیزه می‌شود» (امیل بلسیک)
- و «نه‌تنها مبارزه‌یی برای آزادی مردم ایران، بلکه در‌عین‌حال، مبارزه‌یی برای اسلام روشنایی» (بریزا کیاری)


***

اشرف می‌ایستد و دنیایی را به ایستادگی برمی‌انگیزد.
اکثریتها و نمایندگان منتخب بیش از یک میلیارد مردم دنیا به حمایت می‌آیند.
-رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت در گامهایی شگفت و نامتصور، فضای سیاسی جهانی را در هم می‌شکند و به سود مردم ایران و پیشتازان آن تغییر می‌دهد.
اکثریت مجمع پارلمانی شورای اروپا که مجالس 47 کشور را نمایندگی می‌کند به موقعیت قانونی مجاهدان اشرف تحت کنوانسیون چهارم ژنو گواهی می‌دهند و با استناد به حکم دادگاه اسپانیا و اساسنامه دادگاه بین‌المللی جنایی، کشتار وحملات مالکی و رژیم در اشرف را «جنایت جنگی» می‌شناسند. به انحلال کمیته سرکوب و به پایان دادن فوری شکنجه مجاهدین با 180 بلندگو در اشرف، فرا می‌خوانند.
زمین و زمان علیه دیکتاتوری به لرزه درآمده است. با این تفاوت که ابعاد دیکتاتوری و سرکوب و اعدام در حکومت «سیدعلی» به نسبت «بن علی»، تفاوت گنبد و گردوست!
انگار، هم‌چنان‌که در قرآن آمده است، مرتجعان حق ستیز و دین فروش ،می‌خواهند نور خدا را با دهانهای آلوده خود خاموش کنند اما اراده ای بسا فراتر، مصر است که این نور را به اتمام و کمال برساند.
خونهای بر زمین ریخته علی صارمی، برجسته‌ترین زندانی سیاسی مقاوم ایران با 24سال زندان و قهرمانانی هم‌چون جعفر کاظمی و محمد علی حاج آقایی به ترتیب با 11سال و 7سال سابقه شکنجه و زندان، پرتوهای درخشان همین نور را بازتاب می‌کنند. سلام بر آنان.


***


بله، ما برآنیم که فلک ارتجاعی حاکم بر میهن اسیر را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم. «می کشیم ازدهن گرگ برون - انقلابی که به سرقت بردند»
اما خدا روزگار هیچ خلقی را تا آن زمان که خود بر نخیزد و قیمت ندهد، تغییر نمی‌دهد. آزادی را رایگان به کسی نمی‌دهند. حق ملت ایران فقط گرفتنی است، کسی آن را در یک سپیده دم رویایی به ما هدیه نخواهد کرد.
در مسیر همین آزادی‌خواهی و حق‌طلبی است ، در «محاربه» با همین نظم و نظام پلیدی و یزیدیست، در جنگ با دیکتاتوری منفور مذهبی و «دعی بن الدّعی» خامنه‌ایست که رشته‌های همبستگی و وحدت سرشته می‌شود، پیوند می‌خورد و هر چه مستحکم‌تر می‌شود.


***

فرزندان رشید و اشرف‌نشان میهن اشغال شده،
زنان و مردان آزاده،
هموطنان،
جنگ صد برابر با «بیا، بیا» و عزم حداکثر، کلید پیروزی است.
مرعوب تنوره کشیدن دیو ولایت نشوید. آتش قیام،دیگر بار، می‌تواند و باید، از زیر خاکستر خیانت، شعله بکشد. بهای آن را هر چه که باشد، باید بپردازیم.
دهه «زجر» رژیم ولایت سه روز دیگر آغاز می‌شود
بهمن ماه یادآور قیام سیاهکل، شهادت اشرف شهیدان و سردار خیابانی، و انقلاب 22بهمن است
از بهمن ماه، خروش آزادی بسازید.
زنجیرهای اختناق البته مانع حرکت و قیام است والا مردم ایران یک روزه این رژیم را جارو می‌کردند. با این حال از فردا، خروش بهمن را در هر کجا و به هر میزان و به هر ترتیب که می‌توانید در هر کوی و برزن طنین‌انداز کنید.
به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری و حاکمیت نامشروع ولایت‌فقیه فرا بخوانید.
صبح آزادی نزدیک است.

زنده باد ارتش آزادی
رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست
مسعود رجوی
9بهمن 1389
***

روز30 صفر، شهادت هشتمین پیشوای تشیع انقلابی، آفتاب خراسان، علی‌ابن‌موسی‌الرضا (ع




امام هشتم، علی‌ابن‌موسی‌الرضا(ع) روزیکشنبه یازدهم ذیقعده سال 148هجری برابر با 29 دسامبر 765میلادی درشهر مدینه متولد شد. پدر بزرگوارش امام کاظم (حضرت موسی‌ابن‌جعفر) و مادرش نجمه از زنان والا‌مقام در جنبش عقیدتی شیعیان بود. عمر پر‌برکت امام هشتم تا 55سالگی ادامه یافت؛ و از 35سالگی، یعنی از هنگام شهادت امام هفتم در 25رجب 183هجری، به‌مدت 20سال رهبری شیعیان را عهده‌دار بود و در سال 200هجری برابر با 816 میلادی به شهر مرو در خراسان عزیمت فرمود.

دوران پیشوایی امام رضا(ع) با سه خلیفه عباسی مقارن بوده است:

ده سال اول، در دوران خلافت هارون‌الرشید، و ده سال دوم با فرزندان او یعنی محمدامین وعبدالله‌مأمون همزمان بوده است.
حضرت ‌رضا علیه‌السلام در یکی از پیچیده‌ترین و پرفتنه‌ترین شرایط سیاسی تاریخ ایران و اسلام، امامت شیعیان را به‌عهده گرفت، شرایطی‌که عبور ازآن، تنها از عهده‌ی چنین رهبر باصلاحیتی برمی‌آمد.
یکی از فرازهای مهم و به عبارتی شگفتیهای دوران رهبری امام‌رضا (ع) موضوع عزیمت امام به خراسان و پذیرش ولیعهدی مأمون بود. واقعیت این است که این حرکت امام‌رضا یکی از برجسته‌ترین فرازهای تاریخ شیعه‌‌ است و تأثیرش با توجه به حساسیتهای خطیر آن، به‌حدی بود که آن را با قیام عاشورا البته در فازی دیگر، قیاس می‌کنند. همانطور که خاندان بنی‌امیه، بعد از عاشورا دیگر خواب خوش نداشتند و نهایتا با شعار خونخواهی عاشورا و اهل بیت پیامبر، سرنگون شدند. خلفای عباسی هم پس از شهادت امام رضا همین مسیر را رفتند، تا اینکه درسالیان بعد، خاندان علوی آل‌بویه از گیلان با تصرف بغداد، خلافت عباسی را از اقتدار انداختند و خلفا را به والی خودشان تبدیل کردند.
ده سال اول امامت امام‌رضا (ع) همزمان بود با خلافت هارون‌الرشید. هارون‌الرشید دو فرزند داشت یکی محمدامین که از یک مادر اشراف‌زاده بود و دیگری عبدالله‌امین که مادرش از طبقات پا‌ئین‌تر بود. از این‌رو، ولعیهد هارون‌الرشید، امین بود، و توسط اشراف خاندان عباسی‌نیز پشتیبانی می‌شد.
در سال 193هجری هارون‌الرشید که به همراه مأمون در خراسان بود مرد. مأمون با علوی خواندن خود و با کمک مهره‌هایی در خراسان به جمع‌آوری نیرو برضد امین پرداخت و خودش را خلیفه خواند و توانست لشکری آماده کرده و در جنگهائی که با امین داشت بالاخره در سال 198هجری، بغداد را تصرف کرده و امین رابه قتل برساند. مأمون برای این که از گزند خاندان بنی عباس که به خونخواهی امین برخاسته بودند در امان باشد، در بغداد که برای او امنیت نداشت نماند و پایتخت حکومت خود را به مرو که آن‌موقع جزو استان خراسان بود و اکنون از شهرهای ترکمنستان است منتقل نمود. چرا که او توانسته بود با علوی معرفی کردن خود، در میان مردم آن سامان، پایگاهی دست و پا کند. به همین دلیل نیز برای کسب مشروعیت به‌طور مستمر برای امام‌رضا در مدینه پیام می‌فرستاد که به مرو بیاید و او را ولیعهد خودش خواند .
يك تابلو در پيش روي امام اين بود كه نپذیرد و مأمون را محکوم کند که در آن صورت، در تضاد بین جناحهای بنی‌عباس که خونخواهی امین را می‌کردند، به‌نفع آن جناحها تمام می‌شد و در آینده، این ابهام در میان مردم باقی می‌ماندکه امام، خلیفه علوی را در مقابل آن جناحها حمایت نکرد. چرا که همانطور که اشاره کردیم، مأمون زیر نقاب دوستی با اهل بیت و بر ضد دستگاه خلافت، پنهان شده بود و برای مردم، ماهیتش روشن نبود. کمااینکه خمینی از روز اول انقلاب، نیات پلید خودش را برای مردم روشن نکرد و با دجالگری می‌گفت من حکومت نمی خواهم و یک طلبه بیشتر نیستم, ولی دیدیم, وقتی به قدرت رسید چگونه آن راگرفت و چه بلائی به سر مردم آورد.
آری برای اینکه نقاب اسلام‌پناهی از چهره خمینی شیاد بیفتد ، صدوبیست هزار از بهترینها باید شهید می‌شدند. در آن دوران هم امام‌رضا(ع) برای اینکه نقاب از چهره مأمون بیفتدبا خون خودش بهای آن را پرداخت و خوب می‌دانیم که امام قبل از رفتن به مرو به خانواده‌اش گفت: که این سفری بی‌بازگشت است و اگر می‌خواهید هم‌اینک ماتم برپا کنید. چون می‌دانست بهای آگاه شدن مردم و بی‌آینده شدن دشمن در چنین شرایطی، پرداخت آن بها است.



در واقع امام وقتی ناگزیر از پذیدش ولیعهدی شد، این ترفند دشمن را با قیمت جانش بر سر دشمن خراب کرد. از یک طرف با گذاشتن چهار شرط، با مأمون و دستگاه حاکمیتش مرزبندی نمود و نقاب از چهره او برداشت و از طرف دیگر، شقه را در میان بنی‌عباس عمیقتر، و دودمانشان را بی‌آینده کرد.

شرطهایی که امام رضا مکتوب فرموده و مأمون را بدان ملتزم کرد ، عبارت بود از:

الف: هیچ امر و نهیی صادر نخواهم کرد.
ب: هیچ فتوی یا حکم قضایی نخواهم داد.
ج: کسی را به‌امارت نمی‌گمارم و کسی را عزل نمی‌کنم.
د: باید از هرگونه تغییرات در وضعیتی که برقرار است، معاف باشم.
امام در سال 200 هجری از مدینه به سمت مرو حرکت نمودند و تا سال 203 که حضرتش توسط مأمون، مسموم و به شهادت رسید، سه سال زمان بود و دراین سه سال مسائلی اتفاق افتاد که مأمون را به این نتیجه رساند که امام را به شهادت برساند.
ماجرا از همان بدو ورود امام‌رضا به خراسان شروع شد. وقتی حضرت به نیشابور رسیدند، حدود صد هزار تن از مردم شهر برای دیدار امام و شنیدن روایاتی از پیامبر از زبان امام، گرد او جمع شدند،که نفس چنین تجمعی برای دستگاه خلافت مأمون خطری جدی بود. بخصوص که امام‌رضا(ع) در میان چنین جمعی به سخنرانی پرداخته و حدیث معروف به سلسله‌الذهب را به نقل از پدرانش بیان فرمودند:

«کلمه لااله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی». یعنی ”شعار لا اله الا الله دژ مستحکم من است که هرکه بدان درآید از عذابم ایمنی خواهد داشت”

دهها هزار نفر ضمن ثبت این روایت، افزودند که امام در حالی که سوار کجاوه خود بود، سر را بیرون کرده و به دنبال حدیث فوق خطاب به‌حاضران افزود:

”اما بشرطها و شروطها و انا من شروطها” یعنی مقبولیت شعار لا اله الا الله مشروط به‌شرطهایی است و من یکی از آن شرطها هستم.

این کلام درمضمون خود مشخصا بی‌اعتبارکردن و نامشروع کردن مأمون را نتیجه می‌داد که خودش را خلیفه مسلمین می‌خواند.
همچنین درروز عید فطر وقتی امام‌رضا(ع) مردم را از تصمیم خودش برای خواندن نماز عید مطابق سنت پیامبر،آگاه کرد چنان ولوله‌يی در میان مردم شهر ایجاد شدکه مأمون مجبور شدجلوی آن را بگیرد. چراکه چنین تظاهراتی زیراب خلافت مأمون را می‌زد و یک حرکت اعتراضی نسبت به حاکمیت مأمون به حساب می‌آمد. به این‌ترتیب در تمامی این صحنه‌ها، امام مرز خودش را با حاکمیت مأمون می‌بست تا به آن مشروعیت ندهد. آری ایستادن به هر قیمت روی اصول، و انعطاف درسایر موارد، این همان سنتی است که امام‌رضا از خود به‌جای گذاشت و مجاهدین نیز با درس گرفتن از او و دیگر پیشوایان تاریخی خود، نهایت انعطاف را نشان می‌دهند ولی وقتی بحث اصول به میان می‌آید، پایش می‌ایستند و بهایش را در ماکزیمم می‌پردازند.
آری سه سال بدین منوال گذشت و سرانجام مأمون همچون اسلاف خود، کمر به قتل امام بست و در ماه صفر 203هجری امام هشتم را در سن‌آباد مسموم کرده و به شهادت رساند. بدینگونه مرقد مطهر آفتاب خراسان درهمان محل شهادت وی برپا گشته و مشهد نام گرفت.


برای سرنگون کردن هنوزم بهمنه بهمن - ازجرقه آزادي حريق برپا ميشود

T Baraye Jafar va Ali - جاودانه ها

به لاله درخون خفته ...

آزادي

عناوين مهمترين اخبار روز

فیلم - خروش بهمن : فعالیتهای جوانان انقلابی در تهران و کرمانشاه - بهمن ۱۳۸۹

شعارنویسی گسترده در دانشکده زبان دانشگاه تهران



در آستانه۲۲ بهمن، در دانشکده هنر دانشگاه تهران شعارنویسیهای گسترده‌ای انجام می‌گیرد. حراست دانشگاه در تلاش برای پوشاندن خشم دانشجویان شعارها را پاک می‌کند اما جواب خود را در این جمله دانشجویان دریافت می‌کند که: ننگ با رنگ پاک نمی‌شود!

فیلم شعارنویسی در تهران

.نامه زندانی سیاسی ارژنگ داودی به اتحادیه اروپا



زندانی سیاسی ارژنگ داودی طی نامه‌یی از اتحادیه اروپا خواستار پایان‌دادن به مماشات و برخورد قاطع با رژیم خونریز آخوندی شد.

در نامه زندانی سیاسی ارژنگ داودی آمده است:
ضمن تشکر از دولت هلند که علناً رژیم ولایت‌فقیه حاکم بر تهران را بربر و وحشی خوانده است، ازاتحادیه اروپا درخواست می‌شود که از مماشات بیشتر در مورد تغییر رفتار این رژیم ماقبل تاریخی پرهیز نموده و عاجلانه تلاش نمایند تا جلوی جنایتهای مشتی دیوانه خونریز گرفته شود و دستان بی‌رحم این تازی زادگان و تازی زدگان حاکم بر ایران بیشتر از این جان، مال، ارض و ناموس ایران را به باد فنا ندهند.

ایران هرگز نمی‌میرد
ارژنگ داودی
زندان گوهردشت بند 4سالن 12 سیاسی
یکشنبه 10بهمن.

فیلم - موج تغییر در خاورمیانه : آخرین خبرها از مصر و سایر کشورهای خاورمیانه به فیلم توجه کنید

مجاهد کبیر احمد رضایی، آموزگار بزرگ شجاعت‌ ، فداکاری و قاطعیت در نبرد

تقاضای کمک حسن داعی از مردم - همبستگي با مبارز پيگير آقاي داعي و كمك به رفع مشكلات مالي دادگاه يك وظيفه مبارزاتي است

همبستگي با مبارز پيگير آقاي داعي و كمك به رفع مشكلات مالي دادگاه يك وظيفه مبارزاتي است: دوستانی که مایل به کمک هستند میتوانند به این صفحه مراجعه فرمایند http://www.iranianlobby.com/donate.php


Tuesday, February 1, 2011

همیاری با سیمای آزادی، تجلی عزم ملی برای سرنگونی فاشیسم مذهبی



همیاری با سیمای آزادی، تجلی عزم ملی برای سرنگونی فاشیسم مذهبی

یازدهمین برنامه همیاری با سیمای آزادی، که از ساعت ۱۶ و ۳۰دقیقه روز شنبه ۹بهمن ۱۳۸۹ آغاز شد و تا ساعت ۸ و ۳۰دقیقه بامداد دوشنبه ۱۱بهمن به مدت 2روز ادامه داشت، بار دیگر به تجلی‌گاه عزم راسخ ملی برای آزادی ایران و سرنگونی فاشیسم خون‌آشام دینی تبدیل شد. در این گلریزان همیاری، هموطنانمان از داخل و خارج کشور در مجموع یک میلیارد و 900میلیون تومان (معادل یک میلیون و 800هزار دلار) کمک نقدی به سیمای آزادی، تلویزیون ملی ایران، اهدا کردند. شور و شوق ایرانیان آزاده در تمام ۲۶ساعت این همیاری 2روزه، حد و مرزی نمی‌شناخت و فراتر از کمکهای مالی، جلوه درخشانی از آمادگی و عزم یک ملت را در پایداری پرشکوه برای پیروزی به نمایش گذاشت.
درحالی‌که ۲۴خط ارتباط تلفنی و خطوط ارتباط ایمیلی سیمای آزادی بی‌وقفه مشغول بودند، تماسها چنان متراکم بودند که انتظار وصل ارتباط گاه تا چند ساعت به‌طول می‌انجامید. از این بابت و هم‌چنین از بابت سایر مشکلات مربوط به نارسایی در تماسها از بینندگان و همیاران پوزش می‌طلبیم.
یازدهمین همیاری ملی با سیمای آزادی به‌طور خاص با امواج شورانگیزی از عهد و پیمان با شهیدان و با اشرف قهرمان برجسته می‌شد. امواجی که از خونهای پاک و جوشان مجاهدان قهرمان جعفرکاظمی و محمدعلی حاج‌آقایی و علی صارمی، برجسته‌ترین زندانی سیاسی مقاوم میهنمان با ۲۴سال سابقه پایداری در زندانهای 2دیکتاتوری، برمی‌خاست و رودرروی خفقان آخوندی، حربه اعدام برای ارعاب را درهم می‌شکست.
دژخیمان 3قهرمان شهید را به‌خاطر پیوندهایشان با اشرف به چوبه‌دار سپردند، اما هموطنانمان با وضوح هرچه درخشان‌تر نشان دادند که این شهادتها، اشرف را، و راه و رسم پایداری اشرف را، با درخشش و عمق و دامنه‌یی صدچندان، با جامعه ایران پیوند داده است.
از داخل و خارج میهن، اغلب همیاران تماسهایشان را با نام شهیدان و با نام اشرف شروع می‌کردند. به جای شهیدان به سیمای آزادی کمک می‌کردند. با شهیدان و با اشرفیان عهد و پیمان می‌بستند و خطاب به خامنه‌ای فریاد می‌زدند: تو صارمی و کاظمی و حاج‌آقایی را به گناه محاربه و رابطه با اشرف اعدام کردی، ولی ما همه محارب هستیم، ما همه با اشرفیم و ما همه اشرف‌نشان با تو می‌جنگیم.
این زبان مشترک ملتی است که عمیقاً می‌داند آزادی را باید با پرداخت قیمت آن به دست آورد و از همین روست که در تمامی برنامه‌های همیاری، با این شور و شوق ملی برای تامین هزینه‌های سیمای آزادی که سیمای یک مقاومت مستقل و آزادیخواه است، به‌پامی‌خیزد.
حضور خانم مرضیه باباخانی که در برابر کودتای استعماری ارتجاعی ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ و توطئه دیکتاتوری آخوندی علیه مقاومت، جانش را به شعله‌های آتش سپرده بود و در بخشی از برنامه مهمان سیمای آزادی بود و به‌ویژه صحنه تماسهای اشرف و هم‌چنین سخنان خانم فهیمه اروانی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران از سال ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۴، جایگاه و اهمیت بنیادین فداکاری و پرداخت قیمت برای درهم‌شکستن توطئه‌های دشمن و نیل به آزادی را هرچه برجسته‌تر کرد.
ویژگی برجسته دیگر یازدهمین همیاری ملی با سیمای آزادی، مشارکت گسترده هموطنانمان از شهرهای مختلف میهن بود. چراغ یازدهمین همیاری ملی، در نخستین دقایق برنامه، با تماسهای پی‌درپی از تهران و دماوند، از شهادتگاه و زیارتگاه شهیدان تازه به‌خون طپیده روشن شد و شیرزنی آزاده از تهران، با درود بر سلحشوران اشرف، سیمای آزادی را مبشر صلح و آزادی و بشارت‌دهنده نجات و امید مردم ایران‌زمین توصیف کرد و اولین کمک را به‌مبلغ 5/1میلیون تومان از جانب 3قهرمان شهید اهدا کرد.
این برنامه هم‌چنین شاهد افزایش تماسها و کمکهای کودکان و نوجوانان ایران به‌ویژه از داخل میهن بود که یا قلکهایشان را شکستند یا هدیه جشن تولد یا جایزه تحصیلی خود را به سیمای آزادی هدیه می‌کردند. حضور چشمگیر آنها در میان طیف متنوع همیاران سیمای آزادی -از اقشار و اصناف مختلف جامعه- گواه تدوام و گسترش مقاومت و آزادیخواهی در میان نسلهای مختلف و نشان‌دهند درماندگی و بیچارگی خامنه‌ای در برابر جوانان و رویش جوانه‌هاست: «گیرم که می‌کشی، با رویش ناگزیر جوانه چه می‌کنی» ؟
یازدهمین برنامه همیاری، کماکان صحنه همبستگی فعال هموطنانمان برای حداکثر کمک‌رسانی به سیمای آزادی نیز بود. هم در خارج کشور و هم در داخل کشور سیمای آزادی از تلاشهای همیارانی برخوردار شد که با فعالیتهای جمعی و در گروههای چندنفره به گردآوری کمکها برمی‌خاستند.
گلریزان همیاری، هم‌چنین، شاهد اهدای کمکهای زندانیان سیاسی، حقوق کارگران زحمتکش و جواهرات و فرش و دیگر اشیاء نفیس و یادگاری عزیزان به سیمای آزادی بود.
و بالاخره کمکهای اهدایی هموطنانمان درهرحال و به هر میزان، پیوسته همراه و سرشار از چنان احساسات انسانی و میهنی بود که نمی‌توان آنها را در قالب کلمات و عبارت غیرمستقیم نقل کرد.

Soroode Bayad Jangid Kor & Orkestre Arteshe Azadibakhashe Mellie Iran به نام ايران بكوب بر طبل قيام ... ...

عناوين مهمترين اخبار روز

خروش بهمن ـ همه با هم هستیم

خروش بهمن ـ مرجنگه

خروش بهمن ـ سرود نبرد آخرین

خروش بهمن - از این پس درکمین هر که دژخیم است بنشینیم

خروش بهمن ـ آزادی ضرورت دوام انسانی در مقام انسانی است

خروش بهمن ـ کوهها بجنبند از جایم تکان نخواهم خورد

خروش بهمن ـ راهی نمانده تا سرنگونی

خروش بهمن ـ راهی نمانده تا سرنگونی

خروش بهمن ـ همگی به پیش

خروش بهمن ـ هوا دلپذیر شد

خروش بهمن ـ شعله خشم در ترانه ماست

خروش بهمن ـ اين است دوران نوين براي آزادي

خروش بهمن ـ به‌طور قطع رژیم ولایت‌فقیه سرنگون می‌شود

11بهمن سالروز شهادت احمد رضایی اولین ...

خروش بهمن ـ ما مرگ را سرودی کردیم

خروش بهمن ـ کس نخارد

خروش بهمن ـ راهی نمانده تا سرنگونی - ویدئو کلیپ ها


خروش بهمن ـ کس نخارد


خروش بهمن ـ ما مرگ را سرودی کردیم



11بهمن سالروز شهادت احمد رضایی اولین شهید مجاهد خلق



خروش بهمن ـ به‌طور قطع رژیم ولایت‌فقیه سرنگون می‌شود



خروش بهمن ـ اين است دوران نوين براي آزادي



خروش بهمن ـ شعله خشم در ترانه ماست



خروش بهمن ـ هوا دلپذیر شد



خروش بهمن ـ همگی به پیش



خروش بهمن ـ راهی نمانده تا سرنگونی



خروش بهمن ـ کوهها بجنبند از جایم تکان نخواهم خورد



خروش بهمن ـ آزادی ضرورت دوام انسانی در مقام انسانی است



خروش بهمن - از این پس درکمین هر که دژخیم است بنشینیم



خروش بهمن ـ سرود نبرد آخرین




خروش بهمن ـ مرجنگه



خروش بهمن ـ همه با هم هستیم



خروش بهمن ـ بر ای سرنگونی هنوزم بهمنه بهمن

فیلم - خروش بهمن فراخوان به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری - مسعود رجوی ۹بهمن ۱۳۸۹













خروش بهمن
فراخوان به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری

مسعود رجوی ۹بهمن ۱۳۸۹


هموطنان،
زنان و مردان آزاده در ایران زمین،
جوانان دلیر و اشرف‌نشان،
آرایش سیاسی در خاورمیانه بزرگ، به سرعت در حال تغییر است. عطش آزادی همه جا را فراگرفته است
خلقها، دیکتاتوری را نمی‌خواهند و دیگر تحمل نمی‌کنند.
استبداد سیاه ولایت‌فقیه اما، در وحشت از انفجار خشم مردم ،در حالی که فقط در 29روز گذشته، یعنی کمتر از یک ماه،خودش 90 اعدام را اعلام کرده است،با هیاهو و جار و جنجال آخوندی، در بوقهای تبلیغاتی خود از خیزش اسلامی و گسترش انقلاب اسلامی دم می‌زند:

«دریک کلام خواست مردم تونس برقراری مناسبات و احکام اسلام ناب محمدی است…». (احمدی‌نژاد-تلویزیون رژیم- 89،10،29)
«وجه مشترک راهپیمائیها درکشورهای اسلامی عربی درخواست برای اجرای قوانین اسلامی…» (تلویزیون رژیم -89،11،09)
«این حرکات هم پس لرزه انقلاب اسلامی است…». (احمد خاتمی تلویزیون رژیم- 89،11،08)
«صدها تن از مردم تونس هم کسب حقوق دینی خود را خواستار شدند». (تلویزیون رژیم - 89،11،09) :
«این یعنی ماهیت اسلامی قیام شعارشون اینه…». (احمد خاتمی-تلویزیون رژیم- 89،11،08)
«این روزهای کنونی را می‌توانیم قرن در واقع اوج به ثمر رسیدن اون نهضت بیداری اسلامی ببینیم که…». (تلویزیون رژیم - 89،11،09)
«دشمنان علاقه داشتند، مصمم بودند ما را در مرزهای جغرافی ایران و جغرافیایی ایران محصور کنند، منکوب کنند، اما امروز فرهنگ شما به‌عنوان یک نسخه نجات بخش در همه جهان دست به دست می‌گردد». (احمدی‌نژاد -تلویزیون رژیم - 89،10،29)
«بله این نهضت اسلامی فراگیر در حال بیدار باش و درحال گسترشه…». (تلویزیون رژیم - 89،11،09)
«مردم تونس براجرای قوانین اسلامی و رفع ممنوعیت حجاب تأکید دارند». (تلویزیون رژیم- 89،11،09)
«این نهضت مردم مصر مبتنی بر مسایل و ارزشهای اسلامی…». (تلویزیون رژیم - شبکه خبر (89،11،08)
«و به مردم تونس هم توصیه می‌کنم احکام الهی، اسلام ناب، ارزشها و آرمانهای متعالی اسلامی کوتاه نیائید بدانید که…». (احمدی‌نژاد - تلویزیون رژیم - 89،10،29)
«خاورمیانه اسلامی در حال شکل گرفتنه، خاورمیانه جدید درحال شکل گرفتنه، با محوریت اسلام، با محوریت دین، با محوریت مردمسالاری دینی». (احمد خاتمی-تلویزیون رژیم- 89،11،08)

ارتجاع سیاه ولایت، این چنین درصدد است صورت خود را با سیلی خلقها بر بنا گوش دیکتاتوری، سرخ نگه دارد!
-با همان لودگی و ابتذال، که لوطی عمامه‌دار ولایت و عنترش، ایران و انتخابات مفتضح را «آزادترین کشور جهان» و «حماسه 40 میلیونی» می‌خواندند!
-با همان مسخرگی فرستادن کرم و شپش به فضا، دعوی مدیریت جهان، و آزاد کردن آمریکا، و استعلاج وضعیت حقوق‌بشر در اروپا، البته با الگوی اوین و کهریزک، و با سنگسار، و صدور دار و جرّ اثقال…
-با همان دجالگری و دلقک بازی که نظام ننگ و نحوست و نجاست را «نظام مقدس» می‌خوانند!
ولی‌فقیه اسقاطی ارتجاع، گمان می‌کند با عرضه کردن مرتجعان و وحوشی از جنس یا طیف خودش، آن‌چنان که در عراق و لبنان انجام داد، «عمق استراتژیک» رژیمش، تقویت، و کفه استبداد ولایت در تعادل منطقه ای و بین‌المللی، سنگین‌تر می‌شود. به خیال خود می‌خواهد با همان الگوی ربودن انقلاب مردم ایران، قیامهای مردم مصر و تونس را هم مصادره نموده و با برچسب اسلامی به جیب دیکتاتوری دینی بریزد. شاید که بتواند بر انبار باروت و بحرانهای تلنبار شده داخلی، سرپوش بگذارد و برای رژیم منفور و نامشروع ولایت، فرصت و فرجه بقاء بخرد.
غافل از این‌که مبارزه آزادی بخش مردم ایران، 105سال پس از انقلاب مشروطه، بسا فراتر و متکامل‌تر از این توهمات، جریان دارد. آنقدر که همه ناظران خاطرنشان می‌کنند: قیامهای مصر و تونس، قیام مردم ایران در زمان سقوط دیکتاتوری شاه را در 32سال پیش، تداعی می‌کند.


***

دیکتاتوری آخوندی از این حقیقت هم غافل است که راه رشد صنعتی و سرمایه‌داری در این کشورها، آن هم بدون آزادی سیاسی که لازم و ملزوم همین مسیر توسعه اقتصادی-اجتماعی است ، به بن‌بست رسیده است. بن بستی که به‌طور مضاعف پیش روی رژیم مادون سرمایه‌داری ولایت‌فقیه قرار دارد که در قیامهای سال 88 به شکستن طلسم ولایت راه برد و زنگهای سرنگونی این رژیم را بصدا در آورد. رژیم ولایت‌فقیه در 32سال گذشته به‌غایت تلاش کرده است تا دره عمیق تاریخی بین قرن بیستم و بیست‌و یکم با قرون وسطی و حاکمیت آخوندی را با چوبه‌دار و تیرباران، با جنگ و صدور بحران، و با صدور ارتجاع و تروریسم، پر کند. با این همه رژیم به ثبات نمی‌رسد و غرقه در انشعابات پایان‌ناپذیر و شقه‌های زنجیره ای، هنوز از قبلی نیاسوده، جراحی و شقه بعدی فرا می‌رسد تا بالکل سر در باتلاق خویش فرو کند.
نه تنها هیچ ظرفیتی برای شنیدن یک صدای مخالف ندارد، بلکه کمترین تمایزی از سوی باندهای سر سپرده رژیم راهم بر نمی‌تابد. هر روز منقبض تر می‌شود و به حذف و تصفیه‌های جدید روی می‌آورد.
سرکوب خونین و فراگیر، 120هزار اعدام سیاسی شامل قتل‌عام زندانیان، و به تنور جنگ و ترور ریختن نیروهای آزاد شده در انقلاب ضد سلطنتی، تنها چاره رژیم بیچاره ایست که ناتوان از پیشرفت و توسعه اقتصادی و اجتماعی، حفظ خود بر سریر قدرت را از زمان خمینی واجب‌ترین واجبات اعلام کرده است.
در مسیر توسعه فئودالیسم آخوندی و استبداد سیاه دینی، بی‌گمان هدف حفظ نظام، هر وسیله ای را در قبیح‌ترین صورت، توجیه و مباح می‌کند. دست آخر هم به میلیتاریزم عمامه پیچ رجالگان راه می‌برد، که با دستار بسیج و سپاه،به ارث و میراث کوروش هم، دستبرد می‌زند.


***

با این همه زنان و جوانان و اقشارمختلف اجتماعی یکی پس از دیگری برمی‌خیزند و حقوق خود را طلب می‌کنند. هر دستگیری و هر شلاق و هر اعدام، دستگیریها و شلاقها و اعدامهای مضاعف بعدی را طلب می‌کند. قهرمانان و پیشتازان نبرد، چون پولاد صیقل می‌خورند و آبدیده می‌شوند.
مبارزه و مقاومت سازمان یافته مردم ایران، گام به گام تکامل پیدا می‌کند.
32سال تبلیغ و تو‌طئه و سرکوب و زدوبند حتی با به‌کار گرفتن امکانات 12 دولت، با مهیب‌ترین بمبارانها، با سنگین‌ترین حملات و پرونده‌سازی ها، با محبوس کردن 8ساله مجاهدان اشرف، با محاصره ضدانسانی 2ساله، و با 180 بلندگوی شبانه روزی طی یک سال به‌منظور شکنجه آنها، نه فقط به جایی نمی‌رسد؛ بعکس، بالا بلندترین و پرشکوه‌ترین پایداری تاریخ معاصر را رقم می‌زند:
- «سمبل والای مقاومت در سطح بین‌المللی» (ژاک گایو)
- «سنگر اصلی آزادی برای مردم ایران» (برایان بینلی)
- «دژ استوار آزادی» با «نقشی بی‌بدیل و تاریخی» (آنتونیو استانگو)
- «مکانی مقدس که با ارزشهای ماورای معنوی وارد تاریخ شده است» (می نو کاچی)
- «سمبل و کشتی امید به آزادی که امواج یأس و ناامیدی را در هم می‌شکند… یک استاندارد و الگوی اخلاقی و نمونه ای برای خلقهای سراسر جهان» (آلخو ویدال کوادراس)
- «رمز امید و آزادی در مقابل یکی از وحشی‌ترین رژیمهای روی کره زمین» (رابین کوربت)
- «شهری که در آن آرمانهای دموکراتیک مردم ایران سمبلیزه می‌شود» (امیل بلسیک)
- و «نه‌تنها مبارزه‌یی برای آزادی مردم ایران، بلکه در‌عین‌حال، مبارزه‌یی برای اسلام روشنایی» (بریزا کیاری)


***

اشرف می‌ایستد و دنیایی را به ایستادگی برمی‌انگیزد.
اکثریتها و نمایندگان منتخب بیش از یک میلیارد مردم دنیا به حمایت می‌آیند.
-رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت در گامهایی شگفت و نامتصور، فضای سیاسی جهانی را در هم می‌شکند و به سود مردم ایران و پیشتازان آن تغییر می‌دهد.
اکثریت مجمع پارلمانی شورای اروپا که مجالس 47 کشور را نمایندگی می‌کند به موقعیت قانونی مجاهدان اشرف تحت کنوانسیون چهارم ژنو گواهی می‌دهند و با استناد به حکم دادگاه اسپانیا و اساسنامه دادگاه بین‌المللی جنایی، کشتار وحملات مالکی و رژیم در اشرف را «جنایت جنگی» می‌شناسند. به انحلال کمیته سرکوب و به پایان دادن فوری شکنجه مجاهدین با 180 بلندگو در اشرف، فرا می‌خوانند.
زمین و زمان علیه دیکتاتوری به لرزه درآمده است. با این تفاوت که ابعاد دیکتاتوری و سرکوب و اعدام در حکومت «سیدعلی» به نسبت «بن علی»، تفاوت گنبد و گردوست!
انگار، هم‌چنان‌که در قرآن آمده است، مرتجعان حق ستیز و دین فروش ،می‌خواهند نور خدا را با دهانهای آلوده خود خاموش کنند اما اراده ای بسا فراتر، مصر است که این نور را به اتمام و کمال برساند.
خونهای بر زمین ریخته علی صارمی، برجسته‌ترین زندانی سیاسی مقاوم ایران با 24سال زندان و قهرمانانی هم‌چون جعفر کاظمی و محمد علی حاج آقایی به ترتیب با 11سال و 7سال سابقه شکنجه و زندان، پرتوهای درخشان همین نور را بازتاب می‌کنند. سلام بر آنان.


***


بله، ما برآنیم که فلک ارتجاعی حاکم بر میهن اسیر را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم. «می کشیم ازدهن گرگ برون - انقلابی که به سرقت بردند»
اما خدا روزگار هیچ خلقی را تا آن زمان که خود بر نخیزد و قیمت ندهد، تغییر نمی‌دهد. آزادی را رایگان به کسی نمی‌دهند. حق ملت ایران فقط گرفتنی است، کسی آن را در یک سپیده دم رویایی به ما هدیه نخواهد کرد.
در مسیر همین آزادی‌خواهی و حق‌طلبی است ، در «محاربه» با همین نظم و نظام پلیدی و یزیدیست، در جنگ با دیکتاتوری منفور مذهبی و «دعی بن الدّعی» خامنه‌ایست که رشته‌های همبستگی و وحدت سرشته می‌شود، پیوند می‌خورد و هر چه مستحکم‌تر می‌شود.


***

فرزندان رشید و اشرف‌نشان میهن اشغال شده،
زنان و مردان آزاده،
هموطنان،
جنگ صد برابر با «بیا، بیا» و عزم حداکثر، کلید پیروزی است.
مرعوب تنوره کشیدن دیو ولایت نشوید. آتش قیام،دیگر بار، می‌تواند و باید، از زیر خاکستر خیانت، شعله بکشد. بهای آن را هر چه که باشد، باید بپردازیم.
دهه «زجر» رژیم ولایت سه روز دیگر آغاز می‌شود
بهمن ماه یادآور قیام سیاهکل، شهادت اشرف شهیدان و سردار خیابانی، و انقلاب 22بهمن است
از بهمن ماه، خروش آزادی بسازید.
زنجیرهای اختناق البته مانع حرکت و قیام است والا مردم ایران یک روزه این رژیم را جارو می‌کردند. با این حال از فردا، خروش بهمن را در هر کجا و به هر میزان و به هر ترتیب که می‌توانید در هر کوی و برزن طنین‌انداز کنید.
به اعتراض و قیام علیه دیکتاتوری و حاکمیت نامشروع ولایت‌فقیه فرا بخوانید.
صبح آزادی نزدیک است.

زنده باد ارتش آزادی
رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست
مسعود رجوی
9بهمن 1389
***

بیست وهشتم صفر، رحلت پیامبرعظیم‌الشأن اسلام و شهادت دومین پیشوای تشیع انقلابی، حضرت امام حسن مجتبی (ع)

بیست وهشتم صفر، سالروز رحلت پیامبر رحمت و رهایی، فروغ جاویدان عالم بشریت و سرچشمه عشق و معرفت، حبیب خدا، محمد مصطفی صلی‌الله علیه وآله و سالروز شهادت جگرگوشه ‌او، دومین پیشوای شیعیان، مقتدای تاریخی مجاهدان، امام حسن مجتبی علیه‌السلام را گرامي مي‌داريم. بیست و هشتم صفر، رحلت پیامبرعظیم‌الشأن اسلام بیست وهشتم صفر، سالروز پرکشیدن رهاترین و عاشقترین روح زمین و تاریخ، یعنی آن که پروردگار منان، او را به‌عنوان خاتم و پایان‌برنده رسالت انبیای خود برگزید و کاملترین پیامهای خود را برای نجات و رهایی بشر به او سپرد، می‌باشد. پیامبری که عشق خدا نام گرفت. پیامبری که گذشته از مقام و جایگاه بسا بلندش در مکاتب الهی، و در میان پیامبران، و گذشته از فرمانروایی بی‌مثالش بر قلبهای مومنان، در میان جوامع و مکاتب دیگر و حتی از نظر آنان که به ادیان الهی نیز معتقد نیستند، به‌عنوان تاثیرگذارترین شخصیت تاریخ بشری شناخته شده است. اوایل سال یازدهم هجری بود و دو‌سالی می‌شد که مکه، به‌دست پیامبر فتح شده بود. خبررأفتهای باورنکردنی حضرت محمد در رابطه با دشمنان دیرینه‌اش در مکه، چون موجی عظیم، سراسر منطقه را درنوردیده بود. هنگامی که پیامبر بر اثر بیماری به بستر افتاد، عموم پیروان رزم‌آورش، شامل نامورترین صحابه محمد (ص) به‌فرمان وی در بیرون مدینه اردو زده بودند تا برای جنگ با رومیان در مناطق شمالی شام، روانه جهاد شوند. اما با شدت ‌گرفتن بیماری راهبر و سرورشان، گویی طاقت ترک مدینه را نداشته و منتظر مانده بودند تا بشارتهای بهبود پیامبر را بشوند، لیکن در همین اثنا محمد (ص) به دیار رفیق اعلی پرکشید و پیروانش راه مدینه را در پیش گرفتند تا با آخرین فرستاده خدا وداع و تجدید عهد نمایند. دربارهٌ آخرین روزهای حیات پیامبر بزرگ خدا نوشته‌اند که: «چون پیامبر صلی‌الله علیه و آله به بستر بیماری افتاد اصحاب بر گرد او جمع شدند. پس به بلال فرمود مردم را فرا بخوان تا در مسجد جمع شوند و چون جمع شدند، فرمود: «ای گروه اصحاب! من چگونه پیامبری برای شما بودم؟ آیا درمیان شما، به نفس خود جهاد نکردم؟.. آیا از نادانان قوم، متحمل تعبها و شدتها نشدم؟ آیا برای ایثار امت بر خود، از گرسنگی، سنگ بر شکم نبستم؟ صحابه گفتند بلی یا رسول‌الله. به‌تحقیق که صبرکننده بودی. پیامبر گفت: حقتعالی حکم کرده ‌و سوگند یاد نموده که از ظلم ستمکاری نگذرد. پس سوگند می‌دهم شما را به‌خدا که هرکه او را مظلمه‌یی بوده ‌باشد نزد محمد برخیزد و قصاص کند. مردی به‌نام سوادة بن قیس گفت: یا رسول‌الله درهنگامی که از طایف می‌آمدی من به استقبال تو آمدم. تو بر ناقه خود سوار بودی و عصای خود را در دست داشتی. چون عصا را بلند کردی که بر شتر خود بزنی بر شکم من آمد. ندانستم که به‌عمد کردی یا به خطا. پیامبر فرمود: «پناه بر خدا اگر به‌عمد کرده ‌باشم. ای بلال برو به‌خانه فاطمه همان عصا را بیاور». چون بلال از مسجد بیرون آمد دربازارهای مدینه ندا می‌کرد که «ای گروه مردم، کیست که قصاص فرماید نفس خویش را پیش از روز قیامت؟ اینک محمد صلی‌الله علیه و آله، خود را در معرض قصاص درآورده ‌است پیش از روز جزا». پس بلال عصا را گرفت و به‌خدمت پیامبر شتافت. پیامبر فرمود کجا رفت آن مرد پیر. او گفت من حاضرم یا رسول‌الله. پیامبر فرمود: بیا و مرا قصاص کن تا راضی شوی از من. چون حضرت پیراهن خود را گشود گفت پدر و مادرم فدای تو باد یا رسول‌الله! پیامبر گفت ای سواده! آیا عفو می‌نمایی مرا؟ گفت عفو می‌نمایم یا رسول‌الله. پیامبر فرمود خداوندا! تو عفو کن سواده بن قیس را چنان که او عفو کرد پیغمبر تو را». نوشته‌های تاریخ‌نگاران در مورد آخرین روزها و آخرین ساعتهای زندگی پیامبر، از حزن و اندوه بی‌نهایت مردم و نزدیکان و اصحاب پیامبر، و از عشق شدید آنان به پیامبر خبر می‌دهد. پیامبر نیز که بیش از مردم بر هدایت و راه‌یافتگی آنان مشتاق و مصر بود، هرگاه اندک بهبودی درحال خویش احساس می‌کرد، از بستر بیماری برمی‌خاست و به میان مردم می‌شتافت تا با آنان سخن بگوید. نوشته‌اند که: آن‌گاه که درد جانکاه پیامبر، رنجوری‌اش را افزون ساخت، از هوش رفت. فاطمه علیهاسلام که همواره در کنار بالین او بود، با چشمانی مالامال از اشک و حسرت وهراس بر سیمای خاموش پیامبر چشم دوخته و شعری را که عمویش ابوطالب در توصیف حضرت محمد سروده بود چنین می‌خواند: و اَبیض یستسقی الغَمام بوجهه ثمال الیَتاما، عصمه للاَرامل (چهره روشنی که مردم به برکت روی او طلب باران می‌کنند و فریادرس یتیمان و پناه بیوه‌زنان است) پیامبر چشمانش را می‌گشاید و می‌گوید دخترم! این سخن عمویت ابوطالب است. بجای آن قرآن بخوان. و او، این آیه قرآن را می‌خواند: «ومامحمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل، افان مات او قتل انقلبتم علی اعقابکم؟ و من ینقلب علی عقبیه فلن یضرالله شیئا» (آل‌عمران آیه 144). محمد نبود، مگر پیام‌آوری، که پیش از او پیام‌آورانی بودند. آیا اگر او درگذشت و یا کشته شد به گذشته‌های خویش برمی‌گردید؟» فاطمه بر بستر پیامبر، بسیار می‌گریست. پیغمر به فاطمه اشاره‌يی نمود. فاطمه سرش را بر چهره پدر خم کرد وپیامبر چیزی به او گفت. فاطمه سر برداشت و به درد نالید.پیامبر بیتابی فاطمه را تاب نیاورد، باز به او اشاره کرد، فاطمه سر را بر روی چهره پدر خم کرد. پیامبر باز چیزی گفت. این بار فاطمه شادان سر برداشت.نخستین بار پیامبر به او گفته بود: من براین بیماری می‌میرم». و در دومین بار گفته بود: «و تو نخستین کسی هستی از خاندان ما که به من خواهی پیوست». محمد، که درود خدا بر او باد، در تاریکترین شبهای تاریخ در ظلمت بی‌پایانی که همه امیدها را به یأس و همه راهها را به بن‌بست کشانده بود سرود رهایی و رستگاری انسان را عاشقانه خواند و آنگاه شتابان و بی‌قرار برخاست تا نوید پیروزی و رهایی را در گوش محرومان و ستمکشان تاریخ سردهد، برخاست تا نابودی دنیای کهن و ارزشهای ارتجاعی و استثماری را فریاد کند و تولد دنیایی نوین را بشارت دهد. برخاست تا آتش انقلابی کبیر و خاموش‌ناشدنی را در بستر تاریخ برافروزد و تمام مناسبات فاسد و استثمارگرانه طبقاتی را ریشه‌کن کند، و بدین‌سان در راستای نفی استثمار، آرمان تاریخی بشریت، جامعه بی‌طبقه توحیدی را محقق سازد. هم براین منوال بود که مسعود رجوی درسخنرانی خود در میتینگ معروف امجدیه تهران درسال ۱۳۵۹ می‌خروشید که: «ستارگان ما برآنند تا در فلک اجتماعی و سیاسی این میهن، طرحی نو دراندازند، طرحی عاری از طبقات، عاری از بهره‌کشی، عاری از جهل و نادانی و اختناق و زنجیر، و به راستی مگر بعثت انبیاء جز به‌خاطر این چیزها بود؟ اگر کسی قبول ندارد گوش کند، از قول پدر طالقانی مستقیماً می‌خوانم: «همان پیامبری که آمد تا مردم را به معروف وادارد و از منکر بازدارد، همان پیامبری که آمد همه آنچه را ادیان گذشته تحریم کرده بودند، از طیبات به مردم حلال کند، قیدها را بردارد، و آنچه خبیث است، حرام کند، و یضع عنهم اصرهم، بارهای سنگینی که به دوش بشر بوده را بردارد. و غلهایی که فکر و اندیشه مردم را و زندگی و حیات مردم را بسته بود، بگشاید. این هدف پیامبر بود، یعنی آزاد کردن مردم، آزاد کردن از تحمیلات طبقاتی، آزاد کردن از اندیشه‌های شرکی که تحمیل شده بود. آزاد کردن از احکام و قوانینی که به سود یک طبقه بر دیگران تحمیل شده بود، این رسالت پیامبر شما بود. ما هم باید دنبال همین رسالت باشیم، این شهدا هم دنبال همین رسالت بودند، در مقابل فرهنگ تحمیلی، اقتصاد تحمیلی، قوانین تحمیلی. در برابر محدودیتهای پلیسی، که گاهی به اسم دین، بر مردم تحمیل می‌شد، که از همه خطرناکتر بود، یعنی آنچه را که احبار و رهبان و همکاری آنها با طبقات ممتازه بر مردم تحمیل کرده بودند و به نام دین. این خطرناکترین تحمیلات است، یعنی آنچه که از خدا نیست، از جانب حق نیست، آنها به اسم خدا به دست و پای مردم ببندند و مردم را از حرکت حیاتی باز دارند. این غلهایی ‌است که پیامبر مبعوث شد، تا بشر دچار این غلها را نجات بدهد. و ما هم بایستی دنبال همین پیامبر باشیم، تا دیگران را نجات بدهیم، دعوت اسلام، دعوت به رحمت و آزادی است». دین‌فروشانی که دین و آیین رهاییبخش اسلام را تحریف کرده و آن را وسیله دجالگریهای خود و وسیله توجیه استبداد زیر پرده دین و ستم و سرکوب و استثمار قرار داده‌اند، خصم آشتی‌ناپذیر اسلام پیامبر و تعالیم رهایی‌بخش او هستند. اندیشه و عمل و رفتارشان در همه پهنه‌ها سراسر متضاد با پیامبر و دین اوست. از جمله در مورد مسأله زن که دجالگران دین‌فروش، اندیشه‌ها و عملکردهای ضدانسانی، تبعیض‌آمیز و به‌غایت استثماری خود علیه زنان را به‌نام اسلام قلمداد می‌کنند و رودرروی تعالیم پیامبر و رفتار او با زنان است، دیدگاه و تعالیم رهاییبخش پیامبر در مورد زنان و آن‌هم در جامعه و در دوره‌یی از تاریخ که دختران را زنده‌به‌گور می‌کردند، و درشرایطی که فلاسفه یونان باستان، زن را موجودی میان انسان و حیوان محسوب می‌کردند، در آن جامعه بدوی، بسیار بامعناست که اولین گرونده به دین محمد، یک زن است ـ خدیجه همسر والاقدر پیامبر ـ و اولین فدیه و شهید دین او نیز یک زن است ـ سمیه. محمد (ص) از همان اوان بعثتش نه تنها زنده‌به‌گور کردن دختران ونیز هرگونه تجارت‌پیشگی يا سوءاستفاده از زنان را قاطعانه تحریم کرد، بلکه بر خلاف رسم رایج زمانه، در امور سیاسی با زنان مشورت می‌کرد و پیمان می‌بست. در مهمترین و جدی‌ترین امور، نظیر مبارزه ونبرد، زنان را شرکت می‌داد به‌طوری‌که برای نمونه، در جنگ خیبر 20زن رزمنده در رکاب پیامبر بودند. در غزوه احد نیز که کار جنگ بالا گرفته و بسیاری از سپاهیان محمد صلی‌الله علیه و آله، یا به شهادت رسیده و یا مجروح شده بودند، در شمار کسانی که بی‌باکانه، دفاع از پیامبر را به‌عهده گرفته بودند یک زن بزرگوار به‌نام نسیبه بنت کعب نیز به چشم می‌خورد. به گواهی تاریخ، شمار زنانی که با پیامبر بیعت کرده بودند و نامشان به ثبت رسیده به حدود 650تن می‌رسید آن هم در زمانی که شاید رقم کل یاران محمد به ۵۰۰۰تن نمی‌رسید. آری؛ نخستین بار که در تاریخ جهان، حقوق زنان به رسمیت شناخته شد و در همه پهنه‌های سیاسی، اقتصادی، قضایی و خانوادگی تعریف گردید، از سوی پیامبر و آئین رهایی‌بخش او بود و این خود، انقلابی بس بزرگ در آن دنیای جهل و بردگی بود. محمد صلی‌الله علیه و آله پیام رحمت و و رهایی و آزادی و مسئولیت‌پذیری انسان از قیود و زنجیرهای اسارت‌بار را به‌کاملترین صورت بر بشریت عرضه کرد و پیشوایان دین و آیین او که پس ازاو، هریک، شاخصها و الگوهایی تمام از ارزشهای آیین رهاییبخش اسلام بودند، معرفی آیین پاک او را برعهده گرفتند. ازآن‌پس، این آیین رهاییبخش، به‌مثابه فروغی جاویدان و آیینه‌يی فروزان از والاترین ارزشها، فراراه بشریت قرار گرفت. و درطول تاریخ، هرگاه که دجال و دین‌فروشی پرفریب، کوشید تا چندی با سوء‌استفاده از آیین توحید، بساط ظلم و ستم بگستراند، درخشش تابلوی شکوهمند سیمای پیامبر و الگوها و پیشوایان دینش، در سینه‌های حنیفان و پاکان و مجاهدانی از نسلهای گوناگون، نور و شور مقاومت افکند تا برخیزند و پرده از چهره دجالان و دین‌فروشان، که بدترین دشمنان خدا و دین خدا بودند برکنند وسیمای آیین رهاییبخش اسلام انقلابی را از لوث وجود شقاوت‌پیشگان، پاک نگه‌دارند. بدینسان چنان که پروردگار جهان نیز وحی کرد، قرآن و ارزشهای اسلام و پیام محمد صلی‌الله علیه وآله درتاریخ، جاودانه ماند و روزبه‌روز بشریت را به سوی رهایی و یگانگی فرامی‌خواند تا روزی که رهایی تمامی انسانها از ستم و استثمار و دجالیت فراهم گردد. 28صفر، شهادت امام‌حسن مجتبی، بذرافشان عاشورای حسینی امام حسن مجتبی در 15رمضان سال سوم هجری متولد شد. امام حسن فرزند بزرگ حضرت علی وفاطمه بود و در دامان آنها پرورش یافت. اوتا 7سالگی از سرپرستی و آموزش مستقیم پیامبر برخوردار بود و این تأثیر تعیین‌کننده‌یی در شخصیت امام‌حسن داشت. پیامبر درباره امام‌حسن گفته بود که «حسن در خلق و خلق از همه کس به من شبیه‌تر است». امام حسن پس از شهادت حضرت علی، در21رمضان سال 40هجری، یعنی زمانی که 37ساله بود به امامت و خلافت رسید. و این، درحالی بود که معاویه، مظهر اشرافیت منحط اموی که بر تمامی مناطق شام (سوریه امروزی) حکومت می‌کرد، از فرصت شهادت حضرت علی، بهره جسته و آماده بلعیدن تمامی جهان اسلام شد.‌به این ترتیب دوران خلافت کوتاه امام‌حسن که فقط 6ماه به‌طول انجامید ونیز دوران 10ساله پس از آن تا هنگام شهادت حضرت، مصادف با مرحله بسیار حساسی از جنبش و مبارزه با دشمنی بود که به نام اسلام حکومت می‌کرد و تیشه به ریشه توحید و اسلام می‌زد. بذرافشان عاشورا دومین پیشوای اسلام انقلابی، افشاگر ارتجاع اموی و در رأس آنها معاویه بود. واقعیت این است که بزرگترین تحریف و تقلب در تاریخ صدر اسلام به‌زندگی امام‌حسن مجتبی، برادر و راهبر امام‌حسین، مربوط می‌شود. پیشوای انقلابی بزرگی که روزگارش بسیار پرفتنه و پرمصیبت بود، زیرا در برابر معاویه می‌جنگید. هم او که بذرافشان و راهگشای عاشورا و زمینه‌ساز حماسه جاودان آزادی بود و سیدالشهدا، حسین‌ابن‌علی (ع)، نیز در تمام سالهای امامت امام‌حسن تحت رهبری و هدایت او برای قیام جاودان عاشورا آماده می‌شد. با این‌همه، هنوز که هنوز است دوران امام‌حسن برای بسیاری از شیعیان، ناشناخته مانده و تصمیم‌گیریهای خطیر و تاریخی این رسواگر بزرگ دجالان، در پرده‌یی از اسرار و ابهام باقی مانده است. دوستان ناآگاه تلاشهای زیادی کردند تا آنچه را که در تاریخ، مشهور به قرارداد صلح بین امام‌حسن و معاویه است، به‌نوعی، توجیه مصلحت‌گرایانه کنند؛ بدون آنکه بتوانند شرایط و تعادل‌قوای عینی را همچنانکه بود توضیح بدهند تا همگان چند‌و‌چون اوضاع را در آن شرایط بفهمند و به‌مضمون مواضع و عملکرد امام‌حسن و نتایج آن پی‌ببرند.آخر اگر اوج هوشیاری انقلابی او که با صبر و متانتی شگفت، عجین است نبود و اگر او در آزمایشی خارق‌العاده از حکومت و حاکمیت صرف‌نظر نمی‌کرد، در یک ‌کلام، ارتجاع قهار اموی ریشه اسلام انقلابی را بیرون می‌آورد و دعاوی تاریخی آن‌را هم لوث می‌کرد و نهضت حسینی نیز هیچ ‌فرصتی برای شکوفایی و اثربخشی نمی‌یافت. به‌همین خاطر بود که حسن‌بن‌علی (ع) در طول تاریخ، هدف رگباری از ناجوانمردانه‌ترین اتهامها و دروغها نه‌فقط از‌جانب دشمنانش (که از آنها انتظاری جز این نبوده و نیست) بلکه حتی از‌جانب دوستان ناآگاه، واقع شده است. واقعیت این است که حضرت‌حسن با تمام توانش جنگ با معاویه را آزمود و بدون شک، انتخاب عاشورایی ـ‌آنچنان که دو ‌دهه بعد در قیام حسینی و در حماسه عاشورا رخ داد ـ برایش آسان‌تر بود. اما شرایط عینی، تعادل قوای واقعی و تیره‌و‌تار بودن اوضاع و دجالگری معاویه که خیلی با یزید فرق داشت، نه جایی برای ادامه جنگـ باقی می‌گذاشت و نه ‌جایی برای تسریع در قیام عاشورا. چرا که د‌ر فاز نزول جنبش انقلابی و هجوم سهمگین انحراف و ارتجاع، امام‌حسن باید آزمایش بسیار خطیر و بغرنج‌تری را از سر می‌گذراند که همانا صرف‌نظر کردن از حاکمیت برای حفظ مرام و مکتب و «حرکت از نو» و از صفر برای ماندگاری تاریخی اسلام انقلابی بود. این پیشوای انقلابی ازسویی بایستی با معاویه دست و پنجه نرم می‌کرد و ازسوی دیگر با انحرافاتی که در اذهان توده‌ها در اثر حکومت معاویه و دوران خلفا ایجاد شده بود مبارزه می‌نمود و آنها را اصلاح می‌کرد. مهمترین فرازها وحوادث دوران امام‌حسن معاویه با بسیج سنگین و اعزام جاسوس به همه جا ازسویی درصدد ترور کردن امام برآمد و می‌خواست وانمود کند که امام توسط یاران خودش ترور شده است تا بدبینیها را هرچه بیشتر کند. و از سوی دیگر با تهدید وتطمیع به خریدن و یا منزوی کردن سرداران سپاه امام‌حسن پرداخت. دراین میان، یاران سست‌عنصر و عافیت‌جو هم که بوی رفاه شنیده بودند متزلزل شده و به امام خیانت می‌کردند. و قشریون مرتجع هم با برداشتهای واژگونه، فریاد کافر شدن امام‌حسن را همانند پدرش علی سر دادند وآشوبهای زیادی به‌راه انداختند که به‌رغم دعاوی ابلهانه‌شان تماما به نفع معاویه تمام می‌شد. سپس عوامل نفوذی معاویه به‌منظور ازهم‌پاشاندن قوای امام‌حسن، شایعه صلح آن حضرت با معاویه را بر سر زبانها انداختند و همزمان به خیمه امام‌حسن حمله بردند. چندین طرح حمله و ترور دیگر نیز دراین مدت کشف شد.‌امام حسن ناگزیر با یارانی اندک به مدائن رفته، مردم را به جهاد فراخواند ولی جز اندکی اجابت نکردند. همه چیز درحال تباه شدن و شقه شدن بود. درچنین شرایطی امام‌حسن ناگزیراز صلحی موقت با معاویه شد. درایت سیاسی امام‌حسن وماجرای صلح امام‌حسن در کمال درایت با قرارداد صلح با معاویه می‌خواست شکستهای نظامی را به پیروزی تبدیل کند و بر صحنه غالب شود. در صلح‌نامه، معاویه متعهد شد که پس از خود، ولیعهدی تعیین نکند و حکومت پس از خود را متعلق به امام‌حسن بداند و همچنین شیعیان آل علی از آزار و دشنام درامان باشند و لعن ودشنام به امام‌علی که به دستور معاویه انجام می‌شد، متوقف شود ومتقابلاً امام‌حسن هم، معاویه را امیرالمؤمنین خطاب نکند.‌ لازم به یادآوری است که معاویه طی دهها سال آنچنان تبلیغات سوء ودجالگرانه‌یی از تمامی کانالهای تبلیغاتی علیه حضرت علی کرده و او را به‌عنوان یک کافر وخارجی معرفی کرده بود.‌به‌طوری که وقتی خبر شهادت علی درمحراب نماز در همه جا پخش شد، خیلیها می‌گفتند مگر علی نماز هم می‌خواند! در آن شرایط، امضای این موافقتنامه، پیروزی سیاسی و ایدئولویک بزرگی برای اسلام انقلابی بود. صلح امام حسن به واقع شاهکاری بی‌مانند بود که هم دشمن مکار را رسوا کرد وهم راه را برای حماسه جاودان عاشورا باز و هموار نمود. راستی که «پیوسته باید به‌خاطر داشت که به‌کاربردن کلمه صلح در مورد امام‌حسن، مجازی است. زیرا همچنان که اشاره کردیم مفاد صلح، همگی دستاوردهای مهمی بودند که حفظ و استمرار جنبش را به درجات و اشکالی تضمین می‌کردند و به‌راستی که بایستی اذعان کرد که امام‌حسن با پیمان صلح خود برتری درایت و ذکاوت سیاسی خود را به بهترین وجه ممکن بر معاویه نشان داد. معاویه پیمان صلح را زیر پا می‌گذارد معاویه بعد از امضای پیمان صلح متوجه می‌شود که چقدر باخته است. لذا حین حرکت به سمت کوفه، در نخیله، مفاد قرارداد را ملغی اعلام کرد و گفت من این قرارداد را زیر پا می‌گذارم و بدین‌صورت یک‌بار دیگر چهره‌اش نزد توده‌ها برملا می‌شود. با این وجود رفتار وقضاوت دسته‌یی از یاران نیمه‌راه با امام‌حسن و نیز رفتار قشریون خوارج با او، یکی از دردناکترین صفحات تاریخ اسلام و تشیع را تشکیل می‌دهد.به‌هرحال امام حسن قاطعانه در برابر این سمپاشیها می‌ایستد و سرانجام به‌رغم همه توطئه‌ها و نیز لجن‌پراکنیهای ارتجاعی درباره امام‌حسن، سیمای پاکباز و انقلابی و موحد امام به‌عنوان راهبری پاکباز، هوشیار، اصولی و ذیصلاح که توانست شکست نظامی جنبش را به پیروزی بقا و استمرار آن بدل نماید همواره بر تارک تاریخ تشیع واسلام انقلابی درخشید و همچنان می‌درخشد. به‌هرحال پس از قرارداد صلح، امام حسن، 8سال علیه حکومت اموی افشاگری کرد به‌طوری که بذرهای افشانده‌شده توسط او زمینه را برای قیام سرخ حسینی فراهم کرد. ‌به این ترتیب، زندگانی دومین پیشوای تشیع انقلابی، در دورانی پر از ابتلائات خطیر و طاقت‌فرسا سپری شد. امام‌حسن مجتبی سرانجام در سال 50هجری، به‌تحریک معاویه توسط همسرش ”جعده“ مسموم شد و به‌شهادت رسید.‌

فراخوان جمعی از دانشجویان مشهد به تجمع در پارک ملت مشهد در روز ۱۴بهمن



جمعی از دانشجویان مشهد در اعتراض به دیکتاتوری آخوندی، به تجمع در پارک ملت مشهد در تاریخ ۱۴بهمن فراخوان داده‌اند. متن کامل فراخوان به قرار زیر است:


فراخوان به تجمع در ۱۴بهمن

آیا قرار است ایران‌زمین برای همیشه در بند و دچار ظلمی مضاعف باشد، حال که تونس و مصر به فساد و بیکاری و گرانی اعتراض کردند و حق خود از ناحقان ستاندند، پس ما کجای این گود آزادیخواهی بوده‌ایم و اکنون ببینید یاران به کجا نشسته‌ایم؟ مگر ما بیکاری و فساد و گرانی نداریم؟ مگر حذف یارانه‌ها دمار از روزگار این ملت در نیاورد؟ و مگر در یک کلام ما به ظلم اعتراض نداریم و به فریاد برنخاسته‌ایم؟

حاکمیت فریب و دروغ با زمینه‌سازی کودتاگران از سالها پیش و به‌طور مضاعف در ایام انتخابات و پس از آن هر روز برای سرپوش گذاشتن بر ناکامی‌های خود در اداره کشور سناریوی جدیدی تدارک می‌بیند، امروز با طرح حذف یارانه‌ها، فردا با اعدام یاران در بندمان و روز دیگر… .

ولی باز هم صدای فریاد این مردم است که می‌گویند:

”دریغا از ایران که ویران شود“ !

ما جمعی از دانشجویان دانشگاههای مشهد با الهام از تونس و مصر فریاد دادخواهی و اعتراضمان به ظلم موجود را سر می‌دهیم و همگام با دیگر یاران دبستانی آزادیخواهمان در دانشگاههای سراسر کشور، اعلام می‌داریم که دست در دست هم با هر دین و عقیده و گرایش سیاسی به یکدیگر می‌پیوندیم و در تاریخ ۱۴بهمن ۸۹ در پارک ملت مشهد جمع شده و اعتراضمان را به گوش مردم دنیا می‌رسانیم.

ما همان روز در هر کجا که هستیم ساعت ۸شب به یاد شبهای پیروزی انقلاب به سرقت رفته ۲۲بهمن ۵۷ فریاد الله‌اکبر را هر چه رساتر سر می‌دهیم.


محل تجمع ۱۴بهمن: پارک ملت مشهد - ساعت ۱۵۰۰

جمعی از دانشجویان شیراز: ما می خواهیم روز ۱۴ بهمن اعتراضمان را به حکومت دیکتاتوری به گوش جهانیان برسانیم

جمعی از دانشجویان شیراز طی بیانیه ای اعلام کردند که روز ۱۴ بهمن به خیابان ها خواهند آمد و اعتراض خودشان را به دیکتاتوری خواهند رساند . بیانیه ضمیمه است



جمعی از دانشجویان شیراز: ما می خواهیم روز ۱۴ بهمن اعتراضمان را به حکومت دیکتاتوری به گوش جهانیان برسانیم

دانشجویان سیستان و بلوچستان : وعد ه ما ۱۴ بهمن ساعت ۳ بعد ازظهر درمیدان اصلی شهر



جمعی از دانشجویان سیستان وبلو چستان حمایت وهمبستگی خود بامردم سراسر ایران را , با شرکت در تظاهرات علیه حکومت دیکتاتوری در روز پنجشنبه ۱۴بهمن اعلام کردند . متن کامل این بیانیه به شرح زیر می باشد :

قسم به عزت و قدر و مقام آزادی

که روح بخش جهان است نام آزادی.....

این روز ها برای روشن نگاه داشتن شعله مقدس واژه ی آزادی ، ملت ها بر خاسته اند تا آزادی از دست رفته ی خود را دوباره بازیابند و حصر آفتاب آزادی را در هم بشکنند.

از تونس گرفته تا مصر و افغانستان فریاد آزادی خواهی سر میدهندوخواهان یک حکومت دموکراتیک هستند . و البته ایران که پیشروی رسم و فرهنگ آزادی بوده است و کماکان شعله های امیدش بر افروخته تر از هر زمان در پیچ و تاب است . چخماق های اراده کنارفتیله خشم بی طاقتند، و خواهان تغییر و به دست گرفتن سرنوشت خود هستند.

به طور خاص بعد ازاعدام زندان سیاسی زنان و مردان آزادی خواه حسین خضری ،علی صارمی ،جعفر کاظمی ،زهرا بهرامی و محمد علی حاج آقایی که تمامی آنان پیام رسانان و سفیران آزادی بودند و بعد از طرح حذف یارانه ها که سراسر کشور را قرین فقر و فشار و سرکوب کرده است حمایت و همبستگی خود را ، در ساعت۳ بعدازظهر روز پنجشنبه ۱۴ بهمن درمیدان اصلی شهر اعلام میداریم ، تا فریادنوری باشیم در آسمان تیره ی این بی عدالتی ما نسلی هستیم که می دانیم آزادی را رایگان بدست نخواهیم آورد و هزینه اش را با زلال ترین خون ها پرداخته ایم ، فارغ از هر کیش و مذهب فارغ از هر قوم وقشری از کرد وبلوچ و ترک و ... یکی هستیم چرا که آرمانمان یکی است و آن احقاق آزادی در سراسر این خاک پهناور است .

اندکی صبر سحر نزدیک است

جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد سیستان و بلوچستان

آیت الله بی.بی.سی و تظاهرات مردم افغانستان علیه اعدام ها در ایران




بخش فارسی رادیو بی.بی.سی که امدادرسانی به آخوندها را به عنوان بخشی از وظایف خود از دیرباز پیش می برده است، روز شنبه با توسل به «حرامزاده ترین نوع سانسور»، با رندی و بی شرمی حیرت انگیزی، تظاهرات مردم شریف افغانستان علیه اعدامهای جنایتکارانه توسط آخوندها را «تظاهرات ضدایرانی» نامیده که گویا «دهها شهروند افغانستان ... علیه اعدام پناهجویان افغان در ایران» در چند شهر بزرگ افغانستان به راه انداخته اند!

گسترش روند اعدامها در ایران، واکنش گسترده محافل حقوق بشری و افکار عمومی بین المللی را علیه استبداد مذهبی حاکم برایران برانگیخته، به نحوی که بسیاری از دولتمردان را نیز به محکوم کردن حاکمان خونریز ایران واداشته است.

در این میانه آیت الله بی.بی.سی، برآشفته از همراهی مردم شریف افغانستان با مردم ایران، بی پروا با توهین به شعور مخاطبان خود و با توسل به سانسور، به امداد آخوندها شتافه است.

تظاهرات گسترده ای را که تصاویر آن به مدد اینترنت بلافاصله در سراسر جهان در دسترس همگان قرار گرفته، و شعارهای آن به زبان فارسی هم شنیده و هم دیده می شود، به نفع ملایان خونریز مصادره نموده است.

تصاویر این تظاهرات در سایتهای مختلف در اینترنت منتشر شده که نشان می دهد تظاهرکنندگان افغان، با دردست داشتن تصاویر شهیدان سرفراز مردم ایران، شعارهای مرگ بر خامنه ای و مرگ بر احمدی نژاد می دهند و تصاویر منحوس آنها را می سوزانند.

در زیر فیلم تظاهرات مردم شریف هرات در برابر کنسولگری آخوندها و متن خبر بی.بی.سی را ملاحظه کنید. اما انتظار نداشته باشید که آیت الله بی.بی.سی شرم کند.




بی.بی.سی ۲۹ ژانویه: تظاهرات ضدایرانی در چند شهر افغانستان

دهها شهروند افغانستان همزمان با روز جهانی مبارزه با اعدام در چندین شهر بزرگ افغانستان علیه اعدام پناهجویان افغان در ایران تظاهرات کردند.

تظاهرکنندگان از دولت ایران به خاطر اعدام پناهجویان افغان در ایران و همچنان شهروندان ایرانی در این کشور اعتراض کردند.

شماری از شهرهای افغانستان در سال جاری خورشیدی شاهد چندین تظاهرات ضدایرانی بوده است.

روند اعتراضات ضدایرانی در افغانستان اوائل سال جاری خورشیدی آغاز شد و اعدام پناهجویان افغان در ایران و آزار و اذیت آنها از سوی نیروهای ایرانی از دلائل اصلی این تظاهرات خوانده شده است.

اقدام اخیر حکومت ایران مبنی بر توقف تانکرهای حامل مواد سوخت تاجریان افغان در خاک آن کشور، باعث اعتراض گسترده افغانها علیه ایران شد.

تظاهرات روز شنبه، بیست و نهم بهمن همزمان با برگزاری روز جهانی مبارزه با اعدام از سوی حزب همبستگی ملی افغانستان در شهر های کابل، جلال آباد، مزار شریف و هرات برگزار شد.

معترضان با سر دادن شعارهای ضد ایران، اعدام افغانها و ایرانیان توسط حکومت ایران را تقبیح کردند. آنها همچنان مدعی شدند که روند اعدام افغانها در ایران هنوز هم ادامه دارد.

پیش از این نیز حزب همبستگی ملی افغانستان تظاهرات ضدایرانی را به راه انداخته بود و در یک مورد معترضان به سوی سفارت ایران در کابل تخم مرغ و سنگ پرتاب کردند که این موضوع باعث دلخوری ایران شد.

بر اساس گزارشها، حسین مالکی سفیر ایران در کابل از حکومت افغانستان خواسته بود تا عاملان آن تظاهرات را شناسایی و دستگیر کند.

در اعتراضات روز شنبه در کابل، که با اشتراک ده ها تظاهرکننده صورت گرفت، به معترضان اجازه داده نشد که به سفارت ایران نزدیک شوند، اما تظاهرکنندگان در خیابانهای نزدیک به آن به راهپیمایی پرداختند.

تظاهرکنندگان در کابل به این دلیل نیز خشمگین شدند که پلیس به آنان اجازه نداد تا تندیس محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری ایران را به آتش بکشند.

تظاهرکنندگان در کابل با صدور قطعنامه ای شدیدالحن، دولت افغانستان را هم مورد انتقاد شدید قرار داده و نوشته اند که فساد، بیکاری و فقر و "معامله" دولت با مجاهدین و "طالب جان ها" تحمل مردم را به سر رسانده است.

آنها نیروهای خارجی را هم "اشغالگر" خوانده و از این نیروها به دلیل آن چه که آنها بمباران "مناطق مسکونی" خوانده شده، انتقاد کرده اند.

تظاهرکنندگان همچنین در بخشی از قعطنامه خود نوشته اند: "امروز تونس، فردا ایران و افغانستان".

ظاهرا اشاره آنها به قیام مردمی تونس علیه دولت زین العابدین بن علی است که در پی قیام گسترده مردم سقوط کرد و آقای بن علی خود مجبور به فرار به عربستان سعودی شد.

خبرهای مرتبط:

تظاهرات علیه اعدام زندانیان سیاسی در ایران در شهر هرات افغانستان


http://www.hambastegimeli.com/index.php?option=com_content&view=article&id=17755:2011-01-29-14-38-48&catid=8:2009-09-22-08-58-47&Itemid=10